حشد شعبی چگونه به مهم‌ترین میدان تقابل ایران و آمریکا تبدیل شد؟

پس از حملات مشترک آمریکا و عربستان به مواضع حشد شعبی و گزارش کشته شدن پنج مستشار ایرانی، بار دیگر جایگاه این نیرو، نفوذ ایران و توان دولت عراق برای کنترل گروه‌های مسلح زیر ذره‌بین رفته است.حملات مشترک آمریکا و عربستان به مواضع حشد شعبی در عراق و کشته شدن دست‌کم ۲۰ عضو این نیرو، بار دیگر جایگاه این نهاد نظامی را به یکی از مهم‌ترین موضوعات امنیتی و سیاسی عراق تبدیل کرده است. حشد شعبی می‌گوید در این حملات که هفت استان عراق را هدف قرار داده، علاوه بر کشته شدن دست‌کم ۲۰ نفر، ۳۲ نفر دیگر نیز زخمی شده‌اند.

همزمان، خبرگزاری فرانسه به نقل از دو مقام حشد شعبی گزارش داده است که پنج “مستشار ایرانی” نیز در حمله به استان دیاله کشته شدند. به گفته این منابع، هویت و وابستگی نظامی این افراد اعلام نشده است. خبرنگاران این خبرگزاری همچنین در مراسم تشییع کشته‌شدگان در بغداد، تابوت‌هایی را مشاهده کردند که در پرچم ایران پیچیده شده بود.

در ادامه این حملات، گروه “حرکت حزب‌الله النجبا” که از گروه‌های نزدیک به جمهوری اسلامی به شمار می‌رود، هشدار داد که منافع و امنیت آمریکا و عربستان با “پیامدهایی” روبه‌رو خواهد شد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

این حملات پس از آن انجام شد که عربستان اعلام کرد، گروه‌های مسلح مورد حمایت ایران از خاک عراق با پهپاد و موشک به اهدافی در این کشور حمله کردند. دولت عراق نیز تحقیق درباره این حملات را آغاز کرده و علی الزیدی، نخست‌وزیر این کشور تایید کرده است که بغداد اجازه نخواهد داد از خاک عراق برای حمله به کشورهای همسایه استفاده شود.

با این حال، حملات اخیر بار دیگر پرسشی قدیمی را زنده کرده است؛ حشد شعبی تا چه اندازه بخشی از نیروهای مسلح رسمی عراق است و تا چه اندازه مجموعه‌ای از گروه‌های مستقلی است که برخی از آنها روابط نزدیکی با ایران دارند؟

حشد شعبی چگونه شکل گرفت؟

حشد شعبی یا “نیروهای بسیج مردمی” در تابستان سال ۲۰۱۴ و پس از سقوط موصل به دست پیکارجویان اسلامگرای “داعش” شکل گرفت.

در آن زمان، آیت‌الله علی سیستانی، مرجع عالی شیعیان عراق، با صدور فتوایی که به “جهاد کفایی” مشهور شد، از شهروندانی که توانایی حمل سلاح دارند خواست برای مقابله با داعش به نیروهای امنیتی بپیوندند.

در پی این فراخوان، هزاران داوطلب در کنار گروه‌های مسلحی که پیش‌تر نیز در عراق فعالیت داشتند، سازمان‌دهی شدند و دولت عراق به تدریج آنها را در قالب نهادی به نام حشد شعبی سامان داد.

این نیرو در سال‌های جنگ با داعش نقش مهمی در عملیات آزادسازی مناطق مختلف عراق، از جمله آمرلی، تکریت، فلوجه و موصل ایفا کرد و در کنار ارتش، پلیس و نیروهای مبارزه با تروریسم با داعش جنگید.

دو سال بعد، پارلمان عراق با تصویب قانون شماره ۴۰ در سال ۲۰۱۶، حشد شعبی را به عنوان بخشی از نیروهای مسلح رسمی این کشور به رسمیت شناخت. بر اساس این قانون، نیروهای حشد از بودجه دولت استفاده می‌کنند، زیر نظر فرمانده کل نیروهای مسلح فعالیت دارند و مشمول قوانین نظامی عراق هستند.

با وجود این، از همان زمان بحث درباره جایگاه واقعی این نیرو آغاز شد؛ زیرا حشد شعبی یک سازمان یکپارچه نیست، بلکه مجموعه‌ای از ده‌ها گروه مسلح با گرایش‌های سیاسی، مذهبی و ایدئولوژیک متفاوت است.

برخی از این گروه‌ها به مرجعیت نجف نزدیک هستند و بر همکاری با دولت عراق تاکید دارند، اما گروه‌هایی مانند “سازمان بدر”، “کتائب حزب‌الله”، “عصائب اهل الحق” و “حرکت النجبا” روابط نزدیک‌تری با جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران دارند و خود را بخشی از “محور مقاومت” می‌دانند.

پس از شکست نظامی داعش در سال ۲۰۱۷ ماموریت حشد شعبی نیز تغییر کرد. این نیرو دیگر درگیر نبردهای گسترده نبود و بیشتر در عملیات ضد داعش، حفاظت از مرزها، تامین امنیت برخی مناطق و حفاظت از مراکز مذهبی و راهبردی مشارکت داشت.

در سال‌های اخیر، دولت عراق تلاش کرده است ساختار این نیرو را منسجم‌تر کند و کنترل بیشتری بر آن داشته باشد.

برخی گروه‌ها نیز از آغاز روند جدایی از ساختارهای سیاسی و ادغام بیشتر در نهادهای رسمی خبر دادند، اما کارشناسان معتقدند این روند هنوز کامل نشده و اختلاف میان ساختار قانونی و واقعیت میدانی همچنان پابرجاست.

قانون چه می‌گوید؟ واقعیت میدانی چیست؟

حملات اخیر آمریکا و عربستان بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که حشد شعبی امروز تا چه اندازه یک نهاد رسمی دولت عراق است و تا چه اندازه مجموعه‌ای از گروه‌های مسلحی است که بخشی از آنها روابط نزدیکی با ایران دارند.

موسی شریفی، روزنامه‌نگار و عضو تحریریه العربیه فارسی در گفت‌وگو با دویچه وله می‌گوید، از نظر حقوقی پاسخ این پرسش روشن است. به گفته او: «حشد شعبی بر اساس قانون مصوب پارلمان عراق رسمیت یافته، بودجه دولتی دریافت می‌کند و از نظر قانونی زیر نظر فرمانده کل نیروهای مسلح، یعنی نخست‌وزیر عراق، قرار دارد.»

اما او تاکید می‌کند که واقعیت میدانی با ساختار قانونی یکسان نیست. شریفی می‌گوید: «در عمل حشد شعبی مجموعه‌ای ناهمگون از ده‌ها گروه است که میزان تبعیت آنها از دولت یکسان نیست. برخی از این گروه‌ها تا حد زیادی در چارچوب ساختار رسمی دولت عمل می‌کنند، اما برخی دیگر، به‌ویژه گروه‌های نزدیک به ایران، همچنان شبکه فرماندهی، منابع و تصمیم‌گیری مستقل خود را حفظ کرده‌اند و در برخی پرونده‌های امنیتی و منطقه‌ای بیشتر با تهران هماهنگی می‌کنند.»

مسعود الفک، کارشناس مسائل خاورمیانه، نیز ارزیابی مشابهی دارد، اما معتقد است شکاف میان قانون و واقعیت، عمیق‌تر از آن چیزی است که در ظاهر دیده می‌شود.

او می‌گوید: «از نظر حقوقی، حشد شعبی بخشی از نیروهای مسلح عراق است، اما این تنها نیمی از واقعیت است. نیمه دیگر این است که هسته اصلی قدرت در حشد در اختیار گروه‌هایی قرار دارد که طی سال‌ها با حمایت، آموزش و تسلیح سپاه پاسداران، به‌ویژه نیروی قدس، به بازیگران منطقه‌ای تبدیل شده‌اند.»

به گفته او، گروه‌هایی مانند “کتائب حزب‌الله”، “کتائب سیدالشهدا” و “حرکت النجبا”، “صرفا گروه‌های عراقی نیستند، بلکه خود را بخشی از محور مقاومت می‌دانند و در بسیاری از پرونده‌های منطقه‌ای، تصمیماتشان فراتر از مرزهای عراق تعریف می‌شود.”

به باور هر دو کارشناس، همین دوگانگی باعث شده حملات اخیر بغداد را در موقعیتی دشوار قرار دهد.

شریفی می‌گوید اگر یگان‌های رسمی حشد شعبی هدف قرار گرفته باشند، دولت عراق می‌تواند این حملات را “نقض حاکمیت” خود تلقی کند، هرچند برخی کشورها میان بدنه رسمی حشد شعبی و گروه‌هایی که آنها را مسئول حملات فرامرزی می‌دانند تفاوت قائل می‌شوند.

الفک از زاویه دیگری به همین موضوع نگاه می‌کند و می‌گوید: «از منظر حقوقی، بله؛ حمله به مواضع رسمی حشد می‌تواند حمله به بخشی از نیروهای مسلح عراق تلقی شود. اما از منظر راهبردی، طرف‌هایی که به این مواضع حمله کرده‌اند، معتقدند هدفشان بخشی از شبکه منطقه‌ای ایران است که در پوشش یک نهاد رسمی عراقی فعالیت می‌کند.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

او نتیجه می‌گیرد که “دولت عراق در این میان بزرگ‌ترین بازنده سیاسی است، زیرا هرچه این حملات تکرار شود، بیشتر آشکار می‌شود که بغداد هنوز انحصار کامل تصمیم نظامی و امنیتی را در اختیار ندارد”.

دو کارشناس درباره آینده حشدالشعبی نیز تا حد زیادی هم‌نظر هستند. شریفی معتقد است اگر بغداد نتواند کنترل عملی بیشتری بر همه اجزای حشد اعمال کند، احتمال تکرار حملات خارجی افزایش خواهد یافت، هرچند همین حملات ممکن است به همبستگی بیشتر گروه‌های حشد شعبی و مخالفت آنها با محدود شدن اختیاراتشان منجر شود.

الفک نیز می‌گوید در کوتاه‌مدت، این حملات احتمالا موقعیت گروه‌های نزدیک به ایران را تقویت خواهد کرد، زیرا آنها از گفتمان “دفاع از حاکمیت عراق” بهره خواهند برد. اما به گفته او، در بلندمدت هر بار که عراق به میدان تقابل ایران و دیگر بازیگران منطقه تبدیل می‌شود، فشار بر دولت برای محدود کردن استقلال این گروه‌ها افزایش خواهد یافت؛ هرچند “اجرای این هدف بدون توافق با تهران بسیار دشوار خواهد بود.”

چرا حمله به حشد شعبی می‌تواند دامنه درگیری را گسترش دهد؟

در حالی که بغداد تلاش می‌کند از گسترش تنش جلوگیری کند، پرسش مهم دیگر این است که آیا حملات اخیر می‌تواند به دور تازه‌ای از حملات تلافی‌جویانه علیهآمریکاو عربستان منجر شود؟

نشانه‌های اولیه از افزایش این احتمال حکایت دارد. ساعاتی پس از حملات، گروه “حرکت حزب‌الله النجبا” که از گروه‌های نزدیک به جمهوری اسلامی محسوب می‌شود، هشدار داد که “منافع و امنیت آمریکا و عربستان با پیامدهای این حملات روبه‌رو خواهد شد.”

مسعود الفک معتقد است با ورود مستقیم عربستان به عملیات نظامی، معادلات امنیتی منطقه تغییر کرده است.

او می‌گوید: «با توجه به تحولات ۴۸ ساعت گذشته و اعلام رسمی ریاض مبنی بر مشارکت در حملات علیه گروه‌های مورد حمایت ایران در عراق، پاسخ تحلیلی تغییر می‌کند. پادشاهی سعودی این حملات را پاسخی به حملات پهپادی و موشکی علیه تأسیسات نفتی خود دانسته است.»

به گفته او، بر اساس خوانش گروه‌های نزدیک به ایران، “ریاض دیگر صرفا یک بازیگر سیاسی یا حامی دیپلماتیک نیست، بلکه وارد مرحله مشارکت مستقیم نظامی شده است.”

آیا ایران و گروه‌های نزدیک به آن پاسخ خواهند داد؟

موسی شریفی معتقد است ادامه این روند، تا حد زیادی به رفتار گروه‌های مسلح در عراق بستگی دارد. او می‌گوید: «اگر این گروه‌ها دوباره حمله کنند، ریاض پاسخ محکمی خواهد داد.»

با این حال، هر دو کارشناس معتقدند تصمیم نهایی درباره دامنه واکنش گروه‌های نزدیک به ایران، تنها در بغداد گرفته نمی‌شود.

شریفی می‌گوید: «اقدامات تلافی‌جویانه از سوی برخی گروه‌های همسو با ایران به تصمیم تهران و شرایط منطقه بستگی خواهد داشت. ایران معمولا تلاش می‌کند از یک سو بازدارندگی خود را حفظ کند و از سوی دیگر از ورود به یک درگیری گسترده که هزینه‌های سنگینی برایش داشته باشد، پرهیز کند.»

او اضافه می‌کند: «اگر واکنشی صورت گیرد، محتمل‌تر است که در قالب اقداماتی محدود، کنترل‌شده و عمدتا توسط نیروهای نیابتی انجام شود، مگر اینکه تحولات میدانی به سمت رویارویی گسترده‌تر حرکت کند.»

الفک نیز ارزیابی مشابهی دارد، اما معتقد است سطح تهدید اکنون نسبت به گذشته بالاتر رفته است.

او می‌گوید: «احتمال افزایش حملات گروه‌های وابسته به ایران در عراق علیه منافع آمریکا و پادشاهی سعودی اکنون به‌مراتب بیشتر از گذشته است.» به گفته او، با وجود این، واکنش این گروه‌ها احتمالا به شکل یک جنگ مستقیم نخواهد بود.

این کارشناس مسائل خاورمیانه می‌گوید: «منافع آمریکا همچنان در اولویت قرار دارد، زیرا واشنگتن به‌عنوان طراح و رهبر عملیات نظامی تلقی می‌شود. اما ریاض نیز، پس از ورود مستقیم به این رویارویی، دیگر از دایره اهداف بالقوه خارج نیست.»

الفک معتقد است که محتمل‌ترین سناریو، افزایش حملات نامتقارن است. او می‌گوید: «این گروه‌ها احتمالا تلاش خواهند کرد میان ایجاد بازدارندگی و اجتناب از جنگ فراگیر تعادل برقرار کنند. بنابراین، محتمل‌ترین سناریو، تشدید حملات تدریجی، نامتقارن و قابل انکار است، نه ورود فوری به یک رویارویی کلاسیک.»

در مقابل، به گفته این کارشناس، عربستان نیز نشان داده است که دیگر قصد ندارد تنها به محکوم کردن حملات بسنده کند. او می‌گوید: «عربستان سعودی اعلام کرده که با جدیت آماده دفاع از منافع خود و پاسخ به طرف‌هایی است که این منافع را هدف قرار می‌دهند.»

آینده حشد شعبی؛ در مسیر ادغام یا تداوم نفوذ منطقه‌ای؟

در نهایت، هر دو کارشناس بر یک نکته اتفاق نظر دارند؛ اینکه پرونده حشد شعبی دیگر صرفا یک موضوع داخلی عراق نیست.

شریفی معتقد است آینده این نیرو به توانایی دولت عراق در ایجاد تعادل میان اقتدار دولت، ملاحظات امنیتی و نفوذ بازیگران منطقه‌ای بستگی دارد.

الفک نیز در جمع‌بندی می‌گوید: «امروز پرونده حشد شعبی دیگر صرفا یک موضوع داخلی عراق نیست؛ این پرونده به یکی از مهم‌ترین میدان‌های رقابت و درگیری منطقه‌ای تبدیل شده است. تا زمانی که این رقابت ادامه دارد و تا زمانی که گروه‌های وابسته به ایران زیر چتر حشد شعبی عمل می‌کنند، بعید است بغداد بتواند کنترل کامل بر تمامی گروه‌های مسلح را به دست آورد و انحصار واقعی استفاده از زور را، آن‌گونه که یک دولت مدرن باید داشته باشد، برقرار کند.»

حملات اخیر، بار دیگر این واقعیت را آشکار کرده است که حشد شعبی امروز در نقطه تلاقی سه واقعیت قرار دارد؛ نهادی که از یک سو بخشی از نیروهای رسمی عراق است. از سوی دیگر برخی از قدرتمندترین گروه‌های نزدیک به ایران را در خود جای داده و هم‌زمان به یکی از مهم‌ترین کانون‌های رقابت میان تهران، واشنگتن و اکنون ریاض تبدیل شده است.

اینکه دولت عراق تا چه اندازه بتواند این تناقض را مدیریت کند، احتمالا نه‌تنها آینده حشد شعبی، بلکه مسیر امنیت عراق و بخشی از معادلات منطقه را نیز رقم خواهد زد.

EnglishGermanPersian