این سند معتقد است که نیم قرن، خاورمیانه مرکز توجه سیاست خارجی آمریکا بوده است. حالا دو عامل اول عوض شده است: منابع انرژی متنوعتر شده و آمریکا دوباره صادرکننده انرژی است. رقابت ابرقدرتی هم جای خود را به چانهزنی قدرتهای بزرگ داده که در آن، آمریکا هنوز موقعیت برتر را دارد.
در ادامه، سند به نقطهای میرسد که برای ایران بسیار مهم است. صریح مینویسد: «ایران یعنی نیروی اصلی بیثباتکننده منطقه، بهطور جدی تضعیف شده است»؛ خصوصا بعد از حمله آمریکا به تاسیسات هسته ای. یعنی از نگاه واشنگتن، ایران هنوز مشکل است، تهدیدی است که فعلا مهار شده و میتوان آن را زیر فشار دایمی نگه داشت.
همزمان، تصویر مطلوب آمریکا از آینده منطقه هم ترسیم میشود. در متن آمده است که با افزایش تولید انرژی در خود آمریکا، دلیل سنتی تمرکز واشنگتن بر خاورمیانه کاهش مییابد و این منطقه باید به مقصد سرمایهگذاری در حوزههایی غیر از نفت و گاز تبدیل شود و البته این سند بر چند اولویت دایمی واشنگتن مثل نیفتادن انرژی خلیج فارس به دست دشمن، باز ماندن تنگه هرمز و امن ماندن اسرائیل تاکید می کند.
نکته مهم این است که در این روایت، جایی برای دیپلماسی با تهران دیده نمیشود. ایران یک متغیر امنیتی است، نه یک بازیگر در طراحی نظم جدید. آمریکا میخواهد بار حضور مستقیم نیروهایش را به دوش متحدان منطقهای بگذارد و منظور از متحدان، اسرائیل و برخی پایتختهای عرب هستند.
برای ایران، این سند دستکم سه پیام روشن دارد. نخست اینکه سیاست فشار حداکثری تمام نشده، فقط شکل آن عوض شده است. آمریکا میگوید دیگر بهدنبال ملتسازی و اشغال طولانی نیست، اما راه فشار را در ترکیب تحریم، حملات محدود پرشدت و واگذاری بخشی از درگیری به متحدان میبیند. از نگاه نویسندگان سند، عملیات آمریکا علیه تاسیسات هستهای ایران نمونهای موفق از همین مدل است.
پیام دوم، برونسپاری تقابل است. واشنگتن انتظار دارد امنیت منطقه را بیش از گذشته اسرائیل و کشورهای عرب همپیمان تأمین کنند. آمریکا می خواهد خودش بیشتر در پشت صحنه نقش آفرینی کند. این الگو میتواند بهمعنای رقابت و درگیری بیشتر نیابتی در منطقه باشد؛ از جنگ سایه در دریا گرفته تا تنشهای موشکی و امنیتی در خاک کشورهای ثالث و البته احتمال درگیری بیشتر با اسرائیل به عنوان نماینده امنیتی آمریکا در منطقه.
پیام سوم، استفاده دایمی از تصویر تهدید ایران برای توجیه نظم جدید است. تا وقتی ایران در متن سند نیروی اصلی بیثباتکننده معرفی میشود، هر صدایی از تهران که بتوان آن را به این تصویر وصل کرد، خوراک رسانه و سیاست در واشنگتن خواهد شد.