پرسش بنیادین که اکنون در اتاقهای جنگ واشنگتن و تلآویو طنینانداز شده، دیگر بر سر تغییر رفتار یا حتی سقوط ساختار سیاسی در تهران نیست؛ پرسش بر سر سرنوشت بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده با غنای نزدیک به ۶۰ درصد است که به زعم دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا “استخوان گلوگیر” هرگونه توافق برای پایان دادن به تهاجم نظامی کنونی است.
به گفته کارشناسان، برای ترامپ، خروج از این جنگ بدون تعیین تکلیف این حجم از اورانیوم، به معنای رها کردن یک “بمب ساعتی” در دستان رقیبی است که میتواند در هر مقطعی به احیای سریع برنامه هستهای منجر شود.
اظهارات اخیر او مبنی بر اینکه ارتش آمریکا “دقیقا میداند این حجم اورانیوم کجاست”، نشان از آن دارد که واشنگتن جنگ کنونی را راهی برای از بین بردن دائمی توان هستهای ایران میبیند.
دونالد ترامپ در سخنرانی روز چهارشنبه (۱ آوریل ۲۰۲۶) گفت: «ما آن را با ماهوارهها رصد میکنیم و تکتک آنها را میبینیم؛ آنها هیچچیز ندارند.»
مخفیکاری هستهای دیگر ممکن نیست
این جملات نشاندهنده آن است که از نظر واشنگتن، مخفیکاری هستهای دیگر ممکن نیست و کوچکترین جابهجایی در ذخایر اورانیوم، بلافاصله ردیابی میشود.
رئیسجمهور ایالات متحده در ادامه با لحنی قاطع هشدار داد: اگر کوچکترین حرکتی انجام دهند، با حملات موشکی بسیار قدرتمندی روبرو خواهند شد.»
ترامپ در این نطق کلیدی، ضمن تکرار تهدید “بازگرداندن ایران به عصر حجر”، اعلام کرد که ارتش آمریکا به مراحل پایانی مأموریت خود نزدیک شده است، اما پایانِ قطعی این نبرد را به خنثیسازی کامل ذخایر باقیمانده گره زد.
همزمان با این انسداد دیپلماتیک، واقعیتهای میدانی به شکلی هولناک با زمان مسابقه میدهند. تنها ساعاتی اندک تا پایان اولتیماتوم تکاندهنده ترامپ باقی مانده است؛ ضربالاجلی که در آن تهدید شده در صورت باز نشدن تنگه هرمز، نیروگاههای اصلی برق و پلهای حیاتی کشور هدف قرار خواهند گرفت.
دویچه وله فارسی در این گزارش در گفتگو با فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد انستیتو واشینگتن و کارشناس مسایل دفاعی و امنیتی ایران و منطقه خلیج فارس و عمار گلی، روزنامه نگار تحقیقی ساکن آلمان و عضو تحریریه وبسایت تحلیلی خبری The Amargi” ” با نگاهی به مستندات و ارزیابیهای نظامی و اطلاعاتی، به این موضوع میپردازیم که چگونه بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد، به مرز میان “جنگ فرسایشی” و “فروپاشی زیرساختی” تبدیل شده است. پرسش اصلی این است: آیا ترامپ پیش از محو کردن فیزیکی غنیسازی، لوله تفنگها را پایین نخواهد آورد؟
اورانیوم؛ گره راهبردی پایان جنگ
در گزارش رسمی آژانس بینالمللی انرژی اتمی که ۲۷ فوریه ۲۰۲۶ منتشر شد، آمده بود که ایران در مکاتبات خود با آژانس از اعلام محل دقیق ذخایر خودداری کرده، اما بهطور ضمنی پذیرفته که بخشی از ذخایر غنیشده تا ۲۰ و ۶۰ درصد در مجتمع تونلی اصفهان نگهداری میشود.
در این میان فرزین ندیمی و عمار گلی نیز تائید میکنند که علاوه بر ۴۶۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد حدود ۱۸۴ کیلوگرم اورانیوم ۲۰ درصدی نیز وجود دارد.
به گفته فرزین ندیمی، طبق برآوردها و اطلاعات موجود، احتمالا بخشی از این اورانیوم ۶۰ درصدی در فردو موجود است، اما بخش بیشتری از آن به سایت زیرزمینی اصفهان منتقل شده است: «برخی تصاویر ماهوارهای مربوط به پیش از جنگ نشان میداد که کامیونهایی با مخازن آبیرنگ در آن محل در رفتوآمد بودهاند. بر همین اساس این احتمال وجود دارد که مقدار قابل توجهی از اورانیوم غنیشده در تونلهای اصفهان نگهداری شود.»
به گفته او، تونلهای اصفهان از مستحکمترین و دور از دسترسترین مکانهای موجود در ایران هستند. از همین رو با احتمال بسیار زیاد بخش عمده اورانیوم ۶۰ درصدی در همین تونلها قرار دارد. او تأکید میکند که این تونلها حتی از فردو عمیقتر و غیرقابلدسترستر هستند: «به همین دلیل انتظار میرود برای بهدست آوردن این ۴۴۰ تا ۴۶۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی، بهویژه اگر بخش عمده آن در اصفهان باشد، احتمال استفاده از نیروی زمینی از سوی آمریکا بسیار زیاد باشد.»
در گزارش واشنگتنپست در ۱۹ مارس ۲۰۲۶ آمده بود که ترامپ با سختترین تصمیم جنگ ایران روبهرو شده: این که آیا برای تأمین امنیت ذخایر اورانیوم غنیشده، نیروی زمینی آمریکا را وارد ایران خواهد کرد؟ در همان گزارش، ترامپ از پاسخ مستقیم طفره رفته و گفته بود: «من درباره آن صحبت نمیکنم.»
یکی از مشکلات مهمی که به گفته ندیمی در این سناریو وجود دارد این است که ورودی تونلهای دسترسی درست پیش از آغاز جنگ با خاک پوشانده شدهاند؛ چیزی شبیه به یک زیرزمین مدفون. بنابراین اگر نیروی زمینی بخواهد به این محل وارد شود، ابتدا باید تونلها را باز کند. این یعنی مجموعهای از اقدامات مهندسی تخصصی لازم خواهد بود و صرفا حضور نیروهای ویژه کافی نیست.
خطر انتقال و ریسک پرتوزایی
در محاسبات نظامی، مسئله فقط دسترسی به مواد نیست؛ چگونگی انتقال ایمن این ذخایر و جلوگیری از درگیری در لحظه خروج، بخشی از پیچیدهترین لایههای این سناریو است. هرگونه درگیری در مسیر انتقال میتواند خطر انتشار مواد رادیواکتیو و یک بحران زیستمحیطی فرامرزی را به همراه داشته باشد.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
ندیمی در مورد خطرات پرتوزایی توضیح میدهد که شخصا فکر نمیکند خطر جدی از این نظر وجود داشته باشد، زیرا این مواد در مخازن استانداردی نگهداری میشوند که الزامات ایمنی در آنها رعایت شده است: «تنها استثنا زمانی است که در حین جابهجایی، درگیری نظامی رخ دهد. برای مثال، اگر قرار باشد این مواد با هواپیما یا یک کاروان خودرویی جابهجا شوند و در همان زمان درگیری نظامی رخ دهد، احتمال از بین رفتن مخازن کاملا وجود دارد؛ وضعیتی که میتواند فاجعهبار باشد.»
به باور او، اگر ارتش و دولت آمریکا تصمیم بگیرند این مواد را از طریق عملیات زمینی خارج کنند، فقط ۴۶۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی مد نظر نخواهد بود، بلکه ۱۸۴ کیلوگرم اورانیوم ۲۰ درصدی نیز به همان اندازه اهمیت خواهد داشت و نباید از نظر دور بماند.
ندیمی میگوید از نظر نظامی، اجرای چنین عملیاتی کاملا امکانپذیر است. آمریکا میتواند از نیروهای رنجر و یگانهای هوابرد استفاده کند تا نزدیکترین فرودگاه به منطقه را تحت کنترل بگیرند. سپس باید مجموعهای از تجهیزات مهندسی با هواپیماهایی مانند A330 به آن منطقه منتقل شود تا برای باز کردن تونلها و مسیرهای دسترسی مورد استفاده قرار گیرد و پس از آن تلاش برای خروج این مواد آغاز شود.
آیا ترامپ قید اورانیوم غنی شده را خواهد شد؟
البته پژوهشگر ارشد انستیتو واشینگتن و کارشناس مسایل دفاعی و امنیتی ایران و منطقه خلیج فارس تاکید میکند که این سناریو به شرطی قابل اجراست که اطلاعات دقیق و قابل اتکا درباره محل واقعی نگهداری این مواد وجود داشته باشد. اگر محل دقیق مشخص باشد، انتقال نیرو و اجرای عملیات احتمالا چند روز زمان خواهد برد و در تمام این مدت باید منطقه تحت تصرف کامل نگه داشته شود.
او میگوید از طرف ایران با احتمال بسیار زیاد تلاش خواهد شد که از طریق حملات موشکی و پهپادی جلوی این عملیات گرفته شود، در آن اخلال ایجاد شود و به هر شکلی که ممکن باشد با آن مقابله شود. این احتمال بسیار بالاست. به همین دلیل، علاوه بر تجهیزات مهندسی، احتمالا لازم خواهد بود سامانههای پدافند هوایی نیز در آنجا مستقر شود، زیرا امکان شلیک چند موشک بالستیک از سوی ایران وجود خواهد داشت.
او این سناریو را عملی اما بسیار پرهزینه و پرچالش توصیف میکند. به گفته ندیمی، چنین عملیاتی احتمالا با بمباران سنگین پشتیبان نیز همراه خواهد بود تا هرگونه تلاش نیروهای ایرانی برای محاصره منطقه یا ایجاد درگیری زمینی خنثی شود. هرچند آمریکا معمولا تمایل ندارد وارد ریسک درگیری زمینی گسترده شود.
با این حال عمار گلی تأکید میکند که با توجه به عدم اطلاع دقیق از محل ذخایر، در حال حاضر نه ایالات متحده و نه اسرائیل قادر به برنامهریزی و اجرای عملیاتی برای دسترسی به این مواد نیستند. حتی اگر محل ذخیره مشخص باشد — که احتمالا در شرق یا شمال شرق ایران است، اجرای چنین عملیاتی بسیار مخاطرهآمیز و با ریسک بالا خواهد بود.
نیروی زمینی آمریکا در میان دوگانه تنگه هرمز و اورانیوم غنیشده
در کنار سناریوی اورانیوم، یک فرضیه دیگر نیز در محافل نظامی مطرح است: اینکه هدف اصلی هرگونه مداخله زمینی، نه مراکز هستهای، بلکه باز نگه داشتن مسیر انرژی و کشتیرانی در خلیج فارس باشد.
به گفته گلی، تحلیلها نشان میدهد که اگر نیروی زمینی آمریکا یا متحدانش در نهایت وارد عمل شوند، احتمالا هدف اصلی، حمله به جزایری مانند خارک، قشم و ابوموسی و باز کردن مسیر تنگه هرمز برای کشتیرانی خواهد بود.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
ندیمی اما میگوید اگر توافقی به دست نیاید که شامل خروج کامل و تحویل این مواد باشد، تصور اینکه دونالد ترامپ بدون خارج کردن این ۴۶۰ کیلوگرم بهعلاوه ۱۸۴ کیلوگرم اورانیوم از ایران، بخواهد اعلام پیروزی و پایان جنگ کند، برای او دشوار است.
به گفته او، حتی اگر موضوعاتی مانند تنگه هرمز نیز تا حدی حلوفصل شود و این آبراه دوباره باز بماند، تا زمانی که تکلیف این میزان اورانیوم روشن نشده باشد، بعید میداند ترامپ جنگ را خاتمه دهد.