توافق ایران و آمریکا؛ شاهکار دیپلماتیک پاکستان؟

پاکستان با میانجی‌گری در جنگ ایران توانسته جایگاه خود را از یک بازیگر منطقه‌ای به یک کنشگر مهم دیپلماتیک در عرصه جهانی ارتقا دهد. در این بین البته کمک‌های چین و کشورهای حاشیه خلیج فارس را نمی‌توان نادیده گرفت.توافق ایران و آمریکا که مبنای مذاکرات جاری دو طرف در سوئیس را تشکیل می‌دهد، یک دستاورد برجسته دیپلماتیک برای پاکستان به شمار می‌رود که شاید بتوان آن را مهمترین موفقیت دیپلماتیک این کشور در تاریخ معاصر آن دانست.

فروا عامر، مدیر ابتکارات جنوب آسیا در مؤسسه “سیاست‌گذاری انجمن آسیا” مستقر در نیویورک به دویچه وله می‌گوید: «پاکستان نه تنها توانست از روابط خود با تهران و نزدیکی روزافزون به واشنگتن بهره ببرد، بلکه از شبکه شرکای منطقه‌ای خود مانند قطر، عربستان سعودی و ترکیه نیز استفاده کرد.»

او می‌افزاید: «این امر به پاکستان وزن دیپلماتیک بیشتر و حمایت بین‌المللی گسترده‌‌تری برای ایفای نقش میانجی داد.»

اسلام‌آباد همچنین روابط نزدیکی با پکن دارد؛ دستاوردی که در قاره‌ای که روز‌به‌روز بیشتر تحت تأثیر رقابت میان واشنگتن و پکن قرار می‌گیرد، چندان آسان نیست.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

الیزابت ترلکلد، مدیر بخش جنوب آسیا در “مرکز استیمسون” مستقر در واشنگتن به دویچه وله می‌گوید: «دیپلماسی صبورانه پاکستان در به سرانجام رساندن توافق ایران و آمریکا بسیار مهم بود، اگرچه تأثیر بلندمدت آن به دوام این توافق به پایداری این توافق در ادامه مذاکرات دشوار بستگی دارد.»

ترلکلد از پاکستان به خاطر ایجاد تعادل در روابط با آمریکا و ایران در عین حفظ شرکای کلیدی در خلیج فارس و چین و “کمک به یافتن فرمول‌هایی که برای همه طرف‌ها قابل قبول باشد” تمجید کرد.

تمجید ترامپ از “فیلد مارشال محبوبش”

اما روابط کاری خوب اسلام‌آباد با شرکای منطقه‌ای و بین‌المللی تنها یک نقطه آغاز بود. دولت پاکستان یک راهبرد دیپلماتیک فعال را در قبال تهران دنبال کرده است. عاصم منیر، فرمانده کل ارتش پاکستان و شهباز شریف، نخست‌وزیر این کشور در ماه مه ۲۰۲۵، تنها چند هفته پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه که با حمله اسرائیل آغاز شد و با بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران توسط آمریکا پایان یافت، به تهران سفر کرده بودند.

مایکل کوگل‌من، پژوهشگر ارشد جنوب آسیا در “شورای آتلانتیک”، مستقر در واشنگتن، به دویچه وله می‌گوید: «عاصم منیر و شهباز شریف هر دو تابستان آن سال به ایران سفر کرده بودند. به نظر من همان زمان بود که دولت ترامپ برای اولین بار متوجه شد که پاکستانی‌ها می‌توانند یک میانجی قابل اعتماد و کارآمد باشند.»

در این بین به نظر می‌رسد به‌ویژه عاصم منیر توانسته تأثیر مثبتی بر دونالد ترامپ بگذارد، به طوری که ر‌ئیس‌ جمهور آمریکا بارها از او با صفاتی نظیر “مبارز برجسته”، “انسان استثنایی” و “فیلد مارشال محبوب من” یاد کرده است.

رهبران پاکستان با تبدیل شدن درگیری ایالات متحده و اسرائیل با ایران به یک جنگ تمام عیار منطقه‌ای، چیزهای زیادی برای از دست دادن داشتند. پاکستان دارای مرز مشترک با ایران است و به شدت به مسیرهای تجاری خلیج فارس وابسته است. از همین رو نیز یک بی‌ثباتی طولانی‌مدت می‌تواند به موج پناهجویی، اختلال اقتصادی و چالش‌های امنیتی در امتداد مرزهای غربی این کشور منجر شود.

همکاری اسلام‌آباد با تهران و واشنگتن

پس از آنکه آمریکا و اسرائیل ۲۸ فوریه (نهم اسفند ۱۴۰۴) حملات هوایی خود علیه ایران را آغاز کردند، دولت شهباز شریف یک تلاش دیپلماتیک فشرده را آغاز کرد که شامل دیپلماسی رفت و برگشت، تماس‌های مستقیم با واشنگتن و تهران و هماهنگی با پایتخت‌های دیگر کشورهای منطقه بود.

در حالی‌که عاصم منیر و ترامپ ۲۲ مارس در تماسی تلفنی درباره بحران رخ‌داده صحبت کردند، شهباز شریف روز بعد با مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران تماس گرفت. او سپس اسلام‌آباد را به عنوان محل احتمالی مذاکرات مستقیم میان تهران و واشنگتن پیشنهاد داد.

پاکستان اوایل آوریل از برقراری نخستین آتش‌‌بس میان دو طرف درگیر خبر داد و سپس در ۱۱ آوریل میزبان هیأت‌هایی به ریاست جی‌دی ونس، معاون ترامپ و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران برای یک جلسه مذاکره فشرده و طولانی بود.

دولت پاکستان در ماه‌های بعد به‌رغم منتقل شدن محل مذاکرات به سوئیس، بارها در نقش میانجی ظاهر شد. پس از ادامه حملات اسرائیل به لبنان و به خطر افتادن آتش‌بس به دلیل جنگ در لبنان، محسن نقوی وزیر کشور پاکستان هفته گذشته دو مرتبه راهی تهران شد.

حمایت چین و کشورهای خلیج فارس

بسیاری معتقدند پاکستان تنها به دلیل حمایت گسترده چین توانسته نقش میانجی را ایفا کند. پکن روابط نزدیکی با تهران دارد و برای تضمین واردات انرژی و باز ماندن مسیرهای تجاری منطقه به ثبات در خلیج فارس نیاز دارد. مقامات چینی به طور علنی از ابتکار دیپلماتیک اسلام‌آباد حمایت کرده‌اند و تلاش‌ها برای جلوگیری از تشدید تنش را تشویق کرده‌اند.

کوگلمن تأکید می‌‌کند: «من فکر می‌کنم نقش چین و کشورهای خلیج فارس در اینجا بسیار مهم است. می‌توان و باید برای پاکستان به دلیل ایفای نقش به عنوان میانجی کلیدی اعتبار قائل شد، اما اسلام‌آباد به تنهایی قادر به انجام این کار نبود. از ابتدا هم قرار نبود چنین باشد.»

او می‌افزاید: «زمانی که اسحاق دار، وزیر خارجه پاکستان، چند هفته پیش به پاکستان رفت، این سفر به تصویب یک قطعنامه مشترک برای صلح منجر شد. در آن زمان بود که چین رسما به روند صلح تحت رهبری پاکستان پیوست و به این ترتیب ایرانی‌ها دریافتند که پکن از این روند حمایت می‌کند. چین به دلیل نفوذ اقتصادی‌اش و واردات انرژی از ایران و عوامل مشابه، به طور گسترده‌ای از ایران بهره‌برداری می‌کند.»

فروا عامر، مدیر ابتکارات جنوب آسیا در مؤسسه “سیاست‌گذاری انجمن آسیا”، اعتقاد دارد که چین نقش آشکاری در تلاش‌ دیپلماتیک پاکستان ایفا نکرد. او با این حال هشدار می‌دهد که نفوذ پکن را نمی‌توان نادیده گرفت.

عامر می‌گوید: «پاکستان در تمام مدت چین را در جریان امور قرار داد و قطر هم یکی دیگر از بازیگران برجسته در این روند بود.»

کشورهایی نظیر قطر و عربستان سعودی نیز انگیزه‌های قوی برای جلوگیری از بروز یک درگیری طولانی‌مدت در منطقه دارند، زیرا چنین جنگی می‌تواند بازارهای انرژی و تردد دریایی در تنگه هرمز را به خطر بیاندازد.

دوحه اکنون به عنوان میانجی دوم در این بحران عمل می‌کند و مقامات قطری در مذاکران ایران و آمریکا در سوئیس شرکت داشتند.

یک پیام‌رسان به ظاهر مورد احترام؟

منابع دیپلماتیک آگاه از مذاکرات می‌گویند که نقش اسلا‌‌م‌‌آباد صرفا انتقال پیام میان تهران و واشنگتن نبوده است.

یک منبع ارشد دیپلماتیک در اسلام‌آباد به دویچه وله گفت: «مقام‌های پاکستانی به شناسایی زمینه‌های سازش کمک کردند، پیش‌نویس پیشنهادها را هماهنگ کردند و در چندین مقطع که مذاکرات به نظر در آستانه شکست می‌رسید، برای باز نگه داشتن کانال‌های ارتباطی تلاش کردند و در طول بحران، با هر دو طرف در ارتباط بودند.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

کوگلمن، تحلیلگر شورای آتلانتیک، نیز معتقد است که پاکستان صرفا نقش پیام‌رسان را نداشته است. او با اشاره به مشارکت غیرمستقیم عاصم منیر در مذاکرات اسلام‌آباد می‌گوید: «مذاکرات سه‌جانبه‌ای در جریان بود که فراتر از نقش کشوری است که فقط میان دو کشور دیگر پیام رد و بدل می‌کند. این یک میانجی‌گری مستقیم است.»

او می‌افزاید: «جی‌دی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، حتی گفت که با فیلد مارشال عاصم منیر‌ بیش از هر شخص دیگری در چند ماه گذشته صحبت کرده است. چنین اظهاراتی نشان‌دهنده عمق مشارکت پاکستان در این روند است.»

شوخی ونس با عاصم منیر

ونس روز یکشنبه در مورد عاصم منیر حتی فراتر رفته و از او به عنوان یک “دیپلمات برجسته” ستایش کرد.

معاون ترامپ گفت: «بدون درایت سیاسی و رهبری نظامی او [منیر] ما امروز به این نقطه نمی‌رسیدیم.»

ونس حتی مقایسه‌ای طنز‌آمیز میان همسرش اوشا، که یک آمریکایی هندی‌تبار است، با عاصم منیر انجام داده و به شوخی گفت: «از زمانی که عاصم منیر به همراه نخست‌وزیر پاکستان از ما در اسلا‌م‌آباد استقبال کردند، من به شوخی گفته‌ام که دو فرد بسیار بسیار مهم در زندگی‌ام وجود دارند، یکی هندی و دیگری پاکستانی. شخص هندی، همسرم است و فرد پاکستانی، فیلد مارشال منیر.»

EnglishGermanPersian