محسن جلیلوند، استاد روابط بینالملل در تهران، با اشاره به سناریوهای احتمالی در دکترین نظامی آمریکا، نقش استراتژیک جزایر جنوبی ایران، و چشمانداز گسترش احتمالی تنشها گفت: تا پیش از این، مبنای سیاست خارجی قدرتها بر پایه دیپلماسی و تفاهم استوار بود و تلاش میشد بحرانها از این طریق مدیریت و ختم به خیر شوند، اما در مقطع کنونی، به نظر میرسد رویکردها تغییر کرده و تلاشها به این سمت هدایت شده که ایران، چه از طریق فشارهای قهری و چه از مسیر دیپلماتیک، مجبور به پذیرش شرایط تحمیلی شود.
او افزود: و به نظر میرسد نوعی تقسیم کار نانوشته میان اسرائیل و ایالات متحده صورت گرفته است و در شرایط فعلی، آمریکا بهصورت مستقل هدایت حملات و فشارها را بر عهده دارد. اسرائیل تنها زمانی مستقیماً وارد کارزار میشود که از سوی ایران هدف حمله قرار گیرد.
این تحلیلگر حوزه سیاست خارجی، درباره تاکتیکها و نوع حملات احتمالی آمریکا به مناطق جنوبی کشور اظهار داشت: آمریکاییها در حال حاضر به دنبال آسیبرسانی حداکثری به مسیرهای ارتباطی بنادر ما و فلج کردن تواناییهای لجستیکی در این مناطق هستند. به همین دلیل، چنانچه سناریوی ورود زمینی آمریکا مطرح باشد، با شرایط بسیار پیچیده و سختی مواجه خواهیم شد.
وی با اشاره به تاکتیکهای نظامی واشنگتن ادامه داد: با این حال، این احتمال نیز قویاً وجود دارد که آمریکا در حال اجرای یک عملیات فریب است. به عبارت دیگر، آنها مهرههای نظامی خود را به گونهای میچینند و تبلیغات رسانهای را به سمتی هدایت میکنند که اینطور القا شود هدف نخستشان تسخیر بندرعباس و جزایر سهگانه است، اما در عمل رفتار دیگری از خود نشان دهند. هدف اصلی واشنگتن از این تحرکات، سردرگم کردن سیستم محاسباتی و نیروهای نظامی ماست.
جلیلوند در ادامه تبیین استراتژی نظامی ایالات متحده افزود: این سناریو مطرح است که آمریکا بهطور ناگهانی نقطهای را هدف قرار دهد که ما اساساً تصور و پیشبینی قبلی درباره آن نداشتهایم. در واقع، برای ناظران نیز پیشبینی این موضوع دشوار است که فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) دقیقاً قصد دارد از چه محوری و با چه کیفیتی وارد عمل شود.
این استاد دانشگاه با اشاره به نقش و کنشگری کشورهای عربی منطقه و ترکیه و همچنین دیدارهای دیپلماتیک اخیر مقامهای این کشورها، خاطرنشان کرد: کشورهای عربی و ترکیه سیگنالهای واضحی از سوی واشنگتن دریافت کردهاند مبنی بر اینکه دوران اتکا صرف به مذاکره و تفاهم به پایان رسیده است.
این کارشناس ارشد حوزه سیاست خارجی، در ارزیابی و مقایسه شرایط فعلی ایران با تجربیات تاریخی مداخله آمریکا در عراق توضیح داد: آمریکاییها ممکن است حاضر باشند بیثباتی سیاسی در ایران را بپذیرند، اما به هیچ وجه خواهان بروز بیثباتی امنیتی فراگیر نیستند. واشنگتن به خوبی میداند که از دل هرجومرج و فروپاشی امنیتی، دستاورد استراتژیکی برای غرب حاصل نخواهد شد، با تمام این تفاسیر، در عرصه سیاست و روابط بینالملل هیچ پدیدهای بهطور مطلق قابل پیشبینی نیست و گاه یک اتفاق یا خطای محاسباتی ساده میتواند تمامی معادلات را به هم بریزد.