عمیق‌تر شدن محرومیت‌ها؛ پیامدهای جنگ در سیستان و بلوچستان

در حالی‌که تمرکز جنگ‌ها معمولاً بر تخریب مراکز قدرت است، پیامدهای انسانی آن در مناطق محروم زودتر نمایان می‌شود. سیستان و بلوچستان یکی ازمناطقی است که ادامه شرایط جنگی می‌تواند زندگی مردم آن را بیش از پیش تضعیف کند.جنگ‌ها معمولاً اثر یکسانی بر مناطق یک کشور ندارند. گزارش‌های بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد تخریب زیرساخت‌های حمل‌ونقل، انرژی و خدمات عمومی در جنگ‌ها معمولاً فشار بیشتری بر مناطق پیرامونی وارد می‌کند. سازمان ملل نیز هشدار داده است جنگ جاری خاورمیانه می‌تواند بیش از ۳۲ میلیون نفر را به فقر بازگرداند؛ وضعیتی که معمولاً دسترسی به کالا، درمان و اشتغال را در مناطق مرزی بیش از سایر مناطق مختل می‌کند. در ایران نیز با افزایش تنش‌های نظامی منطقه‌ای پس از حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران، نگرانی‌ها درباره تأثیر نامتقارن جنگ بر مناطق کمتر برخوردار افزایش یافته است.

مسعود رئیسی، مدیر اجرایی گروه حقوق بشر بلوچستان، می‌گوید: «جنگ معمولاً بیشترین فشار اقتصادی را به مناطقی وارد می‌کند که از قبل هم وضعیت اقتصادی ضعیفی دارند. اقتصاد این مناطق اغلب به فعالیت‌های محلی و مرزی و در بلوچستان به کارهایی مانند سوخت‌بری وابسته است، نه به یک ساختار صنعتی یا رسمی قوی که از سوی دولت‌ها طرح‌ریزی شده باشد. وقتی مرزها بسته می‌شود یا کنترل‌ها افزایش پیدا می‌کند، بسیاری از مشاغل مرتبط با تجارت مرزی، حمل‌ونقل یا دادوستد محلی و بومی دچار اختلال می‌شوند. این مشکلات درآمد خانوارها را کاهش می‌دهد یا به‌طور کامل قطع می‌کند.»

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

بر اساس گزارش نهادهای آماری، استان سیستان و بلوچستان در شاخص‌هایی مانند درآمد خانوار، دسترسی به خدمات درمانی و آموزشی، زیرساخت‌های پایه و فرصت‌های اشتغال پایدار در پایین‌ترین رتبه‌های استانی ایران قرار دارد.

آسیب‌پذیری اقتصادی پیش از جنگ

در همین زمینه فریبا بلوچ، فعال حقوق بشر و مدافع حقوق اتنیک‌ها توضیح می‌دهد: «من در بلوچستان بزرگ شده‌ام. می‌دانم که حتی در شرایط غیرجنگی هم محرومیت‌های اقتصادی، بهداشتی و پزشکی فشار بسیار زیادی بر مردم وارد می‌کند، جنگ این مشکلات را تشدید کرده است. اکنون یکی از مهم‌ترین مسائل بسته شدن مرزهاست، در حالی که مبادلات مرزی نقش مهمی در تأمین معیشت مردم دارند و محدود شدن این مسیرها شرایط اقتصادیرا به‌طور جدی بدتر می‌کند. به دلیل فاصله این مناطق از مرکز، جنگ دسترسی آن‌ها به منابع را محدودتر می‌کند و باعث کمبود مواد غذایی و افزایش قابل‌توجه قیمت‌ها می‌شود. این وضعیت برای برخی گروه‌ها سخت‌تر است، مثلاً افرادی که فاقد مدارک هویتی هستند و حتی در شرایط عادی هم برای دسترسی به خدمات پایه مثل خرید نان به دلیل نداشتن کارت بانکی با مشکل مواجه‌اند.»

بیشتر بخوانید:سیستان و بلوچستان

اختلال زیرساخت‌ها و فشار معیشتی

در حملات اخیر آمریکا و اسرائیل به ایران بخشی از زیرساخت‌های حیاتی ایران از جمله مراکز انرژی و پتروشیمی، تأسیسات آب‌شیرین‌کن، مسیرهای حمل‌ونقل و شبکه‌های لجستیکی مرتبط با بنادر و صادرات با اختلال یا آسیب مواجه شدند. تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد آسیب به چنین زیرساخت‌هایی معمولاً زنجیره‌ای از پیامدهای انسانی ایجاد می‌کند؛ از جمله اختلال در انتقال سوخت به مناطق دور از مرکز، افزایش قیمت مواد غذایی و کالاهای اساسی، دشوارتر شدن دسترسی به دارو و تجهیزات پزشکی، فشار بر مراکز درمانی محلی که به شبکه‌های تأمین سراسری وابسته‌اند، کند شدن اجرای پروژه‌های عمرانی و کاهش فرصت‌های شغلی، محدود شدن تجارت مرزی و فعالیت‌های حمل‌ونقل محلی و افزایش نااطمینانی اقتصادی.

مسعود رئیسی می‌گوید: «جنگ باعث می‌شود مسیرهای تأمین کالا دچار مشکل شود. در مناطق مرزی که فاصله بیشتری با مراکز اصلی دارند، این مشکل شدیدتر است. در نتیجه، قیمت مواد غذایی، سوخت و سایر کالاهای ضروری بالا می‌رود. این در حالی است که درآمد مردم کاهش یافته، بنابراین فشار اقتصادی به‌شدت افزایش پیدا می‌کند. مسئله دیگر، کاهش حضور دولت در حوزه‌های خدماتی و توسعه‌ای است. در شرایط جنگی، منابع مالی و اجرایی به سمت مسائل نظامی هدایت می‌شود و پروژه‌های عمرانی یا خدماتی در مناطق محروم به حاشیه می‌رود. این یعنی فرصت‌های شغلی کمتر می‌شود و روند بهبود شرایط اقتصادی کند یا متوقف می‌شود.»

تشدید فضای امنیتی در مناطق مرزی

اهمیت ژئوپلیتیک جنوب‌شرق ایران باعث شده استان سیستان و بلوچستان در تحولات اخیر منطقه‌ای جایگاهی حساس پیدا کند، به‌ویژه پس از گزارش‌هایی درباره حملات به تأسیسات نظامی در نزدیکی بندر چابهار؛ بندری که برای اتصال تجاری هند به افغانستان و آسیای مرکزی اهمیت راهبردی دارد و هرگونه تنش نظامی در این محدوده می‌تواند بر مسیرهای ترانزیتی منطقه‌ای، امنیت مرزی و حتی بازارهای انرژی اثر بگذارد. در عین حال، وابستگی بخشی از معیشت مردم استان به اقتصاد غیررسمی مرزی باعث شده هرگونه اختلال در تجارت مرزی یا حمل‌ونقل منطقه‌ای مستقیماً بر زندگی روزمره خانوارها تأثیر بگذارد؛ مسیرهایی که در شرایط جنگی اغلب به بهانه ملاحظات امنیتی محدود یا مسدود می‌شوند.

مسعود رئیسی با اشاره به چرایی تشدید فضای امنیتی استان می‌افزاید: «در مناطق مرزی، دولت‌ها معمولاً حساسیت بیشتری دارند، زیرا این مناطق را نقاط بالقوه نفوذ یا بی‌ثباتی می‌دانند. به همین دلیل اقداماتی مانند کنترل رفت‌وآمد، نظارت بر فعالیت‌های اجتماعی، محدودیت تجمعات و حتی کنترل اطلاعات، افزایش می‌یابد. در چنین فضایی مطالبات مدنی مانند درخواست توسعه، اشتغال، رفع تبعیض یا حقوق فرهنگی در قالب مسائل امنیتی دیده می‌شوند. در بلوچستان نیز به‌دلیل مرزهای طولانی، سابقه برخی تنش‌ها و فاصله میان جامعه بومی و ساختارهای رسمی، این نگاه امنیتی در شرایط جنگ گسترده‌تر اعمال می‌شود.»

فریبا بلوچ نیز توضیح می‌دهد: «در شرایط عادی هم فضای شهری در بسیاری از نقاط بلوچستان به‌شدت امنیتی است؛ از جمله وجود ایست‌های بازرسی متعدد، کنترل رفت‌وآمدهای روزمره، بازرسی‌های مکرر و بازداشت‌های خودسرانه که به‌ویژه برای افراد فاقد مدارک هویتی مشکلات جدی‌تری ایجاد می‌کند. پس از رویدادهایی مثل «“جمعه خونین زاهدان” این محدودیت‌ها گسترده‌تر شده است و در شرایط فعلی سرکوب‌ها چند برابر شده‌اند. گزارش‌ها و روایت‌های محلی نیز حاکی از افزایش ناامنی‌های اجتماعی در کنار فضای امنیتی است؛ برخی شهروندان می‌گویند مسلح شدن برخی نیروهای محلی یا افراد غیرحرفه‌ای و استفاده از کودکان و نوجوانان در این پست‌ها نه‌تنها احساس امنیت را افزایش نداده، بلکه در مواردی باعث افزایش ناامنی و بروز مواردی مانند تهدید یا سرقت شده است.»

چرا بلوچستان آسیب‌پذیرتر است؟

مطالعات مربوط به نابرابری فضایی توسعه در ایران نیز نشان می‌دهد تمرکز تاریخی تصمیم‌گیری اقتصادی و سرمایه‌گذاری در مناطق مرکزی، فاصله توسعه‌ای این استان با میانگین کشور را افزایش داده است؛ وضعیتی که باعث می‌شود پیامدهای اقتصادی و اجتماعی بحران‌هایی مانند جنگ در این منطقه سریع‌تر و عمیق‌تر بروز پیدا کند.

رحیم بندویی، عضو شورای مرکزی حزب مردم بلوچستان می‌گوید: «یکی از عوامل مهم تاریخی و ساختاری در محروم ماندن مردم بلوچ از زیرساخت‌های اقتصادی، سیاسی، آموزشی، بهداشتی و فرهنگی، شکل‌گیری ساختار حکمرانی متمرکز در ایران طی یک قرن گذشته بوده است. جایگزینی ساختارهای غیرمتمرکز پیشین با ساختارهای متمرکز باعث شد بسیاری از مناطق تاریخی کشور، از جمله بلوچستان، از زیرساخت‌های اقتصادی، سیاسی، آموزشی و فرهنگی محروم بمانند.»

مهاجرت و تداوم چرخه توسعه‌نیافتگی

گزارش‌های توسعه نشان می‌دهد در مناطق پیرامونی که از زیرساخت‌های اقتصادی و خدماتی ضعیف‌تری برخوردارند، افزایش بی‌اطمینانی امنیتی و اقتصادی در شرایط بحران معمولاً با تشدید مهاجرت و کاهش سرمایه‌گذاری محلی همراه می‌شود.

رحیم بندویی در همین زمینه می‌گوید:« هرگاه احساس امنیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در جامعه وجود نداشته باشد، مهاجرت اجتناب‌ناپذیر خواهد شد و در شرایط بی‌ثباتی ناشی از جنگ این روند سرعت بیشتری خواهد گرفت. به دلیل چنین شرایطی در قبال مردم بلوچ در طول صد سال گذشته، هم‌اکنون بخش قابل توجهی از جمعیت آن آواره کشورهای همسایه ایران شده‌اند. در شرایط بی‌ثباتی ناشی از جنگ، در جوامعی همانند بلوچ، روند مهاجرت هم سرعت خواهد گرفت.»

بیشتر بخوانید:محاصره تنگه هرمز؛ راه گریزی برای اقتصاد ایران وجود دارد؟

مسعود رئیسی نیز خاطرنشان می‌کند: «وقتی مردم نسبت به آینده اطمینان نداشته باشند، تمایل به سرمایه‌گذاری یا حتی ادامه فعالیت اقتصادی کاهش پیدا می‌کند. مهاجرت هم می‌تواند ساختار اقتصادی و اجتماعی منطقه را تضعیف کند. جنگ در مناطق نابرخوردار مرزی معمولاً یک اثر چندلایه دارد و اثر جنگ بر آن فقط به معنای کم شدن درآمد نیست، بلکه به معنای سخت‌تر شدن دسترسی به همه چیز است: از غذا و دارو گرفته تا آموزش و فرصت‌های شغلی.»پیامدهای بلندمدت و راه‌های کاهش آسیب پژوهش‌های توسعه منطقه‌ای درباره جنوب شرق ایران همچنین نشان می‌دهد تمرکز سرمایه‌گذاری‌های امنیتی و نظامی در برخی مناطق مرزی در دوره‌های طولانی می‌تواند روند توسعه زیرساخت‌های غیرنظامی را کند کند و فاصله توسعه‌ای این مناطق با مرکز کشور را افزایش دهد.

در همین چارچوب بندویی هشدار می‌دهد: «مردم بلوچ در استان بلوچستان در تمام طول حیات حاکمیت‌های تمامیت‌خواه و استبدادی در صد سال اخیر، که عامدانه به دلیل غیرخودی تلقی شدن در نظام حاکم از زیرساخت‌های سیاسی، اقتصادی، آموزشی، بهداشتی، فرهنگی و هنری محروم مانده‌اند، توسعه‌ای نداشته‌اند. آنچه تاکنون جریان داشته، مصرف بودجه‌های کلان اختصاصی استان سیستان و بلوچستان برای پروژه‌های نظامی و پروژه‌های آمایش سرزمینی و آمایش جمعیتی بوده است. در صورت تداوم تنش‌های نظامی، مهم‌ترین چالش بلندمدت برای سیستان و بلوچستان، تداوم چرخه توسعه‌نیافتگی ساختاری خواهد بود.»

پیامدهای بلندمدت و ضرورت حمایت‌های انسانی

مستند به توصیه‌های نهادهای حقوق بشری، حفظ جریان کالاهای اساسی و خدمات درمانی در مناطق محروم مهم‌ترین عامل جلوگیری از تبدیل فشار اقتصادی به بحران انسانی گسترده در شرایط جنگی محسوب می‌شود.

به باور مسعود رئیسی، “مهم‌ترین اقدامی که می‌تواند از تشدید آسیب‌های انسانی در بلوچستان جلوگیری کند، این است که اداره منطقه در زمان جنگ بر پایه حفظ زندگی عادی مردم و نه صرفاً منطق کنترل امنیتی تنظیم شود”.

او می‌افزاید: «این یعنی هر تصمیمی، از محدودیت رفت‌وآمد تا نحوه استقرار نیروها، باید با توجه به اثر آن بر زندگی روزمره مردم سنجیده شود. با توجه به ضعف‌های ساختاری در بلوچستان هر اختلالی در تأمین سوخت، مواد غذایی یا خدمات درمانی می‌تواند خیلی سریع به بحران تبدیل شود و اگر مسیرهای تأمین کالا مختل شود یا محدودیت‌های شدید ایجاد شود، فشار مستقیم آن بر مردم عادی وارد خواهد شد. به همین دلیل حفظ جریان مداوم کالاهای اساسی و خدمات حیاتی مانند نان، سوخت، دارو و دسترسی به درمان باید در اولویت مطلق قرار گیرد.»

فریبا بلوچ نیز اظهار می‌دارد: «مسائلی مثل قطعی اینترنت و نرسیدن صدای مردم باعث شده این روندها در سکوت ادامه پیدا کند و توجه کمتری به وضعیت واقعی مردم، به‌ویژه در این مناطق شود. طبق گزارش‌هایی از چابهار در زندان این شهر چند روز جیره غذایی زندانیان قطع شده و اعتراض آن‌ها با شلیک گلوله پاسخ داده شده است، در حالی که خود شهر نیز از روزهای ابتدایی جنگ به‌طور مداوم هدف حملات موشکی بوده است و بسیاری از مردم مجبور به ترک خانه‌های خود شده‌اند. در چنین شرایطی خدمات درمانی هم کاهش پیدا می‌کند، به‌خصوص در منطقه‌ای که در بسیاری از شهرهای آن فقط یک بیمارستان وجود دارد و همان بیمارستان‌ها نیز حتی در شرایط عادی با کمبود امکانات مواجه‌اند. همچنین با بسته شدن مسیرهای دارویی، مشکلاتی که از قبل وجود داشته در زمینه تأمین خون برای بیماران تالاسمی، تشدید می‌شود و حتی اگر بمباران و موشک‌ها جان مردم را نگیرند، همین وضعیت می‌تواند به یک فاجعه انسانی، به‌ویژه در حوزه‌های غذایی، دارویی و بهداشتی منجر شود. »

او اضافه می‌کند: «در حال حاضر رساندن صدای مردم به جامعه جهانی می‌تواند نقش مهمی در کاهش این آسیب‌ها داشته باشد و با توجه به پایین بودن اعتماد به اقدامات حمایتی دولت، تشکیل صندوق‌های حمایتی حتی در مقیاس کوچک نیز یاری‌رسان است. در نهایت نباید از تأثیرات روانی جنگ غافل شد؛ حفظ سلامت جسمی و روانی مردم، به‌ویژه در مناطق محرومی مثل بلوچستان، باید به‌عنوان یک اولویت فوری انسانی در نظر گرفته شود، در این مناطق حتی کوچک‌ترین کمک می‌تواند تأثیر بسیار بزرگی در نجات جان انسان‌ها داشته باشد.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

با ادامه تنش‌های نظامی میان ایران، آمریکا و اسرائیل، تجربه استان‌هایی مانند سیستان و بلوچستان نشان می‌دهد پیامدهای جنگ تنها به میدان‌های درگیری محدود نمی‌ماند، بلکه در مناطق محروم و مرزی می‌تواند به‌سرعت به بحران‌های معیشتی، درمانی و اجتماعی تبدیل شود. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که آیا سیاست‌گذاری‌های آینده می‌تواند همزمان امنیت و دسترسی برابر به خدمات و فرصت‌های توسعه‌ای را در مناطق مرزی تقویت کند، یا سیستان و بلوچستان همچنان پیامدهای نامتقارن بحران‌های منطقه‌ای و نابرابری‌های ساختاری را بیش از پیش تجربه خواهد کرد.

EnglishGermanPersian