سپاه در لیست تروریستی؛ آیا تقابل تهران و بروکسل عملی می‌شود؟

تصمیم پارلمان اروپا برای تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تنش میان اتحادیه اروپا و جمهوری اسلامی ایران را وارد مرحله‌ای تازه و کم‌سابقه کرده و نگرانی‌ها درباره پیامدهای عملی آن را افزایش داده است.تصمیم پارلمان اروپا برای تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران تاکنون با واکنش‌های تند و تهدیدآمیز مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی همراه بوده و نگرانی‌ها درباره پیامدهای عملی این اقدام را افزایش داده است.

اتحادیه اروپا روز پنج‌شنبه نهم بهمن‌ماه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در فهرست سازمان‌های تروریستی خود قرار داد؛ اقدامی که تهران آن را “فاقد وجاهت حقوقی و سیاسی” خواند.

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، ۲۹ دی‌ماه هشدار داده بود که در صورت نهایی شدن این تصمیم، جمهوری اسلامی “مقابله به مثل” خواهد کرد. او تأکید کرده بود: «ایران دولت‌های اروپایی را حامی تروریست و ارتش‌های آنها را در گروه‌های تروریستی در نظر می‌گیرد و از این به بعد به شیوه کاملا متفاوت با آنها در منطقه برخورد خواهیم کرد.»

با این حال، قالیباف درباره جزئیات این “برخورد متفاوت” توضیح بیشتری ارائه نکرد.

بیشتر بخوانید: سپاه در فهرست تروریسم اتحادیه اروپا؛ نمادین یا تهدید واقعی؟

سپاه پاسداران نیز در اطلاعیه‌ای که روز یکشنبه ۱۲ بهمن منتشر شد، اعلام کرد چنین اقداماتی “نه‌تنها کمکی به صلح و امنیت منطقه نمی‌کند، بلکه با تقویت رویکردهای تقابلی، مسیر تعامل و همکاری‌های سازنده را دشوارتر می‌سازد.” این نهاد نظامی، که بنا بر شواهد گسترده نقش محوری در سرکوب اعتراضات مردمی سال‌های اخیر داشته، بیانیه اتحادیه اروپا را “حرکتی بی‌اعتبار، فاقد وجاهت حقوقی و سیاسی و مغایر با اصول و منطق روابط بین‌الملل” توصیف کرد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

در مقابل، وزیر خارجه آلمان واکنش مقامات ایران را در تروریستی خواندن ارتش‌های کشورهای اروپایی “بی‌پایه و تبلیغاتی” خواند. یوهان واده‌فول پیش از سفر خود به آسیای جنوب شرقی و منطقه اقیانوس آرام تأکید کرد که اروپا مرعوب چنین تهدیدهایی نخواهد شد. او با اشاره به سرکوب اعتراضات در ایران گفت: «کسی که اعتراضات مسالمت‌آمیز را به خون می‌کشد، مخالفان را اعدام می‌کند و ترور را به اروپا نیز منتقل می‌کند، نمی‌تواند با مانورهای سیاسی از انتقاد فرار کند.»

بیشتر بخوانید: مرتس: تروریستی خواندن سپاه پیامی صریح علیه خشونت عریان است

هم‌زمان با تشدید این تنش‌ها، نشانه‌هایی از پیامدهای عملی نیز دیده می‌شود.

سفارت ایتالیا در تهران اعلام کرد که دفتر کنسولی خود را تا اطلاع ثانوی تعطیل کرده است، هرچند تأکید دارد که خدمات ضروری فوری و غیرقابل تعویق برای شهروندان ادامه خواهد یافت. همچنین گزارش‌هایی منتشر شده که در پی تهدید ایران به اقدامات متقابل، از جمله احتمال اخراج رایزنان نظامی سفارتخانه‌های اروپایی، شماری از این مقامات خاک ایران را ترک کرده‌اند.

تعطیلی بخش‌هایی از سفارتخانه‌های اروپایی نیز به‌عنوان بخشی از تدابیر امنیتی و اقدامات پیشگیرانه در برابر واکنش‌های احتمالی تهران تلقی می‌شود.

در چنین فضایی، این پرسش مطرح است که واکنش جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران تا چه اندازه در سطح لفاظی و نمادگرایی باقی خواهد ماند و آیا این تقابل حقوقی سیاسی می‌تواند به پیامدهای امنیتی و دیپلماتیک ملموس‌تری برای روابط ایران و اروپا منجر شود یا خیر؟ آیا اتباع اروپایی، به‌ویژه افراد دارای ارتباط با نهادهای نظامی در صورت سفر به ایران با خطرات تازه‌ای مواجه خواهند شد؟ و آیا این تنش می‌تواند به سطحی برسد که روابط دیپلماتیک، فعالیت سفارت‌خانه‌ها یا حتی امنیت اروپا را تحت تأثیر قرار دهد؟

“واکنش نمادین با هزینه‌های بالای عملی”

سینا یوسفی، وکیل دادگستری و پژوهشگر حقوق بین‌الملل در گفتگو با بخش فارسی دویچه وله واکنش تهران به اقدام اتحادیه اروپا را در درجه نخست در چارچوب دیپلماسی و اقدام متقابل نمادین تحلیل می‌کند.

او می‌گوید اعلام تروریستی بودن ارتش‌های اروپایی از سوی ایران، با توجه به ماهیت صرفا نظامی و ساختار کلاسیک این نیروها، در عمل ظرفیت اثرگذاری اجرایی قابل‌توجهی ندارد و بیش از آنکه پیامد میدانی داشته باشد، واجد “کارکرد سیاسی و بازدارنده” است.

به گفته این وکیل حقوق بشر، به بیان دیگر، به نظر نمی‌رسد این اقدام به‌خودی‌خود آثار عملی مشخص و مستقیمی به دنبال داشته باشد. افزون بر این، حتی به فرض وجود اراده برای تبدیل چنین مواضعی به کنش عملی، هزینه‌های سیاسی، حقوقی و امنیتی آن برای ایران بسیار بالا خواهد بود.

یوسفی در ادامه به پرسش درباره پیامدهای این تصمیم برای اتباع اروپایی می‌پردازد و توضیح می‌دهد که تجربه سال‌های گذشته نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی در برخی مقاطع از بازداشت اتباع خارجی، به‌ویژه شهروندان دوتابعیتی اروپایی، به‌عنوان اهرمی در تعاملات سیاسی و امنیتی خود با غرب استفاده کرده است. این بازداشت‌ها معمولا با اتهامات امنیتی و صدور احکام سنگین همراه بوده و در مواردی در چارچوب مذاکرات غیرمستقیم برای تبادل زندانیان مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

او تأکید می‌کند که در چنین وضعیتی، تشدید فشارهای حقوقی و کیفری علیه افراد یا شبکه‌های مرتبط با سپاه پاسداران در اروپا می‌تواند این نگرانی را تقویت کند که تهران در واکنش، دامنه استفاده از این ابزار را گسترش دهد. در نتیجه، این تحولات بالقوه می‌تواند وضعیت حقوقی و امنیتی اتباع اروپایی را در صورت سفر به ایران با ریسک‌ها و عدم قطعیت‌های بیشتری مواجه سازد، هرچند این امر لزوما به معنای تغییر فوری در سیاست رسمی اعلام‌شده ایران در قبال اتباع خارجی نیست.

“ادبیاتی تهدیدآمیز با هدف مصرف داخلی”

یوسفی درباره ادبیات رسمی جمهوری اسلامی و هشدار نسبت به “پیامدهای خطرناک” نیز معتقد است که عموما، استفاده از چنین الفاظی که مسبوق به سابقه است، بیش از هر چیز مصرف داخلی دارد و در راستای نمایش قاطعیت و پاسخ‌گویی به فشارهای خارجی برای مخاطبان و پایگاه اجتماعی جمهوری اسلامی به کار می‌رود.

به گفته این پژوهشگر حقوق بین‌الملل، این ادبیات معمولا با هدف برجسته‌سازی پیامدهای احتمالی و افزایش هزینه ذهنی تصمیمات طرف مقابل شکل می‌گیرد، بدون آنکه الزاما به معنای وجود برنامه‌ای مشخص برای اقدام عملی باشد.

بیشتر بخوانید: افزایش فشار اتحادیه اروپا بر جمهوری اسلامی

در تحلیل رفتاری سپاه پاسداران، او احتمال عملیات تروریستی در خاک اروپا را پایین ارزیابی می‌کند و توضیح می‌دهد که جمهوری اسلامی عموما از اقداماتی که به‌طور مستقیم به آن منتسب شود و هزینه‌های سنگین سیاسی، حقوقی و امنیتی در پی داشته باشد، پرهیز می‌کند. از این جهت، انجام عملیات تروریستی در خاک کشورهای اروپایی محتمل بنظر نمی‌رسد.

با این حال، به عقیده تحلیلگران، پایین بودن احتمال چنین سناریویی به معنای فقدان کامل ریسک نیست، بلکه بیشتر بیانگر ترجیح جمهوری اسلامی برای باقی ماندن در سطوح غیرمستقیم، خاکستری و دارای امکان انکارپذیری در مواجهه با فشارهای خارجی است، نه ورود به اقداماتی که می‌تواند به تشدید غیرقابل‌کنترل بحران منجر شود.

سینا یوسفی همچنین در جمع‌بندی خود درباره آینده روابط ایران و اروپا تأکید می‌کند که سپاه پاسداران، مطابق اصل ۱۵۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، بخشی از ساختار رسمی حاکمیت محسوب می‌شود و از این منظر، تصمیم اتحادیه اروپا را می‌توان اقدامی بی‌سابقه دانست که برای نخستین بار نهاد وابسته به حاکمیت یک کشور را در قالب یک گروه تروریستی تعریف می‌کند.

این امر از نظر سیاسی و حقوقی، سطح تقابل را از اختلافات رفتاری یا سیاسی فراتر برده و آن را به چالشی ساختاری در روابط ایران و اروپا تبدیل می‌کند.

به گفته او، با این حال، در افق میان‌مدت، این تقابل نمادین لزوما به قطع کامل کانال‌های ارتباطی منجر نخواهد شد. هرچند روابط رسمی و گفت‌وگوهای علنی احتمالا محدودتر و پرهزینه‌تر می‌شوند، اما نیاز متقابل طرفین به مدیریت تنش، رسیدگی به مسائل کنسولی و جلوگیری از تشدید بحران، حفظ حداقلی از کانال‌های غیرعلنی و فنی ارتباط را اجتناب‌ناپذیر می‌سازد. در نتیجه، می‌توان انتظار داشت که روابط ایران و اروپا وارد مرحله‌ای سردتر و محتاطانه‌تر شود، بدون آنکه ارتباطات به‌طور کامل قطع گردد.

“تروریستی خواندن سپاه، در عمل پیامدها و واکنش‌ها را تعیین خواهد کرد”

مقام‌های عالی‌رتبه بروکسل و پایتخت‌های اروپایی تصمیم برای تروریستی خواندن سپاه پاسداران را به‌عنوان پاسخی به سرکوب خونین خیزش‌های اعتراضی در ایران و کشته‌شدن هزاران نفر توجیه کرده‌اند و می‌گویند ریسک‌های سیاسی و دیپلماتیک آن محاسبه شده است. کایا کالاس، مسؤول سیاست خارجی اتحادیه اروپا تأکید کرده که “سرکوب نمی‌تواند بی‌پاسخ بماند” و اتحادیه اروپا انتظار دارد تحریم‌های مربوطه اجرا شود، هرچند پیامدهای زیاد حقوقی و دیپلماتیک آن هنوز در حال بررسی است.

در همین حال، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، روز دوشنبه ۱۳ بهمن‌ماه (دوم فوریه) اعلام کرد که در واکنش به این تصمیم، تمامی سفرای کشورهای اروپایی به وزارت خارجه احضار شده‌اند.

او تروریستی خواندن سپاه را “توهینی به مردم ایران” و “اشتباه راهبردی” اتحادیه اروپا دانست و گفت اگر اروپا تصور می‌کند این اقدام در راستای “خوش‌رقصی” برای آمریکا و اسرائیل است، “سخت در اشتباه است”. بقائی بدون ارائه جزئیات بیشتر افزود که جمهوری اسلامی در حال بررسی “مجموعه اقداماتی” در واکنش به این تصمیم است.

دامون گلریز، تحلیلگر امور بین‌الملل و مدرس روابط بین‌الملل در مدرسه عالی لاهه و پژوهشگر انستیتوی ژئوپولیتیک لاهه معتقد است که تصمیم سیاسی شورای اروپا برای تروریستی‌خواندن سپاه پاسداران در حال حاضر همچنان یک تصمیم سیاسی با بار نمادین سنگین است، اما هنوز به مرحله اجرا نرسیده است. او تأکید می‌کند که اجرای عملی این تصمیم سیاسی است که پیامدها و واکنش‌ها را تعیین خواهد کرد.

بیشتر بخوانید: درخواست شیرین عبادی از ترامپ برای حذف خامنه‌ای و سران سپاه

به گفته گلریز، پرسش‌هایی مانند اینکه آیا وابستگان نظامی اروپایی در سفارت‌خانه‌های ایران با اخراج روبه‌رو خواهند شد، یا اینکه آیا منافع مالی سپاه، به‌عنوان “دولت پنهان” در ایران که حدود یک‌سوم اقتصاد کشور را کنترل می‌کند، واقعا با محدودیت‌های جدی در اروپا مواجه می‌شود، هنوز بی‌پاسخ مانده‌اند. او می‌گوید باید منتظر ماند، به‌ویژه با توجه به چشم‌انداز یک توافق دیپلماتیک احتمالی میان ایران و آمریکا با هدف عادی‌سازی روابط، حتی به ازای خون‌های ریخته شده ده‌ها هزار ایرانی.

گلریز اضافه می‌کند که به باور او، واکنش تهران نه شتاب‌زده، که متناسب با نحوه اجرای این تصمیم از سوی بروکسل خواهد بود.

او یادآوری می‌کند که در میان حدود شش کشوری که سپاه پاسداران را هم‌ردیف القاعده و داعش به‌عنوان سازمان تروریستی معرفی کرده‌اند، ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا به‌طور منحصربه‌فرد همچنان روابط دیپلماتیک نزدیک با ایران دارند؛ روابطی که شامل سفارت‌خانه‌ها و وابستگان نظامی و دیپلماتیک می‌شود.

دیپلماسی گروگان‌گیری؛ ابزار قدیمی در شرایطی تازه

گلریز هشدار می‌دهد که برخلاف گذشته که دیپلماسی گروگان‌گیری به‌عنوان عملی تروریستی و مبتنی بر ارعاب تلقی می‌شد، اکنون نوعی منطق (هرچند منحرف و ناپذیرفتنی) و مشروعیت ظاهری برای تهران ایجاد شده است تا هر شهروند اروپایی دارای ارتباط با نهادهای نظامی اروپا را در عملی متقابل “تروریست” قلمداد کند.

او می‌گوید این امر کارنامه موفق دیپلماسی گروگان‌گیری ایران در قبال اروپا را جسورتر خواهد کرد، آنهم با اروپایی که فاقد قدرت سخت و ستون‌فقرات استراتژیک در قبال جمهوری اسلامی است و نمونه‌های تبادل حمید نوری و اسدالله اسدی با گروگان‌های اروپایی گواه این ادعاست.

به گفته گلریز، اروپایی‌ها باید در سفر به ایران و انجام فعالیت‌های اقتصادی در آن کشور احتیاط بسیار بیشتری به خرج دهند. اروپا همچنین باید تصمیم بگیرد با عوامل و وابستگان رژیم ایران در خاک خود چگونه برخورد کند: «تصمیمی دشوار که دیگر نمی‌توان آن را به تعویق انداخت.»

روابط ایران و اروپا در آستانه یک سردی پایدار

پژوهشگر انستیتوی ژئوپولیتیک لاهه تأکید می‌کند که در حال حاضر و تا زمانی که این تصمیم به اجرا درنیاید، آنچه دیده می‌شود صرفا لفاظی است؛ از فراخوان‌های روزنامه کیهان برای بستن سفارت‌خانه‌های اتحادیه اروپا گرفته تا دعوت‌ها به “صبر راهبردی”.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

گلریز می‌گوید، روابط دیپلماتیک ایران و اتحادیه اروپا به‌طور راهبردی آسیب دیده و ترمیم آن مستلزم تلاشی واقعی فراتر از پسامد دادگاه میکونوس و یا توافق برجام خواهد بود. در این چارچوب، اتحادیه اروپا به یک راهبرد بلندمدت در قبال ایران نیاز دارد؛ راهبردی که سناریوهای محتمل، از تغییر رهبری در درون رژیم، تغییر رژیم به‌سوی دموکراسی یا حاکمیت استبدادی با نظامیان، تا فروپاشی کامل را به‌عنوان احتمالاتی نیازمند آمادگی در نظر بگیرد، نه فرض‌هایی دوردست که می‌توان نادیده گرفت.

EnglishGermanPersian