مراسم سالگرد جنبش ژینا در کلن؛ روایت یک خیزش، ادامه مبارزه

مراسم سالگرد خیزش ژینا در کلن با حضور فعالان سیاسی، دادخواهان و مدافعان حقوق زنان و اقلیت‌های اتنیکی برگزار شد.مراسم “زن، زندگی، آزادی؛ روایت یک خیزش، ادامه یک مبارزه” روز ۶ سپتامبر ۲۰۲۶ در شهر کلن از سوی مجموعه “اتحاد برای کلن” برگزار شد؛ برنامه‌ای که سخنرانان در آن، به مناسبت سالگرد خیزش ژینا/مهسا امینی و به یاد کشته‌شدگان دی ماه ۱۴۰۴، از زاویه‌های متفاوت به مطالبات زنان، دادخواهی، حقوق اقلیت‌های اتنیکی، مسئله بدن و آزادی، وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران و چشم‌انداز مبارزه پرداختند.

بیشتر بخوانید: پس از ۲۰ سال، میراث کمپین یک میلیون امضا برای جنبش زنان

این برنامه که شامل سخنرانی‌ها، نمایش فیلم مستند، موسیقی، اجرای رپ، خواندن بیانیه و برگزاری نمایشگاه نقاشی و کتاب بود با یک دقیقه سکوت به یاد کشته‌شدگان مبارزات مردمی در ایران و اهدای گل به ارسطو پاسبار، رامتین و رادا فاتحی، ابراهیم احمدی و فرهاد محمودی از آسیب‌دیدگان و دادخواهان جنبش ژینا امینی آغاز شد.

تقدیم چشم به پدران و مادران داغدار

ارسطو پاسبار، از آسیب‌دیدگان چشمی جنبش ژینا و اولین سخنران این مراسم، گفتار خود را با دعوت به همبستگی آغاز کرد و خواستار شکل‌گیری “یک صدا و یک خواسته” در برابر جمهوری اسلامی شد: آزادی، عدالت و کرامت انسانی. او از جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری خواست صدای مردم ایران، خانواده زندانیان و خانواده‌های دادخواه را بشنوند و تنها به ابراز همدردی و صدور بیانیه اکتفا نکنند.

این فعال حقوق بشر، خواستار مستندسازی و پیگیری مستقل جنایت‌های مرتبط با جنبش ژینا، پاسخگو کردن آمران و عاملان، ثبت کشته‌شدگان و آسیب‌دیدگان، حمایت عملی و حقوقی از خانواده‌های دادخواه و پیگیری موارد اعدام، بازداشت و شکنجه شد. تأکید او بر این بود که جامعه جهانی قرار نیست به جای مردم ایران تصمیم بگیرد، بلکه باید در کنار آنان بایستد.

پاسبار در ادامه با اشاره به تجربه شخصی خود گفت که در چهلم ژینا در سقز هدف گلوله‌های ساچمه‌ای قرار گرفته و چشم چپ خود و بخشی از توانایی دست چپش را از دست داده است. او این آسیب را در برابر رنج خانواده‌هایی که فرزندانشان را از دست داده‌اند ناچیز دانست و چشم خود را به مادران و پدران دادخواه تقدیم کرد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

او در پایان بر مسئولیت جمعی برای حفظ حقیقت تأکید کرد: ثبت روایت‌ها، حفظ نام قربانیان، بازتاب صدای خانواده‌ها و جلوگیری از تحریف حقیقت. از نگاه او، حتی اگر عدالت فوری به دست نیاید، می‌توان کاری کرد که حقیقت گم نشود و کسی در آینده نتواند بگوید “نمی‌دانست”.

از تاریخ مبارزات زنان تا روایت یک نسل

در بخش بعدی مراسم، فیلمی با موضوع “چکیده‌ای از مبارزه زنان ایران از به قدرت رسیدن رژیم اسلامی تا کنون” به تهیه‌کنندگی پدرام فرهنگیان پخش شد و سپس آتش شاکرمی، هنرمند، دادخواه و فعال مدنی در ویدئویی درباره ساختارهای سنتی و پدرسالارانه و استمرار و تغییر هم‌زمان آن درلایه‌های مختلف اجتماعی صحبت کرد.

حجاب اجباری؛ نخستین گام، اما نه آخرین

شاکرمی با اشاره به اینکه آنچه امروز در برخی خیابان‌های تهران دیده می‌شود، الزاماً در همه شهرها و مناطق ایران به یک شکل رخ نداده است، به نقش طایفه، عشیره و ساختارهای پدرسالارانه در کنترل زنان اشاره کرد و گفت مبارزه با حجاب اجباری هرچند نخستین سنگر مبارزه برای برابری بود، اما در گام‌های فراتر باید به تغییر قوانینی برسد که استقلال و حقوق زنان را محدود می‌کنند.

او از تغییرات ملموس در زندگی روزمره ایرانیان گفت و یکی از مهم‌ترین دستاوردهای “زن، زندگی، آزادی” را جابه‌جا کردن بخشی از مرزهای تحمیل‌شده بر زنان در زندگی روزانه دانست که موجب شده است این شعار از سطح یک نماد سیاسی به تجربه‌ای زیسته تبدیل شود.

شاکرمی نافرمانی‌های مدنی زنان را نشانه‌ای از زنده بودن این جریان دانست و تأکید کرد که این مبارزه به استمرار، کار جمعی و انتقال تجربه میان نسل‌ها نیاز دارد. او خود و هم‌نسلانش را “جاده‌صاف‌کن‌های نحیف و سمج” خواند که با استمرار و شوق رسیدن، تاریخ را اصلاح خواهند کرد و گفت: «حق گرفتنی است و زندگی را باید ساخت.»

“انقلاب فقط تغییر صاحبان قدرت نیست”

جیران مقدم، فعال سیاسی، فمینیست، استاد دانشگاه و مترجم، سخنرانی خود را با عنوان “رهایی زنان و تغییر منطق قدرت” ارائه کرد. در معرفی برنامه، از سابقه تدریس و اخراج او از هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و نیز بازجویی و شکنجه او در جریان جنبش زن، زندگی، آزادی یاد شد.

مقدم بر این نکته انگشت گذاشت که برای زنان ایران، انتخاب‌های به ظاهر شخصی، از لباس و آواز خواندن تا سفر، ازدواج، طلاق و مادر شدن یا نشدن، در برخورد با قانون، سنت و قدرت، ماهیتی سیاسی پیدا می‌کنند.

او تأکید کرد که “انقلاب ژینا، فریاد سال‌ها مبارزه زنان بود که در خیابان‌ها پیچید” و گفت: «اگر پس از جمهوری اسلامی همچنان بدن زنان موضوع مداخله سیاسی باشد، اگر قدرت متمرکز و غیرپاسخگو باقی بماند، اگر زندان و اعدام ابزار حفظ نظم سیاسی باشند یا زنان پس از پیروزی از فرایند تصمیم‌گیری کنار گذاشته شوند، انقلاب به مقصد نرسیده است.»

او آینده مطلوب را جامعه‌ای دانست که در آن کرد، بلوچ، عرب، بهایی، سنی، مسیحی، بی‌دین، زن، مرد و اعضای جامعه LGBTQ+ از کرامت انسانی برابر برخوردار باشند. در پایان نیز تأکید کرد که در ایران “یک انقلاب رخ داده است”؛ انقلابی که به باور او پیش از تغییر حکومت، در ذهن، زبان و بدن انسان‌ها آغاز شده است.

ایران چندفرهنگی و مسئله توزیع قدرت

دنیا هدایی، وکیل و پژوهشگر در آلمان، در سخنان خود به تعریف ساختار یک نظام دموکراتیک پرداخت و تأکید کرد که دموکراسی صرفاً حکومت اکثریت نیست؛ قدرت اکثریت نیز باید محدود شود و حقوق بنیادین افراد و اقلیت‌ها حتی در برابر تصمیم اکثریت تضمین شود. از نظر او، تفکیک قوا زمانی معنا دارد که نهادهای مختلف واقعاً مستقل باشند و یکدیگر را کنترل کنند.

هدایی با اشاره به نابرابری‌های موجود، از وضعیت بلوچ‌ها و محرومیت‌های ساختاری در حوزه‌هایی مانند آموزش، فرصت‌های اقتصادی و زیرساخت‌ها سخن گفت. به باور او گذار دموکراتیک نباید تنوع قومی، زبانی، مذهبی و فرهنگی ایران را به یک صدای واحد تقلیل دهد.

تجربه LGBTQ+ و مالکیت بر بدن

ملیکا زر، فعال سیاسی و مدافع حقوق افراد LGBTQ+ نیز در سخنرانی خود با عنوان “بدن، تابو و قدرت؛ حق کنترل بر بدن” تأکید کرد که در دل جنبش “زن، زندگی، آزادی”، افراد همجنس‌گرا، ترنس و دیگر اعضای جامعه LGBTQ+ همچنان با جرم‌انگاری، فشار اجتماعی و کنترل بر هویت و بیان جنسیتی خود روبه‌رو هستند. از نگاه او، سخن گفتن از همبستگی بدون پرداختن به هزینه‌ها و خطرهایی که این گروه‌ها متحمل می‌شوند، تصویری ناقص از جنبش است.

او بدن را میدان اعمال قدرت دانست و گفت همان‌طور که حجاب اجباری به ابزاری برای کنترل بدن زنان تبدیل شده، کنترل بر بدن‌های کوییر نیز شکل پیچیده‌تر و نهادینه‌شده‌ای پیدا کرده است.

زر از تجربه شخصی خود، از جمله بازداشت به دلیل موتورسواری در ایران گفت و نمونه‌هایی مانند موی باز، ایستادن مقابل گشت ارشاد، دست در دست راه رفتن زوج‌های کوییر، موتورسواری زنان و انتخاب آگاهانه پوشش را اشکالی از مقاومت روزمره دانست و خاطرنشان کرد که آزادی زنان و آزادی افراد LGBTQ+ را نمی‌توان از آزادی کل جامعه جدا کرد.

پیوند هنر و اعتراض

در این برنامه علاوه بر پخش ویدیوکلیپ رپ اعتراضی از توماج صالحی، زندانی سیاسی سابق و فعال حقوق بشر، بهراد کناری ازدیگر زندانیان سیاسی جنبش زن، زندگی، آزادی نیز به اجرای زنده چند رپ اعتراضی پرداخت.

سیما سید از برگزاری جشنواره فیلم “زن، زندگی، آزادی” سخن گفت و به موازات رویداد، نمایشگاه” گل یخ” شامل مجموعه‌ای از پرتره‌های نقاشی‌شده از کشته‌شدگان جنبش زن، زندگی، آزادی و نمایشگاه کتاب نیز در دسترس حاضران قرار داشت.

دادخواهی به مثابه تعهدی تاریخی

در این مراسم رادا فتحی در “بیانیه دادخواهان” بر این نکته تأکید کرد که دادخواهی برای خانواده‌های جان‌باختگان صرفاً درخواست مجازات عاملان نیست، بلکه تعهدی تاریخی برای جلوگیری از تکرار جنایت و حفظ حقیقت در حافظه جمعی است.

او گفت: این جنبش با خون فرزندانشان آبیاری شده و به سرمایه‌ای تاریخی برای مبارزه برای آزادی، برابری و عدالت تبدیل شده است. تأکید اصلی بیانیه بر این بود که راه دادخواهی تا آشکار شدن حقیقت، پاسخگو شدن آمران و عاملان جنایت و برقراری عدالت ادامه خواهد داشت.

اعلام همراهی با مردم ایران

پس از بیانیه دادخواهان، بیانیه اتحاد کلن با یاد همه کشته‌شدگان راه آزادی، همدردی با خانواده‌های دادخواه و ادای احترام به زندانیان سیاسی خوانده شد که در آن بر اعلام همراهی با مردم ایران، حمایت از جنبش دادخواهی، دفاع از زندانیان سیاسی، پشتیبانی از حضور زنان و جوانان در عرصه عمومی و پافشاری بر آزادی، برابری و عدالت به‌عنوان مسئولیتی مشترک تأکید شده بود.

“خونِ انقلاب در رگ‌ها جاری است”

لیلا حسین‌زاده، فعال دانشجویی و کارگری و دبیر پیشین شورای صنفی مرکزی دانشجویان دانشگاه تهران، سخنانش را با محکوم کردن جنگ آغاز کرد و گفت: “جمهوری اسلامی از وضعیت جنگ برای تشدید سرکوب، اعدام، حکومت نظامی و چپاول معیشت مردم استفاده می‌کند”.

او با رد تحلیل‌هایی که اعتراضات ایران را عمدتاً محصول مداخله خارجی می‌دانند، بر ریشه‌های داخلی اعتراضات، بحران اقتصادی و سیاسی، بیکاری، بحران آب، مهاجرت، مسکن و حاشیه‌نشینی تأکید کرد. به باور او، جغرافیای اعتراضات با جغرافیای بخشی از این بحران‌ها هم‌پوشانی داشته است.

حسین‌زاده با اشاره به وجه متمایز خیزش زن، زندگی، آزادی گفت: «در این جنبش برای نخستین بار در تاریخ مدرن ایران مسئله زنان به مسئله کل جامعه تبدیل شد و هم‌زمان مسئله ستم ملی نیز با شکل‌گیری همبستگی میان مناطق مختلف خود را نشان داد.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

او سپس با اشاره به تجربه زیسته خود، متنی را خواند که پشت دیوارهای زندان نوشته و در آن از رؤیای حضور مردم در خیابان، ایستادن استادان و دانشجویان کنار یکدیگر و حتی تغییر نگاه زندانبانان سخن گفته بود و آن را نقطه تجلی انقلاب دانسته و تأکید کرده بود که انقلاب پیش از آنکه در لحظه سقوط حکومت رخ دهد، می‌تواند در بدن، ذهن و تخیل انسان‌ها آغاز شده باشد.

از ۸ مارس ۱۹۷۹ تا جنبش ژینا

مینا احدی، فعال سیاسی و از مؤسسان کمیته بین‌المللی علیه سنگسار و کمیته علیه اعدام نیز جنبش “زن، زندگی، آزادی را انقلابی نامید که متوقف نمی‌شود”.

او در توضیح ریشه‌های این جنبش به اسفند ۱۳۵۷ و اعتراض زنان در ۸ مارس ۱۹۷۹ بازگشت و مبارزه زنان علیه حجاب اجباری را بخشی از یک “رودخانه تاریخی” دانست که از دهه‌های پیش ادامه داشته است.

احدی زن را با برابری و کرامت انسانی، زندگی را با حق زیستن بدون ترس و انتخاب عشق، شادی، شغل و سبک زندگی، و آزادی را با رهایی از حکومت مذهبی، استبداد، تبعیض و نابرابری پیوند داد و یکی از مهم‌ترین دستاوردهای جنبش را شکستن ترس دانست و هم‌زمان تأکید کرد که “مبارزه زنان نباید توسط هیچ جریان سیاسی، حکومت، اسلام‌گرایان، قدرت‌های خارجی یا گروه‌های سیاسی، مصادره شود و زنان نباید از یک قیم به قیم دیگری منتقل شوند”.

دویچه وله فارسی را در واتس‌اپ دنبال کنید

این مراسم فراتر از یادآوری سالگرد خیزش ژینا، مجموعه‌ای از روایت‌ها و مطالبات متفاوت را در کنار یکدیگر قرار داد؛ روایت‌هایی که در تأکید بر آزادی، برابری، کرامت انسانی، دادخواهی و حق مردم ایران برای تعیین سرنوشت خود به یکدیگر پیوند می‌خوردند.

EnglishGermanPersian