کارشناس داخلی: بازی خطرناک در کنار ونزوئلا برای فروش نفت تحریمی ایران

در یک اقدام بی‌سابقه که یادآور دوران جنگ‌های نفتی مدرن است، ایالات متحده آمریکا با تشدید عملیات نظامی و قضایی خود در آب‌های بین‌المللی، به طور مستقیم نفتکش‌های حامل نفت ایران و ونزوئلا را هدف قرار داده است. توقیف اخیر یک نفتکش عظیم با نام «اسکیپر» در سواحل ونزوئلا، نه تنها یک حادثه حقوقی یا اجرای صرف تحریم‌ها نیست، بلکه بخشی از یک راهبرد کلان آمریکایی برای تسلط بر منابع عظیم انرژی جهان و بازآرایی جغرافیای قدرت در آستانه یک نظم نوین بین‌المللی تلقی می‌شود.

آمریکا با هدف قرار دادن «ناوگان سایه» که وظیفه جابه‌جایی نفت تحریمی را برعهده دارد، عملاً ایران را در جبهه‌ای جدید و پرهزینه درگیر رویارویی با خود کرده است. آنچه امروز در کارائیب و آب‌های بین‌المللی رخ می‌دهد، نه یک درگیری جزئی، بلکه نمادی از منازعه‌ای بزرگ‌تر بر سر بقا و قدرت است. آمریکا با راهبرد تسخیر منابع انرژی، به دنبال تحمیل نظمی جدید است و ایران را در یک جبهه پرخطر در کنار ونزوئلا قرار داده است.

این راهبرد آمریکا، موجب اختلال جدی در تجارت جهانی سوخت‌های فسیلی شده است. داده‌های بلومبرگ نشان می‌دهد که حدود یک میلیارد بشکه نفت روی نفتکش‌ها در دریاهای جهان انباشته شده که ۲۰ تا ۴۰ درصد آن منشأ روسیه، ایران و ونزوئلا دارد. این انباشت، که بالاترین سطح از ماه می ۲۰۲۳ است، نشان‌دهنده سیاست‌های فروش نفت در شرایط تحریم و افزایش ریسک توقیف است.

توقیف نفتکش‌ها را نمی‌توان صرفاً در چارچوب تحریم‌های منطقه‌ای تحلیل کرد. تحلیلگران ژئوپلیتیک معتقدند که این اقدامات، بخشی از یک راهبرد بزرگ‌تر آمریکایی برای مدیریت انرژی و بازآرایی جغرافیای قدرت در رقابت با قدرت‌های نوظهور شرق، به ویژه چین و روسیه است. جهان امروز در آستانه یک دوراهی تاریخی قرار گرفته است؛ کشاکش تکوین نظمی نوین که در آن، منابع انرژی و گذرگاه‌های ژئواستراتژیک به اهرم اصلی قدرت بدل شده‌اند. آمریکا که در سودای پادشاهی جهان است، شرایط را اضطراری دیده و به دنبال بازطراحی مرزهای نفوذ و زنجیره‌های تأمین است.

همانطور که در تحلیل‌های راهبردی آمده است، اگر آمریکا بتواند ونزوئلا، بزرگ‌ترین دارنده‌ی ذخایر نفت جهان، را به کنترل درآورد و امنیت انرژی خود را تثبیت کند، فشار مستقیم بر چین و روسیه افزایش خواهد یافت. کنترل انرژی، پیش‌شرط تسلط ژئواکونومیک بر شرق است. هرگونه ناامنی در منابع و آبراه‌های انرژی، بیشترین آسیب را متوجه اقتصاد چین، با واردات روزانه ۱۱ میلیون بشکه نفت، می‌کند.

فشار بر ایران نیز در همین چارچوب راهبردی قابل تفسیر است. هدف، صرفاً مهار منطقه‌ای نیست، بلکه تسخیر یکی از بزرگ‌ترین دارندگان منابع انرژی جهان است تا از یک‌سو منطقه تحت کنترل کامل غرب قرار گیرد، از سوی دیگر روسیه محاصره و همچنین مسیرهای تأمین انرژی چین تهدید شود. به زعم راهبردنویسان غربی، هزینه‌ی منازعه‌ی بزرگ غرب با شرق می‌تواند از مسیر تصاحب منابع ایران و ونزوئلا تأمین شود.

در همین حال خاورمیانه در حال تجربه یک دگردیسی استراتژیک است که موازنه‌های قدرت دهه‌های گذشته را به چالش می‌کشد. در قلب این تحولات، ایران قرار دارد. فشارهای فزاینده غرب، به ویژه پس از جنگ ۱۲ روزه، با هدف به زانو درآوردن جمهوری اسلامی شدت یافته است.

EnglishGermanPersian