شمارش معکوس نظامی علیه تهران؛ توافق یا انفجار بزرگ؟

در آستانه نشست سرنوشت‌ساز ژنو میان مقامات جمهوری اسلامی و واشنگتن، سایه جنگ بیش از هر زمان بر خاورمیانه سنگینی می‌کند. آیا اولتیماتوم ترامپ به توافق می‌انجامد یا جهان در آستانه یک درگیری ویرانگر قرار دارد.در حالی که تقویم به تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴ (۲۶ فوریه ۲۰۲۶) نزدیک می‌شود، جهان شاهد یکی از بحرانی‌ترین مقاطع تاریخ مدرن خاورمیانه است. فضای حاکم بر محافل سیاسی واشنگتن و پایتخت‌های اروپایی، فراتر از یک تنش دیپلماتیک ساده، نشان‌دهنده یک “شمارش معکوس نظامی” است.

بر اساس گزارش‌ تفصیلی وال استریت ژورنال، مقامات ارشد پنتاگون طرحی را با عنوان “پاسخ متناسب و قاطع” نهایی کرده‌اند که در آن نه تنها تأسیسات هسته‌ای، بلکه مراکز کلیدی فرماندهی و کنترل نیز هدف‌گذاری شده‌اند.

گزارش‌ اخیر ان‌بی‌سی نیوز حاکی از آن است که دونالد ترامپ این بار برخلاف دوره اول ریاست جمهوری خود، با هماهنگی عملیاتی کامل با اسرائیل عمل می‌کند. این رسانه به نقل از منابع اطلاعاتی مدعی شد که “تغییر رژیم” از یک گزینه فرعی، به یک هدف استراتژیک بالقوه در اتاق‌های جنگ تبدیل شده است.

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در سخنرانی اخیر خود در باشگاه گلف مار-آ-لاگو که بازتاب وسیعی در نیویورک تایمز داشت، با لحنی که آمیخته‌ای از تهدید و تمایل به معامله بود، اعلام کرد: «ما ماه‌ها منتظر ماندیم. من به آن‌ها زمان دادم، اما زمان رو به اتمام است. یا غنی‌سازی صفر را می‌پذیرند و یا با واقعیتی مواجه می‌شوند که هیچ‌گاه تصورش را نمی‌کردند.» این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که گزارش‌های میدانی از ورود تانکرهای سوخت‌رسان KC-46 آمریکایی به فرودگاه بین‌المللی بن‌گوریون خبر می‌دهند؛ اقدامی که از نظر کارشناسان نظامی فاکس نیوز، تنها یک معنا دارد: آماده‌سازی برای حملات دوربرد و سنگین که نیاز به پشتیبانی لجستیک هوایی در آسمان منطقه دارد.

از سوی دیگر، گزارش‌های رویترز و آسوشیتدپرس نشان می‌دهد که کشورهای عرب منطقه، به‌ویژه عربستان سعودی و امارات، در پیامی محرمانه به واشنگتن تأکید کرده‌اند که خواهان درگیری تمام‌عیار نیستند، اما همزمان نفوذ منطقه‌ای ایران را خطری وجودی می‌دانند. در این میان، نقش بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، در متقاعد کردن ترامپ غیرقابل‌انکار است. او در پارلمان اسرائیل صراحتا از «گوشمالی سخت» سخن گفته و گزارش‌های تایمز اسرائیل نشان می‌دهند که تل‌آویو اسناد جدیدی از پیشرفت‌های هسته‌ای ایران در سایت‌های زیرزمینی را به سیا ارائه داده است که نشان می‌دهد تهران تنها چند هفته با «نقطه گریز هسته‌ای» فاصله دارد. این مقدمه‌چینی‌های نظامی و رسانه‌ای، نشست روز پنجشنبه در ژنو را به «آخرین سنگر دیپلماسی» تبدیل کرده است؛ نشستی که فراتر از یک گفتگو، یک اولتیماتوم تاریخی به شمار می‌رود.

در بررسی اهداف نهایی این تحرکات، چه به قصد تغییر رژیم در تهران و چه با هدف وادار کردن تهران به توافق پس از یک حمله نظامی محدود، در تحلیل کارشناسان تضادهای معناداری وجود دارد.

بیشتر بخوانید: “پیشنهاد” گروسی به ایران و آمریکا؛ پاسخ عراقچی به ویتکاف

ابهام در پیش‌بینی قطعی جنگ و اهداف آن، واقعیتی غیرقابل‌انکار

منشه امیر، کارشناس امور خاورمیانه، مقیم اسرائیل در گفت‌وگو با دویچه‌ وله معتقد است که ابهام در پیش‌بینی قطعی جنگ و اهداف آن یک واقعیت غیرقابل انکار است. او در این باره تأکید می‌کند: «مسلم است که هیچ فرد، هیچ شخصیت سیاسی و هیچ نهادی نمی‌تواند به طور قاطعانه اظهار کند که آیا جنگ به وقوع خواهد پیوست یا خیر؛ و در صورت وقوع، این نبرد به چه صورتی اجرایی خواهد شد و چه اهداف مشخصی را دنبال خواهد کرد. شاید حتی شخص آقای ترامپ نیز در حال حاضر پاسخ قطعی این پرسش را نداند.»

با این حال، منشه امیر با تکیه بر وضعیت موجود معتقد است که تصور براندازی رژیم ایران در حال قوت گرفتن است. او می‌گوید: «با این وجود، بر اساس مجموعه اطلاعاتی که در هفته‌های اخیر جمع‌آوری شده، اظهارات رسمی مقامات و مطالبی که در رسانه‌های معتبر منتشر می‌گردد، این تصور به شدت قوت می‌گیرد که ترامپ نیز به این نتیجه‌گیری نهایی رسیده است که بدون برانداختن حکومت کنونی در ایران، مشکل خاورمیانه حل‌وفصل نخواهد شد و کشورهای این منطقه روی آرامش و ثبات را به خود نخواهند دید.»

ترجیح ترامپ رسیدن به توافق است

از سوی دیگر، کامران متین، دانشیار روابط بین الملل در دانشکده مطالعات جهانی دانشگاه ساسکس، در گفتگو با دویچه‌ وله به اولویت‌های استراتژیک ترامپ و موانع خروج از بحران اشاره می‌کند: «علیرغم تحولات و بستر موجود، شواهد حاکی از آن است که ترجیح دونالد ترامپ، همان‌گونه که خود وی نیز تصریح کرده، دستیابی به یک توافق است. این رویکرد ریشه در چند عامل کلیدی دارد؛ نخست آنکه استراتژی خروج آسان از یک جنگ احتمالی متصور نیست و این موضوعی است که مشاوران رئیس‌جمهور، هم در گفتگوهای غیرعلنی و هم در اظهارات عمومی خود، به طور مداوم بر آن تأکید می‌ورزند.»

بیشتر بخوانید: فیگارو: تلاش روحانی برای کنار زدن خامنه‌ای از قدرت شکست خورد

متین به یک واقعیت میدانی مهم نیز اشاره می‌کند: «این واقعیت وجود دارد که یک حمله نظامی، لزوما محدود باقی نخواهد ماند؛ چرا که علیرغم نیت احتمالی ایالات متحده برای اعمال فشار محدود، جمهوری اسلامی صراحتا اعلام کرده است که هرگونه حمله‌ای را به مثابه یک جنگ تمام‌عیار تلقی خواهد کرد. اگرچه میزان جدیت تهران در این تهدید مشخص نیست و احتمالاً دولت آمریکا نیز از آن اطلاع دقیقی ندارد، اما این عاملی است که باید در محاسبات در نظر گرفته شود.»

اسرائیل تمایل به براندازی رژیم دارد

در خصوص نقش اسرائیل در حمله احتمالی به ایران، منشه امیر قائل به یک تاثیرگذاری ریشه‌ای است و می‌گوید: «دولت اسرائیل در رسیدن آقای ترامپ و مقامات عالی‌رتبه آمریکایی به این نتیجه‌گیری استراتژیک، نقشی اساسی و کلیدی ایفا کرده است. اسرائیل با ارائه اسناد و مدارک بسیار گسترده و مستدل، مقامات واشنگتن را متقاعد کرده است که جز با برانداختن رژیم، مسائل منطقه خاورمیانه به صورت ریشه‌ای حل نخواهد شد.»

به گفته او: «در اظهارات روزهای اخیر ترامپ مشاهده می‌کنیم که او نه تنها از موضوع برنامه اتمی ایران سخن می‌گوید، بلکه علیه سرکوب مردم ایران در اعتراضات مردمی نیز موضع‌گیری می‌کند که این امر می‌تواند نشان‌دهنده یک تغییر اساسی در دکترین رئیس جمهور آمریکا باشد.»

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

در مقابل، کامران متین بر دکترین امنیت ملی آمریکا و مسئله تغییر رژیم تمرکز کرده و یادآور می‌شود: «در خصوص مسئله تغییر رژیم، اظهارات رسمی دونالد ترامپ و رهبران ایالات متحده نشان می‌دهد که تمایلی برای ورود به این پروسه ندارند. مطابق با سند استراتژی امنیت ملی آمریکا که در نوامبر منتشر شد، سیاست جدید واشنگتن بر این پایه استوار است که دوران “ملت‌سازی” یا “دولت‌سازی” به پایان رسیده و اولویت استراتژیک آمریکا از خاورمیانه به سمت تمرکز بر چین تغییر یافته است. همچنین، به دلیل عدم ارائه یک آلترناتیو مشخص، به نظر می‌رسد ترجیح نهایی ایالات متحده دستیابی به توافق باشد؛ هرچند این توافق نمی‌تواند مشابه یا معادل توافق دولت اوباما باشد.»

احتمال واکنش سخت از سوی تهران در صورت حمله

بحث ضرب‌الاجل‌ها نیز موضوع مهمی است. منشه امیر با اشاره به تغییر در ضرب‌الاجل‌ها و تحرکات نظامی می‌گوید: «ترامپ که در ابتدا هیچ‌گونه ضرب‌الاجل مشخصی تعیین نکرده بود، پس از ماه‌ها انتظار برای دریافت واکنش از سوی رژیم ایران، ابتدا اعلام کرد که یک ماه فرصت می‌دهند؛ اما متعاقباً این بازه زمانی را به ده روز و سپس پانزده روز تغییر داد.»

بیشتر بخوانید: ترامپ: تصمیم نهایی درباره جنگ یا توافق با ایران با من است

به گفته این کارشناس، خبر تکمیلی دیگر این است که نه تنها ایالات متحده نیروی نظامی بسیار قدرتمندی را به منطقه گسیل داشته، بلکه در ساعات اخیر افشا شده است که تعدادی از هواپیماهای جنگی آمریکایی به همراه هواپیماهای سوخت‌رسان ایالات متحده وارد فرودگاه بین‌المللی بن‌گوریون در اسرائیل شده‌اند.» او تأکید دارد که: «این شواهد همگی دال بر این است که قاطعیت ترامپ و تصمیم ایشان برای حمله نظامی قطعی به نظر می‌رسد و اسرائیل نیز در وضعیت آمادگی کامل قرار دارد.»

این در حالیست که در سخنان اخیر نخست‌وزیر اسرائیل که در پارلمان این کشور شنیده شد، نتانیاهو با قاطعیت اعلام کرد که اگر رژیم ایران به اسرائیل حمله کند، با واکنش و گوشمالی بسیار سختی مواجه خواهد شد.

اما کامران متین در تحلیلی متفاوت، اهداف احتمالی در صورت وقوع حمله نظامی را چنین ترسیم می‌کند: «در صورت اتخاذ تصمیم برای حمله نظامی، هدف اولیه می‌تواند معطوف به رهبری جمهوری اسلامی، شخص علی خامنه‌ای، مجتبی خامنه‌ای و دیگر سران نظام باشد. هدف از این اقدام، وادار ساختن رژیم به سازش یا ایجاد تحولات داخلی است تا عناصری که آمادگی بیشتری برای مصالحه دارند، قدرت را به دست گیرند. با این حال، احتمال واکنش ایران و گسترش وسیع‌تر دامنه حملات، کاملاً محتمل ارزیابی می‌شود.»

پارادوکس میان تمایل به توافق و اجبار به جنگ

در لایه زیرین این بحران، پارادوکس میان تمایل به توافق و اجبار به جنگ وجود دارد. منشه امیر می‌گوید: «باید توجه داشت که ترامپ به طور اصولی نه خواهان براندازی حکومت است، نه تغییر رژیم در ایران را دنبال می‌کند و نه لزوما تمایلی به راه انداختن جنگ علیه رژیم ایران دارد. آنچه مورد نظر ترامپ است، دستیابی به توافقی فراگیر است که در آن موضوعات اتمی، توان موشکی، فعالیت‌های نیابتی و همچنین سرکوب ملت ایران متوقف گردد. اما از آنجایی که رژیم ایران هیچ‌یک از این شرایط و خواسته‌ها را نخواهد پذیرفت، وقوع جنگ ظاهرا حتمی به نظر می‌رسد.»

همزمان، کامران متین به بن‌بست هسته‌ای و میراث سیاسی رهبری ایران اشاره کرده و می‌افزاید: «در طرف مقابل، علی خامنه‌ای به دلیل پیوند زدن موضوع غنی‌سازی با حیات سیاسی خود، قادر یا مایل به پذیرش توافقی که غنی‌سازی در خاک ایران را منع کند، نیست؛ زیرا هرگونه عقب‌نشینی در این زمینه را شکست سیاسی بزرگی برای خود و نظام تلقی می‌کند.»

بیشتر بخوانید: بقایی: واکنش ما به “حمله محدود” هم قاطع و شدید خواهد بود

به گفته کامران متین، از سوی دیگر، آمریکا بر توقف کامل غنی‌سازی به عنوان حلقه اصلی تولید سلاح هسته‌ای اصرار دارد. این تضاد منافع در یک اصل اساسی، مانع اصلی توافق است. دستور به تعیین جانشین در چهار سطح مختلف برای رهبران نظام نیز نشان‌دهنده عزم آن‌ها برای عدم نمایش شکست یا سازش است. از سوی دیگر، ارزیابی تهران مبنی بر تمایل بیشتر ترامپ به توافق نسبت به جنگ، موجب سخت‌تر شدن مواضع آن‌ها شده که به شکلی متناقض، دو طرف را به جای توافق به سمت درگیری سوق می‌دهد.

مذاکرات روز پنجشنبه ممکن است آخرین حد تحمل و صبر ایالات متحده پیش از اقدام نظامی باشد

در نقد رویکرد دیپلماتیک و پیشنهادهای جمهوری اسلامی برای رسیدن به توافق، منشه امیر معتقد است: «این احتمال وجود دارد که رژیم ایران بخواهد با ایالات متحده کنار بیاید، اما این دقیقا مشابه همان توافق برجامی است که در زمان باراک اوباما منعقد شد و ترامپ از آن خارج گردید. بنابراین، ترامپ پیشنهادی را که پیش‌تر رد کرده، مجددا نخواهد پذیرفت.»

در خصوص مذاکرات آتی در ژنو که قرار است روز پنجشنبه و روزهای پس از آن برگزار شود، این نشست‌ها از منظر احتمال وقوع حمله یا عدم حمله به عقیده این کارشناس بسیار سرنوشت‌ساز خواهند بود. همچنین احتمال زیادی وجود دارد که حکومت ایران مجددا با رشته‌ای از پیشنهادهای خیالی، به دنبال یک نرمش ظاهری باشد؛ برای مثال بگوید حاضر است غنی‌سازی را در سطح ۲۰ درصد محدود کند تا در صورت فشار آمریکا، آن را به ۳.۶۷ درصد برساند. همچنین ممکن است وعده‌های مالی در حوزه‌های نفت، گاز و بازسازی ایران ارائه دهند که هدف ریشه‌ای آن، ابطال تحریم‌های ایالات متحده است.

به گفته منشه امیر، به عنوان مثال، موضوع خرید هواپیماهای بوئینگ مطرح می‌شود که چهل و شش سال است تقاضای آن را دارند اما به دلیل تحریم‌ها میسر نشده است. لذا دیپلماسی رژیم بسیار ضعیف، قدرت بازدارندگی آن بسیار کم و مذاکرات روز پنجشنبه ممکن است آخرین حد تحمل و صبر ایالات متحده پیش از اقدام نظامی باشد.

کامران متین نیز به تناقضات در مواضع ترامپ و نقش کلیدی اسرائیل پرداخته و می‌گوید: «در حوزه فنی، ترامپ با این توجیه که ظرفیت بازسازی تأسیسات هسته‌ای ایران پس از حمله نیز وجود دارد، ممکن است حملات قبلی را ناکافی بداند. مشاوران وی نیز در خفا یادآور می‌شوند که حملات ممکن است تولید سلاح را به تأخیر بیندازد اما آن را کاملا از میان نمی‌برد. همچنین، تمرکز فعلی بر مسئله هسته‌ای تا حدی ناشی از عدم تحقق وعده‌های قبلی ترامپ مبنی بر حمایت از معترضان ایرانی است.»

به گفته او، در این میان، نقش اسرائیل بسیار حیاتی است؛ چرا که کشورهای عرب منطقه تمایلی به در اختیار گذاشتن خاک یا فضای هوایی خود ندارند و ناوهای هواپیمابر به تنهایی فشار نظامی مدنظر آمریکا را تأمین نمی‌کنند. لذا استفاده از امکانات نظامی اسرائیل که کارایی آن در جنگ دوازده‌روزه اثبات شده، گریزناپذیر است.»

خامنه‌ای حاضر است دست به خودکشی سیاسی بزند ولی تسلیم نشود

در نهایت، در خصوص استراتژی بقای علی خامنه‌ای و بن‌بست نهایی، منشه امیر معتقد است: «این پرسش مطرح است که آیا رژیم ایران تمام تلاش خود را برای اقناع آمریکا و جلوگیری از جنگ به کار بسته است؟ مسلماً چنین است. اما واقعیت این است که علی خامنه‌ای حاضر به هیچ‌گونه گذشتی نیست؛ زیرا تصور می‌کند در شرایطی که خیزش مردم ایران ادامه دارد، نشان دادن هرگونه ضعفی در برابر ایالات متحده، سرآغاز فشارهای بیشتر و خیزش بزرگ‌تر ملت ایران خواهد بود که نهایتاً به سرنگونی رژیم منجر می‌شود. بر این اساس، استنباط می‌شود که علی خامنه‌ای حاضر است دست به “خودکشی سیاسی” و “ایران‌کشی” بزند اما تسلیم آمریکا نشود.»

در پاسخ به این سوال که چرا با وجود این بن‌بست، دو طرف مذاکرات را ادامه می‌دهند، منشه امیر معتقد است که این صرفاً تلاشی بی‌نتیجه است تا شاید بتوانند آقای ترامپ را از تصمیم خود منحرف یا منصرف کنند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

اما کامران متین سناریوی توافق احتمالی و پیروزی‌های ادعایی طرفین را غیرممکن نمی‌داند: «دستیابی به فرمولی که هر دو طرف مدعی پیروزی در آن باشند، غیرممکن نیست. ایران ممکن است توقف چندساله غنی‌سازی، بازگشت نظارت‌های آژانس و حتی طرح “کنسرسیوم چندملیتی” (با حضور آمریکا در چرخه غنی‌سازی جهت اطمینان از مصارف غیرنظامی) را بپذیرد، مشروط بر اینکه اصل غنی‌سازی در خاک ایران به رسمیت شناخته شود. ترامپ نیز می‌تواند این سازوکار نظارتی دقیق را به عنوان پیروزی مطرح کند. با این حال، چنین توافقی به دلیل نپرداختن به مسائل موشکی و فعالیت‌های منطقه‌ای نیروهای نیابتی، ریسک‌های سیاسی داخلی بزرگی برای ترامپ به همراه خواهد داشت.»

کامران متین همچنین اشاره می‌کند: «علیرغم تمامی موانع موجود بر سر راه جنگ، در حال حاضر احتمال درگیری نظامی بیش از دستیابی به توافق به نظر می‌رسد. هرچند در دنیای سیاست هیچ امری صد درصد قابل پیش‌بینی نیست، اما برداشت فعلی از اوضاع، غلبه سایه درگیری بر دیپلماسی است.»

کنترل‌های مرزی بحث‌برانگیز آلمان؛ هزینه‌ چندصد میلیون یورویی

کنترل‌های موقت در مرزهای داخلی آلمان، ظرف ۱۶ ماه از شروع اجرا، حدود ۱۴۰ میلیون یورو هزینه در پی داشته‌اند. برخی احزاب اپوزیسیون این کنترل را “نمایشی” و با “کارنامه‌ای فاجعه‌بار” توصیف کرده‌اند.کنترل‌های موقت در مرزهای داخلی آلمان که از سپتامبر ۲۰۲۴ اجرا شده‌اند، تا پایان دسامبر سال گذشته حدود ۱۴۰ میلیون یورو هزینه در پی داشته‌اند. این موضوع در پاسخ وزارت کشور آلمان به پرسش پارلمانی کلارا بونگر، نماینده حزب چپ در بوندستاگ، اعلام شده و در اختیار “شبکه تحریریه آلمان” (RND) قرار گرفته است.

در بازه زمانی ۵ اوت تا ۳۱ دسامبر ۲۰۲۵، در مجموع ۱۴ هزار و ۱۲۹ نفر در مرزهای زمینی آلمان بازگردانده شده‌اند که از این میان ۵۵۲ نفر متقاضی پناهندگی بوده‌اند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله

این مبالغ شامل “هزینه‌های اضافی عملیاتی” پلیس فدرال آلمان است؛ از جمله اضافه‌کاری مأموران، پرداخت فوق‌العاده‌ها، هزینه‌های راه‌اندازی و اداره ایست‌های بازرسی، تامین به کارگیری تجهیزات و اسکان و تغذیه نیروها است.

طبق اعلام وزارت کشور، تا پایان ژوئن ۲۰۲۵ حدود ۸۰.۵ میلیون یورو هزینه ثبت شده و در نیمه دوم سال ۵۹.۵ میلیون یوروی دیگر به این مبلغ افزوده شده است. البته وزارتخانه تأکید کرده که بخشی از این رقم “محاسباتی” و روی کاغذ است و تنها در صورتی بار مالی واقعی خواهد داشت که اضافه‌کاری‌ها ظرف ۱۲ ماه با مرخصی جبران نشود. بدون احتساب این بخش، هزینه‌ها حدود ۷۸.۲ میلیون یورو برآورد شده است.

انتقاد حزب چپ: “سیاست نمایشی و پرهزینه”

کلارا بونگر، سخنگوی سیاست پناهندگی حزب چپ، این آمار را “کارنامه‌ای فاجعه‌بار” توصیف کرده و کنترل‌های مرزی را “غیرقانونی و کم‌اثر” دانسته است. به گفته او، این “سیاست نمادین بازدارندگی” هزینه‌بر است و منابع مالی باید به جای آن صرف دوره‌های ادغام مهاجران شود.

او همچنین به تصمیم جدید وزارت کشور اشاره کرد که بر اساس آن، تنها افرادی می‌توانند به‌طور رایگان در دوره‌های ادغام شرکت کنند که از سوی مقامات ملزم به حضور شده باشند؛ این موضوع عمدتاً شامل پناهندگان پذیرفته‌شده می‌شود و متقاضیان پناهندگی و برخی پناهجویان اوکراینی را دربر نمی‌گیرد.

تمدید کنترل‌ها تا سپتامبر

الکساندر دوبرینت، وزیر کشور آلمان، اخیراً اعلام کرده کنترل‌های مرزی موقت که قرار بود ۱۵ مارس ۲۰۲۶ پایان یابد، برای شش ماه دیگر تمدید می‌شود. به گفته او، این اقدام بخشی از “سامان‌دهی جدید سیاست مهاجرتی آلمان” است.

علاوه بر حزب چپ، حزب سبزها نیز این سیاست را “نمایشی” می‌داند. برخی کارشناسان حقوقی نیز نسبت به مشروعیت آن ابراز تردید کرده‌اند. از جمله کنستانتین هروشکا، حقوقدان حوزه حقوق اجتماعی، در گفت‌وگو با روزنامه “ولت” گفته با توجه به کاهش آمار پناهجویان، نمی‌توان از وضعیت اضطراری‌ای سخن گفت که کنترل‌های مرزی در چارچوب منطقه شنگن را توجیه کند.

ایران: موج گسترده بازداشت‌های خودسرانه و ناپدیدسازی‌های قهری

سازمان دیده‌بان حقوق بشر می‌گوید که مقام‌های ایران پس از کشتارهای سراسری دی‌ماه کارزاری گسترده از بازداشت‌های خودسرانه، شکنجه و ناپدیدسازی‌های قهری را برای ایجاد رعب و جلوگیری از اعتراضات بیشتر به راه انداخته‌اند.دیده‌بان حقوق بشر در تازه‌ترین گزارش خود می‌گوید که بر اساس یافته‌های این سازمان، مقام‌های ارشد، نهادهای امنیتی و اطلاعاتی از جمله پلیس (فراجا)، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سازمان اطلاعات آن، وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران و همچنین مقامات قضایی و دادستانی، در جریان اعتراضات گسترده دی‌ماه سرکوبی هماهنگ و گسترده پیش برده‌اند. این اقدامات شامل بازداشت‌های جمعی، نگهداری بازداشت‌شدگان در بی‌خبری مطلق (حتی در بازداشتگاه‌های غیررسمی)، پخش صدها “اعتراف اجباری” از جمله اعتراف کودکان، و ناپدیدسازی‌های قهری در ابعاد وسیع بوده است. همچنین در بسیاری از شهرها محدودیت‌های شدید شبیه حکومت نظامی اعمال شده است.

هشدار درباره شکنجه و اعتراف‌گیری‌های اجباری

به گفته بهار صبا، پژوهشگر ارشد ایران در دیده‌بان حقوق بشر، “در حالی که جامعه در شوک و اندوه به‌سر می‌برد و خانواده‌ها همچنان در جستجوی عزیزان خود هستند، مقامات به ایجاد رعب ادامه می‌دهند”. او هشدار داد بازداشت‌شدگان با خطر شکنجه، اعترافات اجباری و حتی اعدام‌های مخفیانه و فوری روبه‌رو هستند و خواستار دسترسی بدون مانع ناظران بین‌المللی به همه بازداشتگاه‌ها شد.

افراد هدف این بازداشت‌ها طیف گسترده‌ای را شامل می‌شوند: معترضان، وکلا، پزشکان، مدافعان حقوق بشر، دانشجویان، دانش‌آموزان، ورزشکاران، روزنامه‌نگاران، فعالان سیاسی، فعالان محیط‌ زیست و اعضای اقلیت‌های قومی و مذهبی از جمله بهاییان.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

در بیانیه دیده‌بان حقوق بشر با استناد به بیانیه ۲۶ ژانویه سازمان اطلاعات سپاه گفته می‌شود که دست‌کم ۱۱ هزار نفر تا آن تاریخ به نهادهای امنیتی احضار شده‌اند.

از قول سخنگوی قوه قضاییه نیز نقل شده است که اعلام کرده ۱۰۵۳۸ نفر برای پیگرد قضایی معرفی شده‌اند و تا ۱۷ فوریه (۲۸ بهمن)‌ برای ۸۸۴۳ نفر کیفرخواست صادر شده است. با این حال، گروه‌های حقوق بشری شمار بازداشت‌شدگان را ده‌ها هزار نفر برآورد می‌کنند. «کمیته داوطلبان پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان» نیز تا ۱۳ فوریه نام بیش از ۲۸۰۰ بازداشتی را منتشر کرده است.

ممانعت از دسترسی بازداشت‌شدگان به وکیل

گزارش‌ها حاکی است دادستان‌ها و مسئولان زندان‌ها به طور سیستماتیک مانع دسترسی بازداشت‌شدگان به خانواده و وکیل شده‌اند و از ارائه هرگونه اطلاعات درباره سرنوشت و محل نگهداری آنان خودداری می‌کنند؛ اقدامی که مصداق ناپدیدسازی قهری و از جرائم جدی در حقوق بین‌الملل است.

این سازمان همچنین موارد متعددی از شکنجه و بدرفتاری را مستند کرده است؛ از جمله ضرب‌وشتم شدید، خشونت جنسی و جنسیتی، محرومیت از غذا، تهدید به اعدام، و جلوگیری از دسترسی به خدمات درمانی. به گفته این نهاد، موارد ثبت‌شده احتمالاً تنها بخشی از ابعاد واقعی نقض‌ حقوق بشر است، زیرا بسیاری همچنان در بی‌خبری در بازداشت به سر می‌برند.

در برخی شهرها حضور سنگین نیروهای نظامی و امنیتی برقرار است؛ شاهدان از ایست‌های بازرسی گسترده، کنترل خودروها و بازرسی تلفن‌های همراه خبر داده‌اند. ویدیوهای راستی‌آزمایی‌شده نیز این وضعیت را تأیید می‌کند.

خطر اعدام در کمین بازداشت‌شدگان

در ۳ فوریه، دادگاهی در قم، صالح محمدی، کشتی‌گیر ۱۹ ساله، را به اتهام مشارکت در کشته شدن یکی از نیروهای امنیتی به اعدام محکوم کرد. گفته شده روند رسیدگی کمتر از یک ماه طول کشیده و بر “اعترافات اجباری” مبتنی بوده است. حکم اعدام او قرار است در ملأ عام اجرا شود.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

در همین حال علی شریف‌زاده اردکانی، حقوقدان و وکیل دادگستری روز دوشنبه در گفت‌وگویی با کانال امتداد، ضمن اشاره به وضعیت پرونده محمد عباسی و دخترش که در جریان اعتراضات دی‌ماه بازداشت و اکنون با حکم اعدام روبرو شده، اظهار داشت: «محمد عباسی که به همراه دخترش، فاطمه عباسی در پرونده قتل سرهنگ دوم شاهین دهقانی‌ کاکا‌وندی در ملارد بازداشت شده در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده است. این پرونده در حال حاضر فرجام‌خواهی به شعبه ۳۹ دیوان عالی کل کشور ارجاع شده است.»

گزارشی که سازمان عفو بین‌الملل در ۱۹ فوریه منتشر کرد از وجود دست‌کم ۳۰ کودک در میان بازداشت‌شدگان خبر داد که با خطر مجازات اعدام مواجه‌اند.

رسانه دولتی صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران نیز بخش‌هایی از دادگاه‌ها، از جمله محاکمه دو کودک، را پخش کرده است.

دیده‌بان حقوق بشر تأکید کرده است که با توجه به خطرات جدی برای بازداشت‌شدگان و ناپدیدشدگان، نظارت و فشار بین‌المللی فوری و مؤثر ضروری است.

رقص در سوگ؛ وقتی گورستان به میدان اعتراض بدل می‌شود

در مراسم چهلم جان‌باختگان دی ۱۴۰۴، کنار اشک و مرثیه، صحنه‌هایی از رقص و هم‌خوانی دیده شد. آیا این شکستن سنت سوگ است یا تلاشی برای تبدیل اندوه به زبان مقاومت و یادآوری جمعی؟ گفت‌وگو با دو کارشناس.در هفته‌های پس از کشته‌شدن بسیاری از معترضان در اعتراضات دی‌ ۱۴۰۴، تصاویری از مراسم سوگواری در شهرهای مختلف ایران در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که برای بسیاری غیرمنتظره بود.

در این ویدیوها، در کنار گریه و نوحه‌خوانی، صحنه‌هایی از هم‌خوانی، دست‌زدن و حتی رقص بر سر مزار جان‌باختگان دیده می‌شود.

در میان این تصاویر، ویدئوهایی از خانواده نیما پارسا، امیرمحمد حاتمی، سامان عطایی، مانی صفرپور، عرفان آزرده و نیز پدر رها بهلولی‌پور دیده می‌شود که بر سر مزار فرزندانشان در حال رقص یا هم‌خوانی هستند. این ویدئوها در شبکه‌های اجتماعی به‌طور گسترده توسط کاربران بازنشر شده‌اند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

در یکی از این مراسم‌، مادر دختر جوانی برای یاد دختر جان‌باخته‌اش می‌رقصد. این تصاویر برای بسیاری پرسش‌برانگیز است که چرا در سوگ می‌رقصند؟

“حد نهایی اندوه”

مریم دهکردی، روزنامه‌نگار و عضو تحریریه ایران‌وایر، در گفت‌وگو با دویچه‌وله فارسی این پدیده را در چارچوبی تاریخی و فرهنگی می‌بیند و می‌گوید: «نکته‌ای که خیلی دوست دارم به آن اشاره کنم، مسئله‌ رقص سوگ است و این پدیده‌ای که امسال در میان کشته‌شده‌ها، در مراسم‌ سوگواری‌شان، بسیار نمود علنی پیدا کرده است.»

به گفته او، ایران سرزمینی با آیین‌های متنوع و کهن سوگواری است؛ آیین‌هایی که در دوره‌هایی کم‌رنگ‌تر بوده اما هرگز از میان نرفته است.

دهکردی به نمونه‌هایی از میان اتنیک‌های مختلف اشاره می‌کند: «عرب‌ها در مراسم سوگ، به‌ویژه وقتی جوانی از دست رفته باشد، یزله می‌کنند و حتی تیراندازی می‌کنند. ترکمن‌ها دوتار می‌نوازند، یارسان‌ها تنبورنوازی می‌کنند، کردها چَمَری دارند.»

او با بیان اینکه اگر به هر گروه اتنیکی نگاه کنیم، شکل خاص خود از سوگواری آیینی را می‌بینیم، می‌گوید، “رقص سوگ” تنها به آیین‌های اتنیکی محدود نیست و در ادبیات کلاسیک فارسی نیز ریشه دارد.

دهکردی در ادامه صحبت‌های خود به منظومه خسرو و شیرین نظامی اشاره می‌کند که در آن شیرین در مواجهه با پیکر خسرو می‌رقصد و همچنین به سوگ سیاوش در شاهنامه که در آن مادر سیاوش سماع می‌کند.

به گفته دهکردی، اینجا با “حد نهایی اندوه” روبه‌رو هستیم، جایی که اندوه به شیدایی بدل می‌شود و بدن پیش از عقل واکنش نشان می‌دهد.

او برای توضیح این وضعیت، به خاطره‌ شخصی خود از یک خویشاوند نیز رجوع می‌کند که در دوران کودکی‌اش در زمان جنگ ایران و عراق کشته شده و پیکرش هرگز بازنگشته است: «برای مراسم هفتم او حنابندان برگزار کردند. با وجود این‌که جنگ بود و هر روز آدم‌های بسیاری کشته می‌شدند، برگزاری چنین مراسمی برایم غریب نبود.»

به باور دهکردی، آنچه امروز در سوگ جان‌باختگان اعتراضات دیده می‌شود، ادامه همان سنت مواجهه با اندوهی است که از ظرفیت معمول فراتر می‌رود.

سوگواری به‌ مثابه زبان مقاومت

اورال حاتمی، جامعه‌شناس ایرانی مقیم آلمان، این پدیده را از زاویه‌ دیگری تحلیل می‌کند. او به دویچه‌وله فارسی می‌گوید، اگر این رفتارها را با معیارهای کلاسیک سوگواری بسنجیم، “نامتعارف” به نظر می‌رسد، اما از منظر جامعه‌شناسی، نشانه تغییر زبان بیان رنج است.

به گفته او، آیین سوگواری در همه فرهنگ‌ها نهادی اجتماعی است که به بازسازی نظم ازهم‌گسیخته پس از مرگ کمک می‌کند: «در شرایط عادی، سوگواری کارکردی ترمیمی دارد. جامعه با برگزاری آیین‌ها، فقدان را می‌پذیرد و به زندگی روزمره بازمی‌گردد.»

اما او معتقد است: «در شرایطی که مرگ معترضان به رویدادی جمعی و سیاسی تبدیل شده، تکرار همان الگوهای سنتی می‌تواند به معنای عادی‌سازی مرگ باشد.»

حاتمی می‌گوید: «اگر جامعه همان قالب‌های سنتی را تکرار کند، مرگ را در نظم موجود هضم می‌کند. اما تغییر شکل سوگواری نشان می‌دهد که جامعه نمی‌خواهد این مرگ را بپذیرد و نه نظم تحمیلی را.»

به باور او، آواز و رقص بر سر مزار نه نشانه شادی، بلکه “امتناع از عادی‌سازی وضعیت موجود” است.

او از منظر جامعه‌شناسی بدن نیز به موضوع نگاه می‌کند و می‌گوید:‌ «در فرهنگ رسمی، بدن عزادار باید خاموش و مطیع باشد، اما در این مراسم‌ بدن فعال و ریتمیک می‌شود و به صحنه بازمی‌گردد. در شرایطی که زبان رسمی محدود یا بی‌اثر شده، حرکت بدن به رسانه تبدیل می‌شود. دست‌زدن و هم‌خوانی، بدن‌های پراکنده را به بدن جمعی بدل می‌کند و نوعی همبستگی نمادین می‌سازد.»

حاتمی در ادامه به نقش حافظه جمعی اشاره می‌کند. او می‌گوید: «جوامع برای به یاد آوردن، فقط روایت نمی‌سازند، بلکه آیین می‌سازند. رقص و موسیقی بر سر مزار نشان می‌دهد که جامعه در حال تولید فرم جدیدی از یادآوری است. در این فرم، کشته‌شده صرفا موضوع ترحم نیست، بلکه به نماد تداوم زندگی بدل می‌شود.»

او این فرایند را تبدیل تراژدی به “سرمایه نمادین” می‌نامد، یعنی رنج به منبعی برای کنش اجتماعی بدل می‌شود.

آرزوهای نزیسته

مریم دهکردی بار دیگر بر ویژگی‌های نسلی جان‌باختگان تاکید می‌کند.

به گفته او، بسیاری از آن‌ها زیر سی سال بودند، فرزندانی که خانواده‌ها تمام توان خود را برای آینده‌شان گذاشته بودند. «اکنون برای خانواده‌ها این وضعیت حد نهایی اندوه است.»

به گفته دهکردی، بازماندگان در مراسم‌ گاه آرزوهای نزیسته عزیزانشان را زندگی می‌کنند؛ ترانه‌هایی که همیشه در شادی‌ها خوانده می‌شد، لباس سفید، شاهنامه‌خوانی یا حتی رقص.

از نظر او، این رفتارها نه انکار اندوه، بلکه شکل دیگری از مواجهه با آن است: «همه این‌ها تجلی آرزوهای نزیسته انسان‌هایی است که عزیزانشان به زور از آن‌ها گرفته شده‌اند. حالا بازماندگان، خودشان آن آرزوهای نزیسته را زندگی می‌کنند.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

اورال حاتمی نیز بر شکاف نسلی تاکید می‌کند. او می‌گوید: «نسل‌های جدید کمتر با الگوهای مبتنی بر سکوت و تسلیم ارتباط برقرار می‌کنند و بیشتر به بیان‌های مشارکتی و افقی گرایش دارند. موسیقی و هم‌خوانی برای این نسل ابزار هویت‌سازی است و همان فرهنگی است که پیش‌تر در خیابان و شبکه‌های اجتماعی شکل گرفته بود و اکنون به سطح سوگ منتقل شده است.»

در بسیاری از این مراسم‌، گورستان که معمولا نماد پایان است، به فضایی برای بازتعریف زندگی اجتماعی بدل شده است.

حاتمی این تغییر را جابه‌جایی از “فرهنگ ماتم” به “فرهنگ مقاومت” می‌داند. به گفته او، وقتی امکان کنش مستقیم محدود می‌شود، آیین‌ها به میدان کنش تبدیل می‌شوند.

در ایران سوگ همیشه با سیاست گره خورده، اما امروز ماجرا طور دیگری روایت می‌شود؛ انگار مردم همان درد قدیمی را دارند، اما راه گفتنش را تغییر داده‌اند.

تداوم اعتراضات ضدحکومتی دانشجویان در تهران و شهرهای دیگر

برخی دانشگاه‌های کشور برای چهارمین روز متوالی شاهد برگزاری تجمعات اعتراضی بوده‌اند. در این میان، به رغم اصرار مسئولان دانشگاه‌ها و مقامات دولتی بر تداوم برگزاری حضوری کلاس‌ها، بخشی از این کلاس‌ها غیرحضوری شده‌اند.تصاویری که روز سه‌شنبه، ۶ اسفند، در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده‌اند همگی از تداوم و گستردگی اعتراضات دانشجویی در تهران و مناطق دیگر کشور حکایت دارند. این تصاویر مربوط به تجمع‌های دانشجویان معترض در دانشگاه های تهران، علم و صنعت، هنر و معماری، بهشتی، خواجه نصیر، شریف و سوره شاهد هستند که در آنها شعارهای بعضا تند علیه حکومت داده شده است.

همچنین تجمع‌های اعتراضی مشابهی در دانشگاه آزاد مشهد و دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار شده است.

تصویری نیز در شبکه‌ها منتشر شده که ظاهراَ از رصد پهپادی دانشجویان معترض در دانشگاه اصفهان و اقدام برای شناسایی آنها خبر می‌دهد.

به رغم این اعتراضات که جرقه آنها چهار روز پیش و در ارتباط با چملمین روز کشته‌شدن هزاران نفر در جریان اعتراضات دی‌ماه زده شد، رئیس دانشگاه صنعتی شریف در پیامی خطاب به دانشجویان از آغاز منظم و حضوری کلاس‌ها ابراز خرسندی کرد. او نسبت به “بروز خشونت‌های کلامی و فیزیکی” در برخی تجمعات هشدار داد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

مسعود تجریشی، از دانشجویان خواست “از حضور در تجمعات غیرقانونی خودداری کرده و به حفظ امنیت دانشگاه کمک کنند.”

او در پایان بی‌ آنکه به علل اعتراضات دانشجویان اشاره و از نوع برخوردهای امنیتی با آنها عذرخواهی کند، “از مردم و خانواده شهدا بابت اتفاقات رخ‌داده در محیط دانشگاه عذرخواهی کرده” است.

اطلاعیه تهدید‌آمیز دانشگاه امیرکبیر

در همین حال، محمود کمره‌ای، معاون آموزشی دانشگاه تهران، در ارتباط با اخباری مبنی بر اختلال در برگزاری کلاس‌های درس این دانشگاه، این اخبار را تکذیب کرد و گفت: «تغییری در نحوه برگزاری کلاس‌ها ایجاد نشده است و کلاس‌های نیم‌سال دوم که از دوم اسفند آغاز شده، به‌صورت حضوری برگزار می‌شود.»

روز ۵ اسفند، همزمان با روز مهندس در دانشکده برق پلی تکنیک تهران (امیرکبیر) این دانشگاه مراسم یادبودی برای زهرا محمودپور برگزار شد.

زهرا محمدپور، کارشناس ارشد مهندسی برق از دانشگاه صنعتی امیرکبیر، قرار بود ۲۰ دی مراسم عقدش برگزار شود. دو روز پیش از آن اما در جریان اعتراضات مردم با شلیک مستقیم گلوله توسط نیروهای حکومتی کشته شد.

این تجمع به‌ صورت تحصن سکوت و بدون شعار گزارش شده است. همچنین گزارش‌هایی از ممنوع‌الورود شدن برخی دانشجویان و کنترل اسامی در ورودی دانشگاه منتشر شده است.

همزمان با برگزاری این تجمع در دانشگاه صنعتی امیرکبیر اطلاعیه‌ای تهدیدآمیزی از سوی این دانشگاه منتشر شده است که از آغاز رسیدگی به پرونده‌های انضباطی دانشجویان خبر می‌دهد. در این اطلاعیه گفته می‌‌شود که در اسرع وقت به “پرونده دانشجویان خاطی از هر طیفی” رسیدگی خواهد شد. در این اطلاعیه همچنین آمده است که “هیچ‌گونه اغماضی” در این خصوص صورت نخواهد گرفت.

از دانشگاه علم و صنعت نیز خبر می‌رسد که در جریان تجمع دانشجویان، شعارهایی اعتراضی سر داده شده و درگیری‌هایی میان برخی نیروهای بسیجی و دانشجویان روی داده است.

موضع دولت

سخنگوی دولت جمهوری اسلامی در واکنش به اعتراضات در دانشگاه‌ها، اعتراضات را “حق دانشجویان” توصیف کرده، اما هشدار داده است که آنها باید “خط قرمزهای مربوط به مقدسات و پرچم” را رعایت کنند.

فاطمه مهاجرانی بدون اشاره به این که تعریف و حیطه مقدسات چیست، گفت که دولت آمادگی “شنیدن مطالبات دانشجویان و گفت‌وگو با آنان” را دارد.

او تایید کرد که “با وجود برگزاری اکثر کلاس‌ها، در برخی موارد محدود به دلیل عدم حضور دانشجویان، کلاس‌ها تشکیل نشده است”.

دانشگاه تهران نیز در محکومیت “هتک حرمت پرچم جمهوری اسلامی ایران” در دانشگاه بیانیه‌ای صادر کرد.

در این بیانه با بیان این که “دانشگاه همواره خاستگاه اندیشه ورزی، تضارب آرا و افکار گفت‌وگوهای نقادانه و سازنده بوده است” و با ابراز تأسف از “حوادث اخیر کشور و از دست دادن جمعی از هم‌وطنان عزیز و همدردی با دانشجویان، دانشگاهیان و آحاد ملت ایران”، از آتش‌زدن پرچم جمهوری اسلامی انتقاد شده و توصیه می‌شود که “هیچ‌گاه نباید اعتراضات با توهین به نمادهای ملی و میهنی مورد خدشه قرار گیرد، چرا که احترام به پرچم، احترام به ملّیت و سرزمین و تاریخ و فرهنگ است و آن عمل ضدّ ملی، علاوه بر این امری غیرقانونی است.”

این در حالی است که از نظر دانشجویان معترض، پرچم رسمی ایران نمادی از اقتدار و حاکمیت جمهوری اسلامی است که ارتباطی با ملیت و تاریخ و فرهنگ کشور ندارد و آتش‌زدن آن را جنبه‌ای از مخالفت به حکومت تلقی می‌کنند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

همزمان روابط عمومی دانشگاه خوارزمی اعلام کرده است که کلیه کلاس‌ها در تمامی مقاطع تحصیلی در هر دو پردیس تهران و کرج تا پایان اسفند ۱۴۰۴ به صورت غیرحضوری و مجازی برگزاری خواهد شد، تصمیمی که بی‌ارتباط با گسترش اعتراضات دانشجویی تلقی نمی‌شود.

در بیانیه این روابط عمومی گفته می‌شود که “برگزاری جلسات دفاع از پایان نامه‌ها و رساله‌ها با نظر دانشکده‌ها به صورت مجازی یا حضوری امکان‌پذیر است و آزمایشگاه‌ها و کارگاه‌های دانشگاه صرفاً برای استفاده دانشجویان تحصیلات تکمیلی باز است و خدمات لازم را ارائه می دهند”.

EnglishGermanPersian