دوحه قرار است میزبان تیمهای فنی از هر دو طرف باشد تا در مورد مسائلی که سخنگوی وزارت امور خارجه قطر، دیروز سهشنبه، به عنوان آزادی دریانوردی در تنگه هرمز و داراییهای مسدود شده ایران شناسایی کرد، بحث کنند.
اگرچه رژِیم ایران از دریافت ۱۲ میلیارد دلار دارایی مسدود شده – که ۶ میلیارد دلار آن در قطر نگهداری میشود – بلافاصله پس از امضای یادداشت تفاهم صحبت کرده بود، سخنگوی قطری اظهار داشت که آزادسازی این داراییها به روند مذاکرات بستگی دارد.
با این حال، تحلیلگر سیاسی الجزیره، معتقد است که هرگونه پیچیدگی در مورد موضوع داراییهای مسدود شده، فشار داخلی بیشتری را بر حکومت ایران وارد میکند و به طور بالقوه آن را به بستن مجدد تنگه هرمز سوق میدهد – یا حتی منجر به بازگشت جنگ میشود.
طبق این تحلیل، دعوت میانجی قطری از هیئتهای نمایندگی ایالات متحده و رژیم ایران برای آمدن به دوحه نشان میدهد که روند مذاکرات با خطری جدی روبرو است که این مداخله فوری را ضروری کرده است.
ممکن است دوباره به جنگ برگردیم.
پس از حملات اخیر ایالات متحده علیه جنوب ایران – و با توجه به اصرار واشنگتن بر پیشرفت در مورد وجوه مسدود شده منوط به مذاکرات بیشتر – مخالفت داخلی با یادداشت تفاهم افزایش یافته است. به گفته این تحلیلگر، دلیل این امر این است که مخالفان استدلال میکنند که تهران همه چیز را بدون دریافت چیزی در ازای آن واگذار کرده است.
رئیس جمهور آمریکا، عملاً از سرگیری کشتیرانی از طریق تنگه هرمز، جریان نفت به بازارهای جهانی و کاهش قیمتها را تضمین کرده است. در همین حال، رژیم ایران آنچه را که توافق شده بود، دریافت نکرده است.. تحلیلگر الجزیره معتقد است که این وضعیت میتواند آنها را وادار کند که اگر مذاکرات دوحه در مورد موضوع وجوه مسدود شده به نتیجه نرسد، دوباره تنگه را ببندند.
روز سهشنبه، محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس رژیم ایران، اظهار داشت که اگر در مورد آزادسازی پولهای مسدود شده پیشرفتی حاصل نشود، تهران مذاکرات با ایالات متحده را متوقف خواهد کرد.
در نتیجه، بستن دوباره تنگه به معنای بازگشت محاصره ایران توسط آمریکا – و احتمالاً جنگ واقعی – خواهد بود، هرچند تحلیلگر الجزیره معتقد است که این به نفع هیچ یک از طرفین نخواهد بود.
**کنترل بر هرمز**
با این حال، به گفته تحلیلگر، این مذاکرات کمتر درباره پولهای مسدود شده و بیشتر درباره کنترلی است که تهران به دنبال اعمال زور بر تنگه هرمز است؛ رژِیم ایران در تلاش است تا از مسیر دیپلماتیک برای جلب پذیرش این هژمونی از سوی ایالات متحده استفاده کند.
همانطور که او اشاره میکند، رژیم ایران به دنبال کنترل تنگه است، نه صرفاً مدیریت آن. این جاهطلبی، تهران را به اعمال فشار – نه تنها بر ایالات متحده، بلکه بر همه کشورهای منطقه – برای اجرای این پویایی جدید سوق میدهد.
صرف نظر از آنچه هر دو طرف امیدوارند از این مذاکرات به دست آورند، به گفته اکثر تحلیلگران سیاسی، رویدادهای اخیر نشان میدهد که یادداشت تفاهم با جوهر محو شونده نوشته شده و نیت هر دو طرف غیرصادقانه بوده است.
حتی اگر سلطاننشین عمان تنگه را به صورت یکجانبه باز کند، این امر میتواند منجر به پیچیدگیهای بیشتری شود – زیرا رژیم ایران در این مرحله فاقد عقلانیت سیاسی است و وضعیت فعلی میتواند به یک انفجار منجر شود.