اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
فارنپالیسی با طرح این پرسش که آیا این اعتراضات میتواند به یک چالش ملی پایدار علیه جمهوری اسلامی تبدیل شود یا نه، به شباهتها و تفاوتهای این اعتراضات با جنبش زن، زندگی، آزادی پرداخت و نوشت: «مقایسه میان این دو دوره اعتراض، هم تداوم و هم دگرگونی را در پویاییهای اعتراضی ایران نشان میدهد. با وجود تفاوت در خاستگاهها، هر دو بازتاب نارضایتیهای ساختاری عمیق و شکافی غیرقابلپرکردن میان دولت و جامعه هستند».
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
این تحلیل با اشاره به گزارشهایی از سرکوب خشن، از جمله کشتار حکومتی، بازداشتهای گسترده و ارعاب، مینویسد که سرکوب همچنان ابزار اصلی اعمال زور رژیم است.
بر اساس این تحلیل، این اعتراضات در مراحل اولیه خود در مقایسه با خیزش مهسا، “گستردهتر و عمیقتر” است و “اعتراضات از نظر جغرافیایی فراگیرتر بوده و شهرهای بزرگ مانند تهران، اصفهان، مشهد و همدان را دربرگرفته و به شهرهای کوچکتر و مناطق حاشیهنشین اقتصادی نیز کشیده شده است.”
تحلیل فارنپالیسی با اشاره به اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر احتمال مداخله آمریکا برای حمایت از معترضان ایرانی مینویسد: «این اقدامی بیسابقه خواهد بود و بیتردید ترس جمهوری اسلامی از ترامپ، غیرقابلپیشبینی بودن او و آمادگیاش برای پذیرش ریسک را تقویت میکند.»
بیشتر بخوانید: هفته اول اعتراضات؛ در ۴۶ شهر و ۲۲ استان تجمعات ادامه دارد
فارنپالیسی با اشاره به وضعیت دشوار حکومت ایران پس از سقوط متحدان و شبکه نیابتیاش و نیز خسارات جدی به برنامه هستهای به دلیل حملات نظامی اسرائیل و ایالات متحده مینویسد که خامنهای همچنان تظاهرات جاری را مانند اعتراضات قبلی، بخشی از جنگ نرم غرب علیه جمهوری اسلامی میداند.
این مجله سیاسی در ادامه با یادآوری شعارهای جنبش زن، زندگی، آزادی مینویسد: «شعارهای جدید بهطور فزاینده بازتابدهنده گرایشهای سلطنتطلبانه هستند و شعارهایی مانند “جاوید شاه” و “این آخرین نبرده/ پهلوی برمیگرده” در شهرهایی که اعتراضات در آنها متمرکز است طنینانداز شدهاند.»
به گفته فارنپالیسی، “این شعارها نشاندهنده احیای علاقه به میراث پهلوی و فراخوانهای آشکار برای بازگشت ولیعهد، رضا پهلوی هستند و این امر، “نشاندهنده فاصلهگیری معنادار از چارچوب عمدتا جمهوریخواهانه و حقوقمحور جنبش مهسا است.”
این تحلیل میافزاید: «اگر اعتراضات اقتصادی امروز بهگونهای گسترش یابد که کارگران، جمعیتهای روستایی و نیروی کار سازمانیافته را نیز دربرگیرد، میتواند به چالشی پایدارتر تبدیل شود. بهنظر میرسد که رژیم از این خطر آگاه است. وعدههای گفتوگو و استعفای رئیس کل بانک مرکزی بازتاب تلاشهایی برای مهار ناآرامی پیش از گسترش بیشتر آن است.»
نویسنده فارنپالیسی در ادامه مینویسد: «با این حال، اینها ترفندهای ظاهری هستند. پیشنهادهای دولت برای گفتوگو با معترضان توخالی بهنظر میرسد، زیرا این اقدام هم بهعنوان سوپاپ فشار در عرصه بینالمللی، برای غربیهای سادهباوری که باور دارند نظام سیاسی ایران قابلیت اصلاح دارد، و هم در داخل کشور طراحی شده است.»
تحلیل یادشده در پایان با اشاره به این که هم خیزش مهسا و هم جنبش کنونی، “شکافی عمیق و حلنشده میان حکومت و جامعه ایران را آشکار میکنند” مینویسد: «اولی اقتدار اخلاقی رژیم را در هم شکست. دومی بنیانهای اقتصادی آن را تهدید میکند.»
نویسنده در پایان با طرح این پرسش که آیا اعتراضات به تداوم خیزش قبلی تبدیل میشود یا زیر فشار سرکوب فروکش میکند، مینویسد که این امر، “به وحدت میان طبقات اجتماعی، به توان معترضان در تبدیل درد اقتصادی به مطالبات سیاسی منسجم، و به توان تظاهرات در ایجاد شکاف در نیروهای امنیتی و در میان نخبگان سیاسی جمهوری اسلامی بستگی خواهد داشت.”
فارنپالیسی تحلیل خود را این گونه به پایان میبرد که پرسش، دیگر این نیست که آیا تغییر ممکن است، بلکه این است که آیا شرایط سرانجام اجازه خواهد داد این تغییر دوام بیاورد یا نه. مرکز ثقل جنبش اعتراضی دیگر اصلاح نبوده و کل نظام و سرنگونی آن را هدف گرفته است.