عربستان و ایران؛ آیا رویارویی مستقیم نزدیک است؟

تغییر راهبردهای ریاض، تشدید درگیری‌های منطقه‌ای و چگونگی محاسبات جمهوری اسلامی؛ این گزارش با بررسی ائتلاف دریایی ۱۴ کشوری، سناریوهای پیش روی تهران و ریاض را تحلیل می‌کند.در روزهای اخیر، گسترش جنگ میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده، احتمال گشوده شدن جبهه‌ای تازه میان دو رقیب دیرین منطقه، ایران و عربستان را افزایش داده است. تهران و ریاض در مارس ۲۰۲۳، پس از هفت سال روابط دیپلماتیک خود را از سر گرفتند، اما اختلافات راهبردی دو کشور پابرجا ماند؛ تهران به حمایت از متحدان منطقه‌ای و نیروهای نیابتی خود و ریاض به گسترش همکاری‌های امنیتی با آمریکا و شرکای عرب ادامه داد.

رویترز ۱۲ مه ۲۰۲۶ به نقل از دو مقام غربی و دو مقام ایرانی گزارش داد؛ عربستان، که از آغاز جنگ در خاورمیانه از مشارکت مستقیم پرهیز می‌کرد، از اواخر مارس و در واکنش به حملات ایران به خاک خود، چندین حمله اعلام‌نشده علیه اهدافی در ایران انجام داده و به تازگی در حملات مشترک با ایالات متحده به مواضع گروه‌های مسلح مورد حمایت ایران، از جمله حشد شعبی در عراق، مشارکت کرده است؛ اقدامی که بر نقش فعال‌تر ریاض در پاسخ نظامی به تهدیدها گواهی دارد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

وزارت دفاع عربستان اعلام کرده است که ریاض ائتلافی ۱۴ کشوری برای حفاظت از امنیت دریایی، آزادی کشتیرانی و مسیرهای تجاری و انتقال انرژی در دریای سرخ، باب‌المندب و خلیج عدن تشکیل داده است؛ اما امارات متحده عربی و عمان در میان اعضای آن نیستند.

این تحولات در حالی است که جمهوری اسلامی همچنان بخش مهمی از راهبرد منطقه‌ای خود را بر حمایت از حوثی‌های یمن و گروه‌های مسلح همسو با خود در عراق استوار کرده است. در هفته‌های اخیر، حوثی‌ها حملات خود به کشتی‌های تجاری در دریای سرخ و اهداف مرتبط با عربستان را تشدید کرده‌اند و به گفته وزارت دفاع عربستان، پهپادهای مهاجم به تأسیسات نفتی این کشور نیز از سوی گروه‌های مسلح همسو با ایران در عراق پرتاب شده‌اند.

مجموعه این رویدادها، دامنه درگیری را به عراق، یمن و اردن کشانده و حمله پهپادی به بندر دمیاط مصر نیز نگرانی‌ها درباره سرایت جنگ به دیگر کشورهای عربی و تبدیل آن به بحرانی فراگیرتر در خاورمیانه را افزایش داده است.

توان نظامی ایران در برابر عربستان

در همین ارتباط علیرضا نوری‌زاده، مدیر مرکز پژوهش‌های ایران و عرب، در پاسخ به پرسش دویچه ‌وله فارسی درباره اینکه جمهوری اسلامی با اتکا به چه ظرفیت دفاعی، حملات علیه عربستان را ادامه می‌دهد، می‌گوید: «تصور نمی‌کنم جمهوری اسلامی از توان دفاعی پنهان و تعیین‌کننده‌ای برخوردار باشد. آنچه امروز در اختیار دارد، عمدتاً موشک و پهپاد است.»

نوری‌زاده می‌گوید: «نیروی دریایی ایران آسیب دیده و نیروی هوایی نیز توان قابل مقایسه‌ای ندارد. در مقابل، عربستان در سال‌های اخیر سامانه‌های دفاعی خود را برای مقابله با موشک‌ها و پهپادها تقویت کرده و همچنین به موشک‌های دوربردی دسترسی دارد که می‌توانند اهدافی در عمق خاک ایران را هدف قرار دهند.»

بابک رضایی، دانشیار روابط بین‌الملل در دانشگاه لایدن هلند، نیز در ارزیابی توان جمهوری اسلامی برای مدیریت هم‌زمان چند جبهه در صورت ورود مستقیم عربستان به جنگ، به دویچه‌ وله فارسی می‌گوید: «هرچند جمهوری اسلامی هنوزمی‌تواند در چند جبهه ناامنی ایجاد کند، اما حفظ این سطح از عملیات در طول زمان دشوار است و به‌صورت پایدار توان مدیریت هم‌زمان چند جبهه را ندارد.»

رضایی توضیح می‌دهد: «تهران ناچار است بخشی از توان موشکی خود را حفظ کرده و فشار را بیش از پیش بر نیروهای همسو، از جمله حوثی‌ها و گروه‌های عراقی، منتقل و از ابزارهای کم‌هزینه‌تر مانند مین، قایق‌های تندرو و پهپادهای ساحلی استفاده کند. با این حال، هرچه جبهه‌های بیشتری را فعال کند، بازیگران بیشتری وارد جنگ می‌شوند و جمهوری اسلامی کنترل سیاسی کمتری بر روند تشدید درگیری و پیامدهای آن خواهد داشت.»

هزینه‌های گسترش میدان جنگ

رضایی در پاسخ به این پرسش که در صورت تقابل نظامی مستقیم عربستان با ایران، جمهوری اسلامی با چه چالش‌هایی مواجه خواهد شد می‌گوید: «تهدید تأسیسات نفتی و مسیرهای انرژی عربستان زمانی بیشترین اثر را داشت که در حد تهدید باقی مانده بود، اما اکنون ممکن است به عاملی برای ورود فعال‌تر ریاض به جنگ تبدیل شود.» به گفته او، گشوده شدن این جبهه، ذخایر موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی را فرسوده می‌کند، در حالی که “تصمیم اصلی درباره پایان جنگ همچنان در واشنگتن گرفته می‌شود”.

بیشتر بخوانید: حشد شعبی چگونه به مهم‌ترین میدان تقابل ایران و آمریکا تبدیل شد؟

او هشدار می‌دهد: «اگر این جنگ از تقابل ایران با آمریکا و اسرائیل به رویارویی جمهوری اسلامی با همسایگان عرب و مسلمانش تبدیل شود، تهران بخشی از توان خود برای جلب حمایت افکار عمومی منطقه و پیش بردن روایتش از جنگ را از دست خواهد داد.»

علیرضا نوری‌زاده در ارزیابی عوامل مؤثر بر تصمیم ایران و عربستان برای رویارویی مستقیم نظامی، می‌گوید:«در شرایط فعلی، موضوع اصلی برای ریاض، حوثی‌ها و حشد شعبی هستند و احتمالاً عربستان در قبال حوثی‌ها اقدامات سخت‌گیرانه‌تری در پیش خواهد گرفت. به نظر می‌رسد ایران هم در حال رایزنی درباره حشد شعبی است تا این جبهه را مدیریت کند؛ حتی به تعویق افتادن سفر رئیس‌ جمهور ایران می‌تواند نشانه تمرکز تهران بر این موضوع باشد تا با دست پُر وارد مذاکرات شود. عربستان امیدوار است با فشار بر ایران، این جبهه‌ها را آرام کند؛ تداوم جنگ، حوثی‌ها را هم از ادامه تنش خسته کرده است.»

بابک رضایی در پاسخ به این پرسش که آیا ورود احتمالی و مستقیم عربستان به جنگ، کشورهای بیشتری را وارد درگیری‌های منطقه خواهد کرد، می‌گوید: «آمریکا به‌جای تشکیل ائتلافی مشابه ناتو، به‌دنبال تقسیم کار میان متحدان خود است. حمله به عربستان و دریای سرخ ممکن است به‌جای افزایش هزینه جنگ برای آمریکا، به بسیج کشورهای مردد منطقه به سود راهبرد آمریکا بینجامد. با این حال، کشورهای خلیج فارس همچنان ترجیح می‌دهند نقش محافظ کشتیرانی و زیرساخت‌های خود را داشته باشند، نه اعضای یک جنگ تمام‌عیار علیه ایران.»

ائتلاف ۱۴ کشوری و غایبان مهم

نوری‌زاده در مورد دلیل غیبت امارات و عمان در ائتلاف ۱۴ کشوری به ریاست عربستان می‌گوید: «امارات به نوعی با جمهوری اسلامی به تفاهم رسیده است؛ نمونه آن، کمک مالی چند میلیارد دلاری ابوظبی به ایران است که با عناوینی از جمله بازسازی مناطق آسیب‌دیده از جنگ مطرح شد. از سوی دیگر، آسیب‌پذیری بالای امارات و احتمال اختلال جدی در زندگی و اقتصاد این کشور در صورت حملات موشکی یا پهپادی، باعث شده تمایلی به ورود به تقابل مستقیم با ایران نداشته باشد.»

به باور این تحلیگر امور خاورمیانه “عمان همواره سیاست بی‌طرفی و میانجی‌گری را دنبال کرده و به‌دلیل پیگیری توافق‌ها پیرامون امنیت تنگه هرمز، ترجیح می‌دهد وارد چنین ائتلافی نشود”. به گفته نوری‌زاده: «هرچند جمهوری اسلامی نسبت به برخی اقدامات عمان نگاه مثبتی ندارد، اما مسقط طی حدود پنج دهه گذشته از هرگونه رویارویی مستقیم با تهران پرهیز کرده است.»

او در مورد ماهیت این ائتلاف می‌گوید: «من در این سال‌ها از این دست پیمان‌ها و ائتلاف‌ها زیاد دیده‌ام که هیچ‌گاه از مرحله اعلام سیاسی فراتر نرفته‌اند. این ائتلاف هم فعلاً جز یک بیانیه سیاسی، تعهد عملی مشخصی میان ۱۴ کشور ایجاد نکرده و تصور نمی‌کنم اعضای آن بخواهند وارد جنگ مستقیم شوند. به همین دلیل، این ائتلاف را بیشتر نمادین می‌بینم. در موضوع امنیت تنگه هرمز و آبراه‌های بین‌المللی نیز عربستان بیش از این کشورها، بر حمایت ایالات متحده حساب می‌کند.»

در مورد این که آیا ورود مستقیم عربستان، کشورهای بیشتری را وارد جنگ خواهد کرد، بابک رضایی می‌گوید: «باید میان گسترش نهادی و گسترش آبشاری تفاوت گذاشت.» به گفته او، ائتلاف ۱۴ کشوری” فعلاً مأموریتی محدود برای حفاظت از کشتیرانی دارد و عضویت در آن به معنای آمادگی برای حمله به خاک ایران نیست”.

رضایی خاطرنشان کرد: «غیبت امارات و عمان نشان می‌دهد هنوز یک بلوک منطقه‌ای یکپارچه علیه ایران شکل نگرفته است. اما خطر گسترش آبشاری جدی‌تر است، زیرا هر حمله به یک کشتی، بندر یا تأسیسات نفتی، کشور صاحب پرچم، شرکت‌های بیمه، دولت‌های وابسته به آن مسیر و نیروهای دریایی آنها را وارد معادله می‌کند و عراق و یمن نیز می‌توانند به میدان‌های اصلی این گسترش تبدیل شوند.»

رضایی همچنین می‌گوید: «آمریکا به‌دنبال یک ائتلاف کلاسیک مشابه ناتو نیست، بلکه نوعی تقسیم کار را دنبال می‌کند: آمریکا فشار اصلی علیه ایران را حفظ کند، متحدان اروپایی حمایت فنی و لجستیکی ارائه دهند، اسرائیل در صورت نیاز مسئول حذف چهره‌های سیاسی و نظامی باشد و دولت‌های عربی حفاظت از مسیرهای انرژی و مقابله با حوثی‌ها و دیگر نیروهای همسو با جمهوری اسلامی را بر عهده بگیرند.»

او افزود: «حمله به عربستان و دریای سرخ قرار بود هزینه جنگ را برای آمریکا افزایش دهد، اما استفاده عملی از این تهدید می‌تواند به واشنگتن کمک کند دولت‌های مردد منطقه را بسیج کند. در نتیجه، جمهوری اسلامی با استفاده از آخرین کارت‌های خود ممکن است وارد زمینی شود که بیش از تهران، به سود راهبرد آمریکا باشد. با این حال، کشورهای خلیج فارس ترجیح می‌دهند به‌عنوان محافظ قلمرو، کشتیرانی و زیرساخت‌های خود دیده شوند، نه اعضای یک جنگ تمام‌عیار علیه ایران.»

آیا عربستان وارد جنگ مستقیم با ایران خواهد شد؟

به گفته بابک رضایی، عربستان همچنان از یک جنگ تمام‌عیار دولت‌به‌دولت با ایران پرهیز می‌کند، اما در قبال شبکه نیروهای همسو با جمهوری اسلامی، تا حد زیادی از این سیاست فاصله گرفته است. او می‌گوید: «آنچه محاسبات ریاض را تغییر داده، تهدید هم‌زمان دو مسیر اصلی انرژی است؛ قرار بود در صورت اختلال در تنگه هرمز، خط لوله شرق–غرب و بنادر دریای سرخ مسیر جایگزین باشند، اما با تهدید حوثی‌ها علیه کشتی‌های سعودی و زیرساخت‌های دریای سرخ، همان مسیرِ جایگزین نیز آسیب‌پذیر شده و انفعال، دیگر لزوماً از عربستان محافظت نمی‌کند.»

رضایی معتقد است “این تحول با راهبرد بزرگ‌تر آمریکا هم‌راستاست؛ پس از آنکه متحدان ناتو عمدتاً از مشارکت مستقیم در حملات به ایران خودداری کردند و به حمایت لجستیکی بسنده کردند، آمریکا انگیزه یافت بخشی از بار جنگ را به دولت‌های عربی منتقل کند”.

به گفته او “مشارکت فعال‌تر عربستان در حفاظت از کشتیرانی، مقابله با نیروهای همسو با تهران و تأمین امنیت مسیرهای انرژی، می‌تواند حمایت سیاسی، اطلاعاتی و نظامی بیشتری برای تضعیف و حتی رفع تهدید حوثی‌ها به همراه داشته باشد؛ هرچند این را نباید الزاماً یک معامله رسمی دانست، بلکه بیشتر نوعی هم‌گرایی منافع است”.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

به باور رضایی “سناریوی محتمل‌تر نه اعلام جنگ مستقیم، بلکه گسترش جنگ در پیرامون ایران از طریق عملیات در یمن و عراق، حفاظت دریایی و حملات محدود به مراکز پرتاب و شبکه‌های تدارکاتی است”.

و از منظر علیرضا نوری‌زاده، رویارویی مستقیم ایران و عربستان بعید به نظر می‌رسد. او تاکید دارد: «تنها در صورتی که جمهوری اسلامی مستقیماً وارد جنگ شود، عربستان پاسخ مستقیم خواهد داد و تا زمانی که ایران از نیروهای نیابتی خود استفاده می‌کند، بعید است ریاض مستقیماً وارد جنگ شود.»

نوری‌زاده معتقد است اگر جمهوری اسلامی این ابزارهای منطقه‌ای را از دست بدهد، ممکن است به مرحله‌ای برسد که حاضر شود هزینه نابودی خود و رقیبش را هم‌زمان بپذیرد. با این حال، او تأکید می‌کند هنوز آن مرحله فرا نرسیده است و باید دید تحولات سیاسی در آمریکا به کدام سمت خواهد رفت.

EnglishGermanPersian