ایران؛ حضور غیرمنتظره سناتور برانداز در کاخ سفید توجه رسانه‌ها را برانگیخت

رئیس‌جمهور آمریکا امروز در تازه‌ترین اظهارات خود درباره ایران، ضمن تأکید بر مخالفت با دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای اعلام کرد که هنوز تصمیم نهایی خود را درباره ایران اتخاذ نکرده است. او گفت: اما اگر آنها هوشمند باشد توافق می‌کنند چون ممکن است تغییر رژیم در ایران رخ دهد!

ترامپ در عین حال تصریح کرد که از عملکرد رژیم ایران رضایت ندارد، اما ترجیح می‌دهد مسائل از مسیر مذاکره حل‌وفصل شود. او در پاسخ به سوالی درباره استفاده از گزینه نظامی هم گفت: جنگ ریسک دارد، بهتر است به آن سمت نرویم، اما گاهی اوقات مجبور می‌شویم. ممکن است این کار لازم باشد. نمی‌خواهم ولی گاهی باید این کار را کرد.

وب‌سایت آکسیوس نوشت که مقام‌های آمریکایی از مواضع رژیم ایران ابراز ناامیدی کرده‌اند. این در حالیست که هم‌زمان با پایان دور جدید مذاکرات در ژنو، حضور ناگهانی لیندسی گراهام، سناتور طرفدار براندازی و نزدیک به پرزیدنت ترامپ در کاخ سفید، گمانه‌زنی‌ها درباره بررسی گزینه‌های نظامی علیه رژیم ایران را افزایش داده است.

به گزارش روزنامه اسرائیلی معاریو، پس از پایان مذاکرات روز پنجشنبه در ژنو، «لیندسی گراهام» سناتور جمهوری‌خواه و از چهره‌های شناخته‌شده مخالف سرسخت رژیم ایران، در حال ورود به کاخ سفید دیده شد. گراهام از حامیان جدی حمله نظامی به شمار می‌رود.

در همین حال یک باتری گنبد آهنین اسرائیل در نزدیکی پارلمان این کشور به عنوان بخشی از آمادگی‌های دفاعی برای حمله احتمالی به رژیم ایران مشاهده شد.

پروازهای شبانه از استانبول به تهران لغو شدند

در پی افزایش تجمع نیروهای نظامی آمریکا در اطراف ایران، پروازهای فرودگاه استانبول به مقصد تهران، شامگاه جمعه هشتم اسفند لغو شد. فرودگاه استانبول اعلام کرد که پروازهای ترکیش ایرلاینز و دو شرکت ایرانی به پایتخت ایران که قرار بود ۱۰ شب به بعد انجام شوند، لغو شده‌اند.

چهار پرواز دیگر به مقصد تهران که برای روز شنبه برنامه‌ریزی شده بودند نیز لغو شدند، هرچند شش پرواز دیگر همچنان در برنامه باقی مانده‌اند. همچنین یک پرواز ترکیش ایرلاینز به مقصد شهر تبریز در شمال ایران که قرار بود بامداد شنبه انجام شود، لغو شد.

پیام ویدئویی شاهزاده رضا پهلوی همراه با نمایندگان کنگره اقوام ملی‌گرای ایران

پیام به مردم شریف و عشایر غیور نورآباد ممسنی و دلاوری‌شان در مبارزه با ضحاک؛ شاهزاده رضا پهلوی، شامگاه آدینه، ۸ اسفند‌ماه، در پیامی ویدئویی که همراه با نمایندگان «کنگره اقوام ملی‌گرای ایران» و خطاب به هم‌میهنان منتشر شده، بر این نکته تاکید کرد که همه ما قوم و خویش هم هستیم و خانواده ما، خانواده بزرگ ایران است.

او همراه با این پیام ویدئویی (فیلم زیر) متنی منتشر نموده که در آن چنین آمده است: ما متعهدیم در یک ایران یکپارچه و دموکراتیک، در سایه حاکمیت قانون و پرچم شیروخورشید، به هرگونه تبعیضی پایان دهیم و آزادی‌های فردی و برابری شهروندان در برابر قانون را تضمین کنیم. ما برای آزادی و امنیت ایران ایستاده‌ایم.

شاهزاده رضا پهلوی پیش تر با انتشار پیامی در صفحات رسمی خود، حضور دلاورانه‌ روز گذشته‌ مردم شریف و عشایر غیور نورآباد ممسنی در نفی رژیم ضحاکی و دفاع از کیان ایران را جلوه‌ای آشکار از تداومِ ایستادگی و مبارزه ملت بزرگ ایران دانست و تاکید کرد که این حضور میهن‌پرستانه، با وجود آن کشتار بزرگ، نشانه عزم استوار شما و نمایانگر مسیر پیروزی ملت بزرگ ایران است.
www.youtube.com/watch?v=wivhMeVezW4

از کشورهای اروپایی تا چین؛ پیام موج تازه توصیه‌های امنیتی برای ترک ایران چیست؟

ورود چین به فهرست کشور‌هایی که توصیه به خروج داده‌اند، به‌معنای آن است که ارزیابی ریسک در پایتخت‌های آسیایی نیز تغییر کرده و نگرانی‌ها محدود به بلوک غرب نیست.

در ۲۴ ساعت گذشته، چندین کشور از جمله چین و کانادا به شهروندان خود توصیه کرده‌اند ایران را ترک کنند و از سفر به این کشور خودداری کنند. همزمان آمریکا به کارکنان سفارت خود در اسرائیل مجوز خروج داده است؛ مجموعه‌ای از هشدار‌ها که نشان می‌دهد منطقه وارد فاز آماده‌باش حداکثری شده است.

موج تازه‌ای از هشدار‌های کنسولی درباره ایران طی ۲۴ ساعت گذشته منتشر شده؛ هشدار‌هایی که این‌بار دامنه آن از شرق آسیا تا اروپا را در بر می‌گیرد. تعدد کشور‌هایی که به شهروندان خود توصیه کرده‌اند ایران را ترک کنند یا از سفر به آن خودداری کنند، سطح نگرانی‌های بین‌المللی را به‌طور محسوسی بالا برده است. مجموعه‌ای از تحرکات که این پرسش را برجسته می‌کند: آیا منطقه در آستانه جنگ است؟

دولت چین در تازه‌ترین اطلاعیه کنسولی خود از شهروندانش خواسته در صورت امکان ایران را ترک کنند و از سفر‌های غیرضروری به این کشور بپرهیزند. اهمیت این هشدار تنها در خود توصیه نیست، بلکه در جایگاه پکن در معادلات تهران نهفته است. چین طی سال‌های اخیر یکی از شرکای راهبردی ایران بوده و معمولاً در صدور هشدار‌های امنیتی صریح، رویکردی محتاطانه دارد.

ورود چین به فهرست کشور‌هایی که توصیه به خروج داده‌اند، به‌معنای آن است که ارزیابی ریسک در پایتخت‌های آسیایی نیز تغییر کرده و نگرانی‌ها محدود به بلوک غرب نیست. لحن این اطلاعیه‌ها بر احتمال «تشدید ناگهانی شرایط امنیتی» تأکید دارد؛ عبارتی که معمولاً زمانی استفاده می‌شود که سناریو‌های بحران جدی گرفته شده باشند.

پیش از این نیز چند کشور اروپایی از جمله آلمان، سوئد، فنلاند و لهستان هشدار‌های مشابهی صادر کرده بودند؛ از پرهیز کامل از سفر تا توصیه به ترک فوری خاک ایران. در آسیا نیز هند به شهروندانش پیشنهاد کرده از تمامی مسیر‌های در دسترس برای خروج استفاده کنند. همزمانی این هشدار‌ها در بازه زمانی کوتاه، نشان می‌دهد موضوع صرفاً یک به‌روز‌رسانی عادی سطح خطر نیست.

چرا این هشدار‌ها مهم است؟

هشدار خروج شهروندان از یک کشور، یکی از جدی‌ترین ابزار‌های کنسولی دولت‌هاست. این اقدام معمولاً سه پیام را منتقل می‌کند. نخست، افزایش سطح ریسک امنیتی؛ دولت‌ها زمانی چنین توصیه‌ای صادر می‌کنند که احتمال بی‌ثباتی، درگیری نظامی یا بحران امنیتی را فراتر از سطح معمول ارزیابی کنند.

دوم، پیشگیری از بحران انسانی و دیپلماتیک، در صورت وقوع درگیری، حضور گسترده اتباع خارجی می‌تواند به بحران‌های پیچیده دیپلماتیک تبدیل شود. خروج پیش‌دستانه، هزینه‌های احتمالی را کاهش می‌دهد.

سوم هم ارسال پیام سیاسی و تلاش برای بازدارندگی است؛ چنین هشدار‌هایی گاهی کارکرد سیاسی دارد. یعنی به بازیگران منطقه‌ای این پیام را می‌دهد که تحولات به‌دقت رصد می‌شود و سناریو‌های بدبینانه روی میز قرار گرفته‌اند.

هم‌زمانی هشدار‌های چندین کشور با تحرکات نظامی و تنش‌های لفظی اخیر، نشان می‌دهد منطقه وارد فاز «ریسک بالا» شده است. افزایش توصیه‌های خروج، بیش از آنکه اعلام جنگ باشد، علامتی از آن است که بازیگران اصلی سناریوی بدبینانه را جدی گرفته‌اند.

ترس و وحشت در تهران و بغداد با نزدیک شدن عقاب آزادی به مرزهای ایران

ناو یو‌اس‌اس جرالد فورد وارد آب‌های اسرائیل شد/احتمال آغاز حمله نظامی در ۴۸ ساعت آینده/حزب‌الله عراق با اعلام آماده باش گفته: سناریوی سرنگونی حکومت در تهران دیگر یک احتمال دور از ذهن تلقی نمی‌شود

نیویورک تایمز روز جمعه گزارش داد که مایک هاکبی، سفیر ایالات متحده در اسرائیل، به کارکنان غیرضروری سفارت آمریکا که مایل به ترک اسرائیل هستند، گفته است که همین امروز این کار را انجام دهند.

هاکبی در ایمیلی که ساعت ۱۲:۰۴ بامداد ارسال شد، به کارکنان اطلاع داد و از آنها خواست تا هر کجا که می‌توانند پرواز رزرو کنند.

او نوشت: این اقدام احتمالاً منجر به تقاضای زیاد برای صندلی‌های هواپیما خواهد شد. روی گرفتن صندلی برای هر جایی که بتوانید از آنجا به واشنگتن دی سی سفر کنید، تمرکز کنید، اما اولویت اول خروج سریع از اسرائیل خواهد بود.

اختلال در پخش ماهواره‌ای شبکه‌های فارسی‌زبان و سرویس چی‌پی‌اس

در همین حال گزارش‌ها حاکی است که شماری از شبکه‌های خبری و سیاسی فارسی‌زبان خارج از کشور، از جمله شبکه ایران اینترنشنال و بی‌بی‌سی فارسی که از طریق ماهواره یاه‌ست مستقر در امارات متحده عربی پخش می‌شوند، از صبح امروز به‌طور هم‌زمان از دسترس مخاطبان در ایران خارج شده‌اند.

بر اساس اطلاعات منتشرشده توسط کاربران و منابع رسانه‌ای، این اختلال به‌گونه‌ای بوده که بخش قابل توجهی از بینندگان در داخل کشور امکان دریافت سیگنال این شبکه‌ها را از روی یاه‌ست از دست داده‌اند. هنوز هیچ توضیح رسمی از سوی شرکت بهره‌بردار ماهواره، نهادهای تنظیم‌گر مخابراتی امارات یا مقامات جمهوری اسلامی درباره منشأ این قطعی سراسری منتشر نشده است.

ابهام درباره ماهیت این اختلال، این پرسش را پررنگ کرده که آیا با یک نقص فنی روبه‌رو هستیم یا مداخله عامدانه برای محدود کردن دسترسی شهروندان به شبکه‌های خبری مستقل. هم‌زمانی این رخداد با اوج تنش‌های سیاسی و امنیتی، به گمانه‌زنی‌ها درباره نقش احتمالی جنگ الکترونیک و فشارهای سیاسی در پشت‌صحنه این اختلال دامن زده است.

در کنار قطع پخش شبکه‌ها، گزارش‌های میدانی و بازتاب کاربران در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که از حوالی صبح روز پنج‌شنبه ۲۶ فوریه ۲۰۲۵، سرویس موقعیت‌یابی جهانی و در نتیجه اپلیکیشن‌های مسیریابی در بخش‌هایی از تهران دچار اختلال جدی شده است.

به گزارش دویچه وله به نقل از سیتنا، این اختلال باعث شده کاربران نتوانند موقعیت دقیق خود را روی نقشه‌ها مشاهده یا مسیرهای روزمره را به‌درستی مسیریابی کنند؛ مسئله‌ای که برای رانندگان تاکسی‌های اینترنتی، حمل‌ونقل عمومی، پیک‌ها و حتی شهروندان عادی، سردرگمی و تأخیر گسترده در تردد شهری به‌همراه داشته است.

سناریوی سرنگونی حکومت در تهران

از سوی دیگر حزب‌الله عراق در بیانیه تازه خود با اشاره به “تهدیدها و تحرکات نظامی آمریکا” و آنچه “نشانه‌های تشدید خطرناک بحران در منطقه” خوانده، اعلام کرده است همه نیروهایش باید برای یک جنگ فرسایشی طولانی آماده شوند. این گروه هشدار داده در صورت آغاز جنگ، ایالات متحده با تلفات سنگین روبه‌رو خواهد شد.

یک فرمانده یکی از گروه‌های مسلح عراقی که با خبرگزاری فرانسه گفت‌وگو کرده، احتمال مداخله مستقیم نیروهایش را در صورت حمله آمریکا به ایران بسیار بالا توصیف کرده و گفته است هر حمله‌ای به جمهوری اسلامی “به‌طور مستقیم منافع ما را تهدید می‌کند” و بنابراین نمی‌تواند بی‌پاسخ بماند.

این فرمانده تأکید کرده است که ایران برای این گروه‌ها محور راهبردی به شمار می‌رود و تغییر وضعیت از عدم مداخله در جنگ دوازده‌روزه سال گذشته میان ایران و اسرائیل به سوی آمادگی برای ورود به صحنه درگیری، ناشی از این ارزیابی است که سناریوی سرنگونی حکومت در تهران دیگر یک احتمال دور از ذهن تلقی نمی‌شود.

نامه سرگشاده به عبدالله مهتدی و دیگر گروه‌های سیاسی کُرد

آرشان آذری: واقعیت تلخ این است که مردم کرد در طول دهه‌های گذشته بارها هزینه تصمیم‌های رهبران سیاسی خودخوانده را پرداخته‌اند. هر بار گروهی به نام «حقوق ملت کرد» یا «حاکمیت ملی» میدان‌دار شده، در نهایت این مردم عادی بوده‌اند که زیر فشار سرکوب، جنگ، ناامنی یا معامله‌های پشت‌پرده آسیب دیده‌اند.

تاریخ معاصر منطقه نشان می‌دهد که احزاب مسلح کردی بارها در میانه رقابت قدرت‌های منطقه‌ای قرار گرفته‌اند؛ گاه در تقابل با تهران، گاه بغداد، گاه آنکارا و گاه دمشق. نتیجه این بازی‌های پیچیده قدرت چه بوده است؟ نه استقلال پایدار، نه توسعه نهادینه‌شده، بلکه چرخه‌ای از تنش، بی‌ثباتی و وابستگی.

در جهانی که کشورها برای افزایش قدرت و امنیت خود به سمت همگرایی، اتحادهای اقتصادی و امنیتی و بلوک‌های بزرگ‌تر حرکت می‌کنند، خرد شدن به واحدهای کوچک‌تر لزوماً به معنای قدرت بیشتر نیست. مسئله اندازه جغرافیا نیست، بلکه ظرفیت نهادی، ثبات ساختار سیاسی و توان مقاومت در برابر فشارهای خارجی است. هر واحد سیاسی کوچک‌تر و فاقد نهادهای تثبیت‌شده، در معرض نفوذ و بهره‌برداری قدرت‌های بزرگ‌تر قرار می‌گیرد.

نمونه قابل مشاهده، اقلیم کردستان عراق است. سال‌هاست دو حزب اصلی «حزب دموکرات کردستان» به رهبری خاندان بارزانی و «اتحادیه میهنی کردستان» به رهبری خاندان طالبانی ساختار قدرت را در دست دارند. تقسیم جغرافیایی نفوذ، تمرکز منابع، و رقابت‌های درون‌حزبی، ساختاری دوقطبی ایجاد کرده که با وجود برخی دستاوردها، همچنان با چالش‌های جدی در حوزه شفافیت، نهادسازی مستقل، آزادی رسانه و استقلال اقتصادی مواجه است. این تجربه نشان می‌دهد که صرف انتقال مرکز قدرت از پایتختی بزرگ به منطقه‌ای کوچک‌تر، تضمین‌کننده دموکراسی نهادینه‌شده و پاسخ‌گویی سیاسی نیست.

سؤال اساسی این است:

آیا هدف، آزادی و توسعه پایدار برای مردم کرد است، یا جایگزین کردن یک تمرکز قدرت با تمرکزی کوچک‌تر و منطقه‌ای؟

دفاع از حقوق فرهنگی، زبانی و اقتصادی کردها کاملاً مشروع و قابل دفاع است. هیچ جامعه‌ای نباید از حق آموزش به زبان مادری، مشارکت برابر سیاسی و توسعه متوازن محروم شود. اما تبدیل این مطالبات مشروع به پروژه‌های مبهم حاکمیتی یا بازی‌های منطقه‌ای، همان مسیری است که در گذشته بارها مردم عادی را قربانی کرده است.

اگر هدف کرامت، امنیت و توسعه مردم کرد است، راه آن در تقویت نهادهای سراسری دموکراتیک، تضمین حقوق برابر شهروندی، تمرکززدایی اداری معقول و مشارکت واقعی در ساختار ملی است؛ نه در بازتولید ساختارهای قدرت منطقه‌ای که در عمل پاسخ‌گو نیستند.

آقای مهتدی و دیگر سازمان‌های سیاسی کُرد،

در بیانیه‌های خود از «حقوق همه ملیت‌ها» سخن می‌گویید. پیش از هر چیز باید روشن شود که مقصود شما از «ملیت» چیست.

در ادبیات حقوق عمومی و حقوق بین‌الملل، ملت (Nation) مفهومی سیاسی و حاکمیتی است، نه صرفاً فرهنگی یا زبانی. ملت به جمعیتی اطلاق می‌شود که در یک قلمرو مشخص، تحت یک حاکمیت واحد، دارای شخصیت حقوقی و سرنوشت سیاسی مشترک هستند.

اگر مقصود شما از «ملیت» هویت فرهنگی یا قومی است، واژه دقیق‌تر «قومیت» یا «گروه اتنیکی» است. استفاده از واژه «ملیت‌ها» در یک جغرافیای واحد، به‌طور طبیعی این برداشت را ایجاد می‌کند که چند واحد سیاسی بالقوه در درون یک کشور مفروض گرفته شده‌اند. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که نگرانی نسبت به تجزیه‌طلبی شکل می‌گیرد؛ نه لزوماً به دلیل سوءنیت، بلکه به دلیل بار حقوقی واژه‌ها.

بیایید نمونه‌های تطبیقی را بررسی کنیم.

در کانادا، با وجود دو زبان رسمی و هویت قدرتمند فرانسوی‌زبان در کبک، در سطح حقوق اساسی تنها یک ملت سیاسی وجود دارد: ملت کانادا. هیچ سند رسمی فدرال از «ملت انگلیسی» و «ملت فرانسوی» به‌عنوان واحدهای هم‌عرض حاکمیتی یاد نمی‌کند. حتی اگر در ادبیات فرهنگی از «ملت کبکی» سخن گفته شود، این یک توصیف هویتی است، نه جایگاهی حقوقی مستقل در ساختار حاکمیت.

در فرانسه، با وجود باسک‌ها، بریتون‌ها و کورسیکایی‌ها، قانون اساسی جمهوری را «یک و غیرقابل تقسیم» تعریف می‌کند. تنوع فرهنگی به رسمیت شناخته می‌شود، اما ملت سیاسی واحد است.

در بسیاری از نظام‌های فدرال نیز، تمرکززدایی اداری و توزیع اختیارات به معنای وجود چند ملت هم‌عرض با حق حاکمیت جداگانه نیست، بلکه به معنای مدیریت تنوع در چارچوب یک ملت سیاسی واحد است.

بنابراین پرسش روشن است:

آیا شما ملت را به معنای سیاسی–حاکمیتی به کار می‌برید، یا صرفاً فرهنگی؟

اگر معنای نخست مدنظر است، باید توضیح دهید چگونه چند «ملت» می‌توانند در یک قلمرو و زیر یک حاکمیت واحد تعریف شوند، بدون آنکه تعارض حاکمیتی و حق تعیین سرنوشت جداگانه مطرح شود. کدام مدل حقوقی در جهان امروز چنین ساختاری را به‌صورت پایدار پذیرفته است؟

اگر معنای دوم مدنظر است، چرا از واژه‌ای استفاده می‌شود که بار حقوقی و سیاسی سنگینی دارد و به‌جای «اقوام»، «گروه‌های زبانی» یا «تنوع فرهنگی» از «ملیت‌ها» سخن گفته می‌شود؟

مشکل اصلی، ابهام مفهومی است.

یا ایران یک ملت سیاسی واحد با تنوع قومی و زبانی است،
یا مجموعه‌ای از ملت‌های هم‌عرض با حق تعیین سرنوشت مستقل.

میان این دو برداشت، تفاوت حقوقی عمیقی وجود دارد. بدون تعریف روشن و مدل دقیق حقوقی، استفاده از واژه «ملیت‌ها» نه تنها به اعتمادسازی کمک نمی‌کند، بلکه به‌صورت طبیعی نگرانی نسبت به پروژه‌های واگرایانه را تقویت می‌کند.

شفاف‌سازی در مفاهیم، پیش‌شرط هر گفت‌وگوی جدی درباره آینده ایران است.

EnglishGermanPersian