دانشجویان زیر فشارهای امنیتی؛ موج تازه اخراج و تعلیق

با بازگشایی دانشگاه‌ها پس از مدتی تعطیلی، شماری از دانشجویان با تعلیق، اخراج و دیگر اشکال سرکوب مواجه شده‌اند. به نظر می‌رسد حکومت بار دیگر در میانه بحران، راه تشدید محدودیت‌ها را انتخاب کرده است.روزنامه شرق در گزارشی از افزایش فشار بر دانشجویان اندکی پس از بازگشایی دانشگاه‌ها به دنبال تعطیلی دو ماهه در نتیجه جنگ خبر داده است. بر اساس این گزارش، ده‌ها و در برخی موارد صدها دانشجو در دانشگاه‌های مختلف با روندهای انضباطی، احکام تعلیق و حتی اخراج مواجه شده‌اند.

آنگونه که شرق نوشته، در دانشگاه شریف پنج تا هفت دانشجو حکم اخراج گرفته، بیش از ۲۰ دانشجو یک تا سه ترم از تحصیل تعلیق شده‌اند و سامانه‌های آموزشی ۲۰ تا ۲۵ دانشجوی دانشگاه بهشتی از دسترس‌شان خارج شده است. همچنین برای بیش از صد دانشجوی دانشگاه علم و صنعت پرونده انضباطی تشکیل شده و ۱۵۰ تا ۲۰۰ دانشجوی دانشگاه تهران در حال نوشتن دفاعیه‌های خود هستند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله

به گفته شورای صنفی دانشگاه صنعتی شریف، بخش قابل توجهی از پرونده‌ها به “فعالیت دانشجویان در فضای مجازی، از جمله محتوای پروفایل، پیام در گروه‌های خصوصی یا بازنشر مطالب در شبکه‌های اجتماعی” مربوط بوده است.

لیلا حسین‌زاده، فعال سابق دانشجویی چپ، در گفت‌وگو با دویچه وله فارسی می‌گوید از نگاه او این موج برخوردها، در واقع “تکمیل پروسه‌ تصفیه‌ دانشگاه پس از دی‌ماه گذشته است”. او می‌افزاید: «با فروکش کردن نسبی شرایط جنگی، رژیم با فراغ بال بیشتری انتقام از دانشگاه و مشخصا پاکسازی مجدد آن را پی گرفته است.»

احکام انضباطی خارج از چارچوب مقررات

خبرنگار روزنامه شرق در گزارش مفصل خود با شماری از دانشجویان در دانشگاه‌های گوناگون تهران صحبت کرده است و به گفته آنان شرایط پیش آمده باعث شده «دانشجویان در ابتدایی‌ترین امور تحصیلی خود مثل انتخاب واحد، حذف و اضافه و حتی ثبت نمرات میان‌ترم دچار مشکل جدی شوند.»

از سوی دیگر روایت‌های دانشجویان حاکی از آن است که برخوردهای صورت گرفته در دانشگاه‌ها مواد و اصول مختلفی از “شیوه‌نامه اجرایی آیین‌نامه انضباطی دانشجویان” را نقض می‌کند.

لیلا حسین‌زاده معتقد است که حتی با تشدید سرکوب دانشجویان و امنیتی‌تر شدن فضای دانشگاه نیز جمهوری اسلامی قادر به پیشبرد سیاست‌های خود نخواهد بود. او می‌گوید: «رژیم طی سال‌های گذشته موفق شده بود کار متشکل در دانشگاه‌ها را تا حدود زیادی سرکوب کند؛ امروز در پی سرکوب تمام‌عیار وجه جنبشی دانشگاه‌ها هم هست، اما این ابدا به معنای خاموشی دانشگاه‌ها نیست. شاید دانشگاه در نقش پیشروانه و روشنفکرانه برای جنبش‌های مردمی، تحت سرکوب مداوم و تصفیه‌های سیستماتیک طبقاتی، جغرافیایی، جنسیتی و مستقیما سیاسی، توانش کاهش بیابد، اما دانشگاه به عنوان پایگاه و بخشی از جنبش جوانان در ایران، پیش خواهد رفت.»

چرا حکومت از دانشگاه هراس دارد؟

دانشگاه در ایران هرگز تنها یک نهاد آموزشی نبوده، بلکه در دهه‌های گذشته یکی از مهم‌ترین فضاهای تولید اندیشه، شکل‌گیری مطالبات اجتماعی و سازماندهی کنش‌های سیاسی و مدنی بوده است.

از همین رو، دانشگاه همواره زیر ذره‌بین حکومت قرار داشته و جمهوری اسلامی تلاش کرده است این فضا را تحت کنترل خود نگه دارد. از “انقلاب فرهنگی” در سال‌های ابتدایی پس از انقلاب تا برخورد با تشکل‌های دانشجویی، استادان منتقد و فعالان دانشگاهی در دهه‌های بعد، دانشگاه بارها به عنوان عرصه‌ای حساس از منظر حاکمیت تعریف شده است.

بیشتر بخوانید: جو امنیتی در مدارس ایران؛ الگویی بدیع پس از سرکوب اعتراضات

این حساسیت ریشه در نقش تاریخی دانشجویان در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران دارد. دانشگاه‌ها به دلیل تمرکز جمعیت جوان، دسترسی به اطلاعات و امکان شکل‌گیری شبکه‌های اجتماعی و فکری، اغلب به محلی برای طرح نقدها و اعتراضات تبدیل شده‌اند. به همین دلیل، بسیاری از ناظران معتقدند که سیاست‌های کنترلی در دانشگاه‌ها تنها به مدیریت فضای آموزشی محدود نمی‌شود، بلکه بخشی از تلاش گسترده‌تر حکومت برای کنترل عرصه عمومی و جلوگیری از شکل‌گیری جنبش‌های اعتراضی است؛ رویکردی که در دوره‌های مختلف، با شدت و شیوه‌های متفاوت، ادامه یافته است.

لیلا حسین‌زاده بر این باور است که «دشمن اول و آخر رژیم جمهوری اسلامی تحت هر شرایطی مردم ایران و خواسته‌های به حق آن‌هاست.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

این فعال سابق دانشجویی می‌گوید: «جنگ خارجی و بحران‌های ناشی از آن همچون تحریم‌های اقتصادی در سال‌های گذشته می‌تواند برای این رژیم به قول موسس‌اش خمینی، بدل به “نعمت” شود، اما مردم به‌عنوان شهروندانی دارای حق و حقوق، و خواستار زندگی و آزادی، بزرگترین مصیبت رژیم جمهوری اسلامی هستند. بنابراین حمله به دانشگاه‌ها، فعالان، معترضان و تقلا برای حراست از فضای خفقان، بدل به طبیعت رژیم جمهوری اسلامی شده است و بدون آن دوام نخواهد آورد.»

نگاهی به کارنامه ۴۷ ساله جمهوری اسلامی در مواجهه با دانشگاه نشان می‌دهد که سکوت الزاماً به معنای آرامش نیست. میان خاموش کردن صداهای اعتراضی و حل مسائل شکافی عمیق وجود دارد. حذف، محرومیت و محدودیت می‌توانند برای مدتی نشانه‌های یک بحران را از دید پنهان کنند، اما به ندرت قادرند ریشه‌های آن را از میان ببرند. از همین رو، هر بار که دانشگاه با رویکردی امنیتی مواجه شده، پرسش‌ها و مطالبات دانشجویان سرانجام به شکلی دیگر و در زمانی دیگر دوباره سر برآورده‌اند.

EnglishGermanPersian