پرسش‌های بی‌پاسخ درباره طرح اسرائیل با محوریت احمدی‌نژاد

گزارش‌ها در مورد استفاده اسرائیل از محمود احمدی‌نژاد برای سناریوی تغییر رژیم در ایران، تاثیری روانی و سیاسی در ایران دارد.دو گزارش جداگانه، یکی از نیویورک تایمز و دیگری از هاآرتص، بار دیگر بحث‌ها درباره نگاه اسرائیل به تغییر رژیم در ایران و جایگاه محمود احمدی‌نژاد در سیاست ایران را داغ کرده‌اند. بر اساس خلاصه‌ها و گزارش‌های تکمیلی منتشرشده، مقام‌های اسرائیلی ظاهراً احمدی‌نژاد را به‌عنوان یکی از گزینه‌های احتمالی در سناریوی ایران پس از جمهوری اسلامی بررسی کرده‌اند. بنا بر این گزارش‌ها، این تلاش‌ها در جریان جنگ شدت گرفته و شامل تماس‌های محرمانه در مجارستان نیز بوده است.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله

این گزارش‌ها تا حدی به دلیل جزئیات جنجالی خود توجه زیادی جلب کرده‌اند. در آنها ادعا شده است که پس از هدف قرار گرفتن محل اقامت احمدی‌نژاد، او به خانه‌ای امن منتقل شد و دیوید بارنئا، رئیس پیشین موساد، شخصا بر بخشی از تلاش‌ها برای برقراری ارتباط نظارت داشت، از جمله دیداری که گفته می‌شود در بوداپست انجام شده است. هاآرتص همچنین نوشته است که این عملیات بسیار فراتر از احمدی‌نژاد بوده و شامل طرح‌هایی برای نفوذ در داخل ایران، ارتباط با گروه‌های اقلیت و بررسی یک راهبرد گسترده‌تر برای بی‌ثبات‌سازی کشور می‌شده است. در عین حال، این روزنامه نوشته که مقام‌های ارشد اطلاعات نظامی اسرائیل درباره اینکه چنین طرحی اساسا شانسی برای موفقیت داشته باشد، تردید داشتند.

با این حال، آنچه همچنان وجود ندارد، شواهد علنی و محکمی است که بتواند تکلیف این ادعاها را روشن کند. هیچ‌یک از این گزارش‌ها اسناد علنی‌ای ارائه نکرده‌اند که بتوان با اتکا به آنها، همه ادعاهای اصلی را به‌طور مستقل تایید کرد. همین موضوع باعث می‌شود این داستان، حتی پیش از آنکه به‌طور کامل قابل راستی‌آزمایی باشد، از نظر سیاسی اهمیت پیدا کند.

مخالفت ساختار رسمی قدرت با بازگشت احمدی‌نژاد

بابک دربیکی، تحلیلگر سیاسی ساکن لندن و از مدیران پیشین مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، به دویچه‌وله گفت نخست باید سه پرسش متفاوت را از یکدیگر تفکیک کرد: صحت خود گزارش‌ها، جایگاه واقعی احمدی‌نژاد در سیاست ایران و کارکرد سیاسی انتشار چنین روایتی. او گفت: «هیچ مدرک علنی و مستقلی وجود ندارد که بتواند جزئیات این روایت را به‌طور قطعی تأیید یا رد کند. بنابراین نه می‌توان آن را بدون پرسش پذیرفت و نه صرفاً به این دلیل که تکذیب شده، کنار گذاشت.»

دربیکی معتقد است احمدی‌نژاد همچنان از یک پایگاه اجتماعی برخوردار است و جاه‌طلبی سیاسی او نیز آشکار است، اما این موضوع را نباید با برخورداری از قدرت واقعی اشتباه گرفت. از نگاه او، احمدی‌نژاد تقریبا از زمان انتخابات سال ۱۳۸۸ به بعد از نهادهای اصلی قدرت در جمهوری اسلامی، از جمله دفتر رهبر جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران، شورای نگهبان و بخش بزرگی از جریان اصولگرا فاصله گرفته است. به گفته دربیکی، رد صلاحیت‌های مکرر او در انتخابات نشان می‌دهد ساختار رسمی قدرت علاقه‌ای به بازگرداندن او به مرکز تصمیم‌گیری ندارد.

به همین دلیل، از نگاه دربیکی، این گزارش‌ها را نباید صرفا تلاشی برای مطرح کردن احمدی‌نژاد به‌عنوان حاکم آینده ایران دانست. او گفت: «حتی اگر فرض کنیم این گزارش‌ها درست هستند، در نهایت فقط نشان می‌دهند که او در مقطعی یکی از گزینه‌های مورد بررسی بوده است، نه اینکه در آستانه بازگشت به قدرت قرار دارد.»

از نظر او، پرسش مهم‌تر این است که چه کسانی از چنین روایتی سود می‌برند. به گفته دربیکی، یک احتمال این است که بخش‌هایی از حکومت ایران از این گزارش برای تقویت این تصور استفاده کنند که حتی یک رئیس‌جمهوری پیشین نیز در برابر نفوذ خارجی آسیب‌پذیر بوده است و از این طریق، تدابیر امنیتی شدیدتر و فضای عمیق‌تری از سوءظن را توجیه کنند.

بیشتر بخوانید: غیبت روحانی، ظریف و احمدی‌نژاد؛ نمایش قدرت در مراسم خامنه‌ای

احتمال دیگر این است که منتقدان احمدی‌نژاد از این روایت برای تقویت استدلال خود استفاده کنند که میراث سیاسی او همواره برای ایران پرهزینه بوده است. از سوی دیگر، دربیکی می‌گوید انتشار چنین داستانی ممکن است برای اسرائیل نیز کارکرد اطلاعاتی داشته باشد و پیامی درباره میزان نفوذ، دسترسی و توانایی ایجاد بی‌اعتمادی در داخل ایران ارسال کند، فارغ از اینکه همه جزئیات عملیاتی آن درست باشد یا نه.

شاید همین نکته مهم‌ترین بخش ماجرا باشد. حتی یک روایت اثبات‌نشده نیز، اگر به اندازه کافی باورپذیر باشد، می‌تواند در یک نظام سیاسی بسته به تشدید بدگمانی و سوءظن منجر شود. از این منظر، اهمیت این گزارش‌ها فقط به آنچه ادعا می‌کنند اتفاق افتاده محدود نمی‌شود، بلکه به سوءظن‌هایی نیز مربوط است که می‌توانند در میان بازیگران مختلف ایجاد کنند.

اعتماد به احمدی‌نژاد؟

وحید هروآبادی، روحانی پیشین شیعه که اکنون در اروپا زندگی می‌کند و از منتقدان جمهوری اسلامی است، به دویچه‌وله گفت قدرت‌های خارجی که به دنبال تغییر رژیم هستند، معمولاً در پی چهره‌هایی می‌گردند که توان بسیج نیرو داشته باشند. با این حال، او معتقد نیست احمدی‌نژاد در ایران امروز از چنین جایگاهی برخوردار باشد. او گفت: «کسانی که می‌توانند در حال یا آینده ایران نقش‌آفرینی کنند، افرادی هستند که با سپاه پاسداران ارتباط دارند. از آنجا که احمدی‌نژاد دیگر چنین ارتباطی ندارد و از حمایت سپاه برخوردار نیست، نمی‌تواند واقعا به‌عنوان یک بازیگر سیاسی تعیین‌کننده عمل کند.»

هروآبادی که می‌گوید زمانی به دولت احمدی‌نژاد نزدیک بوده، پا را فراتر می‌گذارد؛ او معتقد است حتی در سناریوی فروپاشی نیز بعید است دولت‌های خارجی به چنین چهره پوپولیست، شناخته‌شده و دوقطبی‌کننده‌ای تکیه کنند. از نگاه او، احمدی‌نژاد نه می‌تواند پلی معتبر به سوی جامعه ایران باشد و نه به سوی نوعی انتقال قدرت متکی بر ساختارهای امنیتی که در عمل اهمیت داشته باشد.

او همچنین معتقد است این گزارش‌ها ممکن است هدف دیگری نیز داشته باشند. هروآبادی می‌گوید: «این احساس وجود دارد که احمدی‌نژاد به دلیل توان بسیج عمومی، می‌تواند در برهه‌ای نقش بازی کند. از این رو هدف از طرح این موضوع جلوگیری از ورود احمدی‌نژاد برای ورود به فضای سیاسی است. در واقع ممکن است سناریوی پشت صحنه وادار کردن نهاد‌های امنیتی به برخورد با احمدی‌نژاد باشد.»

این تفسیر قابل اثبات نیست. اما به جنگ اطلاعاتی گسترده‌تری اشاره دارد که اکنون پیرامون ایران جریان دارد. چنین روایت‌هایی فقط احتمالات سیاسی را توصیف نمی‌کنند، بلکه می‌توانند به آنها شکل دهند، تحریفشان کنند یا از آنها به‌عنوان ابزار استفاده کنند.

در این میان، یک تناقض عمیق‌تر نیز وجود دارد. احمدی‌نژاد هرگز فردی خارج از ساختار نظام نبود. او از بسیاری جهات محصول همین نظام است. احمدی‌نژاد بدون حمایت قابل توجه بخش‌های مهمی از حاکمیت، از جمله سپاه پاسداران و شخص علی خامنه‌ای، نمی‌توانست به شهرداری تهران یا ریاست‌جمهوری برسد. اگر دوران ریاست‌جمهوری او بعدها به جمهوری اسلامی آسیب زد، این آسیب را نمی‌توان صرفاً به خود او نسبت داد. این نتیجه انتخاب‌های همان ساختاری بود که او را به قدرت رساند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

به همین دلیل، به نظر می‌رسد همچنان فاصله زیادی میان جاه‌طلبی‌های شخصی احمدی‌نژاد و چشم‌انداز واقعی بازگشت او به قدرت وجود داشته باشد. شاید ارزش ماندگارتر این گزارش‌ها را باید جای دیگری جست‌وجو کرد. آنها چیزهایی درباره فضای آزمون‌وخطای راهبردی پیرامون ایران، روایت‌هایی که سرویس‌های اطلاعاتی ممکن است بخواهند به نمایش بگذارند و همچنین تصور بازیگران خارجی از سناریوهای ایران پس از جمهوری اسلامی به ما می‌گویند، حتی اگر این سناریوها هنوز فاصله زیادی با واقعیت سیاسی داشته باشند.

در حال حاضر، این گزارش‌ها بیش از آنکه چیزی درباره آینده احمدی‌نژاد بگویند، وضعیت امروز را نشان می‌دهند. آنها نشان می‌دهند که منازعه بر سر ایران تا چه اندازه به نبردی بر سر روایت‌ها، برداشت‌ها و تردیدها تبدیل شده است. در چنین نبردی، حتی روایتی نامحتمل نیز، اگر بتواند افراد کافی را نگران و بی‌اعتماد کند، می‌تواند به ابزاری سودمند تبدیل شود.

EnglishGermanPersian