شاخص توده بدنی (BMI) سالهاست که به عنوان معیار استاندارد بالینی و پژوهشی برای سنجش چاقی استفاده میشود، اما این شاخص نمیتواند نشان دهد که چربی در کدام بخش از بدن انباشته شده است. چربیهای ذخیرهشده در نواحی مختلف آناتومیک، از نظر بیولوژیکی رفتارهای کاملا متفاوتی دارند؛ چربی احشایی (چربی دور اندامهای داخلی شکم) مواد شیمیایی التهابی ترشح میکند که با التهاب و تخریب سلولهای عصبی مرتبط هستند، در حالی که چربی اندامها (دست و پا) در برخی زمینهها حتی ممکن است نقش محافظتی داشته باشند.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
با وجود این شناخت نوظهور، بخش عمدهای از تحقیقات پیشین درباره چاقی و سلامت مغز صرفا بر BMI تکیه داشتند و تأثیرات مجزای هر یک از ذخایر چربی بر پیری مغز و زوال شناختی تا حد زیادی ناشناخته باقی مانده بود.
کالبدشکافی پژوهش: بررسی دادههای ۱۸ هزار نفر
تیم تحقیقاتی از دانشگاه پلیتکنیک هنگکنگ، دادههای بیش از ۱۸ هزار شرکتکننده در پروژه بیوبانک بریتانیا (با میانگین سنی حدود ۶۲.۵ سال و حضور ۴۵ درصدی مردان) را تحلیل کردند.
میزان چربی در دستها، پاها، تنه و اعماق شکم (چربی احشایی) با استفاده از تکنیک تصویربرداری تخصصی DXA (جذبسنجی دوگانه انرژی پرتو ایکس) به طور دقیق اندازهگیری شد.
وضعیت مغز با انواع تصویربرداریهای MRI ارزیابی شد و شرکتکنندگان مجموعهای از تستهای شناختی شامل استدلال، حافظه، عملکرد اجرایی و سرعت پردازش را انجام دادند.
نتایج نشان داد که هر یک از ذخایر چربی با الگوهای مشخصی از تغییرات عصبی مرتبط هستند:
چربی دست و تنه: به شدت با نازک شدن قشر حسی-حرکتی مغز (ناحیه درگیر در حرکت و لمس) ارتباط داشت. چربی دست همچنین به طور مداوم با کاهش حجم هیپوکامپ (مرکز اصلی حافظه) همراه بود.
کاهش ارتباطات مغزی: هر چهار نوع چربی (دست، پا، تنه و احشایی) با کاهش حجم ساختارهای عمیق مغز و ضعیف شدن اتصالات بین نواحی مرتبط با حرکت و هماهنگی مرتبط بودند.
چربی احشایی (خطرناکترین نوع چربی): چربی عمیق شکمی بیشترین آسیب را نشان داد. این چربی قویترین ارتباط را با تخریب ماده سفید مغز (کابلهای ارتباطی بخشهای مختلف مغز) داشت که علائم آن به صورت کاهش تراکم فیبرهای عصبی، افزایش تجمع مایع در بافت مغز و از هم گسیختگی فیبرهای عصبی نمایان شد.
چربی پا: به طور منحصربهفردی با تضعیف اتصالات درون سیستم لیمبیک (تعدیلکننده احساسات، حافظه و پاداش) مرتبط بود. نویسندگان مطالعه احتمال میدهند این موضوع با هورمون لپتین مرتبط باشد که توسط چربیهای پایینتنه به میزان بیشتری ترشح میشود و روی نواحی مرتبط با حافظه در مغز اثر میگذارد.
این مطالعه از مدلسازی کامپیوتری برای محاسبه سن مغز در شبکههای عصبی شرکتکنندگان استفاده کرد. محققان دریافتند که پیری سریعتر مغز، بهویژه در شبکههای حسی-حرکتی، لیمبیک و شبکه حالت پیشفرض (DMN) ، اصلیترین مسیری است که از طریق آن، چربی نواحی مختلف بدن به تواناییهای شناختی آسیب میزند.
در تمام معیارهای قدرت تفکر، چربی احشایی به طور مداوم قویترین اثر منفی غیرمستقیم را بر عملکرد شناختی نشان داد. به گفته نویسندگان، این یافتهها اهمیت حیاتی در نظر گرفتن محل تجمع چربی، فراتر از شاخص توده بدنی را در ارزیابی پیری مغز و زوال عقل آشکار میکند.
مطالعه جدید: حتی ۱ تا ۲ ساعت تمرینهای استقامتی در هفته طول عمر را افزایش میدهد
یک مطالعه که در طول چند دهه صورت گرفته، نشان داده است که انجام منظم تمرینهای استقامتی (قدرتی) به صورت هفتگی، با کاهش خطر مرگ ناشی از عوامل مختلف مرتبط است. بر اساس این تحقیق، تنها ۹۰ دقیقه تمرین استقامتی در هفته میتواند گامی بلند برای کمک به افزایش طول عمر شما باشد.
این پژوهش جدید که بازهای ۳۰ ساله را پوشش داده است، نشان میدهد که ۹۰ تا ۱۲۰ دقیقه تمرین مقاومتی در هفته، نقطه طلایی برای کاهش خطر مرگ ناشی از بیماریهای قلبی، بیماریهای مغز و اعصاب یا هر عامل دیگری است.
بررسی عادات ورزشی ۳۰ ساله
این مطالعه دادههای نزدیک به ۱۵۰ هزار بزرگسال را از سه تحقیق طولانیمدت در ایالات متحده بررسی کرده است. میانگین سنی شرکتکنندگان در زمان ورود ۵۴ سال بود و محققان آنها را تا ۳۰ سال تحت نظر داشتند. افراد هر دو سال یکبار وضعیت تمرینهای استقامتی و هوازی خود را گزارش میدادند.
تمرینهای استقامتی تمرینهایی هستند که با استفاده از وزنهها یا وزن بدن انجام میشوند؛ مانند شنای سوئدی، اسکات، لانژ و وزنهبرداری سنتی.
محققان دریافتند بزرگسالانی که به طور متوسط ۹۰ تا ۱۱۹ دقیقه در هفته تمرینهای استقامتی انجام میدادند، با ۱۳ درصد خطر مرگ کمتر ناشی از هر عاملی نسبت به افراد غیرفعال روبهرو بودند.
این میزان از تمرینها هفتگی همچنین با آمارهای زیر مرتبط بود:
۱۹ درصد کاهش خطر مرگ ناشی از بیماریهای قلبی
۲۷ درصد کاهش خطر مرگ ناشی از بیماریهای مغز و اعصاب (مانند آلزایمر)
دکتر ادوارد جوانوچی و دکتر ایون ژانگ از دانشکده بهداشت عمومی تی.اچ چان هاروارد تأکید میکنند: «برای افرادی که فعالیت کمتری دارند، پیام کلیدی این است که مقادیر کم نیز اهمیت دارد. ایجاد تدریجی یک روتین ورزشی، بسیار مهمتر از تلاش برای انجام حجم زیادی از تمرینها به یکباره است.»
ترکیب جادویی: افزودن هوازی فواید طولانیشدن عمر را دوچندان میکند
در این بررسی، شرکتکنندگانی که به طور منظم ورزشهای هوازی و استقامتی را با هم ترکیب کردند، کمترین میزان خطر مرگومیر را ثبت کردند؛ یعنی تا ۴۵ درصد خطر مرگ کمتر نسبت به کسانی که هیچکدام را انجام نمیدادند.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
در مورد خطر ابتلا به سرطان، این ترکیب در دوزهای پایینتر حتی قویتر عمل کرد:
افرادی که علاوه بر تمرینها هوازی، ۱ تا ۲۹ دقیقه در هفته تمرین استقامتی داشتند، ۲۱ درصد کاهش خطر مرگ ناشی از سرطان را تجربه کردند.
افرادی که ۳۰ تا ۵۹ دقیقه تمرین استقامتی را اضافه کردند، با ۱۸ درصد کاهش خطر روبهرو شدند.