اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
محاصره دریایی در زمان جنگ یا تشدید تنش، با هدف فشار اقتصادی و نظامی انجام میشود. ایران برای صادرات و واردات به شدت به تجارت دریایی وابسته است و این محاصره میتواند برایش پیامدهایی جدی داشته باشد.
اشکان نظامآبادی، روزنامهنگار اقتصادی، در گفتوگو با بخش فارسی دویچه وله، محاصره دریایی را تیرخلاصی بر پیکربندی تجارت ایران توصیف میکند. او میافزاید: «ساختار تجاری ایران پیش از این محاصره هم در اثر انسداد تراستیها دچار شوکساختاری شده بود. بعدتر با حمله نظامی به منافع کشور امارات، ایران مهمترین واسطه تامین کالا و هاب مالی خود در منطقه را از دست داد و میتوان با قاطعیت گفت ساختار تجاری ایران دیگر به پیش از آغاز درگیریها بازنخواهد گشت. محاصره دریایی درست بعد از این تحولات آخرین تکه پازل فروپاشی ساختار تجاری ایران است.»
از نگاه این روزنامهنگار اقتصادی، این محاصره به دلیل آسیبپذیری تجاری ایران تبعات مهلکی دارد، اما میزان اثرگذاری آن وابسته به کیفیت اجرای آن است.
بیشتر بخوانید: تأکید جمهوری اسلامی بر بسته ماندن تنگه هرمز
به گفته او، اگر این محاصره به طور موثر صادرات نفت، پتروشیمی و سایر محصولات انرژیپایه ایران را مختل کند، خیلی زود اثر خود را در تراز پرداخت و حسابهای جاری نشان خواهد داد. بنابراین میتوان انتظار داشت کسری بودجه دولت تشدید شده و بحرانهای مالی مانند تورم و افزایش نرخ ارز را در پی داشته باشد.
نظامآبادی اضافه میکند: «علاوه بر صادرات، ضربه مهلکتری به واردات کالاهای اساسی و نهادههای تولید وارد خواهد شد. در میان اقلام عمده وارداتی غیرخوراکی از امارات، بسیاری از کالاها مثل ماشینآلات و تجهیزات یا قطعات منفصله تولید قابلیت جایگزینی ندارند. در نتیجه زنجیره تولید داخلی نیز از این تحولات بیتأثیر نخواهد بود.»
تاثیر محاصره دریایی بر معیشت شهروندان
با شکست گفتوگوهای ایران و آمریکا در پاکستان، اکنون بسیاری از مردم نگران آینده پیش رو هستند و با خبر آغاز محاصره دریایی این نگرانی تشدید هم شده است.
اشکان نظامآبادی میگوید زمانی که همه چیز عادی بود سالانه حدود ۱۵ میلیارد دلار، معادل ۲۰ درصد کل واردات، به کالاهای اساسی اختصاص داشت؛ این کالاها شامل نهادههای تولید محصولات پروتئینی تا برنج، شکر، روغن و حبوبات میشود.
او معتقد است که این عدد بسیار اهمیت دارد چون نشان میدهد تبعات جنگ و حالا محاصره دریایی درست به بخشی اصابت میکند که مستقیماً روی وضعیت معیشتی، قیمت مصرفکننده و ثبات اجتماعی اثرگذار است.
این روزنامهنگار اقتصادی به یک نمونه اشاره میکند: «ایران سالانه حدود یک میلیون تن برنج وارد میکند و این واردات عمدتاً از هند و پاکستان است. اگر محاصره دریایی به معنی اختلال در بنادر جنوبی، بهویژه بندر رجایی و امام باشد احتمالا ایران در پاسخ مسیرهای جایگزین زمینی یا ترکیبی با ترکیه را به کار خواهد گرفت. بنابراین حتی اگر قحطی در پیش نباشد این تغییر لجستیکی بسیار پرهزینهتر از واردات دریایی است و قیمتها را افزایش داده و در نهایت فشار به مصرفکننده منتقل میشود.»
از سوی دیگر به گفته او، فشارهای مالی و ارزی ناشی از این محاصره نیز به شکل مستقیم به افت رفاه مصرفکنندگان منجر خواهد شد. اوضاع بنگاههای خدماتی و تولیدی نیز بسیار وخیم است. بنگاهها پیش از این نیز در حال تعدیل گسترده نیرو بودند و تشدید اختلال در زنجیره تولید در صورتی که مدت زمان طولانی پابرجا باشد موجی از بیکاری را به راه خواهد انداخت.
واکنش روسیه و چین چه خواهد بود؟
با تشدید دوباره تنشها، یکی از پرسشهای اساسی درباره تاثیرات احتمالی بر رویکرد چین و روسیه در قبال جنگ و محاصره تنگه هرمز و واکنش این دو کشور است. چین از بزرگترین واردکنندگان انرژی در دنیاست و به شدت به نفت خلیج فارس وابسته است، اما وضعیت روسیه متفاوت است.
بیشتر بخوانید: چین در حال آماده شدن برای ارسال سلاح به ایران است
نظامآبادی در تحلیل وضعیت به محاصره تجاری روسیه اشاره میکند. او میگوید: «روسیه بعد از حمله به اوکراین تا حد زیادی به تجارت به هند و چین وابسته شده است. هرچند روسیه از افزایش نرخ انرژی سود میبرد اما به طور بالقوه بازنده بلندمدت این تحولات خواهد بود چرا که این محاصره بیش از پیش نفوذ روسیه در خاورمیانه را زیرسوال خواهد برد. احتمالا تنها کمک روسیه به ایران در شرایط محاصره میتواند از طریق اتحادیه اقتصادی اوراسیا باشد که در این صورت این اتحادیه جز مواد غذایی گران چیز دیگری برای عرضه به ایران ندارد.»
این روزنامهنگار اقتصادی چین را یک “اقتصاد صنعتی انرژیبر” مینامد. به باور او، بزرگترین واردکننده نفت جهان که سهم قابلتوجهی از این نفت را از تنگه هرمز عبور میدهد از این وضعیت راضی نخواهد بود.
نظامآبادی میافزاید: «تنها مزیت آنها در جهان تولید ارزان است و افزایش هزینه انرژی این مزیت را تهدید میکند. آنها در محاصره هم به تجارت با ایران ادامه میدهند اما مسئله هزینه بالای این تجارت است که به ضرر هر دو طرف است.»
نمونههای پیشین محاصره دریایی
محاصره دریایی عراق پس از حمله این کشور به کویت در جریان جنگ خلیج فارس صورت گرفت؛ با قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل صادرات نفت و واردات کالا با هدف وادار کردن عراق به عقبنشینی، بهشدت محدود شد. این محاصره از نظر نظامی–سیاسی تا حدی موفق بود، اما هزینه انسانی بسیار سنگینی داشت و به رنج گسترده مردم عادی منجر شد.
در نمونهای تازهتر، ونزوئلا با محاصره دریایی به معنای کلاسیک روبهرو نشد، بلکه تحت تحریمهای شدید به ویژه از سوی ایالات متحده قرار گرفت. این تحریمها با هدف فشار سیاسی بر دولت، صادرات نفت و دسترسی به بازارهای جهانی را محدود کرد و باعث تورم شدید، کمبود کالا و مهاجرت گسترده شد.
اکنون نیز نگرانی بزرگ برخی ناظران و تحلیلگران، تحمیل هزینههای سنگین بر مردم ایران است؛ مردمی که سالهاست متحمل رنجهای ناشی از شیوه حکمرانی جمهوری اسلامی هستند.
شاهین مدرس، تحلیلگر مطالعات امنیتی، در گفتوگو با دویچه وله فارسی، میگوید آمریکا از نظر نظامی میتواند این محاصره را برای ماهها حتی در برخی سناریوها بیش از یک سال ادامه دهد. اما به گفته او، مسئله اصلی “توان” نیست، “هزینه” است: «هرچه زمان میگذرد، فشار اقتصادی جهانی، فرسایش عملیاتی و فشار داخلی در چارچوب نظریه بازیها افزایش پیدا میکند. بنابراین این ابزار، ماهیتاً کوتاهمدت تا میانمدت است، نه یک وضعیت پایدار.»
شاهین مدرس محتملترین مسیر را “فرسایش کنترلشده” میداند، نه پیروزی سریع یا صلح واقعی؛ چیزی شبیه سالهای پایانی جنگ ایران و عراق، با درگیری محدود و فشار مداوم. این تحلیلگر مطالعات امنیتی میافزاید: «در چارچوب واقعگرایی ساختاری، این یک بنبست پایدار است؛ نه خروج آسان دارد، نه نتیجه قاطع. در این میان، تنها بازنده واقعی مردم ایران هستند، چه جنگ ادامه پیدا کند، چه بدون تغییر ساختار متوقف شود.»