حشد شعبی چگونه به مهم‌ترین میدان تقابل ایران و آمریکا تبدیل شد؟

پس از حملات مشترک آمریکا و عربستان به مواضع حشد شعبی و گزارش کشته شدن پنج مستشار ایرانی، بار دیگر جایگاه این نیرو، نفوذ ایران و توان دولت عراق برای کنترل گروه‌های مسلح زیر ذره‌بین رفته است.حملات مشترک آمریکا و عربستان به مواضع حشد شعبی در عراق و کشته شدن دست‌کم ۲۰ عضو این نیرو، بار دیگر جایگاه این نهاد نظامی را به یکی از مهم‌ترین موضوعات امنیتی و سیاسی عراق تبدیل کرده است. حشد شعبی می‌گوید در این حملات که هفت استان عراق را هدف قرار داده، علاوه بر کشته شدن دست‌کم ۲۰ نفر، ۳۲ نفر دیگر نیز زخمی شده‌اند.

همزمان، خبرگزاری فرانسه به نقل از دو مقام حشد شعبی گزارش داده است که پنج “مستشار ایرانی” نیز در حمله به استان دیاله کشته شدند. به گفته این منابع، هویت و وابستگی نظامی این افراد اعلام نشده است. خبرنگاران این خبرگزاری همچنین در مراسم تشییع کشته‌شدگان در بغداد، تابوت‌هایی را مشاهده کردند که در پرچم ایران پیچیده شده بود.

در ادامه این حملات، گروه “حرکت حزب‌الله النجبا” که از گروه‌های نزدیک به جمهوری اسلامی به شمار می‌رود، هشدار داد که منافع و امنیت آمریکا و عربستان با “پیامدهایی” روبه‌رو خواهد شد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

این حملات پس از آن انجام شد که عربستان اعلام کرد، گروه‌های مسلح مورد حمایت ایران از خاک عراق با پهپاد و موشک به اهدافی در این کشور حمله کردند. دولت عراق نیز تحقیق درباره این حملات را آغاز کرده و علی الزیدی، نخست‌وزیر این کشور تایید کرده است که بغداد اجازه نخواهد داد از خاک عراق برای حمله به کشورهای همسایه استفاده شود.

با این حال، حملات اخیر بار دیگر پرسشی قدیمی را زنده کرده است؛ حشد شعبی تا چه اندازه بخشی از نیروهای مسلح رسمی عراق است و تا چه اندازه مجموعه‌ای از گروه‌های مستقلی است که برخی از آنها روابط نزدیکی با ایران دارند؟

حشد شعبی چگونه شکل گرفت؟

حشد شعبی یا “نیروهای بسیج مردمی” در تابستان سال ۲۰۱۴ و پس از سقوط موصل به دست پیکارجویان اسلامگرای “داعش” شکل گرفت.

در آن زمان، آیت‌الله علی سیستانی، مرجع عالی شیعیان عراق، با صدور فتوایی که به “جهاد کفایی” مشهور شد، از شهروندانی که توانایی حمل سلاح دارند خواست برای مقابله با داعش به نیروهای امنیتی بپیوندند.

در پی این فراخوان، هزاران داوطلب در کنار گروه‌های مسلحی که پیش‌تر نیز در عراق فعالیت داشتند، سازمان‌دهی شدند و دولت عراق به تدریج آنها را در قالب نهادی به نام حشد شعبی سامان داد.

این نیرو در سال‌های جنگ با داعش نقش مهمی در عملیات آزادسازی مناطق مختلف عراق، از جمله آمرلی، تکریت، فلوجه و موصل ایفا کرد و در کنار ارتش، پلیس و نیروهای مبارزه با تروریسم با داعش جنگید.

دو سال بعد، پارلمان عراق با تصویب قانون شماره ۴۰ در سال ۲۰۱۶، حشد شعبی را به عنوان بخشی از نیروهای مسلح رسمی این کشور به رسمیت شناخت. بر اساس این قانون، نیروهای حشد از بودجه دولت استفاده می‌کنند، زیر نظر فرمانده کل نیروهای مسلح فعالیت دارند و مشمول قوانین نظامی عراق هستند.

با وجود این، از همان زمان بحث درباره جایگاه واقعی این نیرو آغاز شد؛ زیرا حشد شعبی یک سازمان یکپارچه نیست، بلکه مجموعه‌ای از ده‌ها گروه مسلح با گرایش‌های سیاسی، مذهبی و ایدئولوژیک متفاوت است.

برخی از این گروه‌ها به مرجعیت نجف نزدیک هستند و بر همکاری با دولت عراق تاکید دارند، اما گروه‌هایی مانند “سازمان بدر”، “کتائب حزب‌الله”، “عصائب اهل الحق” و “حرکت النجبا” روابط نزدیک‌تری با جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران دارند و خود را بخشی از “محور مقاومت” می‌دانند.

پس از شکست نظامی داعش در سال ۲۰۱۷ ماموریت حشد شعبی نیز تغییر کرد. این نیرو دیگر درگیر نبردهای گسترده نبود و بیشتر در عملیات ضد داعش، حفاظت از مرزها، تامین امنیت برخی مناطق و حفاظت از مراکز مذهبی و راهبردی مشارکت داشت.

در سال‌های اخیر، دولت عراق تلاش کرده است ساختار این نیرو را منسجم‌تر کند و کنترل بیشتری بر آن داشته باشد.

برخی گروه‌ها نیز از آغاز روند جدایی از ساختارهای سیاسی و ادغام بیشتر در نهادهای رسمی خبر دادند، اما کارشناسان معتقدند این روند هنوز کامل نشده و اختلاف میان ساختار قانونی و واقعیت میدانی همچنان پابرجاست.

قانون چه می‌گوید؟ واقعیت میدانی چیست؟

حملات اخیر آمریکا و عربستان بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که حشد شعبی امروز تا چه اندازه یک نهاد رسمی دولت عراق است و تا چه اندازه مجموعه‌ای از گروه‌های مسلحی است که بخشی از آنها روابط نزدیکی با ایران دارند.

موسی شریفی، روزنامه‌نگار و عضو تحریریه العربیه فارسی در گفت‌وگو با دویچه وله می‌گوید، از نظر حقوقی پاسخ این پرسش روشن است. به گفته او: «حشد شعبی بر اساس قانون مصوب پارلمان عراق رسمیت یافته، بودجه دولتی دریافت می‌کند و از نظر قانونی زیر نظر فرمانده کل نیروهای مسلح، یعنی نخست‌وزیر عراق، قرار دارد.»

اما او تاکید می‌کند که واقعیت میدانی با ساختار قانونی یکسان نیست. شریفی می‌گوید: «در عمل حشد شعبی مجموعه‌ای ناهمگون از ده‌ها گروه است که میزان تبعیت آنها از دولت یکسان نیست. برخی از این گروه‌ها تا حد زیادی در چارچوب ساختار رسمی دولت عمل می‌کنند، اما برخی دیگر، به‌ویژه گروه‌های نزدیک به ایران، همچنان شبکه فرماندهی، منابع و تصمیم‌گیری مستقل خود را حفظ کرده‌اند و در برخی پرونده‌های امنیتی و منطقه‌ای بیشتر با تهران هماهنگی می‌کنند.»

مسعود الفک، کارشناس مسائل خاورمیانه، نیز ارزیابی مشابهی دارد، اما معتقد است شکاف میان قانون و واقعیت، عمیق‌تر از آن چیزی است که در ظاهر دیده می‌شود.

او می‌گوید: «از نظر حقوقی، حشد شعبی بخشی از نیروهای مسلح عراق است، اما این تنها نیمی از واقعیت است. نیمه دیگر این است که هسته اصلی قدرت در حشد در اختیار گروه‌هایی قرار دارد که طی سال‌ها با حمایت، آموزش و تسلیح سپاه پاسداران، به‌ویژه نیروی قدس، به بازیگران منطقه‌ای تبدیل شده‌اند.»

به گفته او، گروه‌هایی مانند “کتائب حزب‌الله”، “کتائب سیدالشهدا” و “حرکت النجبا”، “صرفا گروه‌های عراقی نیستند، بلکه خود را بخشی از محور مقاومت می‌دانند و در بسیاری از پرونده‌های منطقه‌ای، تصمیماتشان فراتر از مرزهای عراق تعریف می‌شود.”

به باور هر دو کارشناس، همین دوگانگی باعث شده حملات اخیر بغداد را در موقعیتی دشوار قرار دهد.

شریفی می‌گوید اگر یگان‌های رسمی حشد شعبی هدف قرار گرفته باشند، دولت عراق می‌تواند این حملات را “نقض حاکمیت” خود تلقی کند، هرچند برخی کشورها میان بدنه رسمی حشد شعبی و گروه‌هایی که آنها را مسئول حملات فرامرزی می‌دانند تفاوت قائل می‌شوند.

الفک از زاویه دیگری به همین موضوع نگاه می‌کند و می‌گوید: «از منظر حقوقی، بله؛ حمله به مواضع رسمی حشد می‌تواند حمله به بخشی از نیروهای مسلح عراق تلقی شود. اما از منظر راهبردی، طرف‌هایی که به این مواضع حمله کرده‌اند، معتقدند هدفشان بخشی از شبکه منطقه‌ای ایران است که در پوشش یک نهاد رسمی عراقی فعالیت می‌کند.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

او نتیجه می‌گیرد که “دولت عراق در این میان بزرگ‌ترین بازنده سیاسی است، زیرا هرچه این حملات تکرار شود، بیشتر آشکار می‌شود که بغداد هنوز انحصار کامل تصمیم نظامی و امنیتی را در اختیار ندارد”.

دو کارشناس درباره آینده حشدالشعبی نیز تا حد زیادی هم‌نظر هستند. شریفی معتقد است اگر بغداد نتواند کنترل عملی بیشتری بر همه اجزای حشد اعمال کند، احتمال تکرار حملات خارجی افزایش خواهد یافت، هرچند همین حملات ممکن است به همبستگی بیشتر گروه‌های حشد شعبی و مخالفت آنها با محدود شدن اختیاراتشان منجر شود.

الفک نیز می‌گوید در کوتاه‌مدت، این حملات احتمالا موقعیت گروه‌های نزدیک به ایران را تقویت خواهد کرد، زیرا آنها از گفتمان “دفاع از حاکمیت عراق” بهره خواهند برد. اما به گفته او، در بلندمدت هر بار که عراق به میدان تقابل ایران و دیگر بازیگران منطقه تبدیل می‌شود، فشار بر دولت برای محدود کردن استقلال این گروه‌ها افزایش خواهد یافت؛ هرچند “اجرای این هدف بدون توافق با تهران بسیار دشوار خواهد بود.”

چرا حمله به حشد شعبی می‌تواند دامنه درگیری را گسترش دهد؟

در حالی که بغداد تلاش می‌کند از گسترش تنش جلوگیری کند، پرسش مهم دیگر این است که آیا حملات اخیر می‌تواند به دور تازه‌ای از حملات تلافی‌جویانه علیهآمریکاو عربستان منجر شود؟

نشانه‌های اولیه از افزایش این احتمال حکایت دارد. ساعاتی پس از حملات، گروه “حرکت حزب‌الله النجبا” که از گروه‌های نزدیک به جمهوری اسلامی محسوب می‌شود، هشدار داد که “منافع و امنیت آمریکا و عربستان با پیامدهای این حملات روبه‌رو خواهد شد.”

مسعود الفک معتقد است با ورود مستقیم عربستان به عملیات نظامی، معادلات امنیتی منطقه تغییر کرده است.

او می‌گوید: «با توجه به تحولات ۴۸ ساعت گذشته و اعلام رسمی ریاض مبنی بر مشارکت در حملات علیه گروه‌های مورد حمایت ایران در عراق، پاسخ تحلیلی تغییر می‌کند. پادشاهی سعودی این حملات را پاسخی به حملات پهپادی و موشکی علیه تأسیسات نفتی خود دانسته است.»

به گفته او، بر اساس خوانش گروه‌های نزدیک به ایران، “ریاض دیگر صرفا یک بازیگر سیاسی یا حامی دیپلماتیک نیست، بلکه وارد مرحله مشارکت مستقیم نظامی شده است.”

آیا ایران و گروه‌های نزدیک به آن پاسخ خواهند داد؟

موسی شریفی معتقد است ادامه این روند، تا حد زیادی به رفتار گروه‌های مسلح در عراق بستگی دارد. او می‌گوید: «اگر این گروه‌ها دوباره حمله کنند، ریاض پاسخ محکمی خواهد داد.»

با این حال، هر دو کارشناس معتقدند تصمیم نهایی درباره دامنه واکنش گروه‌های نزدیک به ایران، تنها در بغداد گرفته نمی‌شود.

شریفی می‌گوید: «اقدامات تلافی‌جویانه از سوی برخی گروه‌های همسو با ایران به تصمیم تهران و شرایط منطقه بستگی خواهد داشت. ایران معمولا تلاش می‌کند از یک سو بازدارندگی خود را حفظ کند و از سوی دیگر از ورود به یک درگیری گسترده که هزینه‌های سنگینی برایش داشته باشد، پرهیز کند.»

او اضافه می‌کند: «اگر واکنشی صورت گیرد، محتمل‌تر است که در قالب اقداماتی محدود، کنترل‌شده و عمدتا توسط نیروهای نیابتی انجام شود، مگر اینکه تحولات میدانی به سمت رویارویی گسترده‌تر حرکت کند.»

الفک نیز ارزیابی مشابهی دارد، اما معتقد است سطح تهدید اکنون نسبت به گذشته بالاتر رفته است.

او می‌گوید: «احتمال افزایش حملات گروه‌های وابسته به ایران در عراق علیه منافع آمریکا و پادشاهی سعودی اکنون به‌مراتب بیشتر از گذشته است.» به گفته او، با وجود این، واکنش این گروه‌ها احتمالا به شکل یک جنگ مستقیم نخواهد بود.

این کارشناس مسائل خاورمیانه می‌گوید: «منافع آمریکا همچنان در اولویت قرار دارد، زیرا واشنگتن به‌عنوان طراح و رهبر عملیات نظامی تلقی می‌شود. اما ریاض نیز، پس از ورود مستقیم به این رویارویی، دیگر از دایره اهداف بالقوه خارج نیست.»

الفک معتقد است که محتمل‌ترین سناریو، افزایش حملات نامتقارن است. او می‌گوید: «این گروه‌ها احتمالا تلاش خواهند کرد میان ایجاد بازدارندگی و اجتناب از جنگ فراگیر تعادل برقرار کنند. بنابراین، محتمل‌ترین سناریو، تشدید حملات تدریجی، نامتقارن و قابل انکار است، نه ورود فوری به یک رویارویی کلاسیک.»

در مقابل، به گفته این کارشناس، عربستان نیز نشان داده است که دیگر قصد ندارد تنها به محکوم کردن حملات بسنده کند. او می‌گوید: «عربستان سعودی اعلام کرده که با جدیت آماده دفاع از منافع خود و پاسخ به طرف‌هایی است که این منافع را هدف قرار می‌دهند.»

آینده حشد شعبی؛ در مسیر ادغام یا تداوم نفوذ منطقه‌ای؟

در نهایت، هر دو کارشناس بر یک نکته اتفاق نظر دارند؛ اینکه پرونده حشد شعبی دیگر صرفا یک موضوع داخلی عراق نیست.

شریفی معتقد است آینده این نیرو به توانایی دولت عراق در ایجاد تعادل میان اقتدار دولت، ملاحظات امنیتی و نفوذ بازیگران منطقه‌ای بستگی دارد.

الفک نیز در جمع‌بندی می‌گوید: «امروز پرونده حشد شعبی دیگر صرفا یک موضوع داخلی عراق نیست؛ این پرونده به یکی از مهم‌ترین میدان‌های رقابت و درگیری منطقه‌ای تبدیل شده است. تا زمانی که این رقابت ادامه دارد و تا زمانی که گروه‌های وابسته به ایران زیر چتر حشد شعبی عمل می‌کنند، بعید است بغداد بتواند کنترل کامل بر تمامی گروه‌های مسلح را به دست آورد و انحصار واقعی استفاده از زور را، آن‌گونه که یک دولت مدرن باید داشته باشد، برقرار کند.»

حملات اخیر، بار دیگر این واقعیت را آشکار کرده است که حشد شعبی امروز در نقطه تلاقی سه واقعیت قرار دارد؛ نهادی که از یک سو بخشی از نیروهای رسمی عراق است. از سوی دیگر برخی از قدرتمندترین گروه‌های نزدیک به ایران را در خود جای داده و هم‌زمان به یکی از مهم‌ترین کانون‌های رقابت میان تهران، واشنگتن و اکنون ریاض تبدیل شده است.

اینکه دولت عراق تا چه اندازه بتواند این تناقض را مدیریت کند، احتمالا نه‌تنها آینده حشد شعبی، بلکه مسیر امنیت عراق و بخشی از معادلات منطقه را نیز رقم خواهد زد.

احتمال صدور حبس ابد برای ضارب رشدی به اتهام اقدام تروریستی

دادگاهی در آمریکا هادی مطر، ضارب سلمان رشدی را که هم‌اکنون در حال گذراندن حکم ۲۵ سال حبس است، در رابطه با حمله سال ۲۰۲۲ به این نویسنده، به اتهام‌های تروریستی مجرم شناخت. این حکم می‌تواند منجر به صدور حبس ابد برای او شود.هادی مطر، ضارب سلمان رشدی که حبس ۲۵ ساله خود در زندانی در نیویورک را سپری می‌کند، در دادگاهی دیگر به اتهامات تروریستی محکوم شناخته شد؛ اتهامی که ممکن است حبس ابد را برای او به دنبال داشته باشد.

هادی مطر، ۲۸ ساله، سال ۲۰۲۲ در جریان یک حمله با چاقو به سلمان رشدی در یک جلسه سخنرانی او در نیویورک، این نویسنده معروف را مضروب کرد و باعث شد که او بخشی از بینایی‌اش را از دست بدهد. دادگاهی در نیویورک سال گذشته مطر را مجرم شناخت و به ۲۵ سال زندان محکومکرد.

پس از دو ساعت مشورت در روز چهارشنبه، ۳۰ ژوئیه، هیئت منصفه دادگاهی در نیویورک، مطر را در تمامی اتهامات، از جمله اقدام برای ارائه پشتیبانی مادی به حزب‌الله لبنان مقصر دانست. ایالات متحده این گروهِ تحت حمایت ایران را به عنوان یک سازمان تروریستی، فراملی و ارائه‌دهنده پشتیبانی مادی به تروریست‌ها طبقه‌بندی کرده است.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

سلمان رشدی، نویسنده بریتانیایی آمریکایی، در هند و در یک خانواده مسلمان به دنیا آمد. کتاب‌های او با استقبال گسترده‌ای مواجه شده‌اند؛ از جمله رمان “بچه‌های نیمه‌شب” او برنده جایزه بوکر شد که از عالی‌ترین جوایز ادبی سالانه برای آثار داستانی به زبان انگلیسی است. در ایران نیز ترجمه این اثر برای مترجم آن جایزه به همراه آورد.

“تحت تأثیر و الهام از فتوای خمینی”

اما چهارمین رمان او، “آیات شیطانی” در سال ۱۹۸۸ جنجالی بزرگ به پا کرد؛ به‌ویژه به این دلیل که ادعا شد بخش‌هایی از آن نسبت به اسلام “توهین‌آمیز” است. خشن‌ترین واکنش به این کتاب و نویسنده آن را آیت‌الله خمینی، رهبر وقت جمهوری اسلامی ایران نشان داد که با صدور فتوایی در سال ۱۳۶۷ خواهان قتل رشدی شد.

دادستان‌ها در طول جدیدترین دادگاه مطر استدلال کردند که او تحت تأثیر و الهام از دستور و فتوای خمینی دست به این اقدام زده است. مدارک ارائه شده در دادگاه حاکی از آن است که مطر در سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ در پیام‌رسان‌ها با خشم درباره ضرورت اعمال این فتوا گفتگو می‌کرده است.

جان آیزنبرگ، دستیار دادستان کل آمریکا در امور امنیت ملی، پس از صدور حکم در بیانیه‌ای گفت: «حمله وحشیانه مطر به آقای رشدی در جریان یک مراسم سخنرانی مسالمت‌آمیز، یک یادآوری نگران‌کننده و تکان‌دهنده‌ از ابعاد جهانی تروریسم [حکومتی] ایران است.» وی افزود که “عدالت اجرا شده است”.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

جمهوری اسلامی پس از این سوءقصد، هر گونه نقشی در آن را تکذیب کرد. وزارت امور خارجه ایران پیش از این در سال ۱۹۹۸ از تهدید به مرگ فاصله گرفته بود، اما “بنیاد ۱۵ خرداد” همچنان نوعی جایزه برای سرِ رشدی تعیین کرده و آن را حفظ کرده بود و پس از اقدام تروریستی مطر نیز اعلام کرد که به او جایزه خواهد داد.

رشدی هفته گذشته در جریان دادگاه فدرال مطر شهادت داد و نزدیک به یک ساعت درباره این حمله در دادگاه صحبت کرد.

بر اساس گزارش رسانه‌های آمریکایی، وقتی از رشدی پرسیده شد که آیا معتقد است مطر انگیزه‌اش اجرای این فتوا بوده یا خیر، پاسخ داد: «من اطلاعات مستقیمی در این باره نداشتم، اما تردیدها و ظن‌های خودم را دارم.»

رشدی همچنین تجربیات خود از این حمله را در کتاب خاطراتی به نام “چاقو: تأملاتی پس از یک اقدام به قتل” منعکس کرده است.

جنجال در دنیای فوتبال؛ احتمال تحریم جام جهانی از سوی یوفا

اعلام برنامه فیفا برای فروش بخشی از سهام جام جهانی فوتبال به سرمایه‌گذاران خصوصی، جنجال گسترده‌ای در دنیای فوتبال به راه انداخته است. اتحادیه فوتبال اروپا با فدراسیون‌های عضو خود جلسه‌ای اضطراری برگزار خواهد کرد.یوفا، اتحادیه فوتبال اروپا، در واکنش به برنامه‌های سرمایه‌گذاری فیفا ، عصر پنج‌شنبه ۳۰ ژوئیه همه فدراسیون‌های عضو اروپایی را به یک نشست اضطراری دعوت کرده است. فدراسیون فوتبال نروژ روز چهارشنبه این موضوع را در گفت‌وگو با شبکه دولتی این کشور تأیید کرد.

روسای ۵۵ فدراسیون عضو در این نشست درباره اقدامات بعدی تصمیم‌گیری خواهند کرد. به گزارش برخی رسانه‌ها هم‌چون “اسکای” و “بلومبرگ” یکی از موضوعات مورد بحث حتی احتمال تحریم مسابقات جام جهانی خواهد بود.

نایب‌رئیس فدراسیون آلمان: اروپا در این ‌باره متحد است

برند نویندورف، رئیس فدراسیون فوتبال آلمان (DFB)، طرح فیفا را “پیامی بسیار نگران‌کننده” توصیف کرد و گفت این طرح قابل قبول نیست.

او در گفت‌وگو با رسانه‌های آلمانی گفت: «فوتبال با پذیرش و حمایت جامعه زنده است. نباید آن را به بازیچه سرمایه‌گذاران تبدیل کنیم.»

هانس-یواخیم واتسکه، نایب‌رئیس فدراسیون فوتبال آلمان، نیز از وجود “اتفاق نظر” میان کشورهای اروپایی سخن گفت.

او اظهار داشت: «در جام جهانی، شش تیم اروپایی به مرحله یک‌چهارم نهایی و سه تیم به نیمه‌نهایی رسیدند. اگر فوتبال اروپا متحدانه در برابر این طرح بایستد، وزن و تأثیر بسیار زیادی خواهد داشت.»

اختلاف نظر در اروپا

فدراسیون فوتبال رومانی این طرح را “تلاشی خطرناک برای تبدیل فوتبال به یک دارایی خصوصی و اقتصادی” توصیف کرد.

این فدراسیون تأکید کرد که فیفا از نظر مالی سازمانی قدرتمند با ذخایر مالی مناسب است و بنابر این هیچ دلیلی برای واگذاری مدیریت آن به یک صندوق سرمایه‌گذاری سوداگرانه وجود ندارد.

در مقابل، دیوید تروندا، رئیس فدراسیون فوتبال جمهوری چک، در گفت‌وگو با شبکه خبری “اسکای” از این طرح حمایت کرد.

او گفت: «من مزایای عملی این طرح را برای فوتبال جمهوری چک می‌بینم.»

اظهارات او در جمهوری چک واکنش‌های گسترده‌ای به دنبال داشت و سازمان لیگ این کشور بلافاصله خواستار حمایت “بدون قید و شرط” از موضع یوفا شد.

برنامه فیفا چیست؟

فیفا و رئیس آن، جیانی اینفانتینو، قصد دارند بخشی از مالکیت تجاری جام جهانی را به سرمایه‌گذاران خصوصی واگذار کنند.

برای این منظور قرار است شرکتی وابسته به نام FIFA Forward Enterprise (FFE) تأسیس شود که تمامی فعالیت‌های تجاری و سازماندهی مسابقات را تحت کنترل خود داشته باشد.

جیانی اینفانتینو در نامه‌ای به ۲۱۱ فدراسیون عضو اعلام کرده است که تا ۱۹ سپتامبر فرصت دارند تمایل خود را برای مشارکت اعلام کنند.

تنها فدراسیون‌هایی که این کار را انجام دهند، واجد شرایط دریافت کمک فوری ۲۰ میلیون دلاری خواهند بود.

اگر بیش از نیمی از اعضا درخواست مشارکت ارائه دهند، فیفا آن را به‌منزله موافقت عمومی تلقی خواهد کرد. البته اجرای این طرح همچنان نیازمند تصویب شورای فیفا است.

واکنش تند یوفا

تحادیه فوتبال اروپا نسبت به نحوه اجرای این طرح ابراز شگفتی و نگرانی کرده است.

در بیانیه این نهاد آمده است: «امروز مطلع شدیم که فیفا برای فدراسیون‌ها مهلتی تعیین کرده است که در صورت حمایت نکردن از این پیشنهاد، پرداخت یک‌باره کمک مالی لغو خواهد شد. همین موضوع به‌تنهایی همه چیز را درباره این طرح نشان می‌دهد.»

یوفا همچنین از وجود “مقاومت گسترده و رو به افزایش” در برابر این طرح خبر داد و تأکید کرد: «فیفا نباید همچنان از فوتبال برای ثروتمندتر کردن خود و دوستانش استفاده کند.»

انتقاد کونکاکاف و کنفدراسیون فوتبال آسیا

کونکاکاف، کنفدراسیون فوتبال آمریکای شمالی، مرکزی و حوزه کارائیب نیز از این طرح انتقاد کرد و بیش از هر چیز به نبود شفافیت در روند تصمیم‌گیری اعتراض داشت.

این کنفدراسیون اعلام کرد: «ما عمیقاً نگران فقدان یک روند قانونی و شفاف هستیم.»

کنفدراسیون فوتبال آسیا (AFC) نیز اعلام کرد از اینکه موضوعی با چنین اهمیتی پیش از بررسی در سازوکارهای رسمی به رسانه‌ها درز کرده، از این طرح “ناامید” شده است.

این نهاد تأکید کرد: «طرح‌هایی با این ابعاد باید بر پایه حکمرانی مطلوب، شفافیت و مشورت واقعی بنا شوند.»

استقبال آفریقا

در مقابل، کنفدراسیون فوتبال آفریقا (CAF) موضعی مثبت‌تر اتخاذ کرده است.

این نهاد از اعضای خود خواسته پیشنهاد فیفا را بررسی کرده و در فرآیند مشورت با فیفا شرکت کنند.

پاتریس موتسپه، رئیس CAF، نیز قرار است هفته آینده جلسه کمیته اجرایی را تشکیل دهد.

کنفدراسیون فوتبال آفریقا با ۵۴ عضو، یکی از بزرگ‌ترین بلوک‌های رأی در فیفا را در اختیار دارد و پس از مخالفت اروپا، آسیا و کونکاکاف، نخستین کنفدراسیونی است که آشکارا از بررسی این طرح استقبال کرده است.

موتسپه پیش‌تر نیز پس از جام جهانی از اینفانتینو تمجید کرده و نقش او را در توسعه فوتبال آفریقا “کلیدی” توصیف کرده بود.

تشویق به مقاومت بیشتر

سازمان غیردولتی FairSquare این طرح را “فروش شرم‌آور میراث مشترک فوتبال” خواند.

نیکلاس مک‌گیهان، مدیر این سازمان، اعلام کرد: «فوتبال متعلق به فیفا نیست که بتواند آن را بفروشد؛ به‌ویژه نه به صندوق‌های سرمایه‌گذاری خصوصی و نهادهایی که تنها به دنبال سود بردن از محبوبیت این ورزش هستند.»

به اعتقاد FairSquare، اجرای این طرح می‌تواند شبکه‌های رانتی و روابط غیرشفاف در فیفا را تقویت کرده و زمینه فساد را افزایش دهد.

این سازمان از سیاستمداران و سایر افراد و نهادهای تأثیرگذار خواست با این برنامه مخالفت کنند و همچنین از درخواست‌ها برای بررسی ارتباطات جیانی اینفانتینو با دونالد ترامپ توسط کمیته اخلاق فیفا حمایت کنند.

در دیدار سرنوشت‌ساز نتانیاهو با ترامپ در کاخ سفید چه گذشت؟

به گفته یک مقام ارشد اسرائیلی، نتانیاهو در دیدار خود با دونالد ترامپ نسبت به احتمال دستیابی به توافق با ایران ابراز تردید کرده و درباره افزایش فشار اقتصادی بر ایران “از طریق ابزارهای نظامی و غیرنظامی” گفت‌وگو کرده است.در گزارشی که اکسیوس درباره ملاقات اخیر نتانیاهو و ترامپ منتشر کرده، برخی از گفته‌های پشت‌پرده میان رهبران اسرائیل و آمریکا به نقل از یک مقام ارشد اسرائیلی فاش شده است.

دیدار روز سه‌شنبه ۲۸ ژوئیه (شش مراد) نخستین ملاقات نتانیاهو و ترامپ از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه بود. این نشست در شرایطی برگزار شد که ترامپ همچنان در تلاش برای رسیدن به توافق با ایران است، اما هم‌زمان بازگشت به عملیات نظامی گسترده را نیز بررسی می‌کند.

چند ساعت پس از این دیدار، ایران برای نخستین بار از زمان توقف حملات آمریکا به ایران در روز جمعه ۲۶ ژوئیه، یک پایگاه آمریکایی در اردن را هدف حمله موشکی قرار داد.

دویچه وله را در واتس‌اپ دنبال کنید

ترامپ روز چهارشنبه ۲۹ ژوئیه در گفت‌وگو با شبکه فاکس‌نیوز وعده داد که به این حمله “پاسخی جدی” خواهد داد. این حمله غافلگیرکننده ایران ممکن است رئیس‌جمهور آمریکا را به سمت تشدید کامل درگیری سوق دهد.

به گفته یک مقام اسرائیلی، نتانیاهو منتظر تصمیم ترامپ است، اما به او تأکید کرده که اگر ایران به اسرائیل حمله کند، پاسخ اسرائیل فوری و بسیار شدید خواهد بود.

موضوعات جلسه دیدار سران آمریکا و اسرائیل

به گفته این مقام اسرائیلی، ایران محور اصلی گفت‌وگوی ۹۰ دقیقه‌ای ترامپ و نتانیاهو بود. او گفت آنها سه گزینه‌ای که ترامپ برای اقدامات بعدی در نظر دارد، مورد بررسی قرار دادند.

طبق این گزارش،‌ نخستین گزینه تلاش برای دستیابی به توافق با ایران است. نمایندگان ترامپ، استیو ویتکاف و جرد کوشنر، همچنان در حال مذاکره با ایران هستند، هرچند اختلافات میان دو طرف همچنان قابل توجه است. این مقام اسرائیلی گفت نتانیاهو به ترامپ اعلام کرده که نسبت به امکان رسیدن به توافق با ایران بدبین است.

او گزینه دوم را ادامه محاصره دریایی ایران و افزایش فشار اقتصادی بر این کشور و گزینه سوم را ازسرگیری و تشدید حملات نظامی علیه ایران دانست.

این مقام اسرائیلی افزود: «تمام این گزینه‌ها را با صراحت و به‌طور مفصل بررسی کردیم؛ نه برای ترجیح دادن یکی بر دیگری، بلکه برای ارزیابی اینکه هر کدام چه نتایجی می‌تواند داشته باشد.»

نگرانی ترامپ درباره اقتصاد جهانی

به گفته این مقام، ترامپ نگرانی خود را نسبت به تأثیر جنگ بر بازارهای انرژی و اقتصاد جهانی مطرح کرد.

نتانیاهو در پاسخ گفت حکومت ایران تلاش می‌کند از تنها اهرم مهم باقی‌مانده خود، یعنی تنگه هرمز، برای گرفتن امتیاز از آمریکا استفاده کند.

او ضمن درک نگرانی‌های ترامپ تأکید کرد که همچنان راه‌هایی برای افزایش فشار بر اقتصاد ایران وجود دارد؛ اقتصادی که به گفته او اکنون نیز تحت فشار شدید قرار دارد.

این مقام افزود: «درباره افزایش فشار اقتصادی، هم از طریق ابزارهای نظامی و هم غیرنظامی، صحبت کردیم. همچنین امکان ادامه محاصره برای افزایش فشار بر ایران مورد بحث قرار گرفت.»

اختلاف نظر در درون حاکمیت ایران

این مقام اسرائیلی مدعی شد که در میان رهبران جمهوری اسلامی اختلاف‌نظر وجود دارد.

به گفته او، گروهی از مسئولان نگران فروپاشی اقتصادی هستند، در حالی که جناح‌های تندرو معتقدند تا زمانی که کنترل تسلیحات را در اختیار دارند و می‌توانند پایگاه اجتماعی حکومت را حفظ کنند، مشکلی وجود نخواهد داشت.

او افزود: «ایران با مشکلات تأمین سوخت، صف‌های طولانی در پمپ‌بنزین‌ها و کمبود گازوئیل روبه‌روست. اعتراض‌های کوچکی نیز شکل گرفته زیرا مردم بسیار ناراضی هستند. حکومت به‌شدت نگران است که شرایط اقتصادی باعث قیام مردم شود.»

ادعا درباره رهبر جدید جمهوری اسلامی

این مقام اسرائیلی همچنین مدعی شد که مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، مواضعی بسیار منفی درباره همه مسائل دارد، اما مشخص نیست دستورهای منتسب به او واقعاً از سوی خودش صادر شده باشد.

او ادعا کرد: «او زنده است، اما هیچ‌کس نمی‌تواند شهادت دهد که واقعاً او را دیده است. گفته می‌شود به اطرافیانش دستور داده بدون تأیید او اقدامی انجام ندهند و حتی یک بار به دلیل نادیده گرفتن این دستور خشمگین شده است.»

گفت‌وگو درباره سوریه

به گفته این مقام، نتانیاهو نقشه‌ای از سوریه به ترامپ نشان داد که به ادعای او نشان می‌داد مناطق تحت کنترل ترکیه “۵۰ برابر بزرگ‌تر” از مناطق تحت کنترل اسرائیل است.

او مدعی شد که ترکیه حدود ۵ درصد از خاک سوریه را در اختیار دارد، در حالی‌که اسرائیل حدود ۰٫۱ درصد از خاک سوریه را کنترل می‌کند.

در مقابل، یک مقام آمریکایی به هیات اسرائیلی گفته حضور نظامی ترکیه در شمال سوریه با رضایت و دعوت دولت سوریه انجام می‌شود، در حالی که وضعیت حضور اسرائیل در جنوب سوریه متفاوت است.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

این مقام اسرائیلی گفت نتانیاهو به ترامپ اعلام کرده که اسرائیل تا زمانی که تهدید گروه‌های جهادی وجود داشته باشد، حضور خود را در “منطقه حائل” جنوب سوریه حفظ خواهد کرد.

او افزود: «نتانیاهو می‌خواست این موضوع را به‌صورت تصویری به ترامپ نشان دهد، زیرا گاهی او بر اساس اطلاعات نادرستی که دریافت می‌کند، دیدگاه‌هایی پیدا می‌کند که بعداً تغییر دادنشان دشوار می‌شود.»

توافق هسته‌ای آمریکا و عربستان

این مقام گفت نتانیاهو همچنین درباره توافق هسته‌ای احتمالی آمریکا و عربستان سعودی با ترامپ گفت‌وگو کرده است. ترامپ به نتانیاهو گفته است که این توافق را در چارچوب عادی‌سازی روابط عربستان و اسرائیل می‌بیند.

این مقام اسرائیلی اظهار داشت: «اگر پیشرفت واقعی در روند عادی‌سازی روابط حاصل شود، درباره موضوع هسته‌ای نیز اسرائیل حرف‌هایی برای گفتن خواهد داشت.»

کاهش تدریجی کمک‌های نظامی آمریکا به اسرائیل

به گفته این مقام، نتانیاهو به ترامپ، جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور و استیو ویتکاف اعلام کرده که قصد دارد طی ده سال آینده کمک‌های نظامی آمریکا به اسرائیل را به صفر برساند و خواهان آغاز مذاکرات برای تنظیم یک تفاهم‌نامه جدید در این زمینه شده است.

او گفت تیم ترامپ توضیح داده که برخی جمهوری‌خواهان نگران هستند در صورت حمایت از حذف تدریجی این کمک‌ها، به مخالفت با اسرائیل متهم شوند.

نتانیاهو در پاسخ گفته است که شخصاً رهبری این روند را بر عهده خواهد گرفت، زیرا هدفش دستیابی اسرائیل به استقلال دفاعی است.

این مقام اسرائیلی افزود: «ما درباره یک روند ده‌ساله صحبت می‌کنیم، اما اگر امکانش باشد، حتی می‌توان آن را سریع‌تر انجام داد.»

او همچنین مدعی شد نتانیاهو به صنایع دفاعی اسرائیل دستور داده طی یک دهه آینده جنگنده‌ای پیشرفته طراحی کنند تا نیروی هوایی اسرائیل حتی در صورت توقف فروش جنگنده‌های اف ۳۵ و سایر تجهیزات پیشرفته آمریکایی نیز توان خود را حفظ کند.

به گفته این مقام، نتانیاهو نمی‌خواهد اسرائیل تنها به “حسن نیت کنگره آمریکا” وابسته باشد، زیرا معتقد است فضای سیاسی در هر دو حزب آمریکا نسبت به ادامه کمک‌های نظامی در حال تغییر است.

در عین حال، نتانیاهو معتقد است اقتصاد اسرائیل اکنون توانایی حذف تدریجی این کمک‌ها را دارد. بر اساس پیشنهاد او، تفاهم‌نامه جدید شامل موارد زیر خواهد بود: ۱.۶ میلیارد دلار کمک نظامی مستقیم آمریکا، پرداخت ۵ تا ۱۰ میلیارد دلار برای توسعه سامانه‌های دفاع موشکی اسرائیل و سرانجام ایجاد یک صندوق مشترک ۱۶ میلیارد دلاری برای تحقیق و توسعه نسل جدید سامانه‌های تسلیحاتی برای دو کشور.

حمله پهپادی به دو کشتی حامل گاز در بندر دمیاط مصر

طبق گزارش شرکت‌های ردیابی دریایی، وقوع انفجار در یکی از بنادر ساحل مدیترانه مصر باعث آتش‌سوزی در دو کشتی، از جمله یک کشتی ذخیره‌سازی گاز متعلق به آمریکا شده است. دولت مصر اعلام کرد حریق بر اثر یک حمله پهپادی رخ داده است.دو کشتی در روز چهارشنبه ۲۹ ژوئیه در یکی از بنادر مصر پس از وقوع انفجار، دچار آتش‌سوزی شدند. یکی از این دو کشتی که از آن به عنوان انباری برای ذخیره‌سازی گاز طبیعی استفاده می‌شده متعلق به یک شرکت آمریکایی است. به گفته ناظران این رخداد دامنهدرگیری‌های خاورمیانه را گسترش داده است.

سه شرکت فعال در زمینه ردیابی دریایی این حادثه را گزارش کرده‌اند. یکی از این شرکت‌ها اعلام کرد که انفجار در بندر “دمیاط” در ساحل دریای مدیترانه مصر، بر اثر حمله پهپادی رخ داده است.

دولت مصر روز پنج‌شنبه ۳۰ ژوئیه اعلام کرد که آتش‌سوزی روز گذشته در بندر دمیاط بر اثر یک حمله پهپادی رخ داده است؛ نخستین حمله‌ای که از زمان آغاز جنگ در خاورمیانه، خاک مصر را هدف قرار داده است.

مقام‌های مصری پیش‌تر گزارش داده بودند که در آتش‌سوزی روز چهارشنبه، دو کشتی حامل گاز آسیب دیده‌اند.

در بیانیه دولت مصر آمده است که تحقیقات اولیه نشان می‌دهد این حادثه “در نتیجه حمله یک پهپاد” رخ داده است، اما این بیانیه می‌گوید که تاکنون هیچ گروه یا کشوری مسئولیت آن را بر عهده نگرفته است.

در این بیانیه آمده است که تحقیقات همچنان ادامه دارد تا “ابعاد این حادثه مشخص شود و اقدامات لازم برای حفظ منافع مصر و امنیت ملی کشور اتخاذ گردد.”

سرلشکر ایمن صلاح، رئیس پیشین سازمان بندر دمیاط، روز چهارشنبه به خبرگزاری فرانسه گفت که در زمان انفجار، کشتی ذخیره‌سازی گاز در کنار نفتکش حامل گاز طبیعی مایع در بندر پهلو گرفته بود.

دویچه وله را در واتس‌اپ دنبال کنید

با این حال، انتظار نمی‌رود این حمله به اندازه رخدادهای مشابه در دیگر نقاط خاورمیانه بر بازارهای جهانی انرژی تأثیر بگذارد، زیرا مصر صادرکننده عمده گاز طبیعی نیست.

کپلر، شرکت ردیابی دریایی نیز اعلام کرده هر دو کشتی از بندر دمیاط، که در نزدیکی کانال سوئز قرار دارد، به محل دیگری منتقل شده‌اند. وزارت نفت مصر نیز در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرد که تاکنون هیچ مورد تأییدشده‌ای از کشته یا زخمی شدن افراد گزارش نشده است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

جاشوا هاچینسون، مدیر ارشد بازرگانی شرکت ردیابی دریایی امبری، در گفت‌وگویی اظهار داشت که بر اساس ارزیابی‌های اولیه، انفجار احتمالاً ناشی از حمله پهپادی بوده که دست‌کم یکی از کشتی‌ها را هدف قرار داده است. شرکت امبری هنوز منبع این حمله را مشخص نکرده است.

انگشت اتهام به سوی جمهوری اسلامی

نیویورک تایمز گزارش داد، دو مقام ایرانی که به دلیل حساسیت موضوع نخواستند نامشان فاش شود، گفته‌اند که “این انفجار یک حمله پهپادی بوده و با این هدف انجام شده که اگر ایران تصمیم به تشدید درگیری بگیرد، حمل‌ونقل دریایی و تأمین جهانی انرژی می‌تواند با اختلالات گسترده‌تری روبه‌رو شود.” این افراد مشخص نکردند که آیا این حمله توسط ایران یا یکی از گروه‌های هم‌پیمان جمهوری اسلامی در منطقه انجام شده و همچنین محل انجام حمله را نیز فاش نکردند.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا روز چهارشنبه ۲۹ ژوئیه در دفتر بیضی کاخ سفید به خبرنگاران گفت که اطلاعاتی درباره این انفجار به دستش رسیده است. ترامپ بدون ارائه جزئیات، تلویحاً ایران را مسئول آن دانست. او گفت این حادثه “ادامه همان روند قبلی” است. او افزود: «ما قرار است بسیار سخت به آن‌ها ضربه بزنیم، چون حالا نوبت ماست.»

حمله به کشتی‌ها در دریای مدیترانه می‌تواند اختلال بیشتری در تجارت جهانی ایجاد کند. شرکت‌های کشتیرانی ناچار خواهند شد خطر استفاده از بنادر مصر را دوباره ارزیابی کنند. از زمان آغاز جنگ ایران در اواخر فوریه، بسیاری از اپراتورهای کشتی از تردد در دریای سرخ و خلیج فارس خودداری کرده‌اند.

کشتی Energos Winter که حامل گاز مایع بوده و دچار آتش‌سوزی شده، متعلق به شرکت آمریکایی Energos Infrastructure مستقر در شهر استمفورد در ایالت کنتیکت است. جاناتان چیا، نماینده این شرکت، گفت هنوز مشخص نشده که آیا این کشتی مستقیماً هدف پهپاد قرار گرفته یا خیر. او افزود همه خدمه کشتی در سلامت کامل به سر می‌برند و هیچ‌کس آسیب ندیده‌ است.

ویدئوهایی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده و روزنامه نیویورک تایمز صحت آن‌ها را تأیید کرده است، یدک‌کش‌هایی را نشان می‌دهد که در بندر دمیاط در حال پاشیدن آب روی کشتی برای مهار آتش هستند.

بر اساس وب‌سایت شرکت آمریکایی، این شرکت متعلق به صندوق‌های سرمایه‌گذاری تحت مدیریت Apollo Global Management، یکی از شرکت‌های بزرگ وال‌استریت است. شرکت آپولو از اظهار نظر خودداری کرد. اما گفته می‌شود که کشتی Energos Winter در اجاره یک شرکت دولتی قرار دارد.

کشتی دوم، یک کشتی حامل گاز طبیعی مایع که توسط یک شرکت کشتیرانی یونانی اداره می‌شود، نیز بنا بر اعلام امبری دست‌کم توسط یک پهپاد هدف قرار گرفته است.

این کشتی با نام GasLog Salem پس از وقوع انفجار دچار آتش‌سوزی شد. مارینا لئونیدوپولوس، سخنگوی شرکت “گازلوگ”، اعلام کرد علت انفجار همچنان در دست بررسی است.

حملات به کشتی‌ها در دو مسیر حیاتی کشتیرانی خاورمیانه یعنی خلیج فارس و دریای سرخ، عبور نفتکش‌ها را مختل کرده و بازارهای جهانی انرژی را دچار نوسان کرده است.

از ماه مارس، ادامه جنگ عبور از تنگه هرمز، گذرگاه باریک ورودی خلیج فارس، را بسیار خطرناک‌تر کرده است. در نتیجه، عربستان سعودی، یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان نفت جهان، بیش از گذشته به صادرات نفت از طریق دریای سرخ وابسته شده است؛ مسیری که اخیراً نیز از سوی گروه حوثی‌های مورد حمایت ایران در یمن به محاصره تهدید شده است.

این حملات و تهدیدها باعث شده بسیاری از شرکت‌های کشتیرانی از اعزام کشتی‌های خود به آب‌های منطقه خودداری کنند. بر اساس داده‌های مؤسسه دریایی “ویندوارد”، تعداد کشتی‌هایی که از تنگه باب‌المندب در دریای سرخ عبور می‌کنند، از ۲۰ ژوئیه تا کنون حدود یک‌پنجم کاهش یافته است. همچنین تردد از تنگه هرمز همچنان کمتر از یک‌دهم سطح پیش از آغاز جنگ باقی مانده است.

EnglishGermanPersian