اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
به همین دلیل، آنها به طور فزاینده اینترنت اختصاصی خود را میسازند، با بانکداری آنلاین، پلتفرمهای تجاری و شبکههای اجتماعی بومی، چیزی که “اسپلینترنت” نامیده میشود و دیگر هیچ ارتباطی با اینترنت جهانی ندارد. برای مشارکت در آن، کاربران باید هویت واقعی خود را فاش کنند و شماره تلفنها، آدرسهای آیپی و نسخههایی از مدارک هویتی را ثبت کنند. افزون بر این، برخی ارائهدهندگان ویدیوهای سلفی زنده و دادههای دقیق موقعیت مکانی جیپیاس را نیز میخواهند.
کاربر شفاف و قابل شناسایی
هدف این است: مشارکت ناشناس ناممکن شود و مشارکت از خارج از کشور دشوار گردد. پیام روشن است: اگر برای دولت قابل شناسایی نباشید، اجازه مشارکت در فضای اطلاعاتی که آن را کنترل میکند را نخواهید داشت. پاتریک بوهلر، روزنامهنگار و کارشناس مقابله با سانسور، در مقاله خود با عنوان “نقاط تماس میان نظامهای اقتدارگرا” مینویسد: [رژیمهای] خودکامه دریافتهاند که به همان مسیرهای ارتباطی دیگران نیاز ندارند. آنها میتوانند مسیرهای خود را بسازند و خودشان تصمیم بگیرند چه کسی دسترسی داشته باشد.
پیامدهای این امر، پیشتر در جریان اعتراضهای ایران در سال ۲۰۲۲ آشکار شده بود. به محض این که معترضان حسابهای شبکههای اجتماعی ایجاد میکردند، ظرف چند ساعت شناسایی میشدند. اتفاقی مشابه در همان سال در چین و در جریان اعتراضها علیه سیاست سختگیرانه کووید رهبری کمونیستی رخ داد. از طریق سیمکارتهای ثبتشده، شناسههای دستگاه و اجبار به استفاده از نام واقعی، مقامهای حکومت میتوانستند کاربران را به سادگی شناسایی و بازداشت کنند.
بهرهبرداری از بیاعتمادی دولتهای سانسورچی
برای فعالان یا همچنین برای روزنامهنگارانی که از کشورهای تحت حاکمیت اقتدارگرا گزارش میدهند، این وضعیت مانعی عظیم ایجاد میکند: یا هویت واقعی خود را فاش میکنند و خود و منابعشان را به خطر میاندازند، یا دسترسی به کانالهای ارتباطی مهم را از دست میدهند. به قول یک فعال [سیاسی]: “ناشناس بودن نجاتدهنده جان است.”
با این حال، بوهلر و همکارانش راهی یافتهاند تا از این کنترل کامل عبور کنند. مفهوم آنها بر این اساس استوار است که نهادهای مختلف به اندازه کافی به یکدیگر اعتماد ندارند تا بتوانند به طور موثر هماهنگ شوند. به بیان دیگر، همان بیاعتمادی که مبنای حاکمیت اقتدارگراست، به مخالفان این حاکمیت کمک میکند.
گذرنامه خارجی به عنوان بلیت ورود
وقتی یک پلتفرم میخواهد هویت یک فرد را تایید کند، گذرنامهها، کارتهای شناسایی یا حتی شماره تلفنهای خارجی را نیز میپذیرد. هر سامانه شیوه کاری خاص خود را دارد. به این ترتیب، شکافهایی به طور اجتنابناپذیر در سامانه ایجاد میشود. شرکتهای صوری و شرکتهای مشکوک برونمرزی نیز از چنین شکافهایی بهره میبرند که متخصصان آن را “آربیتراژ سامانهای” مینامند.
بیشتر بخوانید: گزارش عفو بینالملل از سرکوب سراسری برای پنهان کردن کشتار معترضان در ایران
برای نمونه، کسی که بتواند گذرنامه کشوری را تهیه کند که از سوی نظام اقتدارگرای مربوطه به عنوان دوست تلقی میشود، در سامانههای راستیآزمایی سوءظن کمتری برمیانگیزد تا دارنده مدرک آمریکایی یا بریتانیایی. تهیه چنین گذرنامهای در دارکنت بدون مشکل ممکن است. و در ادامه فرایند راستیآزمایی، دیگر بررسی نمیشود که آیا دارنده این مدرک واقعا وجود دارد یا نه.
با یک سیمکارت و یک گذرنامه میتوان از دو مانع نخست عبور کرد. اما سه مانع دیگر همچنان باقی است.
پنج پله نردبان راستیآزمایی
بسیاری از پلتفرمها از سامانههای موسوم به “راستیآزمایی تطبیقی” استفاده میکنند که به طور مداوم میزان ریسک یک کاربر را ارزیابی میکند. نردبان راستیآزمایی با شماره تلفن ساده و کدهای اساماس آغاز میشود، مرحله یک، سپس به مطالبه مدارک هویتی میرسد، مرحله دو، تشخیص چهره، مرحله سه، ویدیوهای زنده با دستورهای حرکتی مشخص، مرحله چهار، و در نهایت ضمانت یک کاربر از پیش راستیآزماییشده، یعنی مرحله پنج.
تلاشها برای عبور از دو مرحله بعدی در ابتدا شکست خورد. زیرا برنامه پلتفرم مربوطه دسترسی عمیقی به تنظیمات یک تلفن همراه دارد. به این ترتیب، بلافاصله تشخیص میدهد که آیا یک ویدیو از طریق دوربین خود گوشی ضبط شده یا به صورت دور زدن سامانه از منبعی دیگر وارد شده است.
بیشتر بخوانید: گزارش کاربران از نصب “کاندوئیت” برای اتصال ایران به اینترنت
به همین دلیل، اکنون یک راهبرد فنی پیچیده به کار میآید که “شبیهسازی هویت” نام دارد. این راهبرد دو فناوری را ترکیب میکند: خدمات ابری و نرمافزار دوربین مجازی.
خدمات ابری کارکردهایی را که معمولا درون یک دستگاه واحد انجام میشود به یک سرور منتقل میکند که میتواند در هر نقطهای از جهان قرار داشته باشد. به این ترتیب، تغییر متادادههایی مانند موقعیت مکانی نسبتا آسان میشود و یک تلفن همراه منفرد دیگر قابل ردگیری نیست.
برای بررسیهای زیستسنجی، از راهکارهای نرمافزاری استفاده میشود که بسیاری از استریمرها از آن بهره میبرند. این نرمافزار یک درایور دوربین مجازی در سطح سیستم عامل ایجاد میکند. به این شیوه، از یک عکس ثابت تولیدشده با هوش مصنوعی، یک ویدیوی زنده کامل ساخته میشود. به این ترتیب، مانع چهارم نیز پشت سر گذاشته میشود.
هوش مصنوعی و ایجاد نقایص عمدی در تصاویر
قدرت اقناع هویتهای جعلی، در جزئیات نهفته است. برای این منظور، به جای فتوشاپ که ردهای دیجیتال بر جا میگذارد، از ابزارهای رایج هوش مصنوعی استفاده میشود. پژوهشگران به طور آگاهانه [و عامدانه] نقصهایی را در تصاویر تولیدشده برنامهریزی میکنند: منافذ قابل مشاهده، ناهماهنگیهای کوچک پوستی، اندکی تاری، دقیقا همان ویژگیهایی که ارزیابهای انسانی از سلفیهای واقعی انتظار دارند.
با این روش، حتی پیشرفتهترین سامانههای تشخیص چهره وزارت امنیت عمومی چین نیز قابل دور زدن هستند، دستکم در حال حاضر. چرا در حال حاضر؟ چون سانسورچیان نیز به دنبال راههای تازهای برای بستن شکافهای موجود در سامانه خود هستند.
آینده اعتماد دیجیتال
اما این تحولات پرسشهای بنیادی درباره آینده هویت دیجیتال مطرح میکند. اگر یک هویت ساختگی کاملا طراحیشده و حسابرسیشده با هوش مصنوعی عملا از یک هویت واقعی قابل تشخیص نباشد، این برای درک ما از اصالت دیجیتال چه معنا و پیامدی دارد؟
همچنین استفاده از چنین تکنیکهای ناشناسسازی از نظر اخلاقی مسئلهدار است. بوهلر مینویسد: «همان شکافهای امنیتی که به پژوهشگران امکان دسترسی به اطلاعات محرمانه را میدهد، به مجرمان نیز اجازه میدهد پولشویی کنند.»
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
با این حال، او از بهکارگیری آن دفاع میکند. زیرا در جهانی که ناشناس بودن به طور فزایندهای جرمانگاری میشود، پای ارزشهای بالاتری در میان است. “تعهد مشترک به ایده جریان آزاد اطلاعات، به نقش مهم روزنامهنگاری و به حق شهروندان برای آگاهی از عملکرد دولتهایشان”، به باور بوهلر و همکاران پژوهشی او، این یک مسئله صرفا فنی یا پژوهشی نیست، بلکه مستقیما به آزادی گره خورده است.
توضیح: دویچه وله به مراحل دقیق مورد نیاز برای ورود ناشناس از خارج از کشور به حسابهای چینی، ایرانی یا روسی دسترسی دارد. برای حفاظت از افرادی که به این مسیرها وابستهاند، ما آنها را به طور مشروح منتشر نمیکنیم.