اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
رئیسجمهور آمریکا روز دوشنبه ۱۱ مه در گفتوگو با شبکه فاکسنیوز و همچنین در دفتر بیضی کاخ سفید، لحنی تندتر از هفتههای گذشته اتخاذ کرد.
او گفت آتشبس میان واشنگتن و تهران اکنون “در وضعیت احتضار” قرار دارد و شرایط را به بیماری تشبیه کرد که پزشکان تنها “یک درصد شانس زنده ماندن” برای او قائل هستند.
ترامپ همچنین اعلام کرد در حال بررسی ازسرگیری پروژه “آزادی” است؛ عملیاتی که ابتدا برای اسکورت کشتیها در تنگه هرمز طراحی شده بود، اما به گفته او در صورت اجرا این بار “فراتر از همراهی کشتیها” خواهد رفت.
بیشتر بخوانید:وقتی راه دریا بسته میشود؛ محاصرهای که به زندگی مردم رسیده است
او هنوز تصمیم نهایی خود را اعلام نکرده، اما همین ابهام، گمانهزنیها درباره گزینههای بعدی آمریکا را افزایش داده است.
آتشبس شکننده و سایه بازگشت جنگ
اظهارات تازه ترامپ نشان میدهد واشنگتن فعلا میان دو مسیر حرکت میکند؛ فشار برای توافق یا آمادهسازی برای تشدید تنش.
ترامپ میگوید ایران تصور میکند او “خسته میشود” یا “تحت فشار قرار میگیرد”، اما تاکید کرده که “هیچ فشاری” وجود ندارد و آمریکا به “پیروزی کامل” خواهد رسید.
در همین حال، او به اختلافات داخلی جمهوری اسلامی نیز اشاره کرده و گفته بخشی از حاکمیت ایران خواهان توافق است، اما “دیوانهها” میخواهند جنگ ادامه پیدا کند.
این لحن، از نگاه برخی تحلیلگران، فقط بخشی از جنگ روانی نیست. همزمان با این تهدیدها، آمریکا حضور نظامی خود را در منطقه حفظ کرده و گزینههای نظامی همچنان روی میز باقی ماندهاند.
رضا طالبی، تحلیلگر مسائل ایران و کارشناس امور بینالملل، معتقد است وضعیت کنونی بیش از آنکه به سمت صلح پایدار حرکت کند، وارد مرحلهای از “نه جنگ، نه صلح” شده است.
او به دویچهوله میگوید: «ترامپ کاملا غیرقابل پیشبینی است و پیدا کردن منطق ثابت در استراتژی او تقریبا ناممکن شده. آمریکا ابتدا از تغییر رژیم صحبت کرد، بعد نابودی نیروی دریایی ایران را هدف قرار داد و سپس جلوگیری از دستیابی ایران به بمب اتم را هدف اصلی اعلام کرد، اما هیچکدام بهطور کامل محقق نشده است.»
به گفته طالبی، همین وضعیت میتواند به سیاستی فرسایشی تبدیل شود؛ یعنی ادامه فشار اقتصادی و دریایی بدون ورود فوری به جنگی تمامعیار.
بیشتر بخوانید:زندگی در تعلیق؛ فشار روانی و اجتماعی وضعیت “نه جنگ، نه صلح” در ایران
او میگوید: «بسته ماندن تنگه هرمز بدون یک درگیری قطعی، در واقع نوعی تست تابآوری ایران و جهان است؛ یک بازوی کشتی که باید دید کدام طرف زودتر عقبنشینی میکند.»
تنگه هرمز؛ ابزار فشار یا جرقه بحران بزرگتر؟
در هفتههای اخیر، تنگه هرمز دوباره به مرکز تنشها تبدیل شده است. حدود یکپنجم نفت جهان از این مسیر عبور میکند و هرگونه اختلال طولانی در آن میتواند بازار جهانی انرژی را دچار بحران کند.
ترامپ اکنون از گسترش پروژه “آزادی” صحبت میکند؛ طرحی که پیشتر برای حفاظت از کشتیهای تجاری آغاز شد، اما برخی تحلیلگران معتقدند نسخه جدید آن میتواند به معنای تشدید محاصره دریایی ایران باشد.
مهدی نخل احمدی، روزنامهنگار، معتقد است آمریکا فعلا تلاش میکند میان فشار حداکثری و دیپلماسی تعادل ایجاد کند.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
او میگوید: «واشنگتن فعلا ترجیح میدهد فشار حداکثری را با باز نگه داشتن مسیر مذاکره ترکیب کند. سفر پیشروی ترامپ به چین هم مهم است، چون هر بحران بزرگ در خلیج فارس مستقیما بر اقتصاد چین اثر میگذارد.»
به گفته او، اکنون نوعی “توازن وحشت” میان ایران، آمریکا و اسرائیل شکل گرفته است؛ وضعیتی که در آن هیچ طرفی بهدنبال جنگ تمامعیار نیست، چون هزینه آن میتواند از کنترل خارج شود.
او میگوید: «ایران توان ایجاد اختلال در تنگه هرمز را دارد، اما این کنترل مطلق نیست. خود ایران هم به همین مسیر وابسته است. به همین دلیل، هرمز بیشتر ابزار بازدارندگی است تا یک برگ برنده قطعی.»
آیا ترامپ به سمت عملیات نظامی میرود؟
در واشنگتن، بخشی از جمهوریخواهان نزدیک به ترامپ آشکارا از تشدید فشار حمایت میکنند. برخی مقامهای آمریکایی نیز گفتهاند نیروهای ایالات متحده آمادهاند در صورت صدور دستور، عملیات گسترده علیه ایران را از سر بگیرند.
تحلیلگران میگویند یکی از گزینههای احتمالی ترامپ میتواند حمله محدود به زیرساختهای ایران باشد؛ بهویژه اهدافی که به گفته مقامهای آمریکایی در حملات قبلی نابود نشدهاند.
ترامپ خود نیز اخیرا گفته بود آمریکا “اهداف دیگری” در ایران دارد که میتواند آنها را هدف قرار دهد.
رضا طالبی هشدار میدهد که ادامه وضعیت فعلی میتواند در نهایت به عملیات گستردهتری منجر شود.
او میگوید: «تجمیع نیروهای ویژه آمریکا و ناوگان دریایی و هوایی در منطقه ممکن است زمینهساز بحث مداخله وسیعتر شود؛ از بنادر و تنگه هرمز گرفته تا جزایر استراتژیک.»
به گفته او، هرچند احتمال مداخله زمینی پایین است، اما شرایط کنونی میتواند احتمال آن را افزایش دهد.
در همین حال، اسرائیل نیز از پایان زودهنگام بحران حمایت نمیکند.
طالبی معتقد است تلآویو مایل است ایران در وضعیت فرسایشی و دائما آسیبپذیر باقی بماند؛ وضعیتی که امکان حملات مکرر و فشار دائمی را فراهم کند.
در ایران، همزمان با ادامه تنشها، نگرانیهای اقتصادی و اجتماعی نیز افزایش یافته است.
طالبی میگوید خسارتهای اقتصادی جنگ و بحران اخیر بسیار سنگین بوده و به زیرساختهای انرژی، حملونقل و اقتصاد ایران آسیب جدی وارد شده است.
او هشدار میدهد ادامه وضعیت فعلی میتواند بحرانهای اجتماعی را تشدید کند و حتی زمینه ناآرامیهای گستردهتر را فراهم سازد.
در سوی دیگر، ترامپ نیز تحت فشار داخلی قرار دارد. او نمیتواند بدون یک دستاورد مشخص، پایان بحران را اعلام کند؛ بهویژه در آستانه رقابتهای سیاسی و انتخاباتی آمریکا.
مهدی نخل احمدی میگوید: «ترامپ به یک کارت برنده نیاز دارد؛ یا از طریق توافق یا از طریق تشدید تنش و عملیات محدود نظامی.»
به گفته او، اگر مذاکرات کاملا شکست بخورد، احتمال بازگشت حملات نظامی کوتاه و ضربتی افزایش پیدا میکند، هرچند چنین سناریویی میتواند کل منطقه و اقتصاد جهانی را وارد دورهای تازه از بیثباتی کند.
فعلا هیچکدام از طرفها از مواضع خود عقب ننشستهاند؛ ایران میگوید خواهان “توافق پایان جنگ” است، نه تکرار چرخه جنگ و مذاکره. آمریکا نیز تاکید میکند تا زمانی که اهدافش محقق نشده، گزینه حمله همچنان وجود دارد.
در چنین فضایی، منطقه در وضعیتی معلق قرار گرفته؛ نه صلحی واقعی برقرار است و نه جنگی که بتوان پایانش را پیشبینی کرد.