حمله نظامی به ایران؛ چرا کار به اینجا کشید؟

اظهارات مقام‌های آمریکایی نشان می‌دهد که بن‌بست مذاکرات با جمهوری اسلامی، سبب صدور فرمان آغاز عملیات “خشم حماسی” توسط ترامپ شد. چگونه مذاکره به تقابل نظامی رسید و نتیجه‌اش برای مردم چه خواهد بود؟ گفت‌وگو با دو کارشناس.مسیر آخرین دور گفت‌وگوها میان ایران و آمریکا بسیار کوتاه بود و در نهایت منجر به آغاز عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل با عنوان “خشم حماسی” شد. سخنان استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ایالات متحده، و جی‌.‌دی.‌ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، می‌تواند تا حدودی تصویری از آنچه در تنها سه دیدار برگزارشده میان دو طرف رخ داد، بدهد.

ویتکاف در مصاحبه با شبکه “فاکس نیوز” در این رابطه اظهار داشت: «مذاکره‌کنندگان ایرانی علنا اعلام کردند که ۴۶۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار دارند و این میزان برای ساخت ۱۱ بمب هسته‌ای کافی است.»

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله

فرستاده ویژه ترامپ در ادامه با اشاره به پافشاری ایران بر”حق غیرقابل انکار” خود برای غنی‌سازی اورانیوم، اذعان کرد که تلاش‌های دیپلماتیک ایالات متحده برای دستیابی به توافقی که شامل توقف برنامه موشکی ایران، قطع حمایت از نیروهای نیابتی و توقف غنی‌سازی هسته‌ای این کشور می‌شد، موفقیت‌آمیز نبود.

از سوی دیگر جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، نیز به “فاکس نیوز” گفت هیچ‌کس به توانایی ایرانی‌ها در ساخت ایزوتوپ‌های پزشکی اعتراضی ندارد؛ اعتراض به این تأسیسات غنی‌سازی است که فقط برای ساخت سلاح هسته‌ای مفید هستند.

او در ادامه توضیح داد: «اینکه بگویید غنی‌سازی برای ایزوتوپ‌های پزشکی می‌خواهید، در حالی که همزمان سعی می‌کنید تأسیساتی در ۷۰ تا ۸۰ فوت زیر زمین بسازید، اصلا باورپذیر نیست.»

به گفته معاون رئیس جمهور آمریکا، ترامپ می‌خواهد مطمئن شود که ایران هرگز نمی‌تواند سلاح هسته‌ای داشته باشد و این امر مستلزم “تغییر اساسی در طرز فکر رژیم ایران” است.

ونس تصریح کرد ترجیح دولت آمریکا، “بر سر کار بودن رژیمی غیرمتخاصم در ایران و کشوری باثبات است که به همکاری با ایالات متحده تمایل دارد”.

بیشتر بخوانید: آینده محتمل جمهوری اسلامی؛ از نابودی کامل تا پوست‌اندازی

سارا کرمانیان، پژوهشگر روابط بین‌الملل در دانشگاه ساسکس انگلستان، به دویچه وله فارسی می‌گوید ایالات متحده ترجیح می‌داد با ایران به توافق برسد، اما شرایطی که مطرح می‌کرد فراتر از چیزی بود که جمهوری اسلامی می‌توانست بپذیرد و به همین دلیل رویکرد خود را تغییر داد.

او با اشاره به نخستین سخنان ترامپ پس از حمله و فهرست کردن خصومت‌های سالیان رژیم ایران نسبت به آمریکا، معتقد است: «چنین چارچوب‌بندی، روایت مشروعیت‌بخشی برای تشدید تنش و پیگیری تغییرات ساختاری عمده ایجاد می‌کند، چه آن هدف به‌طور کامل قابل تحقق باشد چه نه. این اظهارات به وضوح نشان‌دهنده تمایل به تحول اساسی در ایران است.»

مجتبی هاشمی، کارشناس ارشد روابط بین‌الملل و تحلیلگر سیاسی، نیز به دویچه وله فارسی می‌گوید در پایان دور پنجم مذاکره در خرداد ۱۴۰۴ معتقد بوده عراقچی و مجموعه حکومت ایران به دنبال وقت‌کشی برای دستیابی به بمب اتمی یا پلوتونیومی هستند. او می‌گوید: «آن زمان گفتم اینها نمی‌توانند دیگر به این بازی ادامه دهند. معلوم شد گزارش‌های اکسیوس در مورد ناامیدی مذاکره‌کنندگان آمریکایی درست بوده است.»

این تحلیلگر سیاسی معتقد است اکنون جمهوری اسلامی با اتخاذ “سیاست‌ حملات دیوانه‌وار” در منطقه و فعال کردن نیابتی‌های منطقه‌ای از پاکستان تا عراق و بحرین ‌و یمن و لبنان، تلاش می‌کند دست‌کم آمریکا و اسرائیل را برای پذیرش نوع دیگری از جمهوری اسلامی تحت فشار قرار دهد. با این حال به گفته این کارشناس روابط بین‌الملل، این سیاست با ورود کشورهای منطقه‌ای علیه جمهوری اسلامی و تاکید ترامپ و نتانیاهو برای سرنگونی رژیم، وارد مرحله‌ای بی‌بازگشت شده است.

هاشمی می‌گوید: «حکومت شکست‌خورده ایران در چنین شرایطی احتمالا با حضور متحد مردم ایران و فتح خیابان‌ها و حمایت بین‌المللی سرنگون می‌شود.»

او سناریوی دیگر حکومت را این‌چنین تشریح می‌کند: «جمهوری ‌اسلامی ممکن است بتواند با معرفی اشخاصی مانند حسن خمینی بخشی از قوای خود روی زمین را همچنان حفظ کند. در این مرحله احتمالا حکومت با تغییر پارادایم‌ کلی و اعلام عمومی قبول شروط آمریکا و مقاومت در برابر مردم، به دنبال احیای خود در فرم دیگری خواهد بود. با این حال این سناریو با توجه به توان نظامی و عزم بین‌المللی برای سرنگونی حکومت شانس کمی دارد و حتی اگر رهبر سوم معرفی شود، احتمالا به سرنوشت رهبر دوم دچار و کشته خواهد شد.»

فرصتی برای مردم ایران؟

دونالد ترامپ بارها در سخنان اخیر خود سخن از “فرصتی تاریخی” برای مردم ایران کرده که بتوانند سرنوشت خود را به دست بگیرند. اما بسیاری در چگونگی تحقق آن تردید دارند.

از نگاه سارا کرمانیان اما وضعیت پیچیده‌تر است. او می‌گوید این ایده که تشدید تنش فرصتی برای مردم ایجاد خواهد کرد، تا حد زیادی بستگی به فرصت فراهم‌شده و خود مردم دارد: «اولاً، اگر منظور ما بسیج خودجوش و گسترده مردم باشد، باید توجه کرد که جوامعی که تحت حمله نظامی فعال هستند، کمتر احتمال دارد در طول بمباران قیام کنند و بیشتر احتمال دارد بعد از آن بسیج شوند، آن‌هم تنها در صورتی که شکاف‌هایی در سازوکار سرکوب ایجاد شود.»

این پژوهشگر، دستگاه امنیتی را موضوع اصلی می‌داند و می‌گوید سیستم ایران تنها با هدف قرار دادن رهبری ارشد یا مراکز نظامی فرو نمی‌پاشد: «این سیستم از طریق شبکه‌ای گسترده و غیرمتمرکز شامل سپاه پاسداران، بسیج، واحدهای پلیس و ساختارهای اطلاعاتی که در سطح محله‌ها مستقر هستند، عمل می‌کند. بسیاری از نهادهای محلی، از جمله مساجد و کلانتری‌ها، به عنوان گره‌های لجستیکی عمل می‌کنند.»

به گفته کرمانیان، حتی هدف قرار گرفتن این شبکه گسترده به‌طور بنیادی، به معنای تلفات گسترده و در نتیجه کاهش امکان بسیج مردم و آسیب‌پذیر باقی ماندن مقاومت مردمی است.

این پژوهشگر روابط بین‌الملل حضور جایگزین‌های سیاسی سازمان‌یافته را دومین عامل مهم در چنین شرایطی می‌داند. او یک سناریو را شامل نیروهای از قبل سازمان‌یافته، از جمله احزاب در مناطق پیرامونی مانند کردستان و سایر جغرافیای حاشیه‌ای، برمی‌شمرد که اخیراً تلاش‌هایی برای هماهنگی فرامنطقه‌ای انجام داده‌اند.

با این حال، به گفته او، دو سؤال مهم مطرح می‌شود: «آیا چنین نیروهایی حمایت پایدار و اصولی دریافت خواهند کرد یا صرفاً ابزاری خواهند بود؟ آیا ایالات متحده این نیروهای سازمان‌یافته را به عنوان پیاده‌نظام موقت برای فروپاشی رژیم بدون مشارکت مستقیم خود تلقی خواهد کرد، یا متعهد به حمایت از بازسازی ساختاری و دموکراتیک، احتمالاً شامل تضمین‌های امنیتی و بازسازی نهادی خواهد بود؟»

کرمانیان با اشاره به سوابق منطقه‌ای، به‌ویژه در سوریه، می‌گوید چنین اتحادهایی صرفاً تاکتیکی هستند و گاه به صورت ضمنی از سوی آمریکا حمایت می‌شوند، و اتحادهای تاکتیکی یا ضمنی بدون برنامه‌ریزی بلندمدت برای انتقال قدرت می‌تواند بی‌ثباتی ایجاد کند و لزوماً به گذار دموکراتیک پایدار منجر نشود.

عواقب جنگ برای ایرانیان

به نظر می‌رسد در جامعه به شدت دوقطبی ایران این روزها توجه کمتری به بحث پیامدهای ناخواسته جنگ (Unintended Consequences) می‌شود؛ یعنی نتایج غیرمنتظره و گاه معکوس جنگ و حمله نظامی، که نه برنامه‌ریزی شده و نه مورد نظر بوده‌اند، اما تأثیر قابل‌توجهی بر روند جنگ یا سیاست دارند.

بسیاری از ایرانیان مستاصل از ۴۷ سال حکمرانی سراسر فساد و سرکوب جمهوری اسلامی، اقدام نظامی را تنها راه‌حل موجود برای برون‌رفت از این بحران می‌دانند. اما در مقابل بسیاری دیگر تردید دارند که یک اقدام نظامی تحولی مثبت برای ایران به همراه داشته باشد.

سارا کرمانیان، پژوهشگر روابط بین‌الملل، تلفات انسانی، آوارگی، آسیب به زیرساخت‌ها و فروپاشی اقتصادی را از عواقب این جنگ برمی‌شمرد. علاوه بر این به گفته او، حمله به زیرساخت‌ها می‌تواند تأثیرات قابل توجهی بر اقتصاد و ظرفیت‌های دفاعی نه تنها جمهوری اسلامی ایران، بلکه هر دولتی که ممکن است قدرت را به دست بگیرد، داشته باشد.

از نگاه این پژوهشگر، عواقب عمیق‌تر احتمالاً در چشم‌انداز سیاسی آشکار خواهد شد: «اگر رژیم از نظر نظامی ضعیف اما از نظر نهادی سالم باقی بماند، سرکوب مردم، معترضان و زندانیان سیاسی ممکن است تشدید شود. کشورهای اقتدارگرا تحت تهدید خارجی اغلب جامعه را بیشتر امنیتی می‌کنند؛ به‌ویژه اگر بخشی از جامعه را پذیرا یا استقبال‌کننده از فشار خارجی ببیند.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

کرمانیان خطر درگیری‌های داخلی را هم منتفی نمی‌داند. او در همین رابطه می‌افزاید: «اگر اقتدار دولت بدون یک جایگزین مورد توافق همه طرف‌ها تضعیف شود، احتمال درگیری‌های داخلی افزایش می‌یابد.»

او در مورد چهره‌های احتمالی جایگزین مثل رضا پهلوی می‌گوید: «برخی در مورد ظهور چهره‌هایی مانند رضا پهلوی گمانه‌زنی می‌کنند، اما بدون اجماع گسترده اجتماعی، چنین گذارهایی می‌توانند خود باعث مقاومت و ناآرامی‌های مدنی شوند.»

این پژوهشگر همچنین این پرسش را مطرح می‌کند که “آیا جنگ می‌تواند با مسئله پیچیده گذار دموکراتیک و همزیستی پایدار بین هویت‌های متنوع ایران دنبال شود یا خیر” و در ادامه می‌گوید: «تضعیف نظامی به تنهایی این نتیجه را تضمین نمی‌کند و اتحادهای تاکتیکی محدودیت‌های خود را دارند.»

بسیاری از ناظران و نیز مردم ایران به درستی نگران آینده پیش رو هستند؛ آینده‌ای که هر حدس و گمان و برنامه‌ریزی دقیقی برای آن بسیار دشوار است، چرا که همه چیز بستگی به عوامل و بازیگران بسیاری دارد. اما همگان بر یک چیز توافق دارند؛ اینکه نه تنها ایران بلکه خاورمیانه و حتی چه بسا جهان در آستانه تغییرات بسیار مهمی قرار دارد.

آیا در نهایت وضعیت به سود مردم ایران تغییر می‌کند؟ میلیون‌ها ایرانی در انتظار پاسخ این پرسش دشوار و مهم هستند.

EnglishGermanPersian