حمله پاکستان به افغانستان؛ تهدیدی برای میانجی‌گری میان آمریکا و ایران

پاکستان چرا در اوج تنش میان تهران و واشنگتن به افغانستان حمله کرد و آیا این حمله می‌تواند نقش میانجی‌گرانه اسلام‌آباد را تضعیف کند؟ دویچه‌وله در گفت‌وگو با کارشناسان ایرانی و پاکستانی، ابعاد این موضوع را بررسی کرده است.پاکستان به دلیل میانجی‌گری میان آمریکا و ایران مورد توجه و تحسین جامعه جهانی قرار گرفته است. اما هم‌زمان با این تلاش‌ها، این کشور شامگاه یکشنبه ۷ تیر (۲۸ ژوئن) اهدافی را در ولایت‌های پکتیا، پکتیکا و کنر افغانستان هدف حمله قرار داد؛ اقدامی که اسلام‌آباد آن را واکنشی به افزایش حملات تروریستی در پاکستان و حضور گروه‌هایی مانند “تحریک طالبان پاکستان” در مناطق مرزی می‌داند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌وله

مقام‌های پاکستانی از کشته‌شدن ۲۵ “تروریست” خبر داده‌اند، در حالی که طالبان افغانستان اعلام کرده است در این حملات ۳۶ غیرنظامی، از جمله زنان و کودکان، جان باخته‌اند.

پاکستان و افغانستان روز سه‌شنبه ۹ تیر (۳۰ ژوئن) در اقدامی متقابل، دیپلمات‌های یکدیگر را هم احضار کردند.

حمله هوایی پاکستان درست در زمانی انجام گرفت که نگاه‌ها به مذاکرات ایران و آمریکا دوخته شده است و این پرسش مطرح می‌شود که آیا چنین اقدامی می‌تواند بر نقش میانجی‌گرایانه پاکستان در روند مذاکرات ایران و آمریکا تاثیر منفی بگذارد.

لطمه به “اعتبار دیپلماتیک” پاکستان

فاطمه امان، کارشناس روابط ایران و پاکستان و پژوهشگر ارشد “شورای آتلانتیک”، معتقد است که بمباران افغانستان توسط پاکستان لزوما نقش میانجی‌گری اسلام‌آباد میان ایران و آمریکا را از بین نمی‌برد، اما می‌تواند اعتبار دیپلماتیک این کشور را محدودتر کند.

به گفته این پژوهشگر، پاکستان همچنان ممکن است برای تهران و واشنگتن یک “کانال ارتباطی مفید” باقی بماند، اما این حمله یادآور آن است که اسلام‌آباد خود با بحران‌های امنیتی جدی مواجه است و نمی‌توان آن را “میانجی‌کاملا بی‌طرف یا باثبات” دانست.

امان همچنین در ادامه تاکید می‌کند که برای ایران، این حمله به خودی خود احتمالا مسئله‌ای مستقیم و تعیین‌کننده نیست. به باور او، تا زمانی که این درگیری‌ها به بی‌ثباتی گسترده‌تر در افغانستان و موج تازه مهاجرت یا ناامنی در مرزهای شرقی ایران منجر نشود، تهران احتمالا آن را بیشتر در چارچوب “بحران داخلی و امنیتی پاکستان” ارزیابی خواهد کرد.

او می‌افزاید اهمیت اصلی این موضوع برای بحث میانجی‌گری در آن است که نشان می‌دهد پاکستان هم‌زمان در پی ایفای نقش دیپلماتیک است و در عین حال بحران‌های امنیتی خود را با ابزار نظامی مدیریت می‌کند؛ تناقضی که به اعتقاد او دامنه نقش میانجی‌گری اسلام‌آباد را محدود می‌سازد.

آیا موقعیت بین‌المللی پاکستان به خطر افتاده است؟

در پاسخ به این پرسش که آیا پاکستان با حمله به افغانستان موقعیت بین‌المللی خود را به خطر نینداخته است، امان می‌گوید اسلام‌آباد با وجود آگاهی از هزینه‌های دیپلماتیک چنین حمله‌ای، آن را بخشی از محاسبات امنیتی داخلی خود می‌داند.

به گفته او، از نگاه پاکستان، تهدیدهای ناشی از گروه‌های مسلح در مرز افغانستان، فشار افکار عمومی و ضرورت نشان دادن اقتدار ارتش، فوریت و اهمیت بیشتری نسبت به آسیب احتمالی به نقش میانجی‌گری این کشور دارد. از همین رو، پاکستان این حمله را نه در چارچوب روابط ایران و آمریکا، بلکه در چارچوب امنیت داخلی و رقابت‌های قدرت در داخل کشور تعریف می‌کند.

امان این وضعیت را بخشی از یک تناقض دیرینه در سیاست خارجی پاکستان می‌داند. به گفته او، پاکستان دهه‌هاست با بحران‌های مزمنی از جمله “رقابت با هند، بی‌ثباتی در مرز افغانستان و ناامنی داخلی” روبه‌رو است و میانجی‌گری، حتی در صورت موفقیت نتوانسته بحران‌های ساختاری پاکستان را برطرف کند.

به اعتقاد او، اسلام‌آباد ممکن است همچنان در پرونده ایران و آمریکا نقش مفیدی داشته باشد، اما حمله به افغانستان نشان می‌دهد که ظرفیت این کشور برای ایفای نقش دیپلماتیک با محدودیت‌های جدی داخلی و امنیتی مواجه است.

روابط با همسایگان چالشی جدی برای جایگاه پاکستان

طاهر نعیم‌ملک، استادیار گروه روابط بین‌الملل دانشگاه ملی زبان‌های نوین (NUML) اسلام‌آباد، معتقد است پاکستان به عنوان یک “قدرت متوسط” در گذشته و حال ابتکارهای دیپلماتیک متعددی را دنبال کرده و نقش این کشور در مذاکرات اسلام‌آباد در سطح جهانی مورد تقدیر قرار گرفته است.

به گفته این کارشناس حملات اخیر به افغانستان نشان می‌دهد که تغییری در این رویکرد ایجاد نشده و در چارچوب سیاست پاکستان برای مقابله با تهدیدهای امنیتی و تروریسم قابل ارزیابی است.

به گفته نعیم‌ملک با وجود این محیط منطقه‌ای پاکستان و روابط این کشور با همسایگانش، چالشی جدی برای جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی اسلام‌آباد محسوب می‌شود. او بی‌اعتمادی عمیق و تاریخی میان هند و پاکستان و همچنین روابط پاکستان با افغانستان را از مهم‌ترین عوامل این چالش می‌داند.

نعیم‌ملک همچنین توضیح می‌دهد که روابط پاکستان با افغانستان دستخوش تحولی اساسی شده است؛ به‌طوری که کشوری که زمانی حامی و حتی راهنمای حکومت طالبان به شمار می‌رفت، اکنون در تقابل و اختلاف جدی با حکومت طالبان قرار دارد.

او می‌گوید پاکستان بر این باور است که طالبان افغانستان تمایلی به قطع ارتباط خود با “تحریک طالبان پاکستان” ندارد و از سال گذشته تا کنون “حملات تروریستی” علیه نیروهای مسلح پاکستان و غیرنظامیان به‌ویژه در مناطق قبیله‌ای هم‌مرز با افغانستان، به‌طور چشمگیری افزایش یافته است.

به گفته این استاد دانشگاه، پاکستان در واکنش به این وضعیت، محدودیت‌هایی بر تجارت ترانزیتی افغانستان اعمال کرده که به اقتصاد هر دو کشور آسیب رسانده، اما بیشترین فشار بر اقتصاد شکننده افغانستان وارد شده است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

نعیم‌ملک همچنین یادآور می‌شود که پاکستان در چندین ابتکار میانجی‌گرانه به رهبری چین و قطر مشارکت کرده اما با وجود این تلاش‌ها، کاهش چشمگیری در تعداد “حملات تروریستی” مشاهده نشده است.

این کارشناس در پایان تاکید می‌کند که پاکستان در نتیجه ناامیدی از این وضعیت، حملات خود به افغانستان را به عنوان ادامه “سیاست مقابله با تروریسم” دنبال کرده است.

در مجموع، هر دو کارشناس معتقدند حمله پاکستان به افغانستان نقش میانجی‌گرانه اسلام‌آباد میان ایران و آمریکا را از بین نمی‌برد اما اعتبار و دامنه این نقش را محدودتر می‌کند.

EnglishGermanPersian