در برخی موارد اخباری از حمله گرگها به گلههای دام، احشام روستاییان و حتی شهروندان در مناطق مسکونی به گوش میرسد. با این حال کارشناسان حیات وحش تأکید دارند که گرگ خاکستری (گونه غالب در ایران)، به طور طبیعی انسانگریز است و موارد حمله به انسان بسیار نادر بوده و عمدتاً در شرایط خاص مانند گرسنگی شدید، ابتلا به بیماری هاری، عادت طولانیمدت به غذای انسانی یا دفاع از تولهها رخ میدهد.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
در این گزارش به بررسی هشت دلیل اصلی نزدیک شدن گرگها به سکونتگاههای انسانی در ایران پرداختهایم. برای درک عمیقتر این پدیده دویچه ولە فارسی با سامان غزالی، کنشگر محیط زیست در مهاباد گفتوگویی اختصاصی انجام دادە است.
۱. کمبود شدید غذا ناشی از سرما، برف سنگین و یخبندان زمستانی
در فصل زمستان، پوشش برف و یخبندان دسترسی گرگها به طعمههای طبیعی اصلیشان، مانند کل و بز کوهی، گراز، خرگوش، روباه و جوندگان کوچک را محدود میکند. گرگها به عنوان شکارچیانی که برای حفظ دمای بدن در سرمای شدید و انجام فعالیتهای گلهای به انرژی بسیار بالایی نیاز دارند، در این شرایط ناچار به مهاجرت به ارتفاعات پایینتر و مناطق نزدیک به سکونتگاههای انسانی میشوند تا منابع غذایی جایگزین و آسانتری مانند دامهای اهلی یا پسماندهای انسانی پیدا کنند.
سامان غزالی، کنشگر محیط زیست، در این باره میگوید: «در فصلهای سرد سال که گوسفندان به داخل روستا برمیگردند، گرگها به دشتها و مناطق گرمتر میروند تا غذایشان را تأمین کنند. اما اکنون به دلیل برهم خوردن توازن چرخههای غذایی، پیدا کردن غذا بسیار سخت شده و این شکارگران بیشتر گرسنه میمانند؛ برای همین احتمال نزدیک شدن به انسان بیشتر میشود.»
بسیاری از کارشناسان حیات وحش نیز این عامل فصلی را یکی از اصلیترین محرکهای مشاهده گرگها در حاشیه روستاها و شهرهای کوچک میدانند.
۲. کاهش پایدار و مزمن جمعیت طعمههای وحشی طبیعی
شکار بیرویه و غیرقانونی، همراه با خشکسالیهای پیدرپی در دو دهه اخیر و اثرات بلندمدت تغییرات اقلیمی، جمعیت طعمههای اصلی گرگها را در زنجیرههای کوهستانی البرز و زاگرس به شدت کاهش داده است.
سامان غزالی در این زمینه توضیح میدهد: «در دهههای اخیر به دلیل شکار و مداخلات برنامهریزیشده ساختاری، زیستگاهها رو به نابودی رفتند و حیواناتی همچون بز کوهی، خرگوش و حتی روباه جمعیتشان به شدت کاهش یافت. نبود طعمه یا غذا در ماههای سرد سال گرگها را مجبور میکند به سکونتگاههای انسانی وارد شود؛ این یک اجبار زیستی است که خود انسان مسبب آن است.»
این کمبود غذایی نه تنها فصلی، بلکه مزمن و پایدار است و گرگها را به طور مداوم به جستجوی منابع جایگزین انسانی مانند گوسفندان، بزهای اهلی و طیور سوق میدهد، که در نتیجه تعارضات میان دامداران و حیات وحش را به طور قابل توجهی تشدید میکند.
۳. تخریب گسترده و تکهتکه شدن زیستگاههای طبیعی
گسترش بیرویه کشاورزی، احداث جادههای جدید، فعالیتهای معدنکاری، ویلاسازی غیرقانونی و شهرنشینی کنترلنشده، زیستگاههای کوهستانی و جنگلی گرگها را به شدت محدود و تکهتکه و مرزهای طبیعی میان مناطق وحشی و سکونتگاههای انسانی را عملاً محو کرده است.
غزالی در این باره تأکید میکند: «گسترش شهرنشینی و فربه شدن سکونتگاههای انسانی به معنای کوچک شدن زیستگاههای جانداران است؛ گسترش شهرنشینی و ساختوسازهای بیرویه در مناطقی اتفاق میافتد که زیستگاه حیوانات است، برای همین ورود گرگها و حیوانات دیگر به حاشیه شهرها هر روزه در حال افزایش است.»
این تغییرات ساختاری و دائمی گرگها را به طور اجباری و بدون گزینه جایگزین مناسب به نزدیکی انسان میکشاند. کارشناسان معتقدند معکوس کردن این روند نیازمند بازنگری اساسی در سیاستهای توسعهای کشور و اجرای جدی قوانین حفاظت از زیستگاهها است.
۴. جذب مستقیم به منابع غذایی انسانی مانند زبالهها و لاشه دامها
مدیریت نادرست پسماندها، رها کردن زبالههای شهری و روستایی در حاشیه سکونتگاهها و دفن غیراصولی لاشه دامهای تلفشده، منبع غذایی آسان، قابل پیشبینی و کمخطر برای گرگها فراهم میکند. این منابع نه تنها گرگها را جسورتر میسازد، بلکه به تدریج آنها را به حضور مداوم انسان عادت میدهد و چرخهای معیوب از وابستگی به غذای انسانی ایجاد میکند.
سامان غزالی در این زمینه میگوید: «به دلیل نبود امنیت غذایی در طبیعت، گرگها به حاشیه شهرها کشانده میشوند. این در حالی است که زبالههای شهری بدون هیچ مدیریتی در حاشیه شهرها دور ریخته میشود و گرگها که امنیت غذاییشان در خطر است، به سوی حاشیه شهرها کشانده میشوند.»
او تأکید دارد که “مدیریت درست پسماند و زبالههای شهری و تفکیک این زبالهها میتواند عامل مؤثری در کاهش ورود حیوانات به حاشیه شهرها باشد”.
گزارشهای رسانههای داخلی در ایران نیز تأیید میکند که بسیاری از موارد مشاهده گرگها دقیقاً در نزدیکی محلهای دفع غیراصولی زباله یا لاشه دامها رخ داده است.
۵. نقش خطرناک هیبریدهای سگ و گرگ (گرگاس)
به گفتە کارشناسان بسیاری از موارد نزدیک شدن یا حتی حملات منتسب به گرگ، در واقع توسط دورگههای حاصل از جفتگیری سگهای بیخانمان با گرگهای وحشی (گرگاس) انجام میشود.
این هیبریدها به دلیل ارث بردن ویژگیهای انسانگریزی کمتر از سگهای اهلی و قدرت شکارگری گرگ، بسیار جسورتر عمل میکنند، کمتر از انسان میترسند و تمایل بیشتری به زندگی دائمی در حاشیه سکونتگاهها دارند.
کارشناسان معتقدند که گرگاسها اغلب مسئول اصلی تعارضات جدیتر هستند و تشخیص آنها از گرگ خالص برای افراد عادی دشوار است، زیرا ظاهرشان میتواند بسیار شبیه به گرگ باشد.
۶. افزایش تصاعدی جمعیت سگهای بیخانمان و تشدید تولید هیبرید
سگهای بیخانمان با نفوذ به مناطق حاشیهای زیستگاه گرگها، با آنها جفتگیری و نسل هیبریدهای خطرناک (گرگاس) را تولید میکنند. تولید انبوه زبالههای انسانی، غذارسانی بیرویه توسط افراد و نبود برنامههای مؤثر کنترل جمعیت، تعداد سگهای بیخانمان را به طور تصاعدی افزایش داده و این چرخه معیوب را بیش از پیش تقویت کرده است.
سامان غزالی در اینبارە میگوید: «وقتی انسان از راه مصرف روزافزون هر روزه هزاران تن زباله تولید میکند و این زبالهها بدون مدیریت در حاشیه شهرها رها میشود، چرخههای زیستی به نفع گونههایی مانند سگها و گربهها تغییر میکند و جمعیتشان به شیوهای تصاعدی رشد میکند. وجود این حیوانات در حاشیه شهرها میتواند یکی از عاملهای جذب حیوانات شکارگر مانند گرگها باشد که این به معنای ورود به زیستگاههای انسانی است.»
او همچنین تأکید دارد که کمپهای نگهداری از سگها و مدیریت و جلوگیری از رشد بیرویه آنها میتواند در کاهش ورود گرگها به سکونتگاههای انسانی مؤثر باشد. به گفته غزالی، این افزایش جمعیت سگهای بیخانمان نه تنها هیبریدسازی را تشدید میکند، بلکه به طور غیرمستقیم گرگها را به سمت مناطق مسکونی میکشاند.
کارشناسان معتقدند اجرای برنامههای گسترده عقیمسازی و کنترل جدی جمعیت سگهای بیخانمان، از راهکارهای فوری و ضروری برای شکستن این چرخه و کاهش تعارضات میان انسان و حیات وحش است.
۷. تأثیر عمیق تغییرات اقلیمی بر الگوهای مهاجرت و بقا
تغییرات اقلیمی با ایجاد الگوهای نامنظم بارش، خشکسالیهای طولانیمدت، گرمایش زمین، کاهش پوشش گیاهی و نابودی تدریجی زیستگاهها، الگوهای سنتی مهاجرت فصلی گرگها را به کلی دگرگون کرده و آنها را به مهاجرتهای اجباری و غیرقابل پیشبینی به مناطق پاییندست وامیدارد.
به گفتە غزالی “تغییرات اقلیمی به شیوهای گسترده حیات تمام زیستگاهها را با خطر مواجه کرده و باعث مهاجرت اجباری از زیستگاهی نابودشده به زیستگاه دیگر میشود.”
او همچنین تأکید دارد که این تغییرات الگوهای رفتاری نه تنها در گرگها، بلکه در انسان و سایر حیوانات را نیز دگرگون کرده و گرگها را به دلیل نبود وضعیت زیستی مساعد برای تأمین غذا، مجبور به ورود به سکونتگاههای انسانی میکند.
این پدیده کمبود منابع غذایی در ارتفاعات را به طور چشمگیری تشدید کرده و نزدیک شدن گرگها به مناطق مسکونی را برای بقا عملاً اجتنابناپذیر ساخته است. به گفتە بسیاری از کارشناسان بدون اقدامات جدی برای کاهش اثرات تغییرات اقلیمی، این تعارضات در سالهای آینده شدت بیشتری خواهد گرفت.
۸. رفتار طبیعی مهاجرت فصلی در کنار فشارهای شدید انسانی
گرگ خاکستری به طور غریزی و طبیعی در فصل زمستان به دشتها و مناطق گرمتر پاییندست مهاجرت میکند تا از سرمای شدید کوهستانها در امان بماند. این الگوی مهاجرت فصلی بخشی جداییناپذیر از رفتار زیستی این گونه است، اما برهم خوردن تعادل اکوسیستم به دلیل فشارهای انسانی، این رفتار کاملاً طبیعی را به منبع اصلی تعارض میان انسان و حیات وحش تبدیل کرده است.
سامان غزالی در اینبارە میگوید کە “گرگها بخش جداییناپذیر و البته مهم در اکوسیستم و زیستگاههای طبیعی هستند. وجود گرگها برای توازنها و چرخههای زیستی و غذایی بسیار حیاتی است.”
او معتقد است که برای دستیابی به همزیستی مسالمتآمیز باید از “منطق شیطانسازی از گرگها” گذار کرد و به منطقی “محیطزیستگرایانه” روی آورد که طبیعت را به عنوان یک کلیت و نقش تمام اجزای آن را به رسمیت بشناسد. به گفته غزالی “اگر میخواهیم از خود در برابر گرگها محافظت کنیم، باید از گرگها در برابر انسان محافظت کنیم”.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
به گفتە این کارشناس، اقدامات کوتاهمدت مانند مدیریت صحیح پسماندها، کنترل جمعیت سگهای بیخانمان و آموزش جوامع محلی، همراه با اقدامات بلندمدت نظیر جلوگیری از شکار بیرویه، احیای جمعیت طعمههای وحشی و ترویج الگوهای کشاورزی و دامداری سازگار با اکوسیستم، کلید اصلی کاهش این تعارضات است.
این پدیده در نهایت بازتاب تأثیرات عمیق و چندلایه فعالیتهای انسانی بر تعادل اکوسیستم است. گرگها به عنوان شکارچیان رأس هرم غذایی، نقش حیاتی در کنترل جمعیت علفخواران، جلوگیری از چرای بیش از حد و حفظ سلامت کلی زیستگاه دارند.
همزیستی مسئولانه و پایدار نه تنها ممکن، بلکه برای حفظ تنوع زیستی و سلامت اکوسیستمهای ایران کاملاً ضروری است.
(در صورت مشاهده گرگها یا دریافت مشاورە در این زمینە میتوانید با شمارە اضطراری سازمان حفاظت محیط زیست ایران ۱۵۴۰ تماس بگیرید.)