اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
مقامهای بریتانیایی تا کنون از تهدیدی علیه کل شبکه برق این کشور سخن نگفتهاند. با این حال، اهمیت ماجرا فقط در اندازه خسارت فنی نیست. حتی حملهای محدود به یک تاسیسات کوچک میتواند در فضای رسانهای، سیاسی و روانی اثری بسیار بزرگتر از ابعاد عملی خود پیدا کند.
همین ویژگی، عملیات سایبری را به ابزاری جذاب برای دولتها و گروههای وابسته به آنها تبدیل کرده است. در بسیاری از موارد، هدف الزاما تخریب فراگیر نیست. مهاجم میخواهد نشان دهد میتواند نفوذ کند، اختلال بسازد، نام خود را در رسانهها مطرح کند و به افکار عمومی کشور هدف این پیام را بدهد که زیرساختها آسیبپذیرند. در آمریکا نیز مقامهای پیشین امنیت سایبری هشدار دادهاند که با ادامه تنش میان ایران و غرب، احتمال تکرار چنین حملاتی وجود دارد.
حملهای برای خرابکاری یا برای دیده شدن؟
مهدی صارمیفر، پژوهشگر و روزنامهنگار حوزه علم و فناوری، در گفتوگو با دویچه وله فارسی میگوید بررسیهای فنی موجود، حمله اخیر به تاسیسات انرژی بریتانیا را احتمالا به خوشه سایبری “سایبر اونجرز” نزدیک میکند. به گفته او، این گروه معمولا به سراغ شبکههایی میرود که حفاظت ضعیفتری دارند و نفوذ به آنها سادهتر است.
صارمیفر تاکید میکند که در چنین پروندههایی نباید همیشه دنبال یک عملیات پیچیده و ویرانگر بود. به باور او، هدف اصلی بسیاری از این حملات، ایجاد اثر روانی و تبلیغاتی است. مهاجم میخواهد بگوید به زیرساخت کشور هدف دسترسی دارد، حتی اگر آن دسترسی محدود باشد.
از نگاه او، این الگو با برخی عملیاتهای سایبری روسیه تفاوت دارد. صارمیفر میگوید گروههای وابسته به روسیه معمولا سراغ عملیاتهایی عمیقتر میروند؛ از جاسوسی گسترده گرفته تا خرابکاری جدی و اختلال پایدار. اما در نمونههایی مانند حمله به یک تاسیسات انرژی در بریتانیا یا نفوذ به شبکههای آب در چند ایالت آمریکا، وزن تبلیغات و جنگ روانی پررنگتر است.
البته او اضافه میکند که توان سایبری جمهوری اسلامی به چنین گروههایی محدود نمیشود. ایران خوشههای سایبری دیگری نیز دارد که برای جاسوسی، نفوذ هدفمند و عملیاتهای پیچیدهتر استفاده میشوند. با این حال، حمله اخیر را بیشتر باید در چارچوب نمایش قدرت و فشار روانی فهمید، نه به عنوان نشانه یک ضربه بزرگ و تعیینکننده.
چرا زیرساختهای صنعتی وسوسهبرانگیزند؟
بخش مهمی از عملیاتهای منتسب به ایران متوجه سامانههای کنترل صنعتی است؛ سامانههایی که در نیروگاهها، پالایشگاهها، شبکههای آب، تاسیسات فاضلاب، کارخانهها و بخشهای حیاتی برای کنترل فرایندهای فیزیکی استفاده میشوند.
صارمیفر میگوید در پرونده بریتانیا، هدف احتمالی دستگاههایی از نوع “پی ال سی” (PLC) بوده است. این کنترلگرها میان شبکه دیجیتال و تجهیزات واقعی قرار میگیرند و میتوانند فرمانهایی مانند باز و بسته شدن شیرها، تنظیم فشار، کنترل جریان یا مدیریت بخشی از روند تولید و توزیع را اجرا کنند.
نام “پی ال سی” پس از حمله استاکسنت بیشتر بر سر زبانها افتاد؛ بدافزاری که سالها پیش سانتریفیوژهای ایران را از مسیر همین کنترلگرهای صنعتی هدف قرار داد. از آن زمان، این نوع تجهیزات به یکی از نمادهای آسیبپذیری زیرساختهای صنعتی تبدیل شدند.
بیشتر بخوانید: تشدید حملات سایبری ایران و روسیه علیه آمریکا با هوش مصنوعی
اما هر نفوذی به “پی ال سی” به معنای فاجعه نیست. به گفته صارمیفر، در بسیاری از حملات اخیر منتسب به گروههای ایرانی، اختلال محدود ایجاد میشود و سپس همان اختلال در فضای رسانهای بزرگتر از اندازه واقعی خود بازتاب پیدا میکند. در این الگو، گاهی خود خبر حمله از خسارت فنی آن مهمتر میشود.
از آب و فاضلاب تا نشانگرهای سوخت
پروندههای پیشین نیز نشان میدهد این الگو فقط به بریتانیا محدود نیست. مقامهای آمریکایی پیشتر درباره حملات سایبری به تاسیسات آب و فاضلاب هشدار داده بودند؛ حملاتی که برخی از آنها به گروه “سایبر اونجرز” نسبت داده شد. در این موارد، مهاجمان به سراغ تجهیزات صنعتی ساخت اسرائیل رفتند که در بخشی از زیرساختهای آمریکا استفاده میشد.
صارمیفر میگوید این حملات بیش از آنکه نشانه توان تخریب گسترده باشند، نشاندهنده بهرهبرداری تبلیغاتی از ضعفهای ساده امنیتیاند. مهاجم دستگاهی را پیدا میکند که یا درست ایمنسازی نشده یا از راه دور در دسترس مانده است. سپس با نفوذ به همان نقطه، پیام سیاسی خود را برجسته میکند.
او به نمونه دیگری هم اشاره میکند: دستکاری برخی نشانگرهای سوخت در آمریکا. به گفته او، در دورهای که تنش در تنگه هرمز و حمله به نفتکشها افزایش یافته بود، اختلال در دادههای مربوط به مخازن سوخت میتوانست اطلاعات غلط تولید کند، سفارشهای غیرضروری بسازد، فشار روانی بر بازار وارد کند و در نهایت بر قیمت سوخت اثر بگذارد.
در چنین مدلی، مهاجم الزاما دنبال انفجار، خاموشی گسترده یا نابودی زیرساخت نیست. گاهی هدف، ایجاد خطای عملیاتی، افزایش هزینه، کاهش اعتماد و تثبیت این پیام است که کشور هدف حتی در زیرساختهای روزمره خود هم امن نیست.
سایبر اونجرز؛ بازوی جمهوری اسلامی؟
گروه “سایبر اونجرز” پس از حمله هفتم اکتبر فعالیت خود را آشکارتر کرد و در هشدارهای امنیتی آمریکا و متحدانش بیشتر دیده شد. نهادهای امنیت سایبری آمریکا این گروه را با عملیات علیه سامانههای کنترل صنعتی در بخشهایی مانند آب، فاضلاب و انرژی مرتبط دانستهاند.
برای ناظران بیرونی، اثبات رابطه مستقیم سازمانی میان چنین گروههایی و سپاه همیشه ساده نیست. شواهد فنی، زیرساختهای مورد استفاده، نوع هدفگیری، زمانبندی عملیات و پیامهای تبلیغاتی میتوانند مسیر وابستگی را نشان دهند، اما زنجیره فرماندهی معمولا به صورت عمومی در دسترس نیست.
صارمیفر نیز میگوید شواهد منتشرشده برای یک ناظر بیرونی کافی نیست تا با قطعیت کامل گفته شود همه این عملیاتها مستقیما با دستور سپاه انجام شدهاند. با این حال، او تاکید میکند ردیابیهای موجود نشان میدهد این شبکهها به ایران وصلاند و حتی برخی افراد، مدیران و محل فعالیت آنان در ایران شناسایی شدهاند. به باور او، سازمانهای اطلاعاتی بریتانیا و آمریکا احتمالا تصویر دقیقتری از ارتباطات، افراد و ساختار این گروهها دارند.
برنامه “پاداش برای عدالت” وابسته به وزارت خارجه آمریکا نیز برای دریافت اطلاعات درباره شماری از افراد مرتبط با فعالیتهای سایبری جمهوری اسلامی جایزه تعیین کرده است. در این اطلاعیه، نامهایی مانند میلاد منصوری، حمیدرضا لشگریان، حمید همایونفال، رضا محمدامین صابریان، محمدباقر شیرینکار و مهدی لشگریان در ارتباط با فرماندهی الکترونیک سایبری سپاه و فعالیتهای مخرب علیه زیرساختهای حیاتی آمریکا مطرح شده است.
واشنگتن در همان اطلاعیه میگوید فرماندهی الکترونیک سایبری سپاه بر گروه “سایبر اونجرز” نظارت دارد؛ گروهی که به سامانههای کنترل صنعتی در زیرساختهای آب، فاضلاب و بخشهای حیاتی دیگر نفوذ کرده است.
توان سایبری ایران؛ نه افسانه، نه بیاهمیت
کامبیز غفوری، تحلیلگر سیاسی، در گفتوگو با دویچه وله فارسی میگوید توان سایبری جمهوری اسلامی را باید واقعبینانه دید؛ نه بزرگنمایی کرد و نه نادیده گرفت. به گفته او، آنچه در سالهای اخیر بیشتر دیده میشود، الزاما جهش بزرگ فنی نیست، بلکه استفاده آشکارتر و بیشتر از ابزار سایبری در تقابل با غرب است.
غفوری میگوید جمهوری اسلامی نیز مانند روسیه، چین، اسرائیل و آمریکا، سایبر را به بخشی از جعبهابزار امنیتی و سیاسی خود تبدیل کرده است. اما به باور او، توان ایران فراتر از آن چیزی نیست که در عمل نشان داده است. اگر جمهوری اسلامی میتوانست ضربهای بسیار سنگین و مستقیم به نیروهای نظامی آمریکا یا اسرائیل بزند، احتمالا از آن استفاده میکرد.
با این حال، او هشدار میدهد که این توان را هم نباید ناچیز شمرد. جمهوری اسلامی طی سالهای گذشته برای توسعه ابزارهای سایبری خود سرمایهگذاری کرده و بهویژه در حملات کمهزینه، عملیات روانی، نفوذ به سامانههای ضعیف و هدف گرفتن زیرساختهای غیرنظامی میتواند دردسرساز باشد.
سایبر؛ ادامه همان جنگ نامتقارن
جمهوری اسلامی در رویارویی با غرب سالهاست از ابزارهای نامتقارن استفاده میکند؛ از گروههای نیابتی و حمله به کشتیرانی گرفته تا عملیات اطلاعاتی، فشار منطقهای و تهدید زیرساختها. عملیات سایبری نیز در همین چارچوب معنا پیدا میکند.
سایبر برای تهران چند مزیت دارد. هزینه آن از عملیات نظامی مستقیم کمتر است. امکان انکار یا مبهم نگه داشتن انتساب در آن بیشتر است. میتواند همزمان چند پیام بفرستد: ایجاد اختلال، هشدار سیاسی، اثرگذاری روانی و بالا بردن هزینه دفاعی برای طرف مقابل.
اما محدودیتهای این ابزار نیز روشن است. حملهای که تنها یک تاسیسات کوچک را چند روز از مدار خارج کند، موازنه قدرت را تغییر نمیدهد. با این حال، تکرار چنین حملاتی میتواند هزینه حفاظت سایبری را افزایش دهد و در ذهن افکار عمومی، تصویری از ناامنی دائمی بسازد.
از این منظر، حمله به تاسیسات انرژی بریتانیا را نباید نشانه توان ویرانگر ایران دانست. بهتر است آن را بخشی از الگویی دید که بر فشار کمهزینه، تبلیغات پرصدا و ایجاد اضطراب در کشور هدف تکیه دارد.
بنابراین حتی اگر حملات اخیر بیش از هر چیز جنبه تبلیغاتی و روانی داشته باشند، تکرار آنها میتواند مسئله را جدیتر کند. جنگ سایبری جمهوری اسلامی شاید هنوز توان ضربههای بزرگ و تعیینکننده را نشان نداده باشد، اما در سطح اختلال، ترساندن، تبلیغات و فرسایش، به بخشی ثابت از منازعه تهران و غرب تبدیل شده است.