سه هفته خونین در ایران؛ جامعه جهانی در برابر این جنایت‌ها چه می‌کند؟

سرکوب خونین معترضان در ایران و کشتار گسترده پرسش تازه‌ای را پیش روی جهان گذاشته: آیا این خشونت “جنایت علیه بشریت” تلقی می‌شود و جامعه جهانی تا کجا می‌تواند سکوت کند؟ گفت‌وگوی دویچه‌وله با دو کارشناس.سه هفته پس از آغاز موج تازه اعتراضات سراسری در ایران و همزمان با قطع گسترده اینترنت و ارتباطات مخابراتی، گزارش‌های متعددی از کشته شدن معترضان با استفاده از سلاح‌های جنگی منتشر شده است؛ گزارش‌هایی که حالا پرسشی فراتر از سیاست داخلی را پیش کشیده‌اند: آیا آنچه در ایران رخ داده، مصداق “جنایت علیه بشریت” است؟

نهادهای حقوق بشری سرکوب اعتراضات سه هفته اخیر را “شدیدترین و خون‌بارترین” نمونه در تاریخ جمهوری اسلامی توصیف می‌کنند. با توجه به قطع ارتباطات، آمار دقیق کشته‌ها، بازداشت‌شدگان و ناپدیدشدگان در دست نیست، اما شواهد میدانی از خشونت گسترده و هدفمند علیه غیرنظامیان حکایت دارد.
بیش‌تر بخوانید: شمار کشته‌شدگان “حتی می‌تواند بیش از ۲۰ هزار نفر باشد”

مای ساتو، گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران، به‌تازگی در گفت‌وگو با شبکه خبری “ای‌بی‌سی” گفت، گزارش‌هایی دریافت کرده که تعداد کشته‌ها را تا ۲۰ هزار نفر برآورد می‌کنند. ساتو تأکید کرد: «برای بررسی اینکه در ایران جنایت علیه بشریت روی داده یا نه و همچنین پیگرد احتمالی علی خامنه‌ای برای این کشتار، باید یک هیئت حقیقت‌یاب مستقل در ایران تشکیل شود.»

اتهام جنایت علیه بشریت

سازمان حقوق بشر ایران با اشاره به شواهد راستی‌آزمایی‌شده خود، از جمله در مورد استفاده از سلاح جنگی، شلیک به سر و گردن معترضان، نقص عضو و قتل‌های فراقضایی این موضوع را مطرح کرده که رفتار جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات اخیر می‌تواند مصداق “جنایت علیه بشریت” باشد. دویچه وله دیدگاه دو کارشناس را در این مورد پرسیده است.

محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران در اسلو، با تمرکز بر “شلیک به سر و گردن معترضان در سراسر کشور و در موارد بسیار متعدد و همچنین نظر به کشتار برنامه‌ریزی شده و هماهنگ”، بر این نظر است که “جنایاتی که جمهوری اسلامی در اعتراضات اخیر مرتکب شده، “مصادیق جنایت علیه بشریت هستند.”

سجاد خداکرمی، روزنامه‌نگار مستقل در ترکیه، نیز با استناد به معیارهای حقوقی می‌گوید، بر اساس ماده ۷ “اسا‌سنامه رم” یک سری الگوهای مشخص برای اینکه جنایتی به عنوان جنایت علیه بشریت تلقی شود اعلام شده‌اند.

این روزنامه‌نگار خشوت اعمال‌شده از سوی جمهوری اسلامی را “جنایت علیه بشریت” برشمرد و گفت: «یکی از این موارد حملاتی است که به صورت سازمان‌یافته علیه جمعیت غیرنظامی صورت گرفته و مورد دیگر این است که سرکوب خشن به صورت گسترده انجام شده است.»

خداکرمی بخشی دیگر از استدلال خود را این‌گونه مطرح کرد: «به استناد تصاویری که بیرون آمده، شلیک‌ هدفمند با سلاح‌هایی، از جمله دوشکا و استفاده از سلاح‌های جنگی در مناطق مسکونی و در شرایط غیرنظامی ممنوع است.»

در سطح بین‌المللی نیز فشارها برای واکنش افزایش یافته است. هانا نویمان، رئیس هیأت روابط پارلمان اروپا، در پاسخ به سوالات بنیاد هاینریش بل در برلین در مورد تظاهرات ایران گفت: «اتحادیه اروپا باید شفاف، منسجم و متمرکز بر حمایت باشد. خشونت علیه معترضان باید پیامد داشته باشد. این شامل تحریم‌های هدفمند علیه مسئولان، فشار دیپلماتیک پایدار و توجه سیاسی مستمر در سطح اتحادیه اروپا است.»

این سیاستمدار افزود: «همچنین لازم است روند قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمان‌های تروریستی به پیش‌ برود. اگر این اقدام همچنان مسدود بماند، باید شفافیت کامل درباره این‌که کدام کشورهای عضو مانع آن می‌شوند وجود داشته باشد.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

جامعه جهانی تا کجا در برابر خشونت جمهوری اسلامی سکوت می‌کند؟

در کنار بحث حقوقی، مسئله‌ مطرح دیگری که این روزها مطرح شده چگونگی واکنش سیاست جهانی است: جامعه بین‌المللی تا چه حد حاضر است برای پاسخگو کردن جمهوری اسلامی پیش برود؟ بسیاری از تحلیل‌گران معتقدند که میزان خشونت اعمال‌شده، آستانه تحمل افکار عمومی در کشورهای دموکراتیک را به چالش کشیده است.

دکترین “مسئولیت حفاظت” موسوم به (R2P) که در سال ۲۰۰۵ تصویب شد، حاکمیت را نه حق مطلق، بلکه مسئولیتی در قبال حفاظت از مردم در برابر نسل‌کشی، جنایات جنگی، پاکسازی قومی و جنایات علیه بشریت بازتعریف می‌کند. بر این اساس، زمانی که دولتی در انجام این مسئولیت ناتوان یا بی‌تفاوت باشد، برای جامعه بین‌المللی حق و حتی مسئولیت مداخله ایجاد می‌شود.

امیری‌‌مقدم معتقد است که جامعه جهانی می‌توانست از همان روزهای نخست واکنش جدی‌تری نشان دهد. او می‌گوید: «در چارچوب حقوق بین‌الملل ابزارهای مختلفی برای اصل مسئولیت حمایت وجود دارد. آخرین راه‌کار وقتی هیچ راه‌کاری جواب نداد، مداخله نظامی است.»

خداکرمی اما بر هزینه‌های سیاسی و اقتصادی چنین اقدام‌هایی تأکید می‌کند و می‌افزاید: «تاریخ به ما نشان داده که هزینه سیاسی بی‌عملی همیشه از هزینه سیاسی اقدام بیشتر بوده. موضوع مهم این است که قدرت‌های جهانی در انتخاب واکنش با توجه به منافع خودشان عمل می‌کنند.»

خشونت حکومت ایران و بررسی امکان مداخله آمریکا فراتر از تحریم‌ها

با وجود آنکه پس از وصل شدن کامل اینترنت در ایران امکان آگاهی از جزئیات خشونت اعمال‌شده علیه معترضان و آمار واقعی‌تر کشته‌ها و زخمی‌ها امکان‌پذیر می‌شود، اما این پرسش مطرح است که آیا سطح کنونی سرکوب در ایران، آیا در چارچوب سیاست خارجی ایالات متحده و دکترین‌های مداخله بشردوستانه، می‌تواند مبنایی برای اقدام فراتر از تحریم و محکومیت سیاسی از سوی دولت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا باشد.

بیشتر بخوانید: گزینه‌های “قاطع” ترامپ علیه ایران به روایت وال‌استریت ژورنال

در نگاه امیری‌‌مقدم، در حال حاضر گزینه‌هایی، از جمله پیگرد قانونی مسئولان سرکوب و تحریم برای واکنش به جمهوری اسلامی مقابل جامعه جهانی قرار دارد.

او در این باره گفت: «معمولا در چارچوب حقوق بین‌الملل، این شورای امنیت [سازمان ملل متحد] هست که چنین تصمیم‌هایی را می‌گیرد که متاسفانه به دلیل ترکیب شورای امنیت، [معمولا] به دلیل مخالفت برخی کشورها، روسیه و چین، که حق وتو دارند، به چنین تصمیم‌هایی نمی‌رسند. اگر تعداد زیادی کشور در دنیا خواهان مداخله نظامی باشند ولی این تصمیم با وتوی سازمان ملل مواجه شود، در این صورت حتی مداخله نظامی به دلیل اخلاقی قابل قبول‌تر خواهد بود.»

خداکرمی مداخله نظامی دولت آمریکا از منظر حقوقی و دکترین مداخله بشردوستانه را بسیار بعید می‌داند. از نگاه او، دو عامل می‌تواند دولت ترامپ را به سمت اقدام فراتر از تحریم‌ها بکشاند.

اقدام‌های احتمالی ترامپ از دیدگاه او، می‌تواند به شکل ایجاد منطقه پرواز ممنوع یا حمایت لجستیکی از معترضان ظهور کند. این روزنامه‌نگار در توضیح این دیدگاه گفت: «بی‌ثباتی منطقه‌ای به ویژه با نظر به امنیت انرژی و سرمایه‌گذاری‌های منطقه‌ای و همچنین امنیت اسرائیل می‌توانند پای ایالات متحده را به اقدامی فراتر از تحریم باز کنند.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

سجاد خداکرمی در این میان نقش افکار عمومی ایالات متحده را در این مقوله از نظر دور نگاه نمی‌دارد و بر این موضوع تاکید می‌کند که ایالات متحده “جامعه دوقطبی شده‌ای” دارد و بر این نظر است که اگر وجدان عمومی مردم در این کشور جریحه‌دار شود، می‌تواند دولت ترامپ را تحت فشار قرار دهد.

او به توجه به انتخابات پیش روی کنگره افزود: «ایالات متحده می‌تواند به ابزاری برای معترضان در ایران تبدیل شود، برای اینکه، فراتر از فشار حداکثری که این دولت تا کنون بر جمهوری اسلامی تحمیل کرده است، بتوانند دولت ترامپ را پای کار نگه دارد.»

آستانه تحمل جوامع دموکراتیک در برابر خشونت حکومت‌ها

آستانه تحمل افکار عمومی در دموکراسی‌ها نسبت به خشونت دولتی و عواملی که این افکار را به مطالبه پاسخگویی حکومت‌های سرکوبگر سوق می‌دهد، در حال حاضر به موضوعی محوری در فضای سیاسی و حقوق بشری بدل شده است.

سجاد خداکرمی، روزنامه‌نگار مستقل در ترکیه، در این گفت‌وگو به بحران مزمن سرکوب در جمهوری اسلامی اشاره می‌کند و بر این نظر است که تکرار هر از گاه این موج‌های خشونت انگار به نوعی برای جامعه جهانی “عادی‌سازی” شده است.

این خبرنگار گفت: «آستانه تحمل زمانی می‌تواند بشکند که ما تصاویر و روایت‌های غیرقابل انکاری از خشونت عریان جمهوری اسلامی را به غرب نشان بدهیم و در واقع افکار عمومی غرب را به این سمت ببریم که که قربانیان را به تعبیری به تماشاگرشان شبیه کنیم.»

او این راهکار را چنین توضیح داد: «باید چهره و زندگی یک قربانی را برای جهان غرب به نماد تبدیل بکنیم، مثل آنچه کنشگران در جنبش “زن، زندگی، آزادی” انجام دادند و چهره و شخصیت مهسا امینی، نیکا شاکرمی و دیگران را به نماد تبدیل کردند. آن‌ها تصاویری انسانی از این شهروندان ایرانی در برابر غرب ترسیم کردند.»

به زعم این تحلیل‌گر، افکار عمومی در کشورهای غربی زمانی به‌طور جدی نسبت به سرکوب در ایران واکنش نشان می‌دهد که آن را مستقیماً مرتبط با امنیت و زندگی روزمره خود بداند. او بر این نظر است که هنگامی که شهروندان غربی احساس کنند تداوم وضعیت موجود در ایران می‌تواند بر ثبات و امنیت کشورهایشان تأثیر بگذارد، این حساسیت به فشار افکار عمومی تبدیل می‌شود؛ فشاری که در نهایت سیاستمداران را، نه لزوماً از سر ملاحظات اخلاقی، بلکه به دلیل نگرانی از هزینه‌های سیاسی، به واکنش وادار می‌کند.

در این خصوص امیری‌مقدم، اراده سیاسی، مسائل ژئوپولیتک و امنیت دیگران را تاثیرگذار می‌پندارد. او خاطرنشان می‌کند که در برخی موارد جامعه جهانی (شامل کشورهای اروپایی و آمریکا) قاطعانه‌تر عمل می‌کند و در برخی موارد خلاف این عمل می‌کند.

مدیر سازمان حقوق بشر ایران افزود: «کشورهای غیردموکراتیک معمولا چنین چیزی را نمی‌پذیرند، چون از اینکه کشور آنها دستخوش چنین اتفاق‌هایی بشوند، هراس دارند.»

در مجموع، شواهد موجود و ارزیابی خبرنگاران و کارشناسان حقوق بشری نشان می‌دهد که سرکوب اعتراضات اخیر در ایران “با سطح بی‌سابقه‌ای از خشونت همراه بوده و به الگوی سازمان‌یافته‌ای از خشونت مرگبار علیه غیرنظامیان” تبدیل شده است؛ الگویی که به زعم خیلی‌ها می‌تواند در چارچوب حقوق بین‌الملل به‌عنوان “جنایت علیه بشریت” تلقی شود.

با این حال، تبدیل این تشخیص حقوقی به اقدام عملی، بیش از هر چیز به اراده سیاسی جامعه جهانی بستگی دارد؛ اراده‌ای که همچنان میان منافع راهبردی، فشار افکار عمومی و هزینه‌های سیاسی در حال تعلیق است.

EnglishGermanPersian