او سپس افزود: «ما صبر کردیم تا آنها تقریبا دوباره آنها را بازسازی کنند، و بعد به آنها حمله کردیم.»
روز سهشنبه ۱ سپتامبر (۱۰ شهریور) نیروهای آمریکایی بار دیگر به اهداف متعددی در ایران حمله کردند. به گفته فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام (CENTCOM)، در این حملات، از جمله سامانههای راداری و پدافند هوایی، تاسیسات دریایی، تجهیزات و توانمندیهای مینگذاری دریایی و سامانههای ارتباطی منهدم شدند.
“استراتژی چمنزنی”
ایران در پاسخ، با موشک و پهپاد به تاسیسات و مواضع آمریکا در منطقه خاورمیانه حمله کرد. به این ترتیب، چیزی که سنتکام چند روز پیش بهعنوان یک راهبرد احتمالی برای مرحله بعدی جنگ مطرح کرده بود، اکنون تحقق یافته است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی پایگاه خبری آکسیوس، حملات محدود و در صورت نیاز تکرارشونده، قرار است مانع از آن شوند که ایران توانمندیهای نظامی خود را در منطقه تنگه هرمز بازسازی کند.
دویچه وله فارسی را در واتساپ دنبال کنید
یک مقام دولت آمریکا این ایده را با استفاده از اصطلاحی برگرفته از سیاست امنیتی اسرائیل توصیف کرد: «چمنزنی».
این استعاره به راهبردی اشاره دارد که وعده شکست نهایی و کامل دشمن را نمیدهد. کافی است توانمندیهای نظامیاش بهطور منظم تا حدی کاهش داده شود که تهدید همچنان قابلکنترل باقی بماند. هرگاه “چمن” دوباره رشد کند، بار دیگر “چیده” میشود.
اگر این مفهوم را به وضعیت ایران تعمیم دهیم، به این معناست که آمریکا زیر نظر میگیرد که دشمن چه توانمندیهای نظامی را دوباره بازسازی میکند و هرگاه این توانمندیها از یک آستانه مشخص فراتر بروند، به آنها حمله میکند.
موفقیتهایی با تاریخ انقضا
در ماههای اخیر، آمریکا توانسته به برخی موفقیتهای نظامی دست پیدا کند. نیروهای آمریکایی توانمندیهای نظامی ایران را در منطقه تنگه هرمز بهطور چشمگیری کاهش دادهاند و پاکسازی مینهای دریایی ایران را نیز آغاز کردهاند.
با این حال، این موفقیتها پایدار نیستند. تهران در حال تعمیر یا تهیه سامانههای راداری جدید، مواضع پدافند هوایی و موشکهای ضدکشتی است.
بمبهای آمریکا ممکن است بتوانند برخی مواضع کلیدی ایران را منهدم کنند. با این حال، دانش و زیرساخت صنعتی فناوری نظامی ایران باقی میماند.
بیشتر بخوانید: دستیاران ترامپ خواهان “آرام” نگهداشتن جنگ ایران تا نوامبر
در نتیجه، بازسازی توانمندیهای نظامی به تاخیر میافتد، اما متوقف نمیشود. و آمریکا بارها با همان انتخاب همیشگی روبهرو خواهد شد: آیا باید بپذیرد که تهران توانمندیهای از دسترفته خود را دوباره به دست آورد، یا بار دیگر حمله و آنها را نابود کند؟
مونا یعقوبیان، کارشناس خاورمیانه در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS) در واشنگتن، پیشتر در ماه آوریل درباره پیامدهای این وضعیت هشدار داده بود. به گفته این کارشناس، این روند میتواند به “یک درگیری کمشدت و پایدار که با مداخلات شدیدتر قطع میشود”، منجر شود.
هشدارهای نظامی ترامپ
آشکار شدن محدودیتهای “استراتژی چمنزنی”، تا حدی به این دلیل است که این راهبرد اساسا برای جنگ با یک کشور طراحی نشده بود. اسرائیل این راهبرد را برای مقابله با بازیگران غیردولتی، مانند گروه تروریستی حماس، توسعه داد.
به گفته یعقوبیان، در مواجهه با دشمنانی که دارای ویژگیهای یک دولت هستند و از توانمندیهای قدرتمندتری برخوردارند، “چمنزنی” ممکن است به یک “راهبرد نظامی منسوخ” تبدیل شود. این مسئله در مورد تنگه هرمز بهویژه بهروشنی خود را نشان میدهد.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
آمریکا باید این تنگه را بهطور قابلاعتماد باز نگه دارد. در مقابل، ایران تنها کافی است بهطور باورپذیری نشان دهد که عبور از این تنگه همچنان خطرناک است. از این رو، حتی یک دشمن که از نظر نظامی بهطور قابلتوجهی تضعیف شده باشد نیز میتواند هزینههای سنگینی را به واشنگتن تحمیل کند.
علاوه بر این، آمریکا با این مشکل نیز روبهروست که اگرچه میتواند شدت حملات خود را تعیین کند، اما نمیتواند واکنش تهران را کنترل کند. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، چندین بار با لحنی تند و خصمانه به تهران درباره انجام حمله تلافیجویانه نظامی هشدار داده است.
با وجود این هشدارها، حکومت ایران بلافاصله موشکهایی را به سوی تاسیسات آمریکایی در منطقه شلیک کرد. اردن بهتنهایی از شناسایی ۱۳ موشک بالستیک در حریم هوایی خود خبر داد که توانست ۱۰ فروند از آنها را رهگیری و منهدم کند.
مسئله هستهای
مونا یعقوبیان، کارشناس خاورمیانه، نسبت به خطر حتی بزرگتری که حملات منظم ایالات متحده ایجاد میکند، هشدار میدهد. تهران میتواند به این نتیجه برسد که بازدارندگی پایدار تنها با “دنبال کردن سلاح هستهای” قابل دستیابی است.
این میتواند همان توسعهای را تسریع کند که ایالات متحده و اسرائیل در واقع با حمله خود به ایران به دنبال کنترل آن بودند.
از منظر واشنگتن نیز گزینههای پیش روی ترامپ چندان بهتر به نظر نمیرسند. اگر رئیس جمهور بپذیرد که ایران بار دیگر در اطراف تنگه هرمز توان نظامی خود را افزایش دهد، خطر حملات جدید به کشتیها و اختلال در یکی از مهمترین مسیرهای انرژی جهان را به جان میخرد.
پیامدهای این وضعیت برای اقتصاد جهانی شناختهشده است. با وجود بحرانها و مذاکرات مکرر، دستیابی به یک توافق سیاسی میان واشنگتن و تهران تا کنون به دلیل اختلافات بهوضوح غیرقابلحل، ناکام مانده است.
“جنگ بیپایان” بعدی؟
با وجود تمام ابهامات و ریسکهای سیاست خارجی، “استراتژی ماشین چمنزنی” برای دونالد ترامپ از جنبه سیاست داخلی نیز جذابیتهایی دارد. رئیس جمهور آمریکا میتواند بدون نیاز به اشغال نظامی، ملتسازی و اعزام گسترده نیروهای زمینی آمریکا، امور را مدیریت کند.
در عین حال، با این رویکرد ترامپ خود را از “جنگهای بیپایان” (forever wars) که بارها به رؤسای جمهور پیشین آمریکا نسبت داده و آنها را مورد انتقاد قرار داده بود، متمایز میکند.
اما در نهایت، راهحل ظاهری برای خروج از جنگی بیپایان ممکن است خود به یک جنگ تبدیل شود. یعقوبیان “استراتژی ماشین چمنزنی” را “راهبردی سیزیفوار برای فرسایش بیپایان” مینامد.
تا زمانی که واشنگتن حاضر نباشد در مقطعی بازسازی توانمندیهای ایران را بپذیرد، هر حمله موفقیتآمیز بهانهای برای حمله بعدی ایجاد میکند.