رحمان قهرمان پور افزود: سوال مهمی که مطرح میشود این است که پیامدهای این طرح صلح برای ایران چه خواهد بود؟ در نگاه اول چنین به نظر میرسد که روند کاهش قدرت محور مقاومت در خاورمیانه همچنان ادامه دارد؛ فشار بر حزبالله برای خلع سلاح، فشار بر حماس برای خروج از غزه و پذیرش خلع سلاح، حمله به حوثیها در یمن و فشار بر حشدالشعبی در عراق از جمله نشانههای روشن تلاش آمریکا و اسرائیل برای تضعیف محور مقاومت است.
او گفت: به نظر میرسد که اگر این چارچوب و این فرمت چندگانه موفق شود، ممکن است ترامپ در سیاست خاورمیانه آمریکا از این چارچوب منطقهای و چندگانه برای حل سایر بحرانها و از جمله مساله ایران نیز استفاده کند. اگر این فرض درست باشد، در آن صورت مخالفت با پیشنهادهای آمریکا کار دشوارتری خواهد بود؛ چراکه ایران را در برابر همسایگان و دوستان منطقهای خود قرار خواهد داد و این چیزی بود که در مورد حماس هم رخ داد.
هادی برهانی، تحلیلگر حکومتی مسائل خاورمیانه هم گفته: امروز در حال پرداخت هزینه چندین دهه سیاستگذاری اشتباه هستیم و ممکن است در چنان بنبستی قرار گیریم که خروج از آن ناممکن باشد.
یک روزنامه حکومتی هم نوشت: در روزهای اخیر، بعد از توافق شرمالشیخ برای پایان جنگ غزه مدام در معرض این پرسش قرار گرفتهام که بعد از این توافق وضعیت ایران چه میشود؟ همین پرسشها هم معطوف به داغی بازار تحلیل و گمانهزنی درباره رویکرد احتمالی آمریکا و اسرائیل در قبال ایران پس از توافق شرمالشیخ است.
روزنامه همشهری نوشت: اگرچه در این میان غالب تحلیلها بر انگاره «پایان یک جنگ، آغاز جنگ دیگر» میچرخد، اما باید در انتظار سفر هفته آینده ترامپ به اسرائیل ماند؛ سفری که میتواند شاخصی موثر در شکلگیری جهتگیری مشترک واشنگتن و تلآویو در قبال ایران پس از توافق غزه باشد. باید دید که نتانیاهو و شرکایش تا چه اندازه میتوانند در این سفر مخ متلوّن ترامپ را دوباره بزنند و خواستههای خود در قبال ایران و منطقه را به دستور کار مشترک دو طرف تبدیل کنند.