از یک سو، نخواندن سرود جمهوری اسلامی در بازی نخست با کره جنوبی، در فضای جنگی پس از حمله ۹ اسفند (۲۸ فوریه) آمریکا و اسرائیل به ایران، موجی از حملات رسانهای و حکومتی علیه آنان در ایران را برانگیخت و از سوی دیگر، نهادهای فوتبال، فعالان حقوق بشر و بخشی از جامعه ایرانیان استرالیا میگویند بازیکنان باید امکان تصمیمگیری آزاد درباره بازگشت به ایران یا ماندن در استرالیا را داشته باشند.
تیم ملی فوتبال زنان ایران پیش از آغاز جنگ به استرالیا رفته بود، اما مسابقاتش همزمان با گسترش درگیری و بسته شدن بخش بزرگی از حریم هوایی خاورمیانه ادامه یافت.
ماجرا از جایی شدت گرفت که بازیکنان این تیم پیش از نخستین مسابقه، در برابر کره جنوبی، سرود ملی جمهوری اسلامی را نخواندند. در دو بازی بعدی برابر استرالیا و فیلیپین، همان بازیکنان سرود را خواندند و حتی سلام نظامی دادند؛ تغییری که از نگاه ناظران و فعالان حقوق بشری، به عنوان نشانهای از فشار بر تیم تعبیر شد.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
شبکه “ایبیسی” و بیبیسی جهانی هر دو گزارش دادهاند که همین تغییر رفتار، در کنار محدود بودن ارتباط بازیکنان با بیرون، به نگرانیها دامن زده است. خبرگزاری رویترز نیز نوشت فدراسیون جهانی فوتبالیستهای حرفهای (FIFPRO)، از این بابت “بهشدت نگران” است و هنوز نتوانسته مستقیماً با بازیکنان تماس بگیرد.
از سکوت به جای سرود تا فشار برای بازگشت
آنچه حساسیت موضوع را بیشتر کرد، واکنش تند رسانههای حکومتی در ایران بود. بازیکنان پس از نخواندن سرود، در صدا و سیمای جمهوری اسلامی “خائنان زمان جنگ” خوانده شدند.
مسعود ظهوری، مدیر “رادیو نشاط” در ملبورن، به “ایبیسی” گفته است بازیکنان تا روز شنبه ۱۶ اسفند، با او در تماس بودهاند، اما زیر نظارت شدید قرار داشتهاند و به او گفتهاند، “انگار در زندان هستیم… مدام تحت کنترل هستیم. هیچ خبری از خانوادههایمان در ایران نداریم. اجازه نمیدهند تنها از هتل خارج شویم. فشار زیادی روی ماست”. او همچنین گفته است که تلاشش برای گفتوگو با بازیکنان در هتل با دخالت نیروهای امنیتی ناکام مانده است.
فدراسیون جهانی فوتبالیستهای حرفهای میگوید مسئله اصلی پیش از هر چیز “عاملیت” بازیکنان است؛ یعنی هر یک از آنان بتوانند بدون فشار تصمیم بگیرند که آیا میخواهند به ایران بازگردند، برای مدتی در استرالیا بمانند یا در صورت تمایل درخواست پناهندگی بدهند.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
بو بوش، رئیس منطقه آسیا و اقیانوسیه این فدراسیون، به “ایبیسی” گفته است که باید منافع و امنیت بازیکنان در اولویت مطلق قرار گیرد. رویترز نیز از قول او گزارش داد که برخی شاید بخواهند برگردند و برخی دیگر شاید مایل باشند در استرالیا بمانند. دولت استرالیا تاکنون از ورود مستقیم به وضعیت فردی بازیکنان خودداری کرده و گفته است به دلیل رعایت حریم خصوصی، نمیتواند درباره پروندههای مشخص اظهارنظر کند.
در این میان، مرضیه جعفری، مربی تیم ملی فوتبال زنان ایران، پس از بازی آخر موضعی گرفت که هم میتواند بازتاب خواست واقعی او یا برخی بازیکنان و هم ناشی از فضای امنیتی موجود در کشور باشد. او گفت: «ما میخواهیم هرچه زودتر به ایران بازگردیم و من میخواهم در کنار کشورم و همه ایرانیان داخل ایران باشم. مشتاقیم هرچه سریعتر بازگردیم.»
همین جمله، در کنار اصرار برخی فعالان بر لزوم فراهم کردن امکان انتخاب آزاد، نشان میدهد مسئله فقط ماندن یا بازگشت نیست، بلکه شرایطی است که در آن هر تصمیمی میتواند زیر سایه تهدید علیه خود بازیکنان یا خانوادههایشان گرفته شود.
از دیماه خونین تا جنگ
نگرانی از سرنوشت این بازیکنان، به وضعیت سیاسی داخل ایران بازمیگردد. اندکزمانی پیش از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، اعتراضاتی سراسری که از هفتم دیماه ۱۴۰۴ آغاز شد، سرکوب خشن و خونین حکومتی را به همراه داشت. سازمانهای حقوق بشری و رسانههای داخلی و بینالمللی از دهها هزار کشته سخن میگویند. خود حکومت کشته شدن بیش از سه هزار نفر در جریان این اعتراضات را تأیید کرد.
در نهم اسفندماه نیز آمریکا و اسرائیل حملات گستردهای را علیه ایران آغاز کردند؛ حملاتی که در نخستین ساعات آن به کشته شدن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، انجامید و جنگی تازه را در منطقه رقم زد. تیم ملی فوتبال زنان ایران درست در میانه این دو بحران، در خارج از کشور و زیر نگاه نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی در جام ملتهای آسیا در استرالیا شرکت کرده بود.
به همین دلیل، از سوی بسیاری از گروهها و جریانها رفتار بازیکنان نه یک حاشیه ورزشی، بلکه ادامه همان زبان اعتراضی تلقی شد که در ماههای اخیر در عرصههای مختلف اجتماعی و ورزشی ایران دیده شده است.
“ایبیسی” گزارش داده است که یک کارزار آنلاین برای حمایت از این بازیکنان توانسته ظرف چند روز دهها هزار امضا جمع کند و شمار امضاها تا روز دوشنبه ۱۸ اسفند، از ۶۶ هزار عدد گذشته است. همچنین پس از حذف ایران با شکست ۲ بر صفر در برابر فیلیپین، صدها نفر اتوبوس تیم را در شهر “گلد کوست” محاصره کردند و شعار “دختران ما را نجات دهید” سر دادند. طبق همین گزارش، روی برخی پلاکاردها نوشته شده بود: «در استرالیا در امنیت بمانید. با پلیس صحبت کنید» و «اگر خانهتان امن نیست، خانه من امن است».
مسیر ناروشن و پرسش بیپاسخ
بیبیسی جهانی گزارش داده است که بازیکنان از پشت شیشههای اتوبوس، در حالی که بیرون باران میباریده و جمعیت شعار میداده، صحنه را تماشا میکردند؛ بعضی با تلفن همراه فیلم میگرفتند، بعضی دست تکان میدادند و بعضی پرده را میکشیدند.
روز بعد، در محل اقامت تیم در “گلد کوست”، تدابیر امنیتی شدید برقرار بوده و هنوز روشن نبوده که تیم چه زمانی هتل را ترک خواهد کرد و آیا مستقیماً به ایران باز خواهد گشت یا ابتدا به کشور ثالثی خواهد رفت.
این ابهام، با توجه به بسته بودن گسترده حریم هوایی خاورمیانه و همزمانی بازگشت احتمالی بازیکنان با فضای امنیتی جنگی و سرکوب داخلی، به هسته اصلی نگرانیها بدل شده است.
وضعیت کنونی تیم ملی فوتبال زنان آینهای از وضعیت امروز ایران است که هنوز از شوک دیماه خونین ۱۴۰۴ بیرون نیامده، وارد جنگی تازه شده و حتی در میدان ورزش نیز از اجبار سیاسی و هراس امنیتی در امان نیست.