اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
قطر و پاکستان در بیانیهای مشترک اعلام کردند دو طرف بر سر چارچوبی برای دستیابی به یک توافق نهایی ظرف دو ماه آینده به تفاهم رسیدهاند. در این بیانیه آمده است که گفتوگوها در فضایی “مثبت و سازنده” برگزار شده و چند سازوکار جدید برای پیگیری مذاکرات و جلوگیری از تشدید تنش ایجاد خواهد شد.
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، مذاکرات را “پایهای محکم” برای دستیابی به یک توافق نهایی توصیف کرد و گفت: «ما هنوز خانه را نساختهایم، اما پی آن را ریختهایم.»
او همچنین اعلام کرد که ایران با بازگشت بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی موافقت کرده و احتمال دارد گفتوگوهای مربوط به بازرسیها از همین هفته آغاز شود.
بیشتر بخوانید:توافق ۶۰روزه؛ آیا اسرائیل در محاسبات آمریکا به حاشیه رفته؟
در مقابل، مقامات ایران ضمن استقبال محتاطانه از نتایج مذاکرات تاکید کردهاند که موفقیت هر توافقی به اجرای تعهدات طرف مقابل بستگی دارد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، پیشرفت مذاکرات را مثبت ارزیابی کرد اما گفت آزمون اصلی زمانی آغاز میشود که توافقها وارد مرحله اجرا شوند.
عراقچی همچنین در صفحه خود در شبکه اجتماعی ایکس با انتشار متن بیانیه مشترک قطر و پاکستان اعلام کرد: «میانجیگری خستگیناپذیر پاکستان و قطر پیشرفتهای مهمی برای پایان دادن به جنگ لبنان به همراه داشته است. صادرات نفت و پتروشیمی معاف شده، محاصره برداشته شده، بخشی از داراییهای مسدودشده آزاد شده و یک برنامه بزرگ بازسازی و توسعه برای ایران آغاز شده است. اولین آزمون واقعی: سازوکار کاهش تنش در لبنان».
رسانههای ایران گزارش دادهاند که هیات ایرانی به ریاست محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، و با حضور عباس عراقچی، عبدالناصر همتی، علی باقری کنی و شماری از مقامهای ارشد سیاسی، اقتصادی و امنیتی پس از پایان مذاکرات به تهران بازگشته است.
در بورگناشتوک چه توافقی حاصل شد؟
بر اساس بیانیه مشترک قطر و پاکستان، مهمترین دستاورد مذاکرات توافق بر سر یک نقشه راه ۶۰ روزه بوده است؛ نقشهای که قرار است زمینه دستیابی به توافقی جامعتر را فراهم کند.
طبق این توافق، گفتوگوهای فنی از همین هفته در سوئیس آغاز میشود. قرار است چند گروه کاری تخصصی در حوزههای هستهای، تحریمها، مسائل مالی، نظارت و راستیآزمایی تشکیل شود.
همچنین کمیتهای در سطح عالی برای نظارت بر روند مذاکرات ایجاد خواهد شد و مذاکرهکنندگان ارشد دو طرف بهطور منظم گزارش پیشرفت کار را به این کمیته ارائه خواهند کرد.
در بیانیه میانجیها به تشکیل یک گروه ویژه برای مدیریت تنشهای لبنان نیز اشاره شده است؛ موضوعی که نشان میدهد جنگ لبنان دیگر یک پرونده جانبی نیست و به بخشی از گفتوگوهای ایران و آمریکا تبدیل شده است.
یکی دیگر از نتایج مذاکرات، توافق بر سر ایجاد یک کانال ارتباطی ویژه برای کمک به تامین امنیت کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز و جلوگیری از سوءتفاهمهای نظامی در این آبراه راهبردی بوده است.
این گفتوگوها تنها چند روز پس از امضای تفاهمنامه میان تهران و واشنگتن برگزار شد؛ تفاهمنامهای که هدف آن تمدید آتشبس شکننده و جلوگیری از بازگشت دو طرف به مسیر رویارویی مستقیم عنوان شده است.
مذاکرات در حالی آغاز شد که منطقه همچنان درگیر پیامدهای جنگ، تنشهای مداوم در لبنان و بحران تنگه هرمز است.
بیشتر بخوانید:روایت یک جراح از سلاخی بیصدای سیستم درمان در روزهای جنگ
همین موضوع باعث شده است که گفتوگوهای سوئیس صرفا به پرونده هستهای محدود نباشد و طیف گستردهای از مسائل امنیتی، منطقهای و اقتصادی را در بر بگیرد.
پرونده هستهای؛ موضوعی که هنوز حل نشده است
علیرغم تاکید مقامات آمریکایی بر موضوع بازرسیهای هستهای، مقامات ایران میگویند، مذاکرات اصلی درباره برنامه هستهای هنوز آغاز نشده است.
در همین زمینه، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، گفت که در مذاکرات سوئیس تنها گفتوگویی “بسیار کوتاه و محدود” درباره پرونده هستهای انجام شده و هنوز نمیتوان از آغاز رسمی مذاکرات هستهای سخن گفت.
این در حالی است که رسانههای آمریکایی گزارش دادهاند واشنگتن در ازای بازگشت بازرسان آژانس به تاسیسات هستهای ایران، آماده بررسی آزادسازی بخشی از داراییهای مسدودشده تهران است.
بخش مهمی از ذخایر اورانیوم غنیشده ایران در تاسیسات اصفهان، نطنز و فردو نگهداری میشود؛ تاسیساتی که در جریان جنگ ۱۲ روزه سال گذشته هدف حملات آمریکا قرار گرفته بودند.
به همین دلیل موضوع دسترسی آژانس به این مراکز اکنون به یکی از مهمترین محورهای گفتوگوهای فنی تبدیل شده است.
ایران و آمریکا چه میخواهند؟
بر اساس اظهارات مقامات دو طرف، اولویتهای تهران و واشنگتن همچنان متفاوت است.
ایران خواهان آزادسازی داراییهای بلوکهشده، کاهش تحریمها، تسهیل صادرات نفت و محصولات پتروشیمی، دسترسی به درآمدهای نفتی و کاهش فشارهای نظامی و اقتصادی است.
مقامات جمهوری اسلامی همچنین تاکید کردهاند که هرگونه مذاکره نهایی باید با حفظ حق غنیسازی ایران همراه باشد.
در مقابل، آمریکا خواهان بازگشت بازرسان آژانس، نظارت گستردهتر بر فعالیتهای هستهای ایران، کاهش تنشهای منطقهای، تضمین امنیت کشتیرانی در خلیج فارس و مهار فعالیت گروههای نیابتی تهران در منطقه است.
همین تفاوت اولویتها باعث شده بسیاری از ناظران مذاکرات فعلی را نه پایان اختلافات، بلکه آغاز مرحلهای جدید از چانهزنیهای پیچیده بدانند.
لبنان؛ گرهی که به قلب مذاکرات راه یافته است
اگر در مذاکرات هستهای گذشته تمرکز اصلی بر سانتریفیوژها و سطح غنیسازی بود، در گفتوگوهای اخیر لبنان و حزبالله به یکی از مهمترین موضوعات تبدیل شدهاند.
موسی شریفی، روزنامهنگار و عضو تحریریه العربیه فارسی، در گفتوگو با دویچه وله میگوید، لبنان و حزبالله برای ایران یکی از محورهای اصلی مذاکرات محسوب میشود و این موضوع حتی در بند نخست یادداشت تفاهم نیز بازتاب یافته است.
به گفته او، لبنان امروز فقط یک پرونده منطقهای نیست، بلکه نقطهای است که چند بحران مهم امنیتی و سیاسی در آن به هم رسیدهاند.
او میگوید: «درگیری میان اسرائیل و حزبالله فقط یک مسئله دوجانبه نیست. هر تشدید تنش میتواند به جنگی گستردهتر در منطقه تبدیل شود. به همین دلیل هر تلاش دیپلماتیک برای کاهش تنش ناچار است به وضعیت حزبالله بپردازد.»
شریفی معتقد است بدون رسیدگی به پرونده لبنان، پیشرفت در مذاکرات گستردهتر میان ایران و آمریکا دشوار خواهد بود.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
او همچنین به یکی از پیچیدگیهای اصلی این پرونده اشاره میکند: «دولت لبنان طرف رسمی مذاکرات با آمریکا و اسرائیل است، اما حزبالله هنوز بازیگر نظامی بسیار مهمی در صحنه لبنان باقی مانده است.»
به گفته او، همین موضوع باعث میشود موفقیت هر توافقی به رفتار بازیگرانی وابسته باشد که الزاماً امضاکننده توافق نیستند.
خط قرمزهای تهران کجاست؟
مهدی نخلاحمدی، تحلیلگر سیاسی، معتقد است جمهوری اسلامی در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری به دنبال کاهش فشار اقتصادی و جلوگیری از ورود به یک رویارویی پرهزینهتر است.
او به دویچه وله میگوید، تهران ممکن است در حوزه هستهای امتیازهایی مانند محدود کردن سطح غنیسازی، پذیرش نظارتهای گستردهتر و همکاری در راستیآزمایی ارائه دهد، اما حاضر نیست از خطوط قرمز راهبردی خود عبور کند.
به گفته او: «تهران ممکن است درباره میزان غنیسازی مذاکره کند، اما درباره اصل غنیسازی نه.»
نخلاحمدی معتقد است برنامه موشکی، توان پهپادی و حفظ حداقلی از نفوذ منطقهای همچنان بخشی از دکترین بازدارندگی جمهوری اسلامی محسوب میشود.
او میگوید توافق مطلوب برای تهران توافقی است که فشار اقتصادی را کاهش دهد، بدون آنکه ابزارهای بازدارندگی نظام را از بین ببرد.
حزبالله؛ آخرین اهرم یا مهمترین مانع؟
نخلاحمدی معتقد است لبنان اکنون به آزمون واقعی هر توافق احتمالی تبدیل شده است.
به گفته او، پس از تضعیف حماس در غزه، سقوط حکومت اسد در سوریه و آسیب دیدن بخشی از شبکههای منطقهای ایران، حزبالله همچنان مهمترین متحد منطقهای جمهوری اسلامی به شمار میرود.
او میگوید: «حزبالله تنها یک متحد سیاسی یا نظامی نیست، بلکه بخشی از سازوکار بازدارندگی ایران در برابر اسرائیل است.»
اما از نگاه اسرائیل، باقی ماندن توان نظامی حزبالله به معنای باقی ماندن تهدید علیه مرزهای شمالی این کشور است.
به گفته نخلاحمدی، همین تضاد منافع باعث شده لبنان از یک پرونده فرعی به یکی از مهمترین گرههای مذاکرات تبدیل شود.
او میگوید: «امروز شاید بتوان گفت آینده توافق ایران و آمریکا بیش از نطنز و فردو، به بیروت و جنوب لبنان گره خورده است.»
توافق پایدار یا آرامش شکننده؟
با وجود فضای نسبتا مثبت مذاکرات، هر دو کارشناس معتقدند هنوز برای سخن گفتن از یک توافق پایدار زود است.
شریفی میگوید: «آنچه اکنون دیده میشود بیشتر یک مرحله مدیریت بحران و کاهش تنش است تا یک صلح پایدار و نهایی.»
نخلاحمدی نیز با ارزیابی مشابهی میگوید: «توصیف دقیقتر وضعیت فعلی مدیریت بحران است نه حل بحران.»
او معتقد است تهران و واشینگتن هر دو با روایت پیروزی وارد مذاکرات شدهاند. جمهوری اسلامی میگوید با وجود حملات گسترده بخش مهمی از توان بازدارندگی خود را حفظ کرده و آمریکا نیز تلاش میکند فشارهای نظامی و سیاسی اخیر را به عنوان موفقیت راهبردی خود معرفی کند.
به گفته او، وقتی هر دو طرف خود را پیروز میدان بدانند، انعطاف کمتری برای دادن امتیازهای بزرگ خواهند داشت.
در کنار این موضوع، اختلافات درباره برنامه موشکی، نفوذ منطقهای، آینده حزبالله، نقش اسرائیل و نگرانیهای کشورهای عربی خلیج فارس همچنان پابرجاست.
به همین دلیل، هرچند مذاکرات سوئیس توانسته مسیر گفتوگو را باز نگه دارد و از تشدید بحران جلوگیری کند، اما هنوز نمیتوان آن را آغاز قطعی یک صلح پایدار دانست.
آنچه فعلا شکل گرفته، بیشتر تلاشی برای کنترل آتش جنگ، ایجاد کانالهای ارتباطی و خریدن زمان برای تصمیمهای دشوارتر در آینده است؛ تصمیمهایی که مشخص خواهد کرد آیا نقشه راه ۶۰ روزه میتواند به توافقی تاریخی منجر شود یا تنها یک وقفه موقت در یکی از پیچیدهترین بحرانهای خاورمیانه خواهد بود.