جنگ ایران، عراق را با بحران نقدینگی روبه‌رو کرده است

مسدود شدن تنگه هرمز باعث شده که عراق نتواند برای تأمین هزینه‌های دستگاه عریض و طویل دولتی خود به اندازه کافی نفت صادر کند. اعتراض‌ها نیز آغاز شده‌اند. آیا جنگ ایران بار دیگر عراق را بی‌ثبات خواهد کرد؟گرچه شهروندان عادی عراق ممکن است هزاران کیلومتر از تنگه هرمز فاصله داشته باشند، اما مسدود شدن این آبراه بین‌المللی روزبه‌روز زندگی را برای بسیاری از آنان دشوارتر می‌کند.

حدود سه ماه است که حقوق محمود ولید هر بار با تأخیر بیشتری پرداخت می‌شود. این معلم ۳۸ ساله حقوق خود را از وزارت آموزش و پرورش عراق دریافت می‌کند، اما از آنجا که عراق نمی‌تواند به اندازه کافی از طریق تنگه هرمز نفت صادر کند، دولت با کمبود نقدینگی روبه‌رو شده است. در نتیجه، حقوق هزاران عراقی مانند ولید به‌موقع پرداخت نمی‌شود.

این شهروند عراقی اهل موصل به دویچه وله می‌گوید: «تأخیر در پرداخت حقوق تأثیر زیادی بر زندگی شما می‌گذارد. ما هم مثل بیشتر مردم، علاوه بر هزینه‌های اولیه زندگی، تعهدات مالی دیگری هم داریم. هر روز بیشتر به این نتیجه می‌رسیم که باید هزینه‌هایمان را کاهش دهیم و مقداری پول برای مواقع اضطراری کنار بگذاریم؛ دست‌کم تا زمانی که اوضاع به حالت عادی بازگردد. این وضعیت واقعاً آدم را مضطرب و نگران می‌کند.»

احمد، پزشکی از همین شهر که به دلایل شخصی نخواست نام کامل خود را به دویچه وله بگوید، می‌افزاید: «آینده نامطمئن‌تر به نظر می‌رسد. این ماه حقوق ما بیش از ۱۰ روز با تأخیر پرداخت شد. وزیر بهداشت توضیح داد که دولت نقدینگی کافی ندارد و تأخیر به همین دلیل بوده است. اما ما اصلاً نمی‌دانیم تأخیر بعدی چقدر طول خواهد کشید.»

دویچه وله فارسی را در واتس‌اپ دنبال کنید

در اوایل ماه آگوست، چندین تظاهرات کوچک در اعتراض به تأخیر در پرداخت حقوق برگزار شد. کارکنان دانشگاه‌های سراسر کشور و همچنین کارکنان وزارت برق دست به اعتراض زدند.

چرا عراق برای پرداخت حقوق نقدینگی ندارد؟

تقریباً تمام بودجه ملی عراق، یعنی چیزی بین ۸۵ تا ۹۰ درصد آن، از محل صادرات نفت تأمین می‌شود. در عین حال، عراق بخش دولتی عریض و طویل و رو به رشدی دارد و حدود دو سوم از نزدیک به ۳۰ میلیون عراقی در سن کار، برای تأمین معیشت خود به دولت وابسته‌اند.

به همین دلیل، اکنون بخش عمده بودجه دولت صرف حقوق، مستمری‌ها و خدمات رفاه اجتماعی می‌شود. دولت عراق هر ماه برای این پرداخت‌ها به رقمی بین ۶٫۵ تا ۸٫۲ میلیارد دلار نیاز دارد. اما اخیراً تأمین این پول بسیار دشوارتر شده است.

جمهوری اسلامی هم‌زمان با آغاز بمباران ایران توسط اسرائیل و آمریکا در ۹ اسفند ۱۴۰۴ ایران، تنگه هرمز را مسدود کرد. بین ۸۰ تا ۹۰ درصد نفت عراق از این مسیر صادر می‌شد، زیرا این کشور، برخلاف دیگر کشورهای منطقه، مسیرهای جایگزین قابل توجهی در اختیار ندارد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

در نتیجه این انسداد، صادرات نفت عراق در ماه مارس سال جاری، در مقایسه با دوره مشابه سال گذشته، حدود ۸۳ درصد کاهش یافت. تا ماه مه، صادرات دریایی نفت خام عراق ۹۷ درصد کاهش یافته بود.

این بدان معناست که درآمد ملی عراق نیز به‌شدت کاهش یافته است. منابع دولتی به چندین رسانه محلی گفته‌اند که درآمد ماهانه عراق در ماه‌های مه و ژوئن بین ۲ تا ۲٫۳ میلیارد دلار، یعنی رقمی بسیار کمتر از میزان مورد نیاز بوده است.

انتشار چنین خبرهایی اخیراً به شایعاتی هراس‌آفرین دامن زد مبنی بر اینکه حقوق کارکنان دولت به جای هر ماه، تنها هر ۴۵ روز یک‌بار پرداخت خواهد شد.

دولت عراق طی چند روز گذشته چندین بیانیه منتشر کرد. ابتدا شایعه پرداخت حقوق هر ۴۵ روز را تکذیب کرد و سپس در روز سه‌شنبه ۱۱ آگوست، اعلام کرد که دولت همچنان ۸۳ میلیارد دلار ذخایر ارزی، به‌علاوه ذخایر طلا و درآمدهای غیرنفتی، در اختیار دارد؛ منابعی که امکان پرداخت حقوق برای ۱۰ تا ۱۱ ماه آینده را فراهم می‌کنند.

با این حال، ممکن است حتی این نیز کافی نباشد. شرکت مشاوره‌ای بریتانیایی “آکسفورد اکونومیکس” در گزارشی که این هفته منتشر شد، خاطرنشان کرد که بعید است تردد دریایی از تنگه هرمز به این زودی‌ها به حالت عادی بازگردد.

بن می، مدیر بخش تحقیقات اقتصاد کلان جهانی، در بیانیه‌ای گفت: «انتظار می‌رود دست‌کم تا سال ۲۰۲۸، هم‌زمان با افزایش و کاهش تنش‌ها، سطح تردد نیز نوسان داشته باشد، اما به طور میانگین همچنان بسیار پایین‌تر از سطح پیش از درگیری باقی بماند.»

علی راوی، اقتصاددان عراقی، در گزارشی که ماه آگوست برای اندیشکده “مرکز البیان” مستقر در بغداد تهیه کرده، استدلال می‌کند که این یک بحران جدی است؛ بحرانی که “از بخش نفت فراتر می‌رود”. او می‌نویسد: «اکنون تمام اقتصاد عراق گروگان… درآمدهای نفتی است.»

آیا عراق بی‌ثبات خواهد شد؟

هیچ‌یک از کارکنان دولتی که دویچه وله با آنها گفت‌وگو کرده است، قصد نداشتند در صورت تأخیر دوباره در پرداخت حقوقشان در اعتراضات شرکت کنند.

حیدر شاکری، پژوهشگر اندیشکده بریتانیایی “چتم هاوس”، نیز به دویچه وله می‌گوید که در شرایط کنونی بعید است این وضعیت عراق را بی‌ثبات کند.

شاکری با اشاره به اعتراضات گسترده ضدحکومتی به رهبری جوانان در سال‌های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۱ می‌گوید: «اگر تأخیر در پرداخت حقوق ادامه یابد، انتظار اعتراضات بیشتری را دارم، اما احتمالاً این اعتراض‌ها در ابتدا به بخش‌های مختلف محدود خواهند ماند و به جنبشی سراسری مانند “اعتراضات تشرین” تبدیل نخواهند شد. دولت از سال ۲۰۱۹ درس گرفته و اکنون مجموعه‌ای از سازوکارهای سیاسی، اداری و امنیتی در اختیار دارد تا پیش از گسترش اعتراضات، آنها را مهار کند.»

با این حال، به گفته او، اگر مجموعه‌ای از مشکلات، که برخی از آنها در گذشته نیز به اعتراضات بزرگ‌تر انجامیده‌اند، هم‌زمان بروز کنند، اوضاع ممکن است در آینده خطرناک‌تر شود.

شاکری پیش‌بینی می‌کند: «اگر تأخیر در پرداخت حقوق برای مدتی طولانی با کمبود برق، تورم و وخامت خدمات همراه شود، این اعتراضات پراکنده ممکن است به یکدیگر پیوند بخورند. در آن صورت، ثبات سال‌های اخیر عراق با آزمونی بسیار جدی‌تر روبه‌رو خواهد شد.»

عراق چه می‌تواند بکند؟

عراق تلاش کرده است راه‌هایی برای دور زدن مشکل تنگه هرمز پیدا کند. بخش کوچکی از نفت عراق از طریق خط لوله‌ای در ترکیه صادر می‌شود. همچنین نفت با کامیون از عراق خارج شده و سپس در بنادر سوریه در کشتی‌ها بارگیری می‌شود. دولت عراق هفته گذشته اعلام کرد که قصد دارد خط لوله عراق−لبنان را که مدت‌هاست تعطیل شده، دوباره فعال کند.

علی زیدی، نخست‌وزیر عراق، همچنین گفته است که هنگام سفر به ایران در اواخر ژوئیه گذشته، از مقام‌های ایرانی خواسته است مجوز ویژه‌ای برای عبور نفت عراق از تنگه هرمز صادر کنند. دو کشور روابط خوبی با یکدیگر دارند.

بیشتر بخوانید: فشار آمریکا بر دولت جدید عراق برای دوری از گروه‌های مسلح وابسته به ایران

اما به گفته کارشناسان، بسیار مهم‌تر این است که دولت جدید عراق سرانجام اصلاحاتی واقع‌بینانه را اجرا کند؛ اقداماتی که فساد را کاهش دهند، بخش خصوصی را تقویت کنند، کشور را از وابستگی به نفت دور سازند و برای مردم در خارج از بخش دولتی فرصت‌های شغلی ایجاد کنند.

اما اصلاحات نیز به منابع مالی نیاز دارند، در صورتی که پژوهشگران شرکت مشاوره اقتصادی “عراقی هورایزنز” این ماه نوشتند که بر اساس تازه‌ترین آمارها، چنین اتفاقی در حال رخ دادن نیست.

در ماه مه، کل هزینه‌های دولت در مقایسه با سال گذشته حدود یک‌چهارم کاهش یافت. از این میزان، هزینه حقوق، مستمری‌ها و تأمین اجتماعی ۹۹ درصد کل مخارج جاری را تشکیل می‌داد. مشاوران خاطرنشان کرده‌اند که این بدان معناست که برای سایر امور، پول بسیار اندکی باقی می‌ماند.

شاکری می‌گوید: «بحران‌های مالی پیش از این نیز دولت‌های عراق را به سوی اصلاحات سوق داده‌اند. وقتی درآمدهای نفتی کاهش می‌یابد، دولت‌ها تمایل بیشتری به گفت‌وگو درباره مبارزه با فساد، افزایش درآمدهای غیرنفتی و حمایت از بخش خصوصی پیدا می‌کنند. اما به محض اینکه پول نفت دوباره سرازیر می‌شود، انگیزه‌های سیاسی برای اصلاحات ضعیف می‌شوند.»

این پژوهشگر اندیشکده “چتم هاوس” در پایان می‌گوید بحران کنونی می‌تواند فرصتی برای اصلاحات در عراق ایجاد کند. اما به گفته او «پرسش اصلی این است که آیا پس از کاهش فشارهای عاجل، این فرصت‌ها همچنان باقی خواهند ماند یا نه.»

دفاع ترامپ از مأموریت طولانی ناو لینکلن: «هنوز کافی نیست»

ترامپ مأموریت حدوداً ۹ ماهه ناو “یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن” را “هنوز ناکافی” خواند. هم‌زمان نگرانی‌ها درباره سلامت روانی ملوانان و شرایط این ناو افزایش یافته است. دموکرات‌ها خواستار پاسخگویی پنتاگون شده‌اند.ترامپ، هم‌زمان با افزایش نگرانی‌ها درباره سلامت روانی ملوانان آمریکایی و مشکلات تأمین تدارکات در ناو هواپیمابر “یواس‌اس آبراهام لینکلن”، که از عملیات علیه ایران پشتیبانی می‌کند، فشار واردشده بر این ملوانان را که نزدیک به ۹ ماه است در دریا به سر می‌برند، کم‌اهمیت جلوه داد.

دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، روز جمعه ۱۴ آگوست (۲۳ مرداد)، پیش از پرواز به نیویورک برای شرکت در مراسمی با هدف برجسته کردن کاهش میزان جرایم خشونت‌آمیز در سراسر آمریکا، در گفت‌وگویی کوتاه با خبرنگاران، این موضوع را که اعضای خانواده ملوانان درباره طولانی شدن مأموریت ابراز نگرانی کرده‌اند، رد کرد و حتی گفت این مأموریت، که با بیش از ۲۴۰ روز حضور بی‌وقفه در دریا رکورد زده است، «به اندازه کافی طولانی نیست.»

ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره طولانی شدن این مأموریت گفت: «این ناو همین حالا یا به‌زودی در حال حرکت است و ناو بسیار مشابه دیگری جایگزین آن خواهد شد.» هونگ کائو، سرپرست وزارت نیروی دریایی آمریکا، نیز روز جمعه در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرد که لینکلن «به‌زودی به خانه بازخواهد گشت.»

دویچه وله فارسی را در واتس‌اپ دنبال کنید

ترامپ در آغاز دومین دوره ریاست جمهوری خود وعده داده بود که از گرفتار شدن در درگیری‌های نظامی طولانی و پرهزینه اجتناب می‌کند. ترامپ و مشاورانش پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران نیز گفته بودند که این درگیری چند هفته بیشتر طول نخواهد کشید. اکنون بیش از پنج ماه از آغاز این جنگ گذشته است.

با این حال، ترامپ روز جمعه در سخنرانی خود درباره جرایم خشونت‌آمیز در “گاردن‌سیتی” نیویورک اذعان کرد که از ارتش آمریکا “کمی بیش از آنچه می‌خواسته” استفاده کرده است، اما بار دیگر تأکید کرد که عملیات آمریکا علیه ایران به‌خوبی پیش می‌رود. او حتی، ظاهراً به شوخی، گفت: «به‌زودی تنگه هرمز را قلمرو ایالات متحده اعلام خواهم کرد.»

ترامپ همچنین درباره جنگ ایران و تأثیر آن بر قیمت جهانی نفت افزود: «هرگز عذرخواهی نخواهم کرد. کار درستی انجام دادم.»

خواست ارائه گزارش پنتاگون درباره ناو لینکلن

طولانی شدن مأموریت ناوهای هواپیمابر در جریان درگیری با ایران، نگرانی‌هایی را درباره تأثیر این مأموریت‌ها بر نظامیانی که برای مدت‌های طولانی از خانه دورند و نیز فشار فزاینده بر خود ناوها و تجهیزات آنها برانگیخته است.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

چندین قانون‌گذار دموکرات، از جمله ریچارد بلومنتال، سناتور ایالت کنتیکت، و روبن گایگو، سناتور ایالت آریزونا، خواستار پاسخگویی پنتاگون درباره شرایط حاکم بر ناو لینکلن شده‌اند؛ شرایطی که پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، روز پنجشنبه درباره‌اش گفت: «کاملاً نادرست بازنمایی شده است.»

جیسون کرو، نماینده دموکرات ایالت کلرادو، که پیش از انتخاب شدن سه دوره مأموریت نظامی در عراق و افغانستان در لشکر ۸۲ هوابرد و هنگ ۷۵ تکاوران انجام داده بود، در شبکه‌های اجتماعی از اظهارات ترامپ انتقاد کرد و در شبکه ایکس نوشت: «پرزیدنت ترامپ اهمیتی به نظامیان ما یا خانواده‌های آنها نمی‌دهد.»

دموکرات‌های ارشد در کمیته نظارت مجلس نمایندگان خواستار ارائه گزارشی محرمانه درباره ذخایر مواد غذایی ناو، مشکلات بهداشتی و دسترسی به خدمات درمانی شده‌اند. آنها همچنین خواستار ارزیابی این موضوع شده‌اند که مأموریت ناو تا رسیدن نیروی جایگزین چه مدت دیگر ادامه خواهد یافت.

جمهوری‌خواهان درباره وضعیت ناو لینکلن کمتر اظهارنظر کرده‌اند. رؤسای جمهوری‌خواه کمیته‌های نیروهای مسلح مجلس نمایندگان و سنا نیز به درخواست خبرگزاری آسوشیتدپرس برای اظهارنظر در این خصوص پاسخی نداده‌اند.

گرچه در هفته‌های اخیر از شدت درگیری‌ها با جمهوری اسلامی کاسته شده، اما نیروی دریایی آمریکا بار دیگر محاصره بنادر ایران در تنگه راهبردی هرمز را برقرار کرده و دولت ترامپ نیز هنوز روشن نکرده است که چگونه قصد دارد به جنگ پایان دهد. هگست گفته است ارتش آمریکا می‌تواند محاصره بنادر ایران را “برای مدتی نامحدود” ادامه دهد.

انتظار می‌رود ناو هواپیمابر “یواس‌اس جرج واشنگتن” که هفته گذشته بندر دانانگ ویتنام را ترک کرد، جایگزین “یواس‌اس آبراهام لینکلن”، به عنوان یکی از دو ناو هواپیمابر مستقر در خاورمیانه، شود.

پس از انتشار گزارش‌هایی مبنی بر اینکه ملوانان ناو لینکلن با مشکلات مربوط به سلامت روانی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، نیروی دریایی آمریکا اعلام کرد که «افزایشی در افکار خودکشی یا اقدام به خودکشی در این ناو مشاهده نکرده است». با این حال، مقام‌های مسئول، با استناد به ملاحظات امنیت عملیاتی و حفظ حریم خصوصی بیماران، از ارائه آمار خودداری کرده‌اند.

یکی از مقام‌های نیروی دریایی آمریکا گفت یک ملوان ناو لینکلن در اوایل ماه آگوست به دریا افتاد، اما به‌سرعت نجات یافت، توسط بخش پزشکی ناو تحت درمان قرار گرفت و برای ادامه مراقبت‌های پزشکی از ناو منتقل شد. این مقام حاضر نشد بگوید آیا این حادثه اقدام به خودکشی بوده یا خیر.

سنتکام، فرماندهی مرکزی ایالات متحده، نیز که مسئول نظارت بر عملیات نظامی آمریکا در خاورمیانه است، گزارش‌ها درباره نامناسب بودن شرایط را رد کرده است.

تداوم سرکوب‌‌ها در ایران؛ چهار شهروند در بوکان بازداشت شدند

وبسایت خبری کردپا، از بازداشت چهار شهروند اهل بوکان در استان آذربایجان‌غربی خبر داد و اعلام کرد دلایل بازداشت، محل نگهداری و اتهامات این شهروندان برای منابع حقوق بشری و خانواده‌های آنان، مشخص نشده است.

گزارش| آروین خیرخواهان، جوانی که بی‌صدا اعدام شد و روایت زندگی‌اش در ابهام ماند

آروین خیرخواهان، از معترضان جوان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در شاهرود، روز ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ اعدام شد. بنا بر گزارش‌ها، تنها شش ماه تا بیست‌سالگی‌اش باقی مانده بود.

لغو مجازات اعدام در لبنان؛ طناب دار بر گردن ایران

لغو مجازات اعدام در لبنان در حالی رقم خورد که بخش بزرگی از خاورمیانه همچنان این مجازات را در قوانین کیفری خود به رسمیت می‌شناسد و ایران نیز روزبه‌روز بر شمار قربانیان اعدام‌ می‌افزاید. موتور این ماشین مرگ کجاست؟لبنان در ۱۱ اوت ۲۰۲۶، پس از نزدیک به دو دهه توقف اجرای اعدام، با رأی اکثریت پارلمان، مجازات مرگ را از نظام کیفری خود حذف و احکام اعدام موجود را به حبس ابد تبدیل کرد؛ تصمیمی که با وجود مخالفت فراکسیون پارلمانی حزب‌الله لبنان به تصویب رسید؛ سازمانی سیاسی ـ نظامی شیعه و مسلح که از سوی آلمان، اتحادیه اروپا، ایالات متحده و بسیاری از کشورهای دیگر به‌عنوان یک سازمان تروریستی طبقه‌بندی می‌شود، اما در لبنان همچنان دارای کارکردهای سیاسی و اجتماعی است.

بیشتر بخوانید: لغو مجازات اعدام؛ گامی تاریخی در لبنان

در خاورمیانه اما، اعدام همچنان در بسیاری از کشورها پابرجاست، گاه در قانون و گاه در میدان اجرا.

اما مسیر کشورها در این زمینه یکسان نیست؛ ایران با دست‌کم ۲۱۵۹ اعدام در سال ۲۰۲۵، بالاترین میزان ثبت‌شده اعدام در این کشور از سال ۱۹۸۱ را رقم زد و پس از آن، عربستان سعودی با دست‌کم ۳۵۶ اعدام در سال ۲۰۲۵ قرار داشت.

در یمن، مصر، کویت، عراق، امارات متحده عربی و دیگر کشورهای عربی نیز اعدام همچنان در قانون یا در عمل وجود دارد.

تحولات سال ۲۰۲۶ تناقضات این تصاویر را آشکارتر کرده است. اردن در ۲۱ ژوئن، پس از نزدیک به ۹ سال توقف اجرای اعدام، شش مرد را اعدام کرد؛ نخستین اعدام دسته‌جمعی این کشور از سال ۲۰۱۷.

در اسرائیل نیز پارلمان در مارس ۲۰۲۶ قانونی را تصویب کرد که مجازات اعدام را برای برخی جرایم پیش‌بینی می‌کند.

در سوی دیگر این طیف، ترکیه در فاصله سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۴ اعدام را به‌طور کامل از نظام کیفری خود کنار گذاشت.

واکنش‌ها در لبنان

این تصمیم با استقبال شماری از چهره‌های حقوقی و سیاسی لبنان و نهادهای بین‌المللی حقوق بشری روبه‌رو شد.

حلیمه قعقور، نماینده مستقل پارلمان لبنان، لغو اعدام را پیروزی برای کرامت انسانی دانست و بر ضرورت حذف این مجازات از قانون تأکید کرد.

رمزی قیس، پژوهشگر لبنان در دیده‌بان حقوق بشر، این اقدام را گامی مهم در مسیر لغو اعدام خواند، اما بر ضرورت اصلاح نظام قضایی و تضمین دادرسی عادلانه تأکید کرد.

هِبا موریف، مدیر منطقه‌ای عفو بین‌الملل نیز لغو اعدام را پیروزی حقوق بشر و تبدیل توقف عملی این مجازات را حمایت قانون از حق حیات توصیف کرد.

بیشتر بخوانید: کودکان در لیست انتظار مرگ؛ ۱۸ سالگی، نقطه پایان؟

اما در افکار عمومی پرسش‌های متعددی پیرامون تجربه لبنان مطرح است: چه عواملی در کشوری با بحران‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی زمینه لغو مجازات اعدام را فراهم کرد؟

یا این که: چگونه پارلمان لبنان توانست در برابر مخالفت حزب‌الله این قانون را به تصویب برساند؟ آیا این تصمیم را باید صرفاً یک تحول حقوق‌بشری دانست یا نشانه تغییری سیاسی در موازنه نیروها در لبنان؟ و تجربه کشوری با ساختار سیاسی و مذهبی پیچیده تا چه اندازه می‌تواند برای دیگر کشورهای منطقه، از جمله ایران، قابل تعمیم باشد؟

دویچه وله فارسی را در واتس‌اپ دنبال کنید

این پرسش‌ها در مورد ایران ابعاد دیگری نیز پیدا می‌کنند: چرا در حالی که لبنان پس از دو دهه توقف اجرای اعدام به حذف قانونی این مجازات رسیده، جمهوری اسلامی همچنان بر استفاده گسترده از آن اصرار دارد؟

و آیا تفاوت میان این دو مسیر را باید در قوانین و ساختارهای حقوقی جست‌وجو کرد یا در کارکرد سیاسی اعدام و جایگاه جامعه مدنی و نیروهای مخالف آن؟

چرا لبنان توانست؟

حسن صالحی، عضو هیأت هماهنگی کارزار جهانی “نه به اعدام در ایران” و سخنگوی کمیته بین‌المللی علیه اعدام، در مورد لغو مجازات اعدام در لبنان در منطقه‌ای که شاهد اجرای گسترده اعدام است، به دویچه‌ وله می‌گوید: «این تصمیم تحولی مهم و مثبت در خاورمیانه است و نشان می‌دهد تغییر در جهت لغو این مجازات ضدانسانی امکان‌پذیر است. تجربه لبنان می‌تواند فشار بر دولت‌های منطقه را برای بازنگری در قوانین و سیاست‌های خود افزایش دهد و مبارزه برای لغو اعدام را به روندی منطقه‌ای تبدیل کند.»

او در پاسخ به پرسش درباره عوامل زمینه‌ساز این تصمیم، با تأکید بر نقش جنبش ضد اعدام و فشار سازمان‌های حقوق بشری گفت: «این تصمیم یک رعد در آسمان بی‌ابر نبود. لبنان نزدیک به دو دهه بدون اجرای اعدام پیش رفت و سرانجام در نتیجه مبارزه طولانی‌مدت فعالان ضد اعدام به این نتیجه رسید که این شکل از مجازات فقط چرخه خشونت را تشدید می‌کند.»

صالحی افزود: «توقف اجرای اعدام می‌تواند زمینه را برای حرکت به سوی راه‌حل‌های اجتماعی و حقوقی مؤثرتر برای کاهش جرم و خشونت فراهم کند.»

این فعال مبارزه با اعدام، لغو این مجازات در لبنان را هم‌زمان تحولی حقوق‌بشری و سیاسی دانست و تصریح کرد: «لغو مجازات اعدام، هم یک تحول حقوق‌بشری و هم یک تحول سیاسی است؛ از منظر حقوق‌بشری، به معنای به‌رسمیت شناختن حق بنیادین حیات و دفاع از حقوق انسانی شهروندان است و از منظر سیاسی، نشان می‌دهد که پارلمان لبنان در برابر فشار نیروهایی مانند حزب‌الله عقب‌نشینی نکرده و حاضر نشده است قوانین کشور را بر مبنای انتقام‌جویی و قصاص اسلامی تنظیم کند.»

صالحی در توضیح نقش موقعیت کنونی حزب‌الله نسبت به تصویب این قانون گفت: «حزب‌الله امروز در موقعیت ضعیف‌تری نسبت به گذشته قرار دارد و لغو مجازات اعدام نیز ضربه سیاسی دیگری به این جریان است؛ دوره‌ای که جمهوری اسلامی می‌توانست از نیروهای نیابتی خود به‌عنوان اهرم‌های قدرتمند نفوذ در منطقه استفاده کند، با چالش‌های جدی روبه‌رو شده است.»

نسبت اسلام‌گرایی سیاسی و مجازات اعدام

حسن صالحی با اشاره به درهم‌تنیدگی اعدام با بخش مهمی از این جریان‌های تندرو و افراطی اسلامی گفت: «از جمهوری اسلامی تا حزب‌الله لبنان، حماس، داعش، طالبان و دیگر جریان‌های اسلام‌گرا، مجازات‌های خشن، از جمله اعدام، در مقاطع و اشکال مختلف جایگاه مهمی داشته است.»

به گفته او: «مبارزه علیه اعدام در خاورمیانه می‌تواند بخشی از مبارزه برای کنار زدن فرهنگ خشونت مبتنی بر قوانین انتقام‌جویانه، قصاص و مجازات‌های دینی باشد.»

صالحی در پاسخ به اینکه آیا تجربه لبنان، موانع مذهبی و سیاسی لغو اعدام در منطقه را زیر سؤال نمی‌برد، موقعیت تضعیف‌شده حزب‌الله را در این موفقیت تعیین‌کننده دانست: «اگر حزب‌الله در موقعیت قدرتمندتری قرار داشت، یقیناً می‌توانست بر سر تصویب این قانون کارشکنی کند و حتی مانع تصویب آن شود. بنابراین، تجربه لبنان به این معنا نیست که موانع مذهبی و سیاسی در لغو اعدام اهمیتی ندارند؛ بلکه نشان می‌دهد میزان قدرت سیاسی نیروهای مخالف لغو اعدام و توازن قوا در هر کشور نقش تعیین‌کننده‌ای دارند».

تفاوت‌های ساختاری ایران و لبنان

او با تاکید بر اینکه قوانین کیفری باید بر پایه حقوق و آزادی‌های انسانی و حق حیات شهروندان تنظیم شوند، نه مجازات‌های دینی و انتقام‌جویانه، بر تفاوت‌های بنیادین حکومت ایران و لبنان، تاکید کرد و گفت: «ماهیت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی و استفاده از مذهب برای توجیه اعدام و مجازات‌های خشنی چون قصاص، قطع دست و درآوردن چشم، از تفاوت‌های اساسی شرایط سیاسی و حقوقی ایران و لبنان است؛ زیرا حکومت ایران این مجازات‌ها را به‌عنوان “دستور الهی” جلوه می‌دهد.»

چشم‌انداز جنبش‌های مدنی

به باور حسن صالحی، این تفاوت‌ها مانع از نزدیک شدن به لغو عملی اعدام در ایران نیست. او با اشاره به موفقیت‌های جامعه مدنی در عقب نشاندن اجرای مجازات‌هایی مانند سنگسار و دستاوردهای جنبش “زن، زندگی، آزادی” در کسب برخی آزادی‌های اجتماعی اضافه کرد: «مبارزه برای لغو اعدام در ایران، علاوه بر جنبه حقوق‌بشری، بخشی از مبارزه سیاسی برای پایان دادن به نظامی است که اعدام و سرکوب را ابزار حفظ قدرت خود کرده است».

او جمهوری اسلامی را بزرگ‌ترین مانع حذف اعدام از قوانین کیفری دانست و گفت: «بند ناف جمهوری اسلامی با اعدام و سرکوب گره خورده است؛ بنابراین لغو عملی اعدام در ایران به قدرت گرفتن جنبش اجتماعی علیه اعدام و تحمیل این خواست به حکومت بستگی دارد و لغو قانونی آن، با سرنگونی جمهوری اسلامی ممکن است.»

اثر تصمیم لبنان بر کشورهای منطقه

محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران نیز در گفت‌و‌گو با دویچه وله با تأکید بر اهمیت تصمیم لبنان بر جنبش‌های مخالف اعدام در منطقه گفت: «مهم‌ترین تاثیر این تصمیم، بر جامعه مدنی و مخالفان اعدام است که به آنها امید و الهام می‌دهد و نشان می‌دهد تلاش‌هایشان می‌تواند نتیجه دهد؛ به‌ویژه در منطقه‌ای که بیش از ۹۰ درصد اعدام‌های جهان در آن انجام می‌شود.»

امیری‌مقدم با مقایسه روند لغو اعدام در لبنان با وضعیت ایران، بر نقش توقف طولانی‌مدت اجرای احکام و فعالیت جامعه مدنی لبنان تأکید کرد و گفت: «لغو مجازات اعدام در لبنان نتیجه یک فرایند بسیار طولانی و رشد جامعه مدنی لبنان بود. طی 22 سال عدم اجرای احکام مرگ، نبود اعدام به یک هنجار در جامعه تبدیل شد و هزینه سیاسی اجرای دوباره آن را برای نیروهای سیاسی بالا برد.»

او ادامه داد: «در ایران اما جمهوری اسلامی از همان روزهای نخست همواره یکی از بزرگ‌ترین اعدام‌کنندگان جهان بوده و تلاش کرده اعدام را به امری عادی تبدیل کند؛ تا جایی که حتی اعدام چهار یا پنج نفر در روز، مانند آنچه سال گذشته شاهدش بودیم، توجه چندانی در رسانه‌ها جلب نکرد.»

تفاوت لبنان و ترکیه با ایران و نقش تغییر قانون

محمود امیری‌مقدم تفاوت اصلی لبنان و ترکیه در لغو مجازات اعدام با ایران را در وجود جامعه مدنی و نهادهای دموکراتیک دانست.

او درباره ضرورت تغییر قانون در ایران گفت: «در لبنان و ترکیه، جامعه مدنی فعال در زمینه حقوق بشر و لغو اعدام وجود داشته است. در ترکیه، شرط شورای اروپا برای عضویت و همچنین تمایل این کشور به نزدیک‌تر شدن به اروپا، عامل تعیین‌کننده بود. در ایران نیز برای لغو مجازات اعدام، تغییر قانون صددرصد یک شرط ضروری و شاید مهم‌ترین شرط است، اما برای رسیدن به آن نقطه ابتدا باید اجرای احکام اعدام کمتر و یا متوقف شود.»

تفاوت کارکرد اعدام در لبنان و جمهوری اسلامی

محمود امیری‌مقدم با تأکید بر تفاوت‌های بنیادین و ساختاری دو کشور، کارکرد اعدام در لبنان و ایران را اساساً قابل قیاس ندانست.

او در این زمینه گفت: «ما در ایران یک نظام توتالیتر داریم که هیچ‌گونه مشروعیتی از مردم ندارد و صرفاً برای ادامه بقای خود تلاش می‌کند. در حالی که در لبنان پارلمان، انتخابات و یک سیستم قضایی مستقل و جامعه مدنی قدرتمند وجود دارد. در ایران هرگونه فعالیت مدنی سرکوب می‌شود. و این تفاوت اساسی میان یک حکومت تمامیت‌خواه بدون مشروعیت مردمی با کشوری است که پلورالیسم، نهادهای دموکراتیک و جامعه مدنی را تجربه کرده است.»

امیری‌مقدم با تفکیک میان انواع احکام اعدام، مانع اصلی را نه صرفاً مبانی شرعی، بلکه اراده سیاسی حکومت دانست و گفت: «بیشتر اعدام‌ها، به‌جز قصاص، حتی در چارچوب یک کشور اسلامی قابل لغو هستند و اعدام جرایم مواد مخدر نیز ارتباطی با شریعت اسلام ندارد. در موارد قصاص هم با تفکیک قتل عمد و غیرعمد می‌توان شمار اعدام‌ها را دست‌کم به‌شدت کاهش داد.»

مدیر سازمان حقوق بشر ایران افزود: «اما برای حذف کامل اعدام از قوانین ایران، به قانونی فارغ و نامتصل به شریعت و در نهایت جدایی دین از دولت نیاز است؛ مانع اصلی نیز اراده سیاسی حکومت است، زیرا جمهوری اسلامی از اعدام برای سرکوب سیاسی استفاده می‌کند.»

دویچه وله فارسی را در واتس‌اپ دنبال کنید

او با وجود افزایش اعدام‌ها، جنبش گسترده مخالف اعدام در ایران را نقطه امید دانست و ادامه داد: «ایران با وجود بالاترین تعداد اعدام‌ها، بزرگ‌ترین جنبش مخالفت با اعدام را نیز در خاورمیانه دارد.»

امیری‌مقدم شرح داد: «استفاده از اعدام با وضعیت سیاسی جمهوری اسلامی و میزان نارضایتی و احتمال اعتراض ارتباط مستقیم دارد. در چارچوب جمهوری اسلامی لغو اعدام ممکن نیست، اما با افزایش هزینه سیاسی اعدام‌ها و فشار مردم و جامعه جهانی می‌توان شاهد کاهش آنها بود».

EnglishGermanPersian