آینده محتمل جمهوری اسلامی؛ از نابودی کامل تا پوست‌اندازی

با مرگ خامنه‌ای و قدرت گرفتن کسانی چون علی لاریجانی و قالیباف، و جنگی که تنها در سه روز اول هم ویرانی به جای گذاشته و هم مرگ سران جمهوری اسلامی را در پی داشته، سناریوهای پیش رو برای آینده نزدیک ایران چه می‌تواند باشد؟پرونده زندگی علی خامنه‌ای با حملات اسرائیل و آمریکا به “بیت رهبری” در روز نهم اسفند ۱۴۰۴ بسته شد اما پرونده جمهوری اسلامی همچنان باز است و در تلاش برای بقا و “حفظ نظام”.

پیش از مرگ خامنه‌ای گزارش‌های متعددی از جمله در شبکه بلومبرگ و گاردین، فاش کرده‌ بودند که او عنان امور را به علی لاریجانی، محمد باقر قالیباف و یک فرمانده سپاه سپرده و برای تمامی مناصب کلیدی نیز تا چهار مرحله جانشین تعیین کرده است.

اینکه خامنه‌ای کسی را که به دستور خودش برای انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ رد صلاحیت شده بود، به عنوان تصمیم‌گیرنده اصلی سیاست داخلی و خارجی پس از خودش بگمارد، چیزی است که تنها می‌توان آن را در چارچوب اصل همیشگی جمهوری اسلامی برای “حفظ نظام به هر قیمت” توضیح داد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

حسین رزاق، تحلیلگر و فعال سیاسی در این مورد به دویچه‌ وله می‌گوید: «آقای خامنه‌ای همیشه این استراتژی را داشته که وقتی در خطر بوده به سمت کسانی می‌رفت که می‌توانستند برای بقای نظام تلاش کنند و بقای خودشان را در گروی بقای نظام می‌دانستند. علی لاریجانی کسی است که در بین فرماندهان سپاه و در بین بدنه سپاه نفوذ دارد چون خودش سپاهی بوده و بین مراجع تقلید قم و نجف هم به دلیل اینکه فرزند یک مرجع تقلید بوده نفوذ دارد و از طرف دیگر هم سال‌ها تجربه کار در مجلس شورا را داشته و شخصیت معتدلی هم محسوب می‌شده است.»

در حقیقت و از بعد دیگر می‌توان انتصاب علی لاریجانی را نشانه‌ای برای آن دانست که خامنه‌ای فهمیده بود که بقای نظام در خطر جدی قرار دارد و درنتیجه یک تکنوکرات عمل‌گرا را که به دستور خودش از صحنه اصلی سیاست کنار گذاشته شده بود دوباره به این صحنه بازگرداند.

اما آیا لاریجانی و قالیباف می‌توانند نظام جمهوری اسلامی را نجات دهند؟

شب گذشته (یک‌شنبه ۱۰ اسفند) در میانه حملات شدید هوایی و موشکی از سوی آمریکا و اسرائیل و درست زمانی که شب تهران در اثر این انفجارها “روشن” شده بود، دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا در گفت و گو با نشریه آتلانتیک گفت رهبران ایران خواهان گفت و گو هستند و “من هم موافقت کرده‌ام”.

آیا این همان فرصت “نجات نظام” است؟ آیا ممکن است جناح حاکم که فعلا و به وصیت خامنه‌ای در دست لاریجانی و قالیباف است، بر سر میز مذاکره با آمریکا بازگردد؟ حتی پس از کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی در حملات هوایی اسرائیل و آمریکا؟

حسین رزاق می‌گوید این امکان وجود دارد: «علی لاریجانی کسی است که می‌داند اگر این جنگ ادامه پیدا کند، می‌تواند تبعات بسیار سنگینی داشته باشد که نتیجه‌اش می‌تواند حذف جمهوری اسلامی یا ساقط شدن کامل جمهوری اسلامی باشد. برای همین به دنبال مصالحه با غرب است.»

اما علی لاریجانی همین امروز در شبکه ایکس نوشت که ایران مایل به مذاکره با آمریکا نیست و خودش را برای یک جنگ طولانی مدت آماده کرده است. معنی این پیام چیست؟

بیشتر بخوانید: خامنه‌ای؛ رهبری که در دشمنی با ایران حد و مرز نمی‌شناخت

به عقیده حسین رزاق این سخن لاریجانی تنها برای راضی کردن هواداران تندروی داخلی است و دقیقا همان رفتاری است که خامنه‌ای هم داشت: مقابل هوادارانش مذاکره را با شدت و حدت رد می‌کرد ولی پشت پرده حتی در زمان ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی در حال مذاکره بود.

این فعال سیاسی می‌گوید: «واقعیت این است که حفظ نظام برای همه اینها واجب تر از هرچیز است. اگر نظام جمهوری اسلامی نباشد، نه علی لاریجانی می‌تواند در قدرت باشد و نه حسن روحانی و حسن خمینی و نه حتی محمد خاتمی. اینها همه به انحای مختلف ذینفعان در حکومت هستند، برای همین برای بقای نظام دست به هرکاری می‌زنند؛ از تشکیل گروه‌های تروریستی نیابتی انتحاری با جوانان ناآگاهی که از طریق ایدئولوژی تحریک می‌شوند، تا مذاکره با غرب و حتی نشستن با اسرائیل پای یک میز برای اینکه جمهوری اسلامی باقی بماند. برای همین هیچ بعید نیست که همین الان که جنگ در جریان است و هر دو طرف به دارند آسیب‌های فراوانی به یکدیگر می‌زنند، مذاکرات پشت پرده ادامه داشته باشد.»

مداخله بشردوستانه با حفظ جمهوری اسلامی؟

شاهزاده رضا پهلوی در ابتدای حملات اسرائیل و آمریکا به ایران، این اقدام را نوعی مداخله بشردوستانه دانست که هدف آن “دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی” است.

حال اگر سناریوی محتمل مذاکره پشت پرده یا حتی علنی با آمریکا محقق شود و به جای براندازی جمهوری اسلامی، آمریکا با جانشینان علی خامنه‌ای کنار بیاید، موضع این گروه و دیگر کسانی که این حملات را راهی برای رسیدن به دموکراسی می‌دانستند، چه خواهد بود؟

آران کمانگر، دبیر امور حقوقی و هموندی حزب ایران نوین می‌گوید در صورتی که دولت ایالات متحده صرف‌نظر از اینکه رئیس‌جمهور آن چه کسی باشد، با جمهوری اسلامی به توافقی دست یابد، موضع این حزب روشن است: «هر توافقی که بقای ساختار غیرسکولار، ناقض حقوق بشر و غیرمنتخب جمهوری اسلامی را تضمین کند، از نظر ما مشروعیت مردمی ندارد. مشروعیت تنها از رأی آزاد ملت ایران ناشی می‌شود، نه از توافقات میان دولت‌ها و خواست ما برای گذار از جمهوری اسلامی و رسیدن به دموکراسی تنها با رهبری شاهزاده رضا پهلوی امکان پذیر خواهد بود.»

این فعال سیاسی می‌گوید حزب ایران نوین “هرگز جنگ یا حمله خارجی را هدف یا آرمان خود” ندانسته‌ و آنچه مطرح کرده، “کمک نظامی از طرف دولت‌های دوست و همراه مردم ایران” بوده و نه دعوت به مداخله.

خانم کمانگر تصریح می‌کند: «سرنوشت ایران باید به دست مردم ایران تعیین شود.»

نابودی جمهوری اسلامی به بهای نابودی ایران؟

سناریوی دیگر در صورت نپذیرفتن توافق، ادامه جنگی است که شاید به نابودی جمهوری اسلامی منجر شود اما قطعا منابع سرزمینی ایران و نیز شمار زیادی از غیرنظامیان را نیز از بین خواهد برد.

برای احزاب و جریان‌های ملی‌گرا که همواره تمامیت ارضی ایران و حفظ منابع سرزمینی اولویت آنها بوده، آیا این سناریو، ترسناک نیست؟ آیا زمانی که از این حملات به عنوان مداخله بشردوستانه نام بردند، نگران وقوع چنین سناریویی نبودند؟

آران کمانگر با تاکید بر این که “حفظ تمامیت ارضی ایران و صیانت از منابع ملی، از ارکان هویت ملی گرایانه” حزب ایران نوین است می‌گوید: «اما باید تأکید کرد که بزرگ‌ترین تهدید علیه تمامیت ارضی و منابع ایران، سوءمدیریت ساختاری، فساد سیستماتیک و سیاست‌های تنش‌آفرین رژیم جمهوری اسلامی ست.»

بیشتر بخوانید: ایران پساخامنه‌ای بر سر چندراهی قدرت؛ سناریوهای محتمل

او ادامه می‌دهد: «باور داریم تنها یک دولت سکولار، ملی و مبتنی بر حقوق برابر شهروندان می‌تواند ضامن واقعی یکپارچگی سرزمینی ایران باشد و بر این باوریم حملات نظامی اسرائیل و آمریکا بر علیه مردم ایران نیست بلکه در راستای حذف دیکتاتوری جمهوری اسلامیست.»

این عضو حزب ایران نوین تاکید می‌کند که “موضع ما وابسته به تحولات تاکتیکی نیست؛ وابسته به اصول است”.

“جمهوری اسلامی هیچگاه به اندازه الان یکدست نبوده است”

یک احتمال دیگر که از سوی برخی تحلیلگران مطرح می‌شود امکان ایجاد تفرقه و دودستگی در حاکمیت کنونی جمهوری اسلامی است.

این کاملا باورپذیر است که علی لاریجانی به عنوان یک سیاستمدار عمل‌گرا به دنبال مذاکره با آمریکا برای بقای نظام باشد اما همانطور که پیشتر نیز بارها دیده شده بود، جناحی به خصوص در میان سپاه هستند که حفظ نظام را تنها با ادامه جنگ ممکن می‌دانند.

آیا ممکن است میان این دو جناح درگیری پیش بیاید و همین امر باعث فروپاشی درونی حکومت شود؟

حسین رزاق این احتمال را بسیار کم می‌داند و به عنوان شاهد مثال به وقایع خونین دی ماه و مقایسه آن با سرکوب اعتراضات پیشین اشاره می‌کند.

به نظر او یکی از دلایل سرکوب خونین و بی‌سابقه اعتراضات دی ماه این بود که حاکمان جمهوری اسلامی بقای خود را در خطر دیدند. این خطر به نظر او در اعتراضات پیشین از قبیل جنبش سبز یا حتی جنبش مهسا به این شدت و قدرت وجود نداشت و به همین دلیل تمام جناح‌ها با همدستی و توافق دست به سرکوب گسترده زدند و صدای مخالفی هم حتی از میان جناح پزشکیان شنیده نشد.

او نتیجه‌می‌گیرد: «تا وقتی که پای بقای نظام در میان باشد، ما هیچ دوپارگی در نظام نمی‌بینیم، در هیچکدام از جناح‌ها؛ چه جبهه پایداری باشد، چه محمد خاتمی باشد، از هر دوسر طیفی که در حکومت جمهوری اسلامی هستند قطعا شاهد یک انسجام خواهیم بود برای اینکه پای بقای تک تکشان در میان است.»

ادامه جمهوری اسلامی با پوسته‌ای خالی

هر ایرانی شاید حداقل یک بار به روزی فکر کرده باشد که جمهوری اسلامی با همین نام بر سر قدرت بماند اما نه تنها با غرب و آمریکا روابط عادی برقرار کند بلکه اسرائیل را نیز به رسمیت بشناسد و از برنامه اتمی و موشکی هم دست بکشد.

آیا این فقط یک خیال‌بافی است یا در زمین واقعیت هم امکان وقوع دارد و اگر اتفاق بیفتد، آیا این به معنای آزادی برای مردم ایران خواهد بود؟

برخی تحلیل‌گران این سناریو را نه فقط خیال‌بافی که در شرایط کنونی یک سناریوی محتمل می‌دانند و معتقدند اصلا برنامه کنونی جمهوری اسلامی نیز همین است، از جمله حسین رزاق.

او می‌گوید تمامی تندروانی که می‌خواستند ایدئولوژی خامنه‌ای را ادامه دهند در حال حاضر دیگر وجود ندارند از جمله قاسم سلیمانی و ابراهیم رئیسی. خود خامنه‌ای هم دیگر نیست که با اجرای این سناریو از سوی طرفدارانش انگ سازش بخورد. به گفته او در حال حاضر قدرت در دست جناحی است که اتفاقا هدفش “حفظ الیگارشی‌های اقتصادی” است.

بیشتر بخوانید: گزینه‌های ترامپ؛ از “غنی‌سازی نمادین” تا حذف خامنه‌ای

رزاق می‌گوید: «این جناح قطعا تن می‌دهد به اینکه به سمت یک ایرانی برود که اسمش جمهوری اسلامی باشد ولی آزادی‌های اجتماعی داشته باشد، با آمریکا مذاکره کند، با آمریکا توافق بکند، حتی سفارت آمریکا در ایران باز شود، روابط بازی با دنیا داشته باشد، با اسرائیل شاید روابط علنی نداشته باشد اما قطعاً امنیت اسرائیل در این روابط تضمین می‌شود برای اینکه دیگر موشک پراکنی نمی‌شود و نیروهای نیابتی نداشته باشند و خلاصه همه آن چیزی که امریکا و اسرائیل پیش از جنگ از جمهوری اسلامی می‌خواستند، آنها را تامین بکنند و بعد هم شاید بروند به این سمت که یکسری گشایش‌های سیاسی انجام شود.»

اما آیا اینها به معنای یک ایران آزاد است و همه آن چیزی است که مردم در داخل ود خارج فریاد می‌زنند؟

قطعا نه چرا که گشایش اقتصادی که در پی رابطه با غرب پدید می‌آید تنها یکی از خواست‌های مردم ایران است و نه همه آن.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

حسین رزاق نیز معتقد است که حتی در صورت وقوع چنین سناریویی نه انتخابات آزاد وجود خواهد داشت و نه آزادی احزاب، شورای نگهبان به کارش ادامه خواهد داد و قطعا نیروهای مخالف جمهوری اسلامی از جمله پادشاهی‌خواهان اجازه شرکت در انتخابات را نخواهند داشت.

پیش‌بینی رزاق این است که مردم داخل ایران هم در درازمدت چنین مدلی را برنمی‌تابند، شاید در کوتاه مدت اوضاع ظاهرا آرام شود اما “بحران‌های عدیده‌ای که کشور در زمان صدارت آقای خامنه‌ای درگیر آنها شده نمی‌تواند ظرف مدت کوتاهی حل شود و کشور از نظر اقتصادی و اجتماعی آرامش عمیق داشته باشد”.

او می‌گوید: «به شما قول میدهم که حتی بعد از پوست اندازی هم شاید فقط چند ماه سکوت خیابانی باشد اما باز دوباره اعتراضات خیابانی شکل می‌گیرد و حتی اگر انتخاباتی هم برگزارکنند با یک تحریم گسترده روبرو خواهد بود و این رژیم باز هم با بحران مشروعیت دست و پا خواهد زد.»

نیروهای ملی و پادشاهی‌خواه که همواره بر حفظ ایران تاکید دارند، آیا چنین سناریویی را خواهند پذیرفت؟

آران کمانگر تصریح می‌کند که مسئله اصلی حزب ایران نوین و دیگر جریان‌های پادشاهی خواهانه نه سیاست خارجی جمهوری اسلامی و روابط با غرب بلکه “ساختار غیرپاسخگو، ایدئولوژیک و ناقض حقوق ملت ایران است”.

او می‌گوید: «تا زمانی که انتخابات آزاد وجود نداشته باشد، اصل سکولاریسم برقرار نشود، حقوق برابر همه شهروندان تضمین نشود و اراده ملی جایگزین ساختار انتصابی نشود، مسیر ما برای تغییر بنیادین از طریق گذار از جمهوری اسلامی و تاسیس یک دولت سکولار-دموکرات ادامه خواهد داشت.»

رئیس کمیسیون اروپا خواهان کاهش تنش و جلوگیری از گسترش جنگ شد

اتحادیه اروپا و بریتانیا در صدد چاره‌جویی برای محدودساختن بحران جنگ در خاورمیانه‌اند. آنها ضمن محکوم کردن “حملات کور ایران” قول داده‌اند که غیرمستقیم به کشورهای مورد این حملات کمک کنند.با گسترش جنگ میان ایران، آمریکا و اسرائیل، اورزلا فون در لاین رئیس کمیسیون اروپا، خواهان کاهش تنش شد. او روز دوشنبه، ۲ مارس، در بروکسل گفت: «ما باید با جدیت تلاش کنیم تا این درگیری را کاهش داده و از گسترش آن جلوگیری کنیم.» او تحولات خاورمیانه را “به‌شدت نگران‌کننده” خواند و از این که اوضاع همچنان “بی‌ثبات” باقی مانده ابراز نگرانی کرد.

اسرائیل و آمریکا صبح شنبه حملات هوایی گسترده‌ای را علیه ایران آغاز کردند. در این حملات علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی و چندین تن از فرماندهان سپاه و ارتش ایران کشته شدند. در واکنش، ایران از روز شنبه اسرائیل و همچنین تأسیسات آمریکا در منطقه خلیج فارس و برخی اهداف غیرنظامی را هدف حمله قرار داده است. بنا بر اعلام ارتش آلمان، از جمله پایگاه‌های این کشور در عراق و اردن نیز هدف قرار گرفته‌اند. همچنین در یک پایگاه نظامی بریتانیا در قبرس، شب دوشنبه یک پهپاد اصابت کرد.

فون در لاین ضمن محکوم‌کردن “شدید” حملات “بی‌پروا و کورکورانه ایران و نیروهای نیابتی‌اش علیه سرزمین‌های مستقل در سراسر منطقه” کشته شدن چند تن از مقام‌های ارشد ایران را “امید تازه برای مردم تحت ستم ایران” توصیف کرد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

او در عین حال در گفت‌وگو با بیان این که “تنها راه‌حل پایدار برای بحران ایران، یک راه‌حل دیپلماتیک است” افزود: «این به معنای یک گذار قابل اعتماد برای ایران، توقف قطعی هر دو برنامه هسته‌ای و موشک‌های بالستیک، و پایان دادن به فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده جمهوری اسلامی در منطقه است.»

رئیس کمیسیون اروپا برای ظهر دوشنبه جلسه فوق‌العاده‌ای تشکیل داده تا درباره تحولات ایران رایزنی کند. به گفته دیپلمات‌ها، اتحادیه اروپا قصد دارد مأموریت دریایی خود موسوم به “آسپیدس” در دریای سرخ را در پی جنگ ایران تقویت کند.

“اتحادیه اروپا اقدامات مشخصی انجام می‌دهد”

روز یکشنبه، وزیران امور خارجه ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا جلسه مشترکی با کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، برگزار کردند.

کالاس پس از این نشست به نمایندگی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا هشدار داد: «خاورمیانه در صورت یک جنگ طولانی‌مدت متحمل خسارات سنگینی خواهد شد.» او افزود: «ایران باید از حملات نظامی کورکورانه خودداری کند.»

به نوشته رسانه‌های اروپایی در این جلسه اختلاقاتی بر سر رویکرد در برابر جنگ جاری میان اعضای اتحادیه اروپا بروز کرد. نروژ و اسپانیا بر خطر تشدید تنش در پی حملات اسرائیل و آمریکا علیه ایران و همچنین بر ملاحظات حقوق بین‌الملل تأکید دارند. خوزه مانوئل آلبراس، وزیر امور خارجه اسپانیا، اعلام کرد این حملات (به ایران) “غیرموجه” بوده و “هیچ مبنایی در منشور سازمان ملل یا حقوق بین‌الملل ندارند”.

در مقابل، از آلمان، بریتانیا و ایتالیا انتقاد چندانی شنیده نشد و حتی گرایش به حمایت نیز دیده می‌شود. فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، گفت آلمان با آمریکا و اسرائیل در این موضوع هم‌نظر است که باید به “ترور رژیم ایران” پایان داده شود و روند تقویت توان هسته‌ای و موشک‌های بالستیک آن متوقف گردد. به گفته او، تفسیرهای حقوق بین‌الملل تأثیر چندانی نخواهد داشت و درخواست‌های اروپا و حتی بسته‌های گسترده تحریمی نیز در گذشته نتوانسته‌اند تأثیر قابل توجهی بگذارند.

کالاس پس از نشست وزیران امور خارجه تلاش کرد توانایی اقدام اتحادیه اروپا را نشان دهد. به گفته او، کمک‌های کنسولی برای شهروندان اروپایی که به دلیل لغو پروازها در منطقه سرگردان مانده‌اند، هماهنگ می‌شود.

در حال حاضر تمامی کشورهای عضو اتحادیه اروپا به شهروندان خود در منطقه توصیه می‌کنند در محل اقامت خود به دنبال امنیت باشند، از سفر پرهیز کنند و دستورالعمل‌های مقامات محلی را رعایت کنند. فعلا” برنامه فوری برای تخلیه وجود ندارد.

کالاس گفت تهدید علیه کشتیرانی در تنگه هرمز “غیرمسئولانه است و باید متوقف شود.” او افزود: «عملیات دریایی ما، آسپیدس، با افزایش چشمگیر تعداد کشتی‌هایی که درخواست حفاظت می‌کنند روبه‌رو شده و ما آن را با اعزام ناوهای محافظ (فرگات) بیشتر تقویت خواهیم کرد تا امنیت دریایی در منطقه بهبود یابد.»

آمادگی فرانسه برای حمایت از کشورهای منطقه در برابر حمله ایران

در پی حملات ایران به کشورهای حوزه خلیج فارس و اردن، فرانسه حمایت خود را از این کشورها اعلام کرد.

خود فرانسه هم از پیامدهای جنگ در منطقه در امان نمانده است. روز گذشته اعلام شد که یک پایگاه فرانسوی در ابوظبی در جریان حمله پهپادی آسیب دید.

دولت پاریس به کشورهای حوزه خلیج فارس و اردن که هدف حمله ایران قرار گرفته‌اند، کمک دفاعی وعده داد. وزیر امور خارجه فرانسه، ژان نوئل بارو در پاریس گفت: «فرانسه حمایت و همبستگی کامل خود را با کشورهای دوست (عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، عراق، بحرین، کویت، عمان و اردن) که به طور هدفمند با موشک‌ها و پهپادهای سپاه پاسداران هدف حمله قرار گرفته و وارد جنگی شده‌اند که خود انتخاب نکرده‌اند اعلام می‌کند. او افزود: «فرانسه آماده است در دفاع از آن‌ها مشارکت کند.»

به گفته بارو “موضوع بر سر تضمین امنیت تأسیسات، پایگاه‌ها و نیروهای نظامی ما در منطقه است و فرانسه آمادگی دارد در صورت درخواست مناسب و مطابق با حقوق بین‌الملل، در دفاع از شرکای خود مشارکت کند.”

امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، نیز شامگاه یکشنبه در همین رابطه از تقویت حضور دفاعی کشورش در خاورمیانه خبر داده بود.

به گفته وزیر دفاع فرانسه، یک آشیانه در پایگاه دریایی فرانسه در بندر ابوظبی در امارات متحده عربی در اثر حمله پهپادی هدف قرار گرفته است. خسارات مادی وارد شده محدود اعلام شده است.

“ایران ممکن است جنگ خاورمیانه را به اروپا بکشد”

ران پرسور،سفیر اسرائیل در آلمان، پس از حملات به ایران، اقدامات تلافی‌جویانه رهبری ایران در خاک آلمان را محتمل دانست. او به خبرگزاری آلمان گفت: «از این تروریست‌ها هر چیزی ممکن است.» پرسور در همین رابطه توصیه کرد که “باید خود را به‌خوبی آماده کنیم و همیشه با یک چشم باز بخوابیم.” به گفته او باید در “بالاترین سطح آماده‌باش” بود.

پروسور از وزیر کشور آلمان، الکساندر دوبرینت، به دلیل تقویت تدابیر امنیتی در مراکز یهودی، مدارس، کنیسه‌ها و همچنین سفارت اسرائیل قدردانی کرد. او گفت: «فکر می‌کنم دولت فدرال این اقدامات را برای حفاظت از زندگی و مراکز یهودیان انجام می‌دهد و این بسیار مهم است.»

گفته می‌شود یک پهپاد به پایگاه نیروی هوایی بریتانیا در قبرس اصابت کرده است. به نظر سفیر اسرائیل در آلمان، این موضوع باید باعث واکنش اتحادیه اروپا شود.

پروسور ایران را متهم کرد که می‌خواهد اروپا را به جنگ خاورمیانه بکشاند. به گفته او، اصابت احتمالی یک پهپاد به پایگاه نیروی هوایی بریتانیا در کشور عضو اتحادیه اروپا یعنی قبرس، نشانه‌ای از تلاش ایران برای درگیر کردن اروپایی‌ها در عملیات جنگی است. او گفت: «امیدوارم اروپا این را ببیند و واکنش نشان دهد. چگونگی آن تصمیمی است که در اروپا گرفته می‌شود.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

پرسور در این رابطه به بند ۴۲ پیمان اتحادیه اروپا اشاره کرد که شامل “بند همیاری” است و کشورهای عضو را موظف می‌کند از کشورهای عضو مورد حمله حمایت کنند. او گفت: «چون قبرس بخشی از اروپاست، مسئولیت دفاع از آن بر عهده اروپا است.»

پروسور همچنین انتقاد کرد که اروپا مدت‌ها بیش از حد بر مذاکرات با ایران تکیه کرده است. او گفت: «۴۷ سال این رژیم ملاها با اروپا مذاکره کرده، داستان‌های هزار و یک شب گفته و عملاً اروپا را فریب داده است.» به گفته او، این روند به نتیجه‌ای نرسیده است.

نیکوس کریستودولدیس، رئیس‌جمهور قبرس، اعلام کرد که پهپاد اصابت کرده به پایگاه نیروی دریایی بریتانیا از نوع “شاهد” بوده است. وزارت دفاع بریتانیا نیز این حادثه را تأیید کرد. به گفته رئیس‌جمهور قبرس، کسی زخمی نشده است، اما مشخص نیست چه کسی این پهپاد را شلیک کرده است.

مشارکت اروپا در اقدامات دفاعی

بریتانیا اعلام کرده که در خاورمیانه در یک عملیات نظامی دفاعی علیه ایران مشارکت دارد. آلمان نیز «اقدامات دفاعی نظامی» را منتفی ندانسته است. یوهان واده‌فول وزیر امور خارجه آلمان، نیز در اظهاراتی مشارکت مشابه‌ای را قول داد و تاکید کرد که “منظور از این اقدامات، دفاع نیروهای ارتش آلمان در صورت حمله به آن‌هاست‌”.

این در حالی است که توماس رووه‌کمپ، رئیس کمیسیون دفاعی پارلمان آلمان (بوندستاگ)، هرگونه مداخله نظامی مستقیم آلمان یا اروپا در جنگ ایران را قاطعانه رد کرد. او گفت حداکثر می‌توان به “حمایت نظامی از طریق ارسال سلاح، سامانه‌های تسلیحاتی و مهمات” اندیشید.

رووه‌کمپ تأکید کرد: «ما بخشی از این درگیری نیستیم و قطعاً با ارتش آلمان یا دیگر ارتش‌های اروپایی به طور مستقیم در این جنگ دخالت نخواهیم کرد.»

او حملات اسرائیل و آمریکا به ایران را “بخشی از حق دفاع مشروع اسرائیل” دانست و افزود: «ما بدون قید و شرط در کنار اسرائیل خواهیم ایستاد، حتی اگر قرار باشد از این دفاع مشروع به صورت نظامی حمایت شود.»

کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا، نیز اعلام کرد که کشورش به آمریکا اجازه استفاده از پایگاه‌های بریتانیا برای حملات “دفاعی” به منظور نابودی موشک‌ها و سکوی‌های پرتاب ایران را می‌دهد، اما در حملات تهاجمی مشارکت نخواهد کرد. او تأکید کرد بهترین راه‌حل، دستیابی به توافقی از طریق مذاکره است.

در بیانیه‌ای مشترک، آلمان، فرانسه و بریتانیا نیز که روز گذشته منشتر شد نیز سه کشور امکان “اقدامات دفاعی نظامی متناسب” برای نابودی توانایی‌های ایران در شلیک موشک و پهپاد “در مبدأ” را منتفی ندانستند.

آینده “ناروشن” ایران پس از حمله نظامی در آینه مطبوعات آلمانی‌زبان

ایران در پی حمله نظامی اخیر، با آینده‌ای نامطمئن روبه‌روست. مفسران آلمانی‌زبان با احساساتی دوگانه به رویدادهای خاورمیانه می‌نگرند. چندین روزنامه با اشاره به تجربه عراق و “تفرقه اپوزیسیون”، نگران تکرار دوباره تاریخ‌اند.حمله آمریکا و اسرائیل به ایران که خاورمیانه را با شوکی عظیم روبه‌رو کرده، به صدر اخبار مطبوعات آلمانی‌زبان نیز راه یافته و به مواضع و تفسیرهای متفاوتی دامن زده است. نگاهی به تفسیرهای برخی از این رسانه‌ها در روز یکشنبه اول مارس (۱۰ اسفند) نشانگر این اختلاف‌نظرهاست.

در ستایش حمله ترامپ

مفسر روزنامه “ولت” از حمله به ایران استقبال کرده و دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، را با این جملات ستوده است: «پس از دهه‌ها سیاست مماشات فرصت‌طلبانه و حتی بزدلانه، بار دیگر این دونالد ترامپ، یکی از رؤسای جمهور بزرگ آمریکا، است که تصمیم گرفته دیگر فقط نظاره‌گر نباشد. ترامپ با این تصمیم ریسک بزرگی می‌کند: او با رأی شهروندانی انتخاب شد که از کمک کردن به اروپایی‌های همه‌چیزدان اخلاقی‌مآب خسته شده بودند و از نقش −اغلب ناخوشایند− آمریکا به‌عنوان پلیس جهان به ستوه آمده بودند. شعار “یانکی‌ها به خانه‌تان برگردیدِ” چپ‌ها و سبزها، در عین حال ایده‌آل رأی‌دهندگان “ماگا” هم بود.»

در ادامه تفسیر این روزنامه محافظه‌کار آلمانی درباره جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی آمده است: «اما ترامپ آزادی و نبرد فرهنگی علیه بربرهای ایران −و علیه رأی‌دهندگان خودش− را برگزید. هر هوادار آزادی و دموکراسی باید برای آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها آرزوی موفقیت کند.»

خطر “آنارشی”

اما روزنامه “تاگس‌اشپیگل” نگران آن است که ترامپ هیچ برنامه‌ای برای آینده ایران نداشته باشد: «در این میان، حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ و سرنگونی قذافی، حاکم وقت لیبی، چند سال بعد نشان داد که چنین مداخلاتی به کجا ختم می‌شوند: به هرج‌ومرج و آنارشی.»

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

این روزنامه برلینی می‌افزاید: «آدم نمی‌خواهد تصور کند که اگر ایران نیز به چنین سرنوشتی دچار شود، چه معنایی خواهد داشت. این خطر را نمی‌توان نادیده گرفت، زیرا خاورمیانه محیطی به‌ویژه بغرنج است. بعید است وقتی ترامپ دستور حمله را صادر کرده به این موضوع اندیشیده باشد. یا نکند آگاهانه پذیرفته که با حمله به ایران ممکن است کل منطقه به آتش کشیده شود؟»

“تاگس‌اشپیگل” افزوده است: «نه، بعید است. این وضعیت پیچیده می‌تواند برایش به مشکلی عظیم تبدیل شود، اگر رئیس جمهوری ایالات متحده، به‌عنوان فرمانده کل قوا، کشورش را وارد جنگی طولانی و شاید پرهزینه کرده باشد.»

آینده ناروشن و “تفرقه” اپوزیسیون

هفته‌نامه “دی تسایت” نیز با مشاهده مخاطرات جنگ، ایران را در آستانه آینده‌ای ناروشن می‌بیند: «قوی‌ترین ایراد این جنگ، به مسئله بعد از آن، به ابهام در مورد هدف سیاسی مورد نظر مربوط می‌شود. اپوزیسیون ایران به‌شدت دچار تفرقه است؛ هیچ‌کس نمی‌تواند با اطمینان بگوید که فرزند آخرین شاه ایران، برجسته‌ترین چهره در میان مخالفان رژیم، تا چه اندازه از حمایت عمومی برخوردار است.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

این هفته‌نامه چاپ هامبورگ می‌افزاید: «ما، و شاید حتی خود معترضان، به هیچ وجه مطمئن نیستیم که معترضان در ایران چه جایگزینی برای رژیم منفور ملاها در نظر دارند. تازه پویایی‌های غیرقابل پیش‌بینی در درون خود دستگاه قدرت را هم نباید از نظر دور داشت، که حتی در صورت شکستی آشکار و حذف احتمالی رأس رهبری نیز به‌سادگی محو نخواهد شد. همه این‌ها مخاطرات عظیمی به همراه دارد.»

“ایران همه‌جا تروریست دارد”

روزنامه “راین‌فالتس ام زونتاگ” نیز، در پی حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، انتظار پیامدهایی جدی و جهانی دارد: «تحولات خاورمیانه مردم سراسر جهان را تحت تأثیر قرار خواهد داد. قیمت نفت افزایش خواهد یافت، کشورهایی مانند عربستان سعودی می‌توانند مواد خام بیشتری بفروشند.»

بیشتر بخوانید: ایران پساخامنه‌ای بر سر چندراهی قدرت؛ سناریوهای محتمل

این روزنامه چاپ شهر لانداو ادامه می‌دهد: «ایران در همه جا عوامل و تروریست‌های خود را دارد. آنها در گذشته نشان داده‌اند که با اقداماتشان چگونه می‌توانند فاجعه بیافرینند. زندگی یهودیان −متأسفانه مثل اغلب مواقع دیگر− به حفاظت قاطع همگانی ما نیاز دارد. جهان ممکن است بدون ایرانی مجهز به سلاح هسته‌ای امن‌تر شود. اما خطرات فوری برای همه، از دیروز کمتر نشده است.»

توجیه‌ناپذیری جنگ

در این میان، “دی پرسه ام زونتاگ” حمله آمریکا را، آن‌هم درست در میانه دیپلماسی، مورد انتقاد قرار داده است: «آیا حملات به ایران ناقض حقوق بین‌الملل است؟ بله، اصل منع توسل به زور وجود دارد. و حق دفاع از خود را هم فقط به شکل غیرمستقیم می‌توان استدلال کرد.»

به گفته این روزنامه اتریشی: «ترامپ بنا به گفته‌های خودش، برنامه هسته‌ای ایران را پیش‌تر در ماه ژوئن در عملیات “چکش نیمه‌شب” نابود کرده بود. اسرائیل که ایران خواهان نابودی آن است، اکنون از یک “حمله پیشگیرانه” سخن می‌گوید. اما جمهوری اسلامی اخیراً قصد حمله نداشت. برعکس، قرار بود مذاکرات بیشتری درباره برنامه هسته‌ای انجام شود و با این حال اتحاد اسرائیلی–آمریکایی، مانند ماه ژوئن، باز هم حمله کرد.»

به‌رغم این، در ادامه این تفسیر آمده است: «با این همه، شکایت جمهوری اسلامی در خصوص نقض حقوق بین‌الملل، در حالی که خود از گروه‌های تروریستی مانند حماس حمایت می‌کند، طنین پوچ گوش‌خراشی دارد.»

توجیه حمله “با استناد به خود ایرانیان”

روزنامه “نویه تسورشر ام زونتاگ” نیز با اشاره به عملیات‌های نظامی پرپیامد در عراق و لیبی، هشدار داده است: «سال‌های ترور و جنگ داخلی در عراق یا فروپاشی لیبی پس از یک مداخله نسنجیده دیگر غرب، باید هشداری تلقی شود. برای ایران، کشوری به بزرگی لیبی و با جمعیتی دو برابر عراق، نیز ممکن است چنین مسیری به سوی پرتگاه در پیش باشد.»

این روزنامه سوئیسی چاپ زوریخ افزوده است: «با این حال، ترامپ این بی‌مسئولیتی را با استناد به مسئولیت خود ایرانیان توجیه می‌کند. به گفته او، آنها خود در ایجاد حکومتی آزاد مختارند. تنها، بدون سلاح، در برابر سپاه پاسداران و شبه‌نظامیان بسیج. کسی دلش نمی‌خواهد جای آنها باشد.»

خبرگزاری سپاه: ۷ فرمانده نظامی کشته شدند؛ سنتکام: سر مار قطع شد+فیلم

الجزیره در خبری فوری به نقل از خبرگزاری تسنیم از کشته شدن هفت فرمانده نظامی در حملات هوایی به مواضعی در داخل ایران خبر داد، اما جزئیات بیشتری در مورد مکان‌های هدف قرار گرفته یا هویت فرماندهان ارائه نکرد.

در همین حال فرماندهی مرکزی ایالات متحده که بر حملات نظامی علیه رژیم ایران نظارت دارد، دقایقی پیش اعلام کرد: ما سر مار را در ایران قطع کرده‌ایم و سپاه پاسداران دیگر ستاد فرماندهی ندارد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در طول ۴۷ سال گذشته بیش از ۱۰۰۰ آمریکایی را کشته است. دیروز، یک حمله گسترده ایالات متحده سر مار را قطع کرد. آمریکا قدرتمندترین ارتش روی زمین را دارد و سپاه پاسداران دیگر ستاد فرماندهی ندارد. (فیلم زیر)

رییس‌جمهور آمریکا نیز در شبکه تروث سوشیال خود اعلام کرد که نیروهای نظامی این کشور «۹ کشتی نیروی دریایی ایران را که برخی از آن‌ها نسبتا بزرگ و مهم هستند، نابود و غرق» کرده‌اند.

ارتش اسرائیل نیز اعلام کرد که نیروی هوایی این کشور ۴۰ فرمانده ارشد رژیم ایران را در کمتر از یک دقیقه در موج نخست عملیات موسوم به «شیر غران» هدف قرار داده و کشته است. موج نخست این عملیات شامل حملات همزمان در چند نقطه تهران بود که هفت عضو از بالاترین سطح رهبری امنیتی جمهوری اسلامی در آن زمان گرد آمده بودند.

ارتش اسرائیل تایید کرد که پاسدار سپهبد عبدالرحیم موسوی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح رژیم ایران، یکی از افرادی بود که در حملات اولیه کشته شد. او در ابتدای دوره فرماندهی‌اش در حضور رهبر هلاک شده جمهوری اسلامی گفته بود که «آرمان و آرزویم امروز محو و نابودی رژیم صهیونیستی» است.

انگشت ما روی ماشه است

پاسدار محمد پاکپور، فرمانده کل سپاه پاسداران نیز در بیش از هشت ماهی که تصدی فرماندهی سپاه را بر عهده داشت، بارها تاکید کرده بود که نیروهای سپاه «در بالاترین سطح آمادگی» قرار دارند و «انگشت ما روی ماشه است»، و هر گونه اشتباه محاسباتی از سوی واشینگتن یا تل‌آویو با واکنش سریع روبه‌رو خواهد شد. او هم دیروز به قاسم سلیمانی پیوست.

حرام‌زاده‌ها، من هنوز زنده‌ام

شمخانی نخستین فرمانده سپاه در استان خوزستان بود، سپس فرماندهی نیروی زمینی سپاه را برعهده گرفت و به سمت معاون فرماندهی کل نیروهای سپاه منصوب شد. او پس از جنگ ۱۲ روزه، دبیر و نماینده خامنه‌ای در شورای تازه تاسیس عالی دفاع شد. وی در توئیتی خطاب به اسرائیلی‌ها نوشت: حرام‌زاده‌ها، من هنوز زنده‌ام!… ولی او دیگر زنده نیست.

کانال تلویزیونی ۱۲ اسرائیل یکشنبه شب به نقل از مقام‌های این کشور گفت: برای ایجاد شرایط سرنگونی رژیم ایران باید موانع آن از میان برداشته شود. این موضوع، اولویت و تمرکز اصلی آن‌هاست و خیلی زود مردم ایران پیام ترک خانه‌ها و حضور در خیابان‌ها را دریافت خواهند کرد.
www.youtube.com/watch?v=OrfzxvYhy-Y

پیام تازه ترامپ به نیروهای حکومتی؛ به دو هزار هدف در ایران حمله شده است

نیویورک تایمز به نقل از یک مسئول آمریکایی گزارش داد که تا کنون به بیش از به دو هزار هدف در سراسر ایران حمله شده است.

یک منبع اسرائیلی نیز خبر داد که رئیس ستاد ارتش اسرائیل ساعتی پیش با همتایان خود از کشورهای عربی از جمله عربستان سعودی در باره هماهنگی عملیات مشترک علیه رژیم ایران گفتگو کرده است.

او این اقدام را بیسابقه خواند و گفت: حملات کورکورانه سپاه پاسداران به کشورهای عربی بویژه امارات متحده عربی نتیجه عکس داده است و این کشورها به جای اینکه از آمریکا بخواهند به جنگ پایان دهد، با اسرائیل همراه شده اند.

به گفته این منبع اسرائیلی، جمهوری اسلامی اکنون می داند که دیگر به پایان خط رسیده و به همین دلیل به سیم آخر زده است و به صغیر و کبیر رحم نمی‌کند.

از سوی دیگر در پی شلیک موشک بسوی پایگاه نظامیان انگلیسی در قبرس، سه کشور بزرگ اروپایی آلمان، فرانسه و بریتانیا اعلام کردند که آماده انجام «اقدامات دفاعی متناسب» هستند تا توانایی رژیم ایران برای شلیک موشک‌ها و پهپادها را نابود کنند

در همین حال رئیس جمهور آمریکا روز یکشنبه بیانیه‌ای ویدیویی در وب‌سایت Truth Social منتشر کرده است.

ترامپ می‌گوید که ایالات متحده «انتقام» مرگ نظامیان آمریکایی را خواهد گرفت و «مجازات‌کننده‌ترین ضربه» را به رژیم ایران وارد خواهد کرد.

او می‌گوید که ایالات متحده «در حال انجام یک عملیات عظیم است، نه صرفاً برای تضمین امنیت برای زمان و مکان خودمان، بلکه برای فرزندانمان و فرزندان آنها».

او می‌گوید که این «وظیفه و مسئولیت یک ملت آزاد» است و ارزیابی می کند که عملیات نظامی علیه رژیم ایران دستکم چهار هفته طول خواهد کشید.

او می‌گوید: «این اقدامات درست هستند و برای اطمینان از اینکه آمریکایی‌ها هرگز مجبور به رویارویی با یک رژیم تروریستی رادیکال، خونخوار و مسلح به سلاح‌های هسته‌ای نخواهند بود، ضروری هستند.»

رئیس جمهور آمریکا می‌گوید: «عملیات رزمی با تمام قوا ادامه دارد و تا زمانی که به همه اهدافمان دست یابیم، ادامه خواهد یافت.»

رئیس جمهور در ادامه می‌گوید که «متاسفانه احتمالاً تلفات آمریکایی‌ها بیشتر خواهد بود» و می‌افزاید: «وضعیت همین است.»

او ادامه می‌دهد: «آمریکا انتقام مرگ آنها را خواهد گرفت و شدیدترین ضربه را به تروریست‌هایی که اساساً علیه تمدن جنگیده‌اند، وارد خواهد کرد.»

ترامپ می‌افزاید: «من بار دیگر از سپاه پاسداران و نیروی انتظامی می‌خواهم که سلاح‌های خود را زمین بگذارند و مصونیت کامل دریافت کنند یا با مرگ حتمی روبرو شوند. این مرگ حتمی خواهد بود، زیبا نخواهد بود.»

EnglishGermanPersian