بازگشت خیابان به اردوگاه تندروها
بارزترین ویژگی این موج مخالفت، بازگشت سیاست خیابانی تندروهاست. در روزهای اخیر، ویدئوها و گزارشهایی از تجمع معترضان در تهران و مشهد منتشر شد؛ تجمعهایی که در آنها، عباس عراقچی و محمدباقر قالیباف مستقیما هدف حمله قرار گرفتند. گزارشها از تهران حاکی از شعارهایی مانند “عراقچی، حیا کن، مملکت را رها کن”، “قالیباف، عراقچی، پس خون رهبرم چی؟” و “قالیباف، عراقچی، استعفا، استعفا” بود. در مشهد نیز، بنا بر گزارشها، شعارهایی با لحن تندتر علیه وزیر خارجه سر داده شد. این شعارها فقط نشانه خشم بخشی از بدنه تندرو نیستند، بلکه تلاشیاند برای تبدیل مخالفت با تفاهمنامه به فشاری آشکار و خیابانی.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
اهمیت این تجمعها فقط به تعداد شرکتکنندگان یا محتوای شعارها محدود نمیشود. اهمیت آنها در این است که تندروها میخواهند نشان دهند هنوز قادرند خیابان را، هرچند محدود، به صحنه اعتراض تبدیل کنند و هر حرکت به سمت مصالحه با واشنگتن را دارای هزینه سیاسی داخلی جلوه دهند.
مجلس و شبکههای نزدیک به پایداری هم وارد میدان شدند
این بسیج خیابانی با فشار درون مجلس و رسانههای نزدیک به آن نیز همراه شده است. محمود نبویان، از چهرههای شاخص جبهه پایداری، در شبکه ایکس درباره متن تفاهمنامه نوشت: «با مشاهده متن توافق باید اعلام کنم، نسبت به دو نسخه قبلی، خسارتبارتر و عقبنشینیهای ایران نیز بیشتر شده است.» این جمله، عصاره روایت اردوگاه تندرو از توافق است: متنی که به زعم آنها نه فقط امتیاز داده، بلکه از مواضع پیشین هم عقبتر رفته است.
همزمان، علیاصغر نخعیراد، نماینده مشهد، نیز در حملهای تند به عراقچی گفت: «اینکه وزیر خارجه ما اعلام میکند؛ بدلیل کارشکنی رژیم صهیونی، متن توافق با آمریکا قبل از نهایی شدن منتشر نمیشود، حکایت از ضعف در ادراک بدیهیترین واقعیتهای نظام استکبار جهانی و سلطه صهیونها بر آمریکا دارد! چاره این همه کجفهمی چیست؟! برجام “خسارت محض” حاصل عمل چنین تحلیلگرانی بود.» این حمله نشان میدهد بخش مهمی از تندروها میکوشند تفاهمنامه تازه را از همین حالا در امتداد همان روایت ضدبرجامی تعریف کنند: سازش، سادهلوحی، و واگذاری امتیاز به دشمن.
بیشتر بخوانید: پشت صحنه قدرت در تهران؛ ژنرالها جای ولایت فقیه را میگیرند؟
در کنار این حملهها، تندروها با محویت جبهه پایداری ادعا کردهاند که برخی بندهای توافق، بهویژه در موضوع تنگه هرمز، با منافع راهبردی ایران در تعارض است. اما این ادعا با واکنش متقابل از درون اردوگاه حاکمیت هم روبهرو شده است. در خبرآنلاین، محمد یزدانپناه، عضو تیم نزدیک به قالیباف، روایت نبویان را رد کرد و گفت «مدیریت ایران بر تنگه هرمز تثبیت شد» و آمریکا تلاش کرده بود عبارت “ترتیبات ایرانی” در متن نیاید. همین جدال نشان میدهد دعوا فقط میان حاکمیت و منتقدان بیرونی نیست، بلکه درون خود بلوک قدرت نیز بر سر نحوه روایت و تفسیر توافق شکاف پدید آمده است.
چرا تندروها اینقدر نگراناند؟
بابک دربیکی، تحلیلگر سیاسی، به دویچهوله گفته است این واکنش تندروها صرفاً اختلاف بر سر چند واژه دیپلماتیک نیست، بلکه برای جریان پایداری “به یک مسئله وجودی” تبدیل شده است.
به گفته او، اگر جمهوری اسلامی توانسته هم در برابر فشارها مقاومت کند و هم، اکنون وارد مذاکره با واشنگتن شود، این برای تندروها یک چالش جدی ایجاد میکند. زیرا در این صورت، مشروعیت نظام ممکن است بهتدریج از تقابل ایدئولوژیک به سمت عملگرایی حکومتی، مدیریت اقتصادی و دیپلماسی حرکت کند. در چنین سناریویی، جریانهایی که بر بسیج دائمی، فشار ایدئولوژیک و فضای امنیتی استوارند، بخشی از کارکرد و جایگاه خود را از دست میدهند.
از این زاویه، نگرانی اصلی تندروها فقط خود تفاهمنامه نیست. مسئله این است که توافق میتواند توازن درونی قدرت را جابهجا کند؛ به سود عملگرایان، دیپلماتها و تکنوکراتهایی که میگویند برای بقای نظام باید از شدت تقابل کاست، و به زیان کسانی که سیاست را فقط در چارچوب فشار، تقابل و «مقاومت» تعریف میکنند.
میتوانند اخلال ایجاد کنند، اما نه لزوماً توقف
رضا علیجانی، تحلیلگر سیاسی، نیز به دویچهوله گفته است نباید تندروها را معادل کل حاکمیت دانست. به گفته او، «تندروها حتی در میان همان اقلیتی که بر اکثریت جامعه حکومت میکند نیز یک اقلیت هستند.»
از نگاه او، آنها هرچند میتوانند از پایین فشار ایجاد کنند، اما در راس هرم قدرت لزوما اهرم تعیینکننده ندارند. این ارزیابی با تحولات روزهای اخیر نیز همخوان است: تندروها میتوانند فضا را متشنج کنند، هر امتیاز را به “خیانت” تعبیر کنند، و برای اجرای توافق هزینه سیاسی بسازند، اما نشانهای روشن وجود ندارد که بتوانند مسیر کلی تصمیمگیری را بهطور کامل متوقف کنند.
به بیان دیگر، توان اصلی تندروها در این مرحله نه توقف، بلکه اخلال است: بالا بردن هزینه مصالحه، جنجالآفرینی بر سر هر بند توافق، و آماده نگه داشتن یک روایت آلترناتیو که اگر توافق شکست خورد، بگویند از ابتدا “خسارتبار” بوده و اگر موفق شد، آن را حاصل سالها «مقاومت» خود معرفی کنند.
نزاع بر سر یک متن نیست؛ بر سر جمهوری اسلامی پس از جنگ است
به همین دلیل، اعتراضهای تهران و مشهد را نمیتوان فقط مخالفت با یک متن دیپلماتیک دانست. آنچه در جریان است، نبردی زودهنگام بر سر این است که جمهوری اسلامیِ پس از جنگ چگونه تعریف خواهد شد. اگر این تفاهمنامه به اجرا برسد، ممکن است بهعنوان نشانهای از حرکت بیشتر نظام از سختگیری ایدئولوژیک به سوی نوعی عملگرایی گزینشی خوانده شود. این البته به معنای میانهرو شدن حکومت نیست، اما میتواند نشان دهد برخی از تندروترین جریانهای آن، دستکم در این مقطع، به حاشیه رانده میشوند.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
در چنین شرایطی، تندروها میخواهند نشان دهند هنوز اهمیت دارند؛ هنوز میتوانند علیه دیپلماسی بسیج کنند، هنوز میتوانند خیابان و مجلس را به هم وصل کنند، و هنوز قادرند هر حرکت به سمت مصالحه با آمریکا را به بحران داخلی تبدیل کنند. شاید آنها نتوانند تفاهمنامه را متوقف کنند، اما آشکارا تلاش میکنند نگذارند این توافق بیسروصدا و بدون هزینه به مرحله اجرا برسد.