از سوی دیگر در حالی که اعلام شده بود کشورهای منطقه مانند پاکستان، عربستان سعودی، قطر، مصر، عمان و امارات متحده عربی در سطح وزرای خارجه به این گفتوگوها دعوت شدهاند، خبر دیگری رسید مبنی بر اینکه ایران خواهان گفت و گوهای دوطرفه و بدون حضور کشورهای دیگر منطقه شده است.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
حدود ۳۶ ساعت پیش از آغاز مذاکرات، سایت اکسیوس نوشت که آمریکا با شرایط ایران موافقت نکرده و مذاکرات روز جمعه لغو شده است. ساعتی بعد، در حالی که نفسها در سینه حبس شده بود و همه منتظر خبر حمله نظامی آمریکا بودند، خبر رسید که آمریکا شرایط ایران را پذیرفته و مذاکرات روز جمعه ساعت ۱۰ صبح به وقت محلی در مسقط پایتخت عمان برگزار میشود.
با وجود اعلام این خبر سوالات پیش آمده در این باره همچنان پابرجاست، از جمله اینکه چرا ایران محل مذاکرات را تغییر داد؟
چرا ایالات متحده و کشورهای همسایه و همجوار ایران تلاش در “منطقهای” کردن مذاکرات دارند و چرا حکومت ایران با این امر مخالف است؟ و البته پرسش اساسی اینکه اصولا چقدر شانس موفقیت این مذاکرات وجود دارد؟
تغییر محل مذاکرات؛ “تغییر چارچوب ادارک”
حمید آصفی، تحلیلگر سیاسی مقیم ایران میگوید جمهوری اسلامی در حقیقت با تغییر محل مذاکرات در پی تغییر “چارچوب ادراک” مذاکرات بود.
او به دویچهوله میگوید: «انتقال مذاکرات به عمان، تلاشی آگاهانه برای بازگرداندن گفتوگوها به قالبی دوجانبه، محدود و کنترلشده بود. عمان در تجربههای پیشین، نقش میانجی کمسروصدا و غیرنمایشی را ایفا کرده و از نگاه ایران، مانع از تبدیل مذاکرات به یک “نمایش دیپلماتیک” یا ابزار فشار چندلایه میشود.»
بیشتر بخوانید: ترامپ: اگر گفتوگو با ایران به جایی نرسد، شاید اتفاقات بدی بیفتد
این تحلیلگر سیاسی میگوید تصمیم به تغییر محل مذاکرات از سوی ایران “بیش از آنکه نشانه عقبنشینی یا تعلل باشد، تلاشی برای مدیریت ریسک سیاسی مذاکرات در شرایطی است که بیثباتی در مواضع واشنگتن بهطور محسوسی افزایش یافته است”.
آصفی همچنین به اهمیت بالای این مذاکرات برای تهران نیز اشاره کرده و میگوید این اقدام همچنین نشان دهنده این است که “تهران بیش از هر زمان دیگری، نسبت به شکل و پیامدهای سیاسی مذاکرات حساس شده است”.
چرا واشنگتن شرایط تهران را پذیرفت؟
دونالد ترامپ معمولا همیشه سعی داشته چهرهای سازشناپذیر و سرسخت از خود نشان دهد و از مواضعش کوتاه نیاید. چه چیزی باعث شد تا واشنگتن با تغییر ناگهانی محل مذاکرات و قالب آن موافقت کند.
دامون گلریز، کارشناس سیاست بینالملل در پاسخ به این پرسش به دویچهوله میگوید: «واقعیت این است که وجههی رسانهای و افکار عمومی دونالد ترامپ در خطر است؛ اگر با این مذاکرات، به دستاورد دیپلماتیک حائز اهمیتی در مقایسه با توافق هستهای اوباما در خصوص ایران نرسد وجههی رسانهای او که یکی از مهمترین مولفههای سیاست خارجی دولت اوست، مورد تهدید قرار خواهد گرفت.»
دونالد ترامپ از زمان آغاز اعتراضات سراسری دیماه در ایران، بارها و بارها به مردم ایران وعده کمک داد و جمهوری اسلامی را تهدید کرد که در صورت کشتار معترضان “ضربه سختی” از آمریکا خواهد خورد.
دامون گلریز با اشاره به این موضوع میگوید: «ترامپ حداقل هشت بار به مردم ایران وعده حمایت داد که اگر به اعتراضات ادامه دهید، “کمک آمریکا در راه است”. حالا باید آن را عملی کند، کمترین هزینه، حصول یک توافق دیپلماتیک بین تهران و واشنگتن است تا خود را پیروز رسانهای تعریف کند.»
بیشتر بخوانید: گزینههای تازه نظامی آمریکا علیه ایران
اما آیا ممکن است به همین دلایل ترامپ موضوع کشتار معترضان در ایران و نقض گسترده حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی را هم وارد مذاکرت کند؟
دامون گلریز این امکان را منتفی میداند و در استدلال این امر به کارنامه حقوق بشری دولت ترامپ اشاره کرده و میگوید: «ترامپ از کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل خارج شد، این دولت هشت دهه تلاش آمریکا برای نفوذ نرم از طریق US Aid و تقویت آزادی بیان را در نخستین سیاستگذاری خود خاتمه داد، به اقدامات دولت ترامپ در خصوص حقوق بشر مهاجران در آمریکا نگاه کنید و یا وضعیت دولت ونزوئلا بعد از دستگیری رییس جمهور آن، همه گواهی بر این ادعا است که موضوع حقوق بشر برای دولت کنونی آمریکا اهمیتی جز بهرهبرداری رسانهای برای افکار عمومی ندارد.»
این کارشناس علوم سیاسی در عین حال معتقد است “نگاه دنیای سیاست در عصر ما بطور اعم و دولت ترامپ بطور اخص به حقوق بشر، ظاهری (cosmetic) است نه استراتژیک”.
به نظر او سیاست کنونی دولت آمریکا در موضوع حقوق بشر با رویکرد دولت آمریکا قبل از انقلاب ۵۷ در قبال دولت محمدرضا شاه تفاوت استراتژیک دارد و نگاه ترامپ به موضوع حقوق بشر تاکتیکی و ابزاری است.
او میگوید برای ترامپ “پیروزیهای برقآسا و با صدای بلند رسانهای” اهمیت دارد و نه توجه به حقوق بشر.
تلاش برای “اجماع منطقهای علیه ایران”
پرسش دیگری که درباره این مذاکرات مطرح است، چرایی اصرار آمریکا بر حضور دیگر کشورهای منطقه و امتناع ایران از این مسئله است.
حمید آصفی درباره این موضوع میگوید: «”منطقهای” کردن مذاکرات میتواند تلاشی باشد برای ایجاد اجماع منطقهای علیه ایران و افزایش فشارهای چندجانبه. این راهبرد، هرچند به مذاق تهران خوش نمیآید، اما منعکسکننده تلاش آمریکا و متحدانش برای بهرهبرداری از ظرفیتهای منطقهای در برابر جمهوری اسلامی است.»
بیشتر بخوانید: شروط ترامپ برای تهران؛ “نه به سلاح اتمی، توقف کشتار معترضان”
بدین ترتیب شاید بتوان فهمید که چرا جمهوری اسلامی با این “منطقهای شدن” مذاکرات مخالف است.
آصفی میگوید: «از دید ایران، منطقهای کردن مذاکرات موجب گسترش دامنه درخواستها و خواستههای فرامتنی میشود که از چارچوب توافق هستهای فراتر رفته و امنیت و سیاست داخلی ایران را هدف قرار میدهد. این امر امکان دستیابی به توافقی سریع و پایدار را به شدت کاهش میدهد و مذاکرات را به فرایندی چندجانبه و پرچالش تبدیل میکند که کنترل آن دشوار خواهد بود.»
او نتیجه میگیرد: «تلاش برای منطقهای کردن مذاکرات نه تنها به دنبال کاهش دامنه اختیارات ایران در مذاکرات است، بلکه هدف بزرگتری دارد که تغییر معادلات قدرت منطقهای و تضمین امنیت بلندمدت متحدان آمریکا در خاورمیانه است.»
آیا میتوان به آینده مذاکرات خوشبین بود؟
آنچه مسلم است در روز جمعه خصومت ۴۷ ساله جمهوری اسلامی با آمریکا و در پی آن مشکلات عدیده مردم ایران پایان نخواهد یافت. اما آیا این دور از مذاکرات که گفتهمیشود به صورت مستقیم میان دو دشمن دیرینه برگزار خواهد شد، میتواند راهگشای بازشدن آیندهای بهتر برای مردم ایران باشد؟
حمید آصفی میگوید: «این مذاکرات در بهترین حالت، یک بازی تاکتیکی برای حفظ ظاهر و مدیریت فشارهای بینالمللی است، نه نقطه عطفی که بتواند مسیر تنشها را عوض کند.»
او با اشاره به اینکه دامنه مذاکرات به درخواست ایران بر پرونده هستهای محدود مانده، میگوید: «این محدودیت، نه راهحلی برای مشکلات ساختاری است و نه پاسخگوی واقعیتهای پیچیده و چندلایهای که ایران و منطقه با آن مواجهاند.»
این تحلیلگر سیاسی معتقد است ریشههای بحران کنونی فراتر از مسئله هستهای است و کنار گذاشتن مسائل کلان امنیتی و منطقهای “عملاً نشانه عقبنشینی از پرداختن به ریشههای بحران است”.
از سوی دیگر آصفی به لابیهای قوی تندرو و جنگطلب در هردو طرف اشاره کرده و میگوید: «از طرف آمریکایی، ارادهای که بتواند زیر فشار لابیهای جنگطلب و جریانهای تندرو دوام بیاورد، دیده نمیشود. در طرف ایرانی هم، دولت و حاکمیت هرچند به مذاکره تن دادهاند، اما بیاعتمادی عمیق و نگاه محافظهکارانه مانع از انعطاف جدی شده است.»
به نظر او “تا وقتی تغییری بنیادین در اراده سیاسی و ساختارهای تصمیمگیری دو طرف رخ ندهد، این مذاکرات صرفاً کشوقوسهایی محدود و موقتی ایجاد میکند و راه به جایی نخواهد برد”.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
دامون گلریز اما خوشبینتر است و با تاکید بر این که “کیفیت و درجه نیاز جمهوری اسلامی به موفقیت این مذاکرات بیشتر از آمریکاست” معتقد است شانس موفقیت در این دور از مذاکرات از تابستان سال گذشته بیشتر است: «این بار به گمانم، اراده سیاسی برای توافق دیپلماتیک در آمریکا برخلاف خرداد ماه بیشتر از اراده سیاسی برای یک جنگ تمام عیار منطقهای و طولانی مدت است. پس محتاطانه میشود گفت که با دادههای کنونی شانس موفقیت این دوره از خرداد ماه بیشتر است.»
از طرف ایران نیز گلریز معتقد است اگرچه خامنهای به اندازه ترامپ به توافق نیاز دارد اما به گفته او “با به صفر رساندن عملی غنیسازی در ایران، امروز در سایه کشتار فجیع معترضان ایرانی، هر نوع توافق دیپلماتیکی بین تهران و واشنگتن منافع استراتژیک نهاد ولایت و علی خامنهای را تامین خواهد کرد”.
این تحلیلگر سیاسی در توضیح چرایی “تامین منافع استراتژیک” خامنهای میگوید: «امروز نه مواردی تاکتیکی مانند رفع تحریمها و عادی سازی روابط ایران با غرب مانند دوران برجام و نه حتی جلوگیری از تجاوز نظامی به تمامیت ارضی ایران، مانند دور پیش مذاکرات که به حمله نظامی انجامید، موضوع مذاکرات نیست؛ موضوع اصلی بقای حکومت جمهوری اسلامی است که با خیزش مردمی بطور استراتژیک تهدید شده است. بنابراین، بقای نظام برای حکومت حتی با تصویر تسلیم شدن در مقابل آمریکا، یک برد استراتژیک خواهد بود.»
تا روز جمعه و درز کردن اولین اخبار از مسقط، شاید هیچ تحلیلگری نتواند با اطمینان بگوید که آیا این مذاکرات آغازی برای آیندهای روشنتر و بهتر برای مردم ایران خواهد بود یا جغد جنگ را دوباره بر سر این سرزمین به پرواز در خواهد آورد.