واقعیت موازی حکومت؛ نمایش قدرت در خیابان در برزخ آتش‌بسی سست

در حالی که مذاکرات اسلام‌آباد زیر سایه آتش‌بسی شکننده در جریان است، حکومت ایران با مهندسی خیابان در پی نمایش اقتداری است که با واقعیت معیشتی و سفره‌های خالی اکثریت جامعه، فرسنگ‌ها فاصله دارد.در حالی که سایه سنگین چهل و شش روز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، زیرساخت‌های کشور را با بحرانی بی‌سابقه روبرو کرده و نوسان میان “آتش‌بس لرزان” و “شروع دوباره درگیری‌ها” جامعه را در وضعیتی از بلاتکلیفی مطلق قرار داده، شهرهای بزرگ ایران شاهد صحنه‌آرایی متفاوتی هستند.

از زمان آغاز مذاکرات غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن در اسلام‌آباد با میانجی‌گری مقامات پاکستانی، نوعی “تعلیق اضطراب‌آور” بر فضای ایران حاکم شده؛ با این حال، در میانه این عدم قطعیت، حکومت ایران با سازماندهی تجمعاتی پرزرق‌وبرق، تلاش می‌کند تصویری از “اقتدار و همراهی مردمی” را به جهان مخابره کند.

خبرگزاری دانشجو روز پنجشنبه، ۲۷ فروردین (۱۶ آوریل) در گزارشی از وضعیت مشهد، با توصیف شب‌هایی که به ادعای این رسانه “روشن‌تر از روز” هستند، نوشت: «مردم وفادارانه در چهل و ششمین شب ایستادگی، سنگر خیابان را رها نکردند تا برای سلامت مردان در خط مقدم دعا کنند.»

این رسانه حضور اقشار مختلف در مناطق مرفه و محروم مشهد زیر باران بهاری را “اتحادی مثال‌زدنی” توصیف کرده که در آن “بیرق وطن” در دستان پیر و جوان می‌رقصد.

نمایش قدرت در میانه کمرشکن‌ترین بحران اقتصادی تاریخ

اما زیر پوست این “رقص پرچم‌ها”، روایت‌های شهروندی از سازوکاری متفاوت حکایت دارند.

بنا بر گزارش‌های میدانی، حکومت در میانه کمرشکن‌ترین بحران اقتصادی تاریخ معاصر، بودجه‌های کلانی را صرف “مهندسی حضور” در خیابان‌ها کرده است. بر اساس مشاهدات عینی، در کلان‌شهرهایی چون تهران و مشهد، بسته‌های تشویقی بی‌سابقه‌ای برای شرکت‌کنندگان در نظر گرفته شده است؛ از پرداخت مبالغ ۵ میلیون تومانی به ازای هر سرنشین خودروهای حامل پرچم جمهوری اسلامی گرفته تا توزیع سوخت بنزین و اقلام غذایی.

در شرایطی که بخش بزرگی از کشور با قطع یا اختلال شدید اینترنت روبروست، گزارش‌های ویدئویی از میدان ولی‌عصر و خیابان انقلاب تهران، استقرار دکل‌های سیار و “وای‌فای‌های عمومی پرسرعت” توسط یگان‌های جنگ الکترونیک را مستند کرده‌اند؛ امکاناتی که منحصرا در اختیار شرکت‌کنندگان در تجمع‌ها قرار می‌گیرد تا بتوانند محتوای تبلیغاتی خود را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کنند.

یکی از شهروندان در روایتی از این تضاد می‌گوید: «مردم در صف نان بودند و گوشی‌هایشان آنتن نداشت، اما چند متر آن‌طرف‌تر، عده‌ای با اینترنت بدون فیلتر رانتی، مشغول آپلود استوری‌های حماسی بودند.»

این تضاد معیشتی تنها به توزیع پول و تکنولوژی محدود نمی‌شود. گزارش‌ها از اجبار اداری و آموزشی برای پر کردن خلاءهای جمعیتی حکایت دارند. از بخشنامه‌هایی که حضور دانش‌آموزان را به “نمره انضباط و سهمیه‌های خاص آموزشی” گره می‌زنند، تا اداراتی که دستگاه‌های حضور و غیاب خود را به محل تجمعات منتقل کرده و کارمندان را تهدید به حذف مزایای “سختی کار دوران جنگ” در صورت عدم شرکت کرده‌اند.

تصاویر منتشر شده از مناطقی چون ورامین نیز حضور افرادی با کفن و سلاح‌های سرد در کنار پرچم‌های گروه‌های شبه‌نظامی غیرایرانی مانند “فاطمیون” را نشان می‌دهد؛ تصویری که در تضاد آشکار با اضطراب عمومی شهروندان قرار دارد.

تلاش حکومت برای ساختن واقعیت موازی در خیابان‌ها

به باور کارشناسان، در حالی که فرستادگان دیپلماتیک در اسلام‌آباد به دنبال راهی برای خروج از بن‌بست نظامی هستند، به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی با صرف هزینه‌های گزاف، در پی ساختن واقعیتی موازی در خیابان‌هاست؛ واقعیتی که در آن، شکم‌های سیر شرکت‌کنندگان در تجمعات حکومتی، فرسنگ‌ها با سفره‌های خالی اکثریت جامعه فاصله دارد.

فضای شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) نیز این روزها به بستری برای افشای جزئیات سازماندهی این تجمعات تبدیل شده است.

تکان‌دهنده‌ترین بخش این روایت‌ها، به تضاد معیشتی میان “حامیان برخوردار” و “اکثریت تحت فشار” بازمی‌گردد. کاربران با انتشار تصاویری از توزیع بن‌های خرید کالا، گوشت و برنج دولتی در محل راهپیمایی‌ها در شهرهایی چون اصفهان و تهران، به این نکته اشاره کرده‌اند که این کالاها در بازار آزاد نایاب شده‌اند. یکی از فعالان مدنی در توصیف این وضعیت می‌نویسد: «تصویر روز ما این است؛ پیرزنی با کیسه خالی در پی نان دولتی، و در کنار او جوانی با بلندگو که از ایستادگی حرف می‌زند در حالی که وانت پشت سرش مملو از آب معدنی و غذای گرم برای حاضران در تجمع است.»

دویچه وله فارسی برای واکاوی لایه‌های پنهان این صحنه‌آرایی‌های خیابانی با دو کارشناس به گفتگو نشسته است؛ مجتبی نجفی، تحلیلگر سیاسی و اورال حاتمی، جامعه‌شناس مقیم آلمان.

تسخیر خیابان و مهندسی گسست‌های اجتماعی

به باور تحلیلگران سیاسی حضور حامیان حکومت در تجمع‌های خیابانی گرچه در سال‌های گذشته به واسطه جنبش‌های مدنی و اعتراضی کمرنگ شده بود، اما قابل پیش‌بینی بود.

مجتبی نجفی معتقد است که اینبار حتی بخشی از مردم عادی، نه حامیان ایدئولوژیک حکومت، هم به این تجمعات پیوسته‌اند و به عبارتی، جنگ اخیر از منظر داخلی به سود جریان حاکم تمام شد.

اورال حاتمی اما شرایط جنگی را عاملی برای گسست‌های مضاعف می‌داند. او معتقد است شرایط جنگی، همانقدر که امکان همبستگی در جامعه را بوجود می‌آورد، امکان گسست مضاعف هم‌ بین حکومت و‌ مردم و هم در بین لایه‌های اجتماعی را افزایش می‌دهد.

حاتمی تصریح می‌کند که با وقوع جنگ‌، حکومت همچنان‌که در پی توجیه آن برآمد، مردم اکثرا مخالف را نیز در جبهه مقابل خود تعریف کرد. به بیان دیگر جمهوری اسلامی از طرفی درگیر تنش نظامی با اسرائیل و آمریکا شد و از طرفی دیگر در پی خاموش و یا خفه‌کردن صدای اعتراضات داخلی برآمد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

جنگ به مثابه ابزار مشروعیت و شکست رویاهای اپوزیسیون

در این میان سوال این است که آیا تجمعات خیابانی به این معنی است که تمام تحلیل‌های گروه‌های اپوزیسیون موافق جنگ در مورد وقوع قیام مردمی بعد از حذف سران جمهوری اسلامی در پی عملیات‌های اسراییل و آمریکا اشتباه از آب درآمد؟

پاسخ مجتبی نجفی به این سوال مثبت است: «جالب است که غلط بودن این تحلیل‌ها در جنگ دوازده روزه مانع از تکرارشان نشد. من بارها قبل از جنگ تاکید کرده بودم که سرنگونی حکومت از طریق حملات هوایی و امیدواری اپوزیسیون حامی جنگ به قیام مردمی در شرایط جنگی توهم است اما خط رسانه‌ای سنگینی بر این امیدواری‌ها تاکید می‌کرد.»

بازتولید ایدئولوژی و حاشیه امن تندروها

تحلیلگران سیاسی هشدار می‌دهند که سردادن شعارهای ایدئولوژیک از سوی حامیان حکومت، و نه شعارهایی که رنگ و بوی ملی‌گرایانه دارند، نشان‌دهنده آن است که این جنگ میدان را برای تندروهای ساختار نظام نه تنها تضعیف نکرد بلکه آن را بیشتر فراهم کرد.

نجفی با اشاره به تقویت اعتماد به نفس طرفداران نظام می‌گوید: «آنها خیابان‌ها را به بهانه دفاع و امنیت از آن خود کرده‌اند و با وجود همین اعتماد به نفس، انتظار می‌رود فشارها در حوزه‌های فرهنگی و سیاسی بیشتر هم بشود.»

نجفی معتقد است نظام سیاسی با حمله هوایی ساقط نمی‌شود، اما فضای ایدئولوژیکی خلق می‌کند که تا مدتها دست حکومت را برای تضعیف جنبش‌های مدنی باز می‌گذارد. مگر اینکه فضای پساخامنه‌ای در نگاه مسئولان جمهوری اسلامی تغییری ایجاد کند که هنوز نشانه‌ای را نمی‌بینم.

حاتمی نیز این وضعیت را از منظر جامعه‌شناختی چنین تحلیل می‌کند که نمایش‌های خیابانی رژیم را می‌توان نوعی تلاش برای بازتولید ایدئولوژی حکومتی نیز دانست که دچار بحران مشروعیت است. در واقع حضور مداحان، بسیجیان و دسته‌جات مذهبی- سیاسی حکومتی در خیابان‌ها تلاشی برای نشان دادن سلطه ایدئولوژی حکومت بر خیابان است.

حاتمی تاکید می‌کند که حکومت، برای ایجاد این سلطه استفاده از زور، خشونت و ایجاد رعب و‌ وحشت را حتی جایز و‌ واجب می‌داند: «جمهوری اسلامی با این ابزار بوده که بحران و شرایط اضطراری را بدون وقفه در جامعه زنده نگه داشته و آن را جزئی از ابزارهای مشروعیت خود کرده است.»

این جامعه‌شناس به هزینه‌های روانی این نمایش‌ها برای شهروندان نیز می‌پردازد. او معتقد است جنگ و ایجاد سلطه ایدئولوژی حکومتی بر خیابان، نتایج و تاثیرات منفی جبران‌ناپذیری بر جامعه خواهد داشت: «در‌ کنار نتایج سیاسی می‌توان به افزایش اضطراب ناشی از جنگ اشاره کرد. همچنین تبلیغات‌ و‌ نمایش‌های خیابانی حکومتی باعث ناامنی ذهنی افراد و بی‌اعتمادی اجتماعی می‌شود.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

حاتمی با اشاره به عادی‌سازی خشونت در گفتمان رژیم می‌گوید: «این در شرایطی است که جامعه در شرایط جنگی و خشونت ناشی از آن، نیازمند مددکاری و کمک‌های تخصصی روانی برای افراد و‌ بخصوص کودکان است.»

او در پایان می‌گوید: «آنگونه که دیده می‌شود، خستگی روانی ناشی تجمعات و‌ نمایش‌های خیابانی حکومت، بیش از خستگی روانی ناشی جنگ بوده است. چرا که صدا و امواج بمباران گاه خاموش می‌شود، ولی صدای بلندگوها و طبل‌ها و آشوب جمعیت در خیابان به طور عمد خاموش نمی‌شود.»

EnglishGermanPersian