قزلحصار از درون: گزارش اختصاصی دویچه وله از داخل زندان

از سلول‌های “گورخوابی” تا اعدام‌های دسته‌جمعی، گزارش اختصاصی دویچه‌وله از اطلاعات رسیده از درون زندان قزلحصار حاکی از ضرب و شتم شدید زندانیان، کمبود آب، غذا، مشکلات بهداشتی و رنج‌های روزافزون استاین گزارش حاوی محتوای ناخوشایند است.

«آنچه نوشته‌ام تنها بخشی از آن چیزی است که این ماه‌ها بر ما گذشت. فجایع، تحقیرها، شکنجه‌ها و رنج‌هایی که زندانیان در قزل‌حصارتحمل می‌کنند بسیار فراتر از آن چیزی است که در این نامه آمده است.»

این جملات بخشی از نامه سهیل عربی، زندانی سیاسی تازه آزادشده از ندامتگاه قزلحصار کرج است؛ زندانی که طی دهه‌ها نام آن بارها در گزارش‌های مربوط به سرکوب سیاسی، اجرای احکام اعدام، اعتراضات زندانیان و شرایط وخیم نگهداری زندانیان، به ویژه متهمان سیاسی، امنیتی و محکومان به اعدام، تکرار شده است.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

زندان قزلحصار در دهه چهل خورشیدی برای نگهداری حدود پنج هزار زندانی طراحی شده بود، اما بر اساس گزارش‌های رسیده از درون زندان، این مجموعه اکنون با تراکمی چندین برابر ظرفیت خود مواجه است.

در ماه‌های اخیر، افزایش شمار اعدام‌ها، انتقال گسترده زندانیان سیاسی، گزارش‌های مربوط به برخوردهای فراقضایی و غیرقانونی با زندانیان و همچنین وخامت شرایط بهداشتی، غذایی و درمانی، این مکان را به یکی از کانون‌های نگرانی نهادهای حقوق بشری تبدیل کرده است.

گورخوابی درون سلول

بر اساس گزارش‌های رسیده به دویچه‌وله از داخل زندان، برخی برآوردها شمار بازداشت‌شدگان سیاسی تازه‌مستقر در واحد ۳، سلول‌های انفرادی واحد ۲ و اتاقک‌های کوچک موسوم به “گورخواب” با ابعاد تقریبی سه در یک‌ونیم متر را بیش از ۱۷۰ نفر عنوان می‌کنند.

با تشدید مجازات‌های مرتبط با اتهام‌های “جاسوسی” و شتاب گرفتن روند اجرای احکام اعدام، اریکا گووارا روساس، مدیر ارشد تحقیقات، در یکی از گزارش‌های اخیر سازمان عفو بین‌الملل گفت: “مقامات جمهوری اسلامی برای حفظ قدرت، هر کس را که از حکومت انتقاد کند، درباره حملات آمریکا و اسرائیل یا نقض حقوق بشر اطلاع‌رسانی کند، یا برای دسترسی به ارتباطات و اطلاعات مستقل از محدودیت‌های اینترنتی عبور کند، هدف قرار می‌دهند.”

بیشتر بخوانید: چگونه جنگ به ماشین اعدام در ایران شتاب داد؟

همزمان با قطعی بی‌سابقه اینترنت در ایران و آغاز جنگ اخیر، مقام‌های جمهوری اسلامی استفاده از برخی فناوری‌های ارتباطی جایگزین، به‌ویژه سامانه‌های ماهواره‌ای استارلینک، را مصداق “همکاری با کشورهای متخاصم” یا “جاسوسی” عنوان کردند. وزارت اطلاعات نیز در اسفند ۱۴۰۴ از توقیف صدها دستگاه استارلینک خبر داد و هشدار داد که دستیابی یا استفاده از این سامانه‌ها جرم محسوب می‌شود و می‌تواند مجازات اعدام در پی داشته باشد.

گزارش‌های رسیده از درون زندان قزلحصار حاکی از آن است که برخی زندانیان برای اخذ اعترافات اجباری درباره در اختیار داشتن چنین تجهیزاتی تحت فشار قرار گرفته‌اند. همچنین اظهاراتی درباره اعمال شکنجه‌های شدید در جریان بازجویی‌ها مطرح شده است.

شکنجه‌های دسته‌جمعی

در ماه‌های اخیر و به ویژه پس از جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران واعتراضات دی‌ماه، روایت‌های متعددی درباره حضور ده‌ها زندانی محکوم به اعدام در بخش‌های مختلف زندان به خارج از زندان رسیده است.

بخش قابل توجهی از این گزارش‌ها بر واحد ۳ متمرکز است؛ مکانی که بنا بر روایت‌های موجود، زندانیان سیاسی، متهمان امنیتی و برخی محکومان جرایم خشن بدون تفکیک در آن نگهداری می‌شوند. منابع از فضایی خبر می‌دهند که در آن بسیاری از زندانیان همزمان از زندانیان دیگر و زندان‌بان‌ها هراس دارند.

همچنین گزارش‌ها بر اعمال فشار برنامه‌ریزی‌شده بر زندانیان توسط برخی زندانیان دیگر تاکید دارد؛ این در حالی است که یورش زندانیان با اتهامات غیرسیاسی به زندانیان سیاسی تحت عنوان “نزاع جمعی” گزارش شده و موارد بدون رسیدگی باقی می‌مانند. همزمان، در گزارش‌های متعدد از ضرب و شتم شدید زندانیان توسط رؤسای بخش‌ها با لوله آب و ابزارهای دیگر نیز یاد شده است.

گزارش‌های دیگری نیز حاکی از اعدام‌های ساختگی، محدودیت تماس‌های تلفنی، ملاقات‌های حضوری و همچنین شواهدی درباره اعدام‌های دسته‌جمعی است.

به دلیل فقدان دسترسی مستقل به داخل زندان، دویچه‌وله قادر به تأیید یا رد این ادعاها نیست؛ هرچند گزارش‌های مشابهی از سوی سازمان‌های حقوق بشری نیز منتشر شده است. عفو بین‌الملل نیز در گزارش ۲۸ مارس ۲۰۲۶ به مواردی از شکنجه شامل اعدام‌های ساختگی از طریق حلق‌آویز کردن شبیه‌سازی‌شده، قرار دادن اسلحه در دهان بازداشت‌شدگان، ضرب و شتم و آویزان کردن افراد از دست و پا اشاره کرد.

اجرای احکام اعدام تنها بر محکومان تأثیر نمی‌گذارد، بلکه بر فضای کلی زندان نیز سایه می‌اندازد. بر اساس این روایت‌های رسیده از داخل زندان، در بسیاری موارد انتقال زندانیان برای اجرای حکم با یورش نیروهای نقابدار موسوم به “گارد” به بندها صورت می‌گیرد. گفته‌ها از اضطراب مزمن، بی‌خوابی، احساس ناامنی، ترس دائمی از انتقال ناگهانی زندانیان و نشانه‌های اختلال استرس پس از سانحه میان همبندیان محکومان به اعدام حکایت دارند.

بحران آب، غذا، بهداشت و درمان

در کنار این نگرانی‌ها، وضعیت درمانی و بهداشتی زندان نیز از جمله موضوعاتی است که در روایت‌های زندانیان و گزارش‌های رسیده از قزلحصار بارها مطرح شده است.

در این میان، بندهای ۳۵ و ۳۷ واحد ۳ از پرتراکم‌ترین بخش‌های زندان توصیف شده‌اند. به گفته منابع، بسیاری از زندانیان فاقد تخت هستند و ناچارند به صورت فشرده روی زمین و در کنار یکدیگر بخوابند؛ این در شرایطی است که برخی زندانیان متمول به خرید و فروش تخت‌ها مشغول هستند.

کمبود امکانات بهداشتی و درمانی متناسب با جمعیت زندان نیز از دیگر مشکلاتی است که در روایت‌ها تکرار شده است. در حالی که تراکم بالای جمعیت و محدودیت امکانات بهداشتی به شیوع بیماری‌هایی چون گال، عفونت‌های قارچی، بیماری‌های تنفسی، آنفلوانزا، بیماری‌های گوارشی و انواع مشکلات سلامت روان دامن زده است، هزینه درمان‌های خارج از زندان و تهیه بسیاری از داروها بر عهده خود زندانیان است.

بر اساس این اظهارات، در فصل تابستان آب روزانه دو بار و هر بار حدود پنج ساعت قطع می‌شود و در شرایطی که بسیاری از زندانیان توان خرید آب معدنی را ندارند، کیفیت آب موجود در زندان نیز برای آشامیدن نامناسب توصیف شده است.

به قرار این اظهارات، تعداد حمام‌ها و سرویس‌های بهداشتی هیچ تناسبی با جمعیت زندان ندارد و نظافت این فضاها نیز بر عهده خود زندانیان است؛ کیفیت غیراستاندارد غذا نیز از دیگر مواردی است که بارها مورد اعتراض زندانیان قرار گرفته است.

شکاف طبقاتی در زندان

مشکلات اقتصادی بر شرایط زندگی بسیاری از زندانیان تأثیر گذاشته است. بسیاری از آن‌ها از پشتوانه مالی کافی برخوردار نیستند و همین موضوع بر دسترسی‌ها به نیازهای اولیه اثر می‌گذارد.

کیفیت نازل و تنوع محدود کالاهای فروشگاه زندان، دشواری تأمین نیازهای روزمره و شکاف اقتصادی میان زندانیان، بر سلامت جسمی و وضعیت روحی بسیاری از زندانیان تأثیرات آشکار گذاشته است.

دنبال قانون نگرد

هواخوری نیز از جمله موضوعاتی است که در روایت‌های مختلف درباره قزلحصار تکرار می‌شود. زندانیان و منابع مطلع در گزارش‌های گوناگون به محدودیت‌ها و شرایط استفاده از فضای هواخوری اشاره کرده‌اند؛ موضوعی که در کنار دیگر مشکلات زندان، به بخشی از تجربه روزمره زندانیان تبدیل شده است.

سهیل عربی در بخشی دیگر از نامه منتشرشده خود با تأکید بر فقدان سازوکارهای مؤثر برای رسیدگی به شکایت‌ها، به پاسخ یکی از مسئولان زندان اشاره کرده است: “دنبال قانون می‌گردی؟ اینجا قانون ندارد.”

این در حالی است که بسیاری از نوجوانان و کودکان متهم به جرایم مختلف، از جمله اتهام‌های سیاسی و امنیتی، نیز در این مکان‌های موسوم به ندامتگاه‌ و اندرزگاه نگهداری و گاه اعدام می‌شوند.

در کنار این روایت‌ها، گزارش‌هایی نیز درباره نحوه انتقال محکومان به اعدام، ادعاهای مربوط به اعدام‌های گروهی، تحویل ندادن برخی پیکرها به خانواده‌ها و بازداشت برخی اعضای خانواده پس از پیگیری پرونده‌ها منتشر شده است.

از سوی دیگر، برخی منابع معتقدند شرایط در بندهای مربوط به زندانیان جرایم مواد مخدر و همچنین اتباع افغان از بسیاری جهات دشوارتر از دیگر بخش‌های زندان است.

سه‌شنبه‌های نه به اعدام

گرچه قزلحصار سال‌هاست بیش از هر چیز با طناب‌های دار و اجرای احکام اعدام شناخته می‌شود، در سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین مراکز اعتراض علیه این مجازات نیز تبدیل شده است. کارزار “سه‌شنبه‌های نه به اعدام” در بهمن ۱۴۰۲ با اعتصاب غذای گروهی از زندانیان سیاسی در واحد ۴ این زندان آغاز شد و به تدریج به ۵۶ زندان در سراسر کشور گسترش یافت؛ حرکتی که به یکی از گسترده‌ترین و کم‌سابقه‌ترین اعتراض‌های مستمر زندانیان در سال‌های اخیر تبدیل شد.

بیشتر بخوانید: اوج‌گیری اعدام‌ها؛ ۱۲۰ هفته اعتراض زندانیان به کشتار حکومتی

در ۲۱ مهر ۱۴۰۴ نیز یکی از مهم‌ترین اعتراض‌های جمعی زندانیان در سال‌های اخیر در همین زندان رخ داد. زندانیان واحد ۲ قزلحصار در اعتراض به تلاش مسئولان برای انتقال ۱۱ محکوم به اعدام به سلول‌های انفرادی برای اجرای حکم دست به اعتراض زدند و بیش از ۱۵۰۰ زندانی به این حرکت پیوستند؛ اعتراضی که از آن به عنوان یکی از بزرگ‌ترین اعتراض‌های جمعی زندانیان در سال‌های اخیر یاد شده است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

در شرایطی که زندانیان، به موازات نگرانی از اعدام، خشونت و شرایط دشوار نگهداری، اضطراب ناشی از حملات و بمباران‌های اخیر را نیز در یکی از بزرگ‌ترین زندان‌های خاورمیانه تجربه می‌کنند، هر روز با نگرانی از سرنوشت هم‌بندی‌های محکوم به اعدام خود، آنان را تا سلول‌های انفرادی اجرای احکام توسط اعدام‌گران بدرقه می‌کنند؛ هم‌بندانی که نمی‌دانند این بدرقه آخرین دیدارشان خواهد بود یا می‌توان به فردا امید داشت.

EnglishGermanPersian