شهرستان ملکشاهی در استان مرزی ایلام، واقع در غرب ایران، یکی از آنهاست که روز شنبه ۱۳ دیماه شاهد سرکوبی خونین و وحشیانه از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بود. در اثر این سرکوب، به گواه ویدیوهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی و اظهارات فعالان حقوق بشر، بیش از ده نفر کشته، دستکم ۱۵۰ نفر زخمی و شمار زیادی از معترضان همراه با خشونت شدید بازداشت شدند.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
همچنین چندین ویدیو که در شبکههای اجتماعی منتشر شدهاند حمله ماموران موتورسوار به اورژانس بیمارستان ایلام را نشان میدهد که با هدف ربایش پیکر کشتهشدگان و بازداشت مجروحان صورت گرفته و نشاندهنده خشونت عریان علیه شهروندان این منطقه است.
این در شرایطی است که در حقوق بینالملل یورش و حمله به بیمارستان خط قرمز محسوب میشود. اما به نظر میرسد از نگاه جمهوری اسلامی سرکوب و خاموش کردن اعتراضات در این شهرستان از اهمیت ویژهای برخوردار است.
وضعیت در ملکشاهی برای بسیاری از ایرانیان یادآور جمعه خونین زاهدان و کشتار در نیزارهای ماهشهر است و به باور شماری از ناظران و فعالان حقوق بشر، رسانهها در انعکاس و توجه به آنچه در این شهرستان میگذرد کمکاری کردهاند.
عدنان حسنپور، روزنامهنگار و فعال سیاسی، در گفتوگو با دویچه وله فارسی علت را اینگونه توضیح میدهد که رسانه به امور برجسته و مشهور توجه بیشتری دارد، هر پدیده، مکان یا فرد مشهور را بیشتر میبیند و بە تبع آن، به موارد ناشناختە یا کمتر مشهور توجه کمتری میکند. اما به گفته او، در ایران اصل موضوع بە ساختار عینی و ذهنی مرکزگرایی موجود و نهادینەشدە برمیگردد.
عدنان حسنپور میافزاید: «از ابتدای تاسیس دولت-ملت یا همان دولت مدرن در ایران، کل ساختار حکمرانی بر اساس مرکزگرایی شدید شکل گرفت. هرگونە مرکزگرایی بە نحو طبیعی منجر بە تولید پیرامون و غلبە نظم منطبق با آن میشود. این نظم بە تدریج تمامی لایەهای زندگی مردمان ساکن در آن نظام و جغرافیا را احاطە کردە و بە همەجا تسری مییابد. اکنون دیگر همە بە این نظم نابرابر غیرعادلانە آلودە شدەاند، پس شرایطی کە برای پیرامون پیش میآید از همەسو کشندە است: حکومت با فوبیای خودساخته تجزیه جغرافیایی بە بدترین و خشونتآمیزترین شکل ممکن با هرگونە اعتراض پیرامون برخورد میکند، بخشی از اپوزیسیون نیز کە متاثر از همان نظم برساختە مرکزگرایانە است، سکوت میکند تا حکومت این “کار کثیف اما ضروری” را در سکوت کامل انجام دهد و کار آنها را در آیندە آسانتر سازد.»
این روزنامهنگار و فعال سیاسی کُرد که سابقه بازداشت و سرکوب دارد و ده سال از عمر خود را در ایران در زندان گذرانده است، ضمن انتقاد از فضای رسانهای موجود میگوید: «برخی کە اساسا هیچ نسبتی با رسانە در تعریف حقیقی آن ندارند، بلکە دستگاە پروپاگاندا و دروغسازی بە نفع جریانهایی خاص هستند و طبیعتا انتظاری از آنان نمیرود. اما بخشی از رسانههای دیگر نیز که در این چارچوب نمیگنجند، سعی میکنند با لطایفالحیل خود را از مسئولیت بازتاب دادن حقیقت آنگونە کە واقعا هست، پنهان کنند، چرا که مقتضای خواست ذهنیشان چنین چیزی میطلبد.»
بیشتر بخوانید: فارن پالیسی: مرکز تقل اعتراضات نه اصلاح، بلکه تغییر رژیم است
حسنپور معتقد است که در نتیجە این موارد، حکومت دست خود را برای کشتار و خشونت هرچە بیشتر در پیرامون باز میبیند و از نظر او: «اپوزیسیون و رسانە نیز مستقیم یا غیرمستقیم او را در این امر یاری میدهند. نهایتا پس از گذشت دو روز و با فشار مردم و فعالین شبکەهای اجتماعی، رسانەها اندک ورودی بە موضوع میکنند. متاسفانە این روند هموارە وجود داشتە و اکنون هم ادامە دارد.»
امید شمس، حقوقدان و مدیر بخش تکنولوژی و حقوق بشر بنیاد سیامک پورزند، به دویچه وله فارسی میگوید که نوع واکنش نیروهای امنیتی در شهرهای پیرامونی ایران به ویژه با تهران یا شهرهای بزرگ و مراکز استانها تفاوت دارد. به گفته او، همچنین نوع واکنش نیروها به شهرها و استانهای مرزی بسیار متفاوت با استانهای مرکزی است.
امید شمس مهمترین علت را بیشتر بودن توجه عمومی به تهران و مراکز استانها میداند و میگوید اطلاعرسانی درباره اتفاقاتی که در آنجا میافتد بیشتر است و معمولا ویدیوهای بیشتر، دقیقتر و واضحتری به رسانهها و نهادهای بینالمللی ارسال میشود. در نتیجه فشار بیشتری به حکومت وارد میشود.
او تبعیض را عامل دیگر برمیشمرد: «همانطور که در ایران میان مردان و زنان و در بین اقوام تبعیض وجود دارد، در بین شهرها و استانها و مرکز و شهرهای پیرامون هم تبعیض وجود دارد. میدانیم که بیشتر افرادی که در ساختار حکومت هستند در واقع از شهرهای مرکزی و مراکز استان هستند. بنابراین در مراکز استان معمولا افراد ممکن است اقوامی در لایههای بالای قدرت داشته باشند و این میتواند فشار بیاورد. مثلا در سال ۱۳۸۸ اساسا اینکه به مسئله کهریزک پرداخته شد به دلیل این بود که یکی دو نفر از کشتهشدگان فرزندان مقامات بالای نظام بودند و با فشار آنها به این موضوع رسیدگی شد.»
به باور این حقوقدان، جمهوری اسلامی تلاش میکند اعتراضات در شهرهای مرزی را به گروههای مسلح و احزاب و گروههای فعال در این مناطق نسبت دهد و از این طریق معترضان و شهروندان غیرنظامی را به عنوان جنگنجو و نیروی نظامی در نظر بگیرد و آنها را با سلاح گرم سرکوب کند.
او میافزاید: «جمهوری اسلامی در بسیاری از این موارد تلاش میکند تا درس عبرتی از شهرهای مرزی برای سایر شهرها بسازد، چون میداند فشاری که از کشتار مردم در این مناطق بر حکومت میآید کمتر از مثلا تهران یا مراکز استانها خواهد بود و به همین دلیل شدت خشونت را بیشتر میکند تا ترسی را در دل باقی معترضان در شهرهای دیگر و تهران ایجاد کند. حتی نوع سلاحهای استفادهشده در آنجا متفاوت از مراکز استانهاست؛ از سلاحهای سنگین جنگی مثل تیربار، تانک و تکتیراندازها به شدت و به کرات استفاده شده، از کلاشنیکف استفاده شده و البته این ناقض این واقعیت نیست که سرکوب گسترده است و در همه جا وجود دارد، اما معمولا در آنجا بیشتر است.»
سازوکارهای غیررسمی سرکوب در شهرستانها
عدنان حسنپور، روزنامهنگار و فعال سیاسی، میگوید که پیش از این حکومت میتوانست برخی گروەها یا مناسبات اجتماعی و مذهبی مثل هیأتهای مذهبی یا مناسبات عشیرەای را در راستای سرکوب نرم و گاه سخت اعتراضات بە کار بگیرد، اما به گفته او، در سالهای اخیر تا حدود زیادی این امکان را از دست دادە است، چرا کە در همە حوزەها دچار شکست بزرگی شدە و بە صورت مداوم از میزان نفوذ و مقبولیتش در میان گروەهای مختلف کاستە شدە است.
حسنپور نمونهای از اتفاقات ملکشاهی را موید صحت این ادعا میداند: «یکی از جانباختگان اعتراضات بە نام لطیف کریمی یک نظامی بازنشستە بود کە در صف مردم قرار گرفتە و در حال اعتراض و مبارزە با حکومت بود که در نهایت جانش را هم در این راە از دست داد. در گذشتە چنین رویدادی تقریبا در زمرە محالات بود، اما اکنون در موارد بسیار روی میدهد. اتفاقا بخشی از تشدید سرکوب سخت حکومت بە همین امر برمیگردد: در غیاب امکانهای موثر برای فعالسازی سازوکارهای اجتماعی و کمهزینە کنترل و سرکوب، حکومت بە استفادە هرچە بیشتر از قدرت سخت خود پناە میبرد.»
بیشتر بخوانید: “یورش مأموران” به بیمارستان ایلام همزمان با هشدار مجدد ترامپ
به گفته این روزنامهنگار، جمهوری اسلامی همچنان تلاش میکند شکافها یا اختلافات اجتماعی و هویتی را در راستای “سرکوب مردم بە دست مردم” فعال کند. به باور او، اختلافافکنی بین آذریها و کردها در نوروز گذشتە نمونە عینی آن است.
امید شمس به کوچک بودن شهرستانها اشاره میکند که شناسایی معترضان نسبت به تهران را آسانتر میسازد: «در بسیاری از شهرستانها گاهی معترضان مسائل ایمنی را رعایت نمیکنند، چهرههای خود را نمیپوشانند یا اینکه چون درباره حضورشان در اعتراضات با هم صحبت میکنند ممکن است که رخنه امنیتی ایجاد شود.»
از نگاه این حقوقدان، بازداشت معترضان در شهرستانها نه تنها راحتتر است، بلکه اتفاقاتی که برای بازداشتشدگان در شهرستانها میافتد نیز میتواند بسیار متفاوت باشد: «شکنجه، آزار و اذیت و حتی کشتن آنان پس از بازداشت میتواند به سرعت اتفاق بیفتد. در مواردی که ما مستند کردیم مشخص است که در این مناطق بسیار بیشتر است. اگر چه سطح خشونت در این چند موج اخیر اعتراضات آنقدر بالاست که در همه جا جمهوری اسلامی دست به شکنجه و کشتار میزند، اما در شهرستانها چون معمولا افراد در مورد وضعیت کشتهشدگان کمتر اطلاعرسانی میکنند یا اساسا نمیدانند که با کجا تماس بگیرند و اطلاعرسانی بکنند، دست حکومت بازتر است. مواردی که افراد مفقود و ناپدید شدند، مثل مورد سارو قهرمانی در گذشته، نشاندهنده این است که در شهرستانها بیشتر این موارد اتفاق میافتد و دستگاه سرکوب خودش را کمتر پاسخگو احساس میکند و فشار رسانهای در شهرستانها کمتر است.»
چه میتوان کرد؟
عدنان حسنپور معتقد است که پوشش رسانهای در حقیقت فشار بسیار زیادی به حکومت وارد میکند. به گفته او، باید بە برخوردهای سلیقەای و تبعیضآمیز با موضوع سرکوبهای حکومت پایان داد و قدم اول برای کمک به مردم تحت ستم، به باور او، پرداختن بە تمامی موارد نقض حقوق و آزادیهای مردم در همەجا و همەزمان بە شکلی یکسان است.
او اما میگوید برای مردم داخل نمیتواند نسخهای بپیچد، چون به لحاظ اخلاقی چنین کاری را پسندیده نمیداند، اما معتقد است که «شهروندان ایرانی در دیاسپورا باید مانند اوایل جنبش “ژن، ژیان، ئازادی” بە میدان بیایند و صدای مردم تحت سرکوب داخل را بلندتر کنند.»
او در همین رابطه میافزاید: «فعالین و رسانەها نیز باید در قبال اعمال خود مسئول شناختە شوند، وظیفە فعال اجتماعی و سیاسی دفاع بلاشرط از حقیقت است نە تحریف واقعیت یا برجستەسازیهای غیرواقع. کنش معطوف بە حقیقت فعالین و رسانەها بە مبارزات مردم داخل کمک شایانی میکند و امکان تولید یا تقویت گفتمان دموکراسیخواهانە را فراهم میسازد؛ امری کە برای پیشبرد جنبش اجتماعی بسیار حیاتی است.»
امید شمس نیز اطلاعرسانی مداوم از وضعیت شهرستانها در رسانهها، ارسال تصاویر بیشتر از وضعیت شهرستان و وضعیت نیروهای سرکوب را مهمترین عاملی برمیشمرد که میتواند به کاهش هزینه اعتراضات در شهرستانها کمک کند.
او در همین راستا میگوید: «باید نشان داده شود که نیروهای سرکوب در کجا قرار دارند. وقتی شما تصویری میگیرید که در آن نشان میدهید معترضان در حال دور شدن از ماموران امنیتی هستند اما ماموران هنوز به سمت آنها شلیک میکنند، این یک رفتار مجرمانه است. تمام سربازان و نیروهایی که دست به این اعمال میزنند باید محاکمه شوند. باید بعدا مشخص شود که این افراد چه کسانی بودهاند و اینها اگر زمان تصویربرداری مشخص باشد قابل دسترسی است. اگر در حال تصویربرداری هستید بسیار مهم است که دوربین را بچرخانید و نشان دهید که نیروی امنیتی در کجا قرار دارد.»
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
نکته مهم دیگری که امید شمس بر آن تاکید میکند اطلاعرسانی دقیق از بازداشتیها است: «بسیاری از خانوادهها میترسند که اطلاعرسانی، وضعیت فرد بازداشتشدهرا بدتر کند، اما این بسیار تصویر غلطی است. هرچه اطلاعرسانی در مورد افراد، عکسشان، زمان بازداشت، اتفاقی که برایشان افتاده بیشتر شود احتمال ناپدیدسازی قهری و یا کشته شدنشان زیر شکنجه کمتر میشود و پاسخگویی در قبال وضعیت آنان را آسانتر میکند.»
روشهای مستندسازی نقض حقوق بشر
امید شمس تاکید ویژهای بر مستندسازی نقض حقوق بشر دارد. به گفته او، بسیار مهم است که تصاویر و ویدیوهای دقیقی از اعتراضات و محلی که معترضان و نیروهای امنیتی در آنجا قرار دارند در اختیار نهادها و سازمانهای فعال در زمینه حقوق بشر قرار گیرد.
او در همین رابطه توضیح میدهد: «بسیار مهم است که در تصاویر ضبطشده محل، تاریخ و ساعت اتفاق ذکر شود، چون میتواند دقیقا به ما نشان دهد که در آن زمان در ساختمانی که از آن تیراندازی شده چه کسی مسئول بوده است. حال یا با صدا روی ویدیو گفته شود و یا در زمان ارسال به نهادهای حقوق بشری و رسانهها این اطلاعات ذکر شود. وقتی از گلولهها و مهمات جنگی تصویربرداری میشود، بسیار مهم است که اندازه آنها، برندها، نوشتههای روی آنها و جزئیاتشان دیده شود که بتوان از آن استفاده کرد و مشخص شود که چه کارخانههایی آنها را در اختیار جمهوری اسلامی قرار دادهاند. در گذشته که در سازمان “عدالت برای ایران” فعالیت میکردم راهنمایی را برای چگونگی مستندسازی سرکوب اعتراضات درست کردیم و در آنجا موارد مشخصا با تصویر و جزئیات نشان داده شده است.»
امید شمس میافزاید: «برای مثال وقتی دارید از یک گلوله کوچک تصویربرداری میکنید مهم است که یک شیء که اندازه آن مشخص باشد در کنار آن بگذارید تا اندازه و سایز آن مهمات را نشان دهد؛ در مورد کپسولهای گاز اشکآور، فشنگها و پوکهها بسیار مهم است که از ته استوانهها و تمام نوشتهها و اطلاعات عکس بگیرید. اگر پوکههای جنگی را پیدا میکنید حتما اعلام کنید که در چه محلها و زمانهایی پیدا شدهاند.»