هولوکاست؛ تراژدی ناشناخته یهودیان در شمال آفریقا

روز ۲۷ ژانویه (۷ بهمن) روز جهانی یادبود هولوکاست است. هولوکاست یا “شوآ” به عبری به کشتار دسته‌جمعی و نسل‌کشی نزدیک به شش میلیون یهودی در طی جنگ جهانی دوم به‌دست حکومت نازی در آلمان در اردوگاه‌های مرگ اطلاق می‌شود.هولوکاست به‌طور گسترده و بیشتر به‌عنوان یک تراژدی که جوامع یهودی اروپا را ویران کرد، شناخته می‌شود. اما تأثیر آن فراتر از مرزهای قاره اروپا نیز بود.

آزار و اذیت‌های نازی‌ها و سیاست‌های ضدیهودی حتی به منطقه شمال آفریقا نیز رسیده بود، جایی که یهودیان مراکش، الجزایر، تونس و لیبی تحت اشغال نازی‌ها و همکاری برخی از افراد محلی رنج بردند.

در این سرزمین‌ها نیز، یهودیان قتل‌عام شدند، به اردوگاه‌های کار اجباری فرستاده شدند، در شرایط غیرانسانی رنج کشیدند و از زندگی عمومی کنار گذاشته شدند.

پیش از جنگ جهانی دوم، جوامع یهودی در منطقه مغرب شمالی شکوفا و پررونق بودند. بر اساس آمار یاد واشم، مرکز یادبود هولوکاست در اورشلیم، حدود ۴۱۵ هزار یهودی قبل از جنگ در مغرب شمالی زندگی می‌کردند: «تقریباً ۲۰۰ هزار نفر نفر در مراکش، ۱۲۰ هزار نفر در الجزایر، ۸۵ هزار نفر در تونس و ۳۰ هزار نفر در لیبی.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

دان میچ‌مان، رئیس مؤسسه بین‌المللی تحقیقات هولوکاست در یاد واشم، به دویچه وله می‌گوید که با وجود اینکه هولوکاست در اروپا رخ داد، آفریقا شمالی و جوامع یهودی آن نیز به درجات مختلف تحت تأثیر جنگ قرار گرفتند.

او می‌گوید: «رژیم ویشی در فرانسه و گسترش آن در شمال آفریقا بخشی از داستان هولوکاست است. من می‌گویم این یک دایره دوم است.»

بیشتر بخوانیدهشتادمین سالگرد آزادسازی آشویتس؛ “کارخانه‌ کشتار انسان‌ها”:

صدها نفر در اردوگاه کار اجباری لیبی کشته شدند

لیبی، که آن زمان یکی از مستعمرات حکومت فاشیست ایتالیا به رهبری بنیتو موسولینی بود، در آغاز توانسته بود از اجرای کامل قوانین ضدیهودی رم جلوگیری کند. اما این وضعیت در اوایل دهه ۱۹۴۰ تغییر کرد.

اتهامات جاسوسی یهودیان که توسط اعضای گروه فاشیست “پیراهن سیاه” مطرح شد، منجر به محدودیت‌هایی برای مشارکت یهودیان در زندگی عمومی در سال ۱۹۴۲ شد و پس از آن دستوری صادر شد که همه مردان یهودی ۱۸ تا ۴۵ ساله را به اردوگاه‌های کار اجباری بفرستند.

از میان چند اردوگاه کار اجباری ایجاد شده برای یهودیان لیبی، اردوگاه جادو (Giado) که ۱۵۰ کیلومتر از طرابلس، پایتخت لیبی فاصله داشت، بدنام‌ترین آنها بود. یهودیان در این اردوگاه در شرایط بهداشتی بسیار دشوار نگهداری می‌شدند و غذای بسیار کمی دریافت می‌کردند، که باعث شیوع بیماری‌ها در سراسر اردوگاه شد.

یوسف داعادوش، یهودی متولد شهر بنغازی، دوران خود در اردوگاه جادو را در دفترچه خاطراتی ثبت کرد که پس از مرگش پیدا و در سال ۲۰۲۰ منتشر شد. طبق این دفترچه، او که آن زمان ۲۰ ساله بود، می‌توانست خود را از فرستادن به جادو نجات دهد، اما اصرار داشت «هر جا همه برادران یهودی من هم بروند، من هم می‌روم.»

داعادوش همچنین مرگ دختر نوزاد خود در اثر بیماری در جادو را توصیف کرده و نوشته است: «من بدن کوچک او را روی زمین گذاشتم و شروع به کندن قبر کردم.»

به گفته دان میچ‌مان اگرچه اردوگاه جادو توسط نازی‌های آلمانی اداره نمی‌شد، اما از نظر ایدئولوژیک تحت تأثیر آنها بود.

حدود ۲ هزار و ۵۰۰ یهودی بین ماه مه ۱۹۴۲ تا آزادی اردوگاه توسط نیروهای بریتانیایی در ژانویه ۱۹۴۳ به جادو فرستاده شدند. حدود ۵۰۰ نفر از آنها بر اثر گرسنگی، خستگی و بیماری‌ها جان باختند که بالاترین تعداد یهودیان کشته شده در یک کشور شمال آفریقا در طول جنگ جهانی دوم است.

یهودیانی که تابعیت لیبی نداشتند، به اردوگاه‌های نازی در اروپا فرستاده شدند. میچ‌مان توضیح می‌دهد: «در بنغازی، یهودیان بریتانیایی حضور داشتند. ایتالیایی‌ها آنها را به اردوگاه‌های کار اجباری ایتالیایی فرستادند و در سپتامبر ۱۹۴۳، آلمان شمال ایتالیا را تصرف کرد و آن یهودیان به اردوگاه برگن-بلزن (Bergen-Belsen) منتقل شدند. والدین من نیز به آنجا منتقل شدند.»

دارایی‌های یهودیان به سرقت رفته، کار اجباری و یک “معجزه”

جامعه یهودی تونس که در آن زمان شکوفا و پررونق بود، در چند شهر پراکنده بود و اکثریت در پایتخت تونس زندگی می‌کردند. یهودیان جامعه سیاسی و فکری متنوع داشتند که شامل صهیونیست‌ها، سوسیالیست‌ها و کمونیست‌ها می‌شد.

نادیا ناکاش، دختر یکی از بازماندگان هولوکاست در شهر قابس تونس، به یاد می‌آورد که والدینش گفته بودند، مردم محلی از وجود جنگ مطلع بودند اما از وسعت و شدت آن خبر نداشتند.

او می‌گوید: «مردم زندگی ساده‌ای داشتند و به زندگی عادی و اجرای دین خود اهمیت می‌دادند»، و اضافه می‌کند که در بسیاری از موارد، یهودیان و اعراب در همان محله‌ها زندگی می‌کردند.

به صورت پراکنده، یهودیان با خشونت و حملاتی علیه خود روبه‌رو شدند، که به پگروم (کشتار جمعی) در شهر قابس در جزیره جربه در سال ۱۹۴۱ منجر شد، جایی که هفت یهودی توسط مردم محلی کشته شدند. خصومت و خشونت پس از تهاجم آلمان به تونس در سال ۱۹۴۲ بدتر شد و جامعه یهودی تونس تحت اشغال مستقیم نازی‌ها قرار گرفت که تنها جامعه یهودی در منطقه مغرب شمالی بود که تحت اشغال نازی‌ها درآمد.

حدود ۵ هزار مرد یهودی تونسی به اردوگاه‌های کار اجباری فرستاده شدند و حدود ۲۰ فعال سیاسی یهودی به اردوگاه‌های مرگ در اروپا منتقل شدند و در آنجا به قتل رسیدند.

نازی‌ها همچنین دارایی‌های یهودیان را به سرقت بردند. در جزیره جربه، سربازان نازی از جامعه یهودی خواستند که ۵۰ کیلوگرم طلا طی سه ساعت جمع‌آوری و تحویل دهند، وگرنه همه یهودیان از جمله رهبر مذهبی، ربی موشه کالفون هاکوهن کشته خواهند شد.

پس از آن که تنها ۴۳ کیلوگرم طلا جمع‌آوری شد، نازی‌ها مهلت را یک روز تمدید کردند. در روز بعد، نیروهای متفقین جزیره جربا را آزاد کردند، اتفاقی که هنوز هم بسیاری از یهودیان تونس آن را “معجزه جربه” می‌نامند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

مقاومت یهودیان الجزایر

الجزایر در آن زمان به طور رسمی جزئی از فرانسه محسوب می‌شد. این بدان معنا بود که یهودیان الجزایر شهروند فرانسه و قبل از جنگ از حقوق کامل مدنی برخوردار بودند.

این حقوق تحت کنترل نازی‌ها و رژیم ویشی فرانسه از سال ۱۹۴۰ محدود شد و یهودیان الجزایری از تحصیل و اشتغال در بسیاری از حرفه‌ها محروم شدند و شهروندی فرانسوی نیز از آنها گرفته شد.

هزاران یهودی عمدتاً از ملیت‌های خارجی به اردوگاه‌هایی در داخل کشور فرستاده شدند، جایی که تحت کار اجباری سخت قرار گرفتند.

پادشاه در حمایت از یهودیان مراکش

همانند یهودیان الجزایر، یهودیان مراکش که بزرگ‌ترین جامعه یهودی در مغرب شمالی بودند تحت قوانین تبعیض‌آمیز رژیم ویشی فرانسه رنج بردند. آنها از برخی مشاغل محروم شدند و تعدادشان در سیستم آموزشی به شدت محدود شد.

با این حال، بر اساس یاد واشم، این قوانین تأثیر محدودی داشتند زیرا جوامع یهودی مراکش از قبل سیستم آموزشی مستقل خود را داشتند.

دان میچ‌مان، پژوهشگر هولوکاست، تفاوتی را بین تبعیضی که یهودیان در شهرهای بزرگ مراکش تجربه کردند و تجربه یهودیان در جوامع کوچک‌تر توصیف می‌کند. او می‌گوید: «فرماندهان محلی در جوامع کوچک نمی‌خواستند مشکلی با مردم محلی ایجاد شود، به همین دلیل قوانین ضدیهودی را به طور گسترده اجرا نکردند.»

با این حال، در شهرهای بزرگ مراکش وضعیت کاملاً متفاوت بود. یهودیان این شهرها نزدیک‌تر به استعمارگران فرانسوی بودند، هم از نظر حمایت و هم از نظر فرهنگ و سبک زندگی. جنگ آنها را به حاشیه جامعه رانده بود.

بخش بزرگی از تلاش‌ها برای حفاظت از یهودیان به محمد پنجم، پادشاه مراکش در آن زمان نسبت داده می‌شود که برخی از سازمان‌های یهودی او را به دلیل نقش‌اش در حفاظت از جوامع یهودی در طول جنگ، مورد تقدیر قرار داده‌اند.

صدمات روحی هنوز موضوعی مهم در میان بازماندگان است

دوران پس از هولوکاست با تغییر نگرش یهودیان شمال آفریقا نسبت به کشورهای محل زندگی و جوامع خود همراه بود، به طوری که بسیاری تصمیم گرفتند به اسرائیل یا فرانسه مهاجرت کنند.

نادیا ناکاش به یاد می‌آورد که والدینش، که در دهه ۱۹۶۰ به اسرائیل مهاجرت کردند، همیشه اصرار داشتند که خانه پر از غذا باشد، به دلیل ترس از کمبود مواد غذایی، بازمانده‌ای از دوران اشغال نازی‌ها در تونس.

او می‌گوید: «آنها می‌ترسیدند که هیچ غذایی باقی نماند. گرسنگی یک خطر واقعی بود.» و اضافه می‌کند که هولوکاست در خانواده آنها موضوعی بسیار حاضر و بسیار ترومازا بود.

بسیاری از بازماندگان از صحبت درباره تجربیات خود در هولوکاست خودداری می‌کردند و برخی از شهادت‌ها تنها پس از مرگ آنها، از طریق دفترچه خاطرات یا دیگر مدارک مستند کشف شد.

بر اساس آمار یاد واشم، وضعیت یهودیان شمال آفریقا به مراتب بدتر می‌شد اگر آلمانی‌ها مدت طولانی‌تری بر این کشورها کنترل داشتند.

میچ‌مان بر این باور است که آرزو و هدف نازی‌ها برای نابودی یهودیان، می‌توانست جامعه‌های یهودی شمال آفریقا را در مقیاسی بزرگ‌تر درگیر کند.

نادیا ناکاش نیز موافق است و می‌گوید: «این‌طور نیست که هولوکاست رخ نداده باشد، بلکه آنها نتوانستند آن را اجرا کنند.»

EnglishGermanPersian