آیا “D-Day اقتصادی” علیه ایران آغاز پایان جمهوری اسلامی خواهد بود؟

رییس جمهور و وزیر خزانه‌داری آمریکا از “بزرگ‌ترین یورش مالی” به جمهوری اسلامی خبر داده‌اند. این حملات چه خواهد بود و آیا می‌تواند جمهوری اسلامی را از پای درآورد؟”ما اکنون وارد مرحلهٔ پایانی شده‌ایم. با طلوع آفتاب، یک “D-Day اقتصادی” آغاز می‌شود؛ بزرگ‌ترین یورش مالی که تاکنون علیه یک دشمن سازمان‌دهی شده است”.

این بخشی از توییت اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری ایالات متحده امریکا در اولین ساعت روز دوشنبه ۲۴ اوت است. او نوشته دوران مذاکره با جمهوری اسلامی به پایان رسیده و تاکید کرده “هدف آمریکا این است که تمامی شریان‌ها و راه‌های حیاتی اقتصادی که این رژیم مستبد را زنده نگه می‌دارد، قطع کند تا تهران در نهایت کاملا تنها بماند”.

چندروز قبل از این توییت، دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا در شبکه اجتماعی تروث سوشال (Truth Social) اعلام کرد که ایالات متحده قصد دارد با وضع جریمه‌های سنگین اقتصادی علیه هر کشوری که هرگونه “شریان حیاتی” برای تهران فراهم کند، اقتصاد ایران را خفه کند.

ترامپ نیز در پست شامگاه چهارشنبه ۱۹ اوت خود از اصطلاح “D-Day” استفاده کرد و نوشت: «این یک D-Day اقتصادی خواهد بود و ما به همه متحدان خود نیاز داریم تا در کنار ایالات متحده آمریکا بایستند تا تهدید ایران را منزوی و نابود کنند.»

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

عبارت “D-Day” در اصل یک اصطلاح نظامی است و اشاره به روز ۶ ژوئن سال ۱۹۴۴ دارد؛ روزی که نیروهای متفقین در سواحل نرماندی پیاده شدند و آغاز پایان رژیم هیتلر در آلمان نازی را رقم زدند. کمتر از یکسال پس از این روز، آلمان نازی تسلیم شد، هیتلر و برخی دیگر از سران نظامی آلمان نازی خودکشی کردند و خونین‌ترین جنگ تاریخ معاصر پایان گرفت.

هنوز جزییات تحریم‌های جدید علیه ایران اعلام نشده اما پرسش این است که آیا این تحریم‌ها می‌توانند واقعا مانند یک عملیات نظامی گسترده جمهوری اسلامی را از پای درآورند؛ رژیمی که رگ حیاتش به دور زدن همین تحریم‌ها گره خورده و در ۴۷ سال گذشته فرصت کافی برای یادگیری روش‌های گوناگون دور زدن تحریم‌ها را داشته است.

اصولا آمریکا چه تحریم یا محدودیت دیگری می‌تواند برای ایران اعمال کند که تا کنون آن را عملی نکرده باشد؟

محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ساعاتی پس از تهدید بسنت نوشت ایران می‌تواند محموله‌های نفتی از طریق خلیج فارس را مسدود کرده و منافع کشورهای شرکت‌کننده در محاصره را هدف قرار دهد. او تاکید کرد که ایران تجربه زیادی در مقابله با تحریم‌ها و فروش نفت خود با وجود محدودیت‌ها دارد.

بیشتر بخوانید: گزینه‌های ترامپ برای افزایش فشار اقتصادی بر ایران

رییس کل بانک مرکزی نیز به این سخنان واکنش نشان داد و از جمله گفت “وزیر خزانه‌داری آمریکا رجزخوانی می‌کند و اقدامی نمانده که انجام ندهد”.

عبدالناصر همتی با اشاره به بالا رفتن قیمت ارز و رسیدن دلار به بالای ۲۰۰ هزار تومان گفت: «از بهمن‌ماه پیش‌بینی شرایط سخت را می‌کردیم و شروع کردیم به دپو کردن ارز در جا‌های گوناگون و همین باعث شد که بتوانیم قول مؤکد بدهیم که ارز مورد نیاز کالا‌های اساسی و دارو را تأمین می‌کنیم. تا پایان سال ارز مورد نیاز صنعت را هم تأمین خواهیم کرد.»

حمید آصفی، تحلیلگر سیاسی مقیم ایران در کانال تلگرامی خود با اشاره به این سخنان رییس کل بانک مرکزی نوشته است: «باید میان “امکان تأمین ارز” و “هزینه تأمین ارز” تفاوت گذاشت. ممکن است بانک مرکزی امروز بتواند ارز مورد نیاز بخشی از اقتصاد را تأمین کند؛ اما اگر آمریکا فشار را از خود ایران به بانک‌ها، شرکت‌ها، خریداران نفت، واسطه‌ها، شبکه‌های پرداخت و حتی کشورهای طرف معامله با ایران گسترش دهد، مسئله فقط کمبود دلار نیست؛ مسئله افزایش هزینه، ریسک و زمان دسترسی به منابع ارزی است.»

احتمال درگیری نظامی

خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه پاسداران در مطلبی شبه تحلیلی درباره تهدید جنگ اقتصادی آمریکا علیه جمهوری اسلامی نوشته است: «ایران اکنون از قدرت نظامی قابل توجهی برخوردار است که به آن توانایی فشار بر واشنگتن را می‌دهد و این درگیری را به “مسابقه‌ای از انعطاف‌پذیری” و استقامت تبدیل می‌کند.»

دویچه وله فارسی را در واتس‌اپ دنبال کنید

این جمله که از سوی یک رسانه نزدیک به سپاه بیان شده در حقیقت نوعی تهدید ضمنی مبنی بر این است که جمهوری اسلامی در صورت افزایش فشار اقتصادی دوباره دست به حملات نظامی به کشورهای همسایه خواهد زد.

حمید آصفی در مطلبش شروع دوباره درگیری نظامی را “بسیار خطرناک” دانسته و نوشته است: «اگر این فشار مالی با تنش سیاسی و احتمال درگیری نظامی با آمریکا همراه شود، داستان بسیار خطرناک‌تر خواهد شد. اقتصاد ایران در چنین شرایطی با یک شوک چندلایه مواجه می‌شود: فشار بر صادرات نفت، دشوارتر شدن انتقال پول، افزایش هزینه واردات، فرار سرمایه، افزایش انتظارات تورمی و تشدید فشار بر ریال. در اقتصاد، “ریسک جنگ” خودش یک متغیر اقتصادی است؛ حتی قبل از شلیک اولین گلوله، سرمایه‌گذار و فعال اقتصادی رفتار خود را تغییر می‌دهد».

مهارت ایران در دور زدن تحریم‌ها

تسنیم در بخش دیگری از مطلب خود نوشته است: «تحریم‌ها علیه ایران طی سال‌های گذشته به اوج خود رسیده‌اند و اکثر نهادهای اقتصادی و سیاسی و چهره‌های تأثیرگذار را در بر گرفته‌اند و ایالات متحده هیچ نهاد یا فعالیت تجاری را در ایران، صرف نظر از اندازه آن، از تحریم‌ها مصون نگذاشته است. همین تجربه، ایران را در ابداع راه‌هایی برای دور زدن محدودیت‌ها و کاهش اثرات آنها ماهرتر کرده است.»

بیشتر بخوانید: انتقال نفت از مسیر محرمانه هرمز؛ حمله یا خویشتن‌داری ایران؟

آرش حسن‌نیا، روزنامه‌نگار اقتصادی مهارت ایران برای دور زدن تحریم‌ها و نیز از آن سو مهارت آمریکا برای مقابله با این دور زدن‌ها را هم نقطه ضعف می‌داند و هم قوت و به دویچه‌وله می‌گوید: «این هم نقطه ضعف است و هم نقطه قوت از هردو طرف یعنی به این برمی گردد که توانایی‌های هردوطرف برای پیشبرد اهدافشان به چه ترتیب رقم بخورد.»

این روزنامه‌نگار اقتصادی از سوی دیگر به همراه شدن بیشتر امارات با آمریکا و احتمال دور شدن این کشور از راهی که تا کنون برای کمک به ایران در دور زدن تحریم‌ها در پیش گرفته بود اشاره می‌کند و این مسئله را یکی از نقاط قوت برای آمریکا می‌داند.

رمزارزها و کیف‌پول‌های دیجیتال

حسن‌نیا در این میان به موضوع جدید رمزارزها نیز اشاره کرده و می‌گوید: «ماجرای رمزارها، گسترده‌تر شدن حوزه دیجیتال و مانند اینها می‌تواند به آسانتر شدن فرایند پنهانکاری کمک بکند.»

او معتقد است این حوزه، حوزه جدیدی است که اتفاقا وزارت خزانه‌داری آمریکا و شخص اسکات بسنت روی آن حساس است چرا که به عقیده او “بخشی از دور زدن تحریمها و نقل و انتقالات ایران در همین حوزه اتفاق می‌افتد”.

حسن‌نیا معتقد است “ردیابی کیف پول‌هایی که با سپاه و جمهوری اسلامی مربوطند و صرافی‌های رمزارز و ارزهای دیجیتال که با جمهوری اسلامی همراهی می‌کنند”، احتمالا بخش اصلی تحریم‌های جدید را تشکیل می‌دهند.

هدف اصلی؛ کشورهای همسایه

آرش حسن‌نیا معتقد است تحریم‌های جدید بیشتر از آنکه روی جمهوری اسلامی و بخش‌های اقتصادی مستقیم با ایران باشد بر کشورهای همسایه و هم‌مرز با ایران متمرکز خواهند بود مثل ترکیه، عراق، کردستان عراق، ترکمنستان و کشورهای شمال دریای خزر.

او با اشاره به این موضوع که پس از جنگ و بسته شدن تنگه هرمز کشورهای حاشیه دریای خزر به مبادی اصلی ورود کالا به ایران تبدیل شدند، معتقد است تحریم‌های جدید بیشتر این کشورها را هدف قرار خواهند داد و اتفاقا چین و روسیه کمترین فشار را متحمل خواهند شد.

با این حال او تصریح می‌کند که نتیجه نهایی متوجه اقتصاد ایران خواهد شد.

حمید آصفی نیز در مطلبش به تاثیر نهایی این تحریم‌ها بر اقتصاد بیمار و فرسوده ایران اشاره کرده و نوشته است: «در چنین شرایطی، گفتن اینکه “تحریم بیشتری باقی نمانده” کمی شبیه این است که کسی وسط سیل بایستد و بگوید: آب از این بیشتر که نمی‌تواند بالا بیاید! اتفاقاً مشکل اقتصاد ایران همین نگاه است: به‌جای اینکه بپرسیم “اگر فشار بیشتر شد چه می‌کنیم؟”، مدام تلاش می‌کنیم ثابت کنیم فشار بیشتری امکان‌پذیر نیست.»

با توجه به همه این تحلیل‌ها شاید باید دوباره به عبارت “D-Day اقتصادی” بازگشت و با نگاه به پیشینه تاریخی این عبارت پرسید: آیا این فشارهای جدید منجر به “خودکشی” مقامات جمهوری اسلامی خواهد شد؟

EnglishGermanPersian