دوربینها در روزهای برگزاری مراسم، هزاران تصویر ثبت کردند؛ تصاویری که در رسانهها و شبکههای اجتماعی دستبهدست شد و هر طرف، از آنها برای تقویت روایت خود استفاده کرد. از نگاه حکومت و طرفدارانش، جمعیت حاضر در مراسم نشانه “بیعت دوباره” با نظام بود. در مقابل، مخالفان گفتند حکومت بار دیگر کوشید یک مراسم آیینی و حکومتی را به نشانهای از مشروعیت سیاسی تبدیل کند.
سنت قدیمی حکومت؛ خیابان به جای صندوق رای
برای دههها، حکومت ایران از راهپیماییها، مراسم بزرگداشت و تشییعجنازهها بهعنوان نمادهایی از حمایت مردمی استفاده کرده است. رسانههای حکومتی بهطور معمول بر اندازه جمعیت، تصاویر خیابانهای پرشده و آمار شرکتکنندگان تاکید میکنند و آن را نشانهای از پشتیبانی عمومی از نظام معرفی میکنند.
مقامها همچنین در چنین مراسمی با دعوت از رسانههای خارجی که معمولا اجازه فعالیت آزاد در ایران ندارند، و نیز با حضور سیاستمداران و چهرههای عمومی از کشورهای دیگر، در پی جلب توجه بینالمللی هستند. نمایندگان حزبالله، حوثیها و گروههای فلسطینی نیز اغلب حضوری پررنگ در این مراسم دارند و گاهی حتی بیش از نمایندگان رسمی کشورهای خود مورد توجه قرار میگیرند.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
در مراسم تشییع علی خامنهای نیز همین الگو تکرار شد. مقامهای رسمی، این مراسم را نه فقط آیین سوگواری، بلکه نمایش وفاداری عمومی به نظام و حتی “رفراندوم ولایت فقیه” توصیف کردند. پیشبینی حضور میلیونی، طراحی مسیرهای چندگانه و آمادهسازی خودروی ویژه تشییع به شکل ضریح امام هشتم شیعیان نشان میداد حکومت میخواست این مراسم را به یکی از بزرگترین نمایشهای سیاسی پس از انقلاب تبدیل کند.
رسانههای نزدیک به حاکمیت آشکارا از زبان رفراندوم استفاده کردند. خبرگزاری مهر، نزدیک به اصولگرایان، با تیتر “رفراندوم برگزار شد، کافی است قاب خیابانها را ببینید” نوشت: «شاید سالها بعد، آمارها و ارقام محل بحث باشد؛ اما آنچه از حافظه مردم پاک نخواهد شد، تصویر همین خیابانهای لبریز از جمعیت است. تصویری که نه با هوش مصنوعی ساخته شد، نه با تدوین و نه با روایت رسانهها. این تصویر را میلیونها نفر با قدمهای خود خلق کردند؛ همان قدمهایی که تهران را به بزرگترین بدرقه تاریخ معاصر خود رساند.»
خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران، نیز با تیتر “تشییع آقای شهید ایران؛ رفراندوم اجتماعی بدون صندوق رای” مدعی شد که این تشییع جنازه نشان میدهد مردم نظام را قبول دارند و به ولایت فقیه رأی دادهاند.
احمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران، نیز تشییع خامنهای در تهران، قم، مشهد، نجف، کربلا و دیگر شهرها را در تاریخ معاصر کمنظیر خواند. او گفت حتی رسانههای غربی نیز از حضور دهها میلیون نفر در این مراسم سخن گفتهاند و برخی رسانههای بینالمللی این حضور را به “همهپرسی ملی در حمایت از جمهوری اسلامی” تعبیر کردهاند.
او گستردگی حضور مردم را نخستین ویژگی این تشییع دانست و گفت در این مراسم، همه سلایق، گرایشها و اقشار مختلف جامعه، در کنار یکدیگر حضور یافتند و انگیزه آنان عشق، ارادت و قدردانی از “رهبری” بود.
سابقه بهرهبرداری سیاسی از تشییعها
استفاده سیاسی از مراسم تشییع، در جمهوری اسلامی سابقهای طولانی دارد. حکومت بارها کوشیده است تجمعهای آیینی و سوگواریهای بزرگ را به نشانهای از رأی سیاسی مردم به نظام تبدیل کند.
نمونه روشن آن تشییع قاسم سلیمانی بود. روزنامه کیهان، نزدیک به دفتر علی خامنهای، در ۱۳ بهمن ۱۳۹۸ در مطلبی به نقل از ابراهیم رئیسی، رئیس وقت قوه قضائیه، نوشت: «مردم در رفراندوم میلیونی تشییع پیکر شهید سلیمانی به مقاومت رای دادند.»
همین منطق اکنون درباره خامنهای نیز تکرار شده است. در این روایت، حضور در یک مراسم سوگواری به معنای حمایت از نظام، رأی به ولایت فقیه و پذیرش مسیر سیاسی جمهوری اسلامی تفسیر میشود. به این ترتیب، خیابان جای صندوق رأی را میگیرد و مراسم آیینی به ابزار تولید مشروعیت سیاسی تبدیل میشود.
مخالفان: نمایش مدیریتشده مشروعیت
در مقابل، مخالفان حکومت معتقدند این رویدادها عمدتا جنبه نمایشی دارند و با اتکا به آمارهای اغراقآمیز از تعداد شرکتکنندگان و تصاویر حسابشده و مدیریتشده، تصویری از مشروعیت سیاسی ارائه میکنند که لزوماً با واقعیتهای موجود در جامعه همخوانی ندارد.
از نگاه آنان، اگر قرار باشد میزان حمایت عمومی از حکومت سنجیده شود، معیار آن باید انتخابات آزاد، امکان فعالیت رسانههای مستقل، آزادی تجمع مخالفان و نظرسنجیهای قابل اعتماد باشد، نه مراسمی که حکومت خود سازماندهی، پوشش رسانهای و روایت رسمی آن را در اختیار دارد.
آخرین انتخابات در جمهوری اسلامی نیز برای مخالفان نمونهای از همین شکاف است. علی خامنهای پیش از آن انتخابات تاکید کرده بود حضور در آن به معنای “آری” به جمهوری اسلامی است، اما طبق آمار رسمی، مشارکت حدود ۴۰ درصد اعلام شد. برخی کارشناسان حتی همین رقم را نیز به چالش کشیده و آن را عددسازی دانستهاند.
در چنین زمینهای، مخالفان میگویند حکومتی که در صندوق رای با مشارکت پایین مواجه میشود، میکوشد از خیابان، تشییعجنازه و مراسم آیینی بهعنوان جایگزین مشروعیت انتخاباتی استفاده کند.
“حضور در خیابان به جای رفراندوم”
رضا علیجانی، فعال سیاسی، در گفتوگو با دویچهوله میگوید جمهوری اسلامی پس از شکست در انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶، به طور دائم حضور مردم در خیابان را بهعنوان رفراندوم جا میزند. به گفته او، دلیل این انتخاب روشن است: حضور در خیابان قابل شمارش دقیق نیست و میتوان با آن عددسازی کرد.
علیجانی میگوید جمهوری اسلامی پس از جنبش سبز و تظاهرات میلیونی مردم و سپس اعتراضات سالهای ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و اعتراضات اخیر، عملا خیابان را از دست داد. به باور او، از زمان جنگ شرایط تغییر کرده و جمهوری اسلامی تلاش دارد از وضعیت بحرانی کشور برای بازپسگیری خیابان استفاده کند.
او میگوید با استناد به مساحت خیابانها و تعداد افرادی که میتوان با کمک روشهای تصویری و هوش مصنوعی شمرد، میتوان تایید کرد که ادعای حکومت درباره حضور اکثریت درست نیست. به گفته علیجانی، حکومت تلاش کرد از این تشییع جنازه برای “مصادره مردم” استفاده کند.
علیجانی همچنین معتقد است تشییع جنازه روحالله خمینی هم پرشورتر بود و هم طبیعیتر. او مراسم خامنهای را “فریبکارانه” و “غیرطبیعی” توصیف میکند که حمایت قلبی حامیان حکومت را هم به همراه نداشت. او میگوید هدف نهایی از این تظاهرات، ایجاد مسئولیت و مشروعیت برای تداوم جنگ به نام انتقام بود.
جنگ بر سر عددها
یکی از مهمترین محورهای اختلاف روایت، آمار شرکتکنندگان بود. خبرگزاری فارس مدعی شد ۴۱ تا ۴۳ میلیون نفر در مراسم تشییع خامنهای در ایران و عراق شرکت کردهاند که ۱۰ میلیون نفر از آن مربوط به عراق بوده است.
این آمار از همان ابتدا با تردید و انتقاد روبهرو شد. بر این اساس وبسایت فکتنامه، این عدد را “عجیب، غیرمنطقی و اغراقآمیز” خواند. به نوشته این وبسایت، به دلیل محدودیت دادهها و وجود متغیرهای زمانی و مکانی، تخمین دقیق جمعیت ممکن نیست، اما طبق تحقیقات فکتنامه میتوان با اطمینان نسبی گفت جمعیت تشییعکننده خامنهای در تهران در مقیاس چندصد هزار نفر بوده و با اعداد و ارقام چندمیلیونی فاصله زیادی دارد.
افزون بر این، ادعای حضور بیش از ۳۰ میلیون نفر در مراسم تهران، قم و مشهد نیز در مقیاس جمعیت کل سه استان غیرطبیعی است. این اعداد بیش از ۱/۵ برابر کل مجموع جمعیت استانهای تهران، قم و خراسان رضوی در سال ۱۴۰۵ است.
برای آنکه آمار خبرگزاری فارس درست باشد، باید پذیرفت علاوه بر کل جمعیت این سه استان، ۸ تا ۱۰ میلیون نفر نیز از استانهای دیگر به این مراسم آمده باشند. این در حالی است که ظرفیت تردد کل جادههای کشور، طبق آمار وزارت راه و شهرسازی، در شرایط عادی حدود ۲/۲ میلیون سفر در روز است.
جمعیت حاضر لزوماً یک معنا ندارد
حتی اگر جمعیت قابل توجهی در مراسم شرکت کرده باشد، مشکل اصلی در تفسیر سیاسی آن است. حضور در یک تشییعجنازه میتواند دلایل گوناگونی داشته باشد: باور ایدئولوژیک، تعلق مذهبی، فشار اجتماعی، حضور سازمانی، کنجکاوی، سوگواری شخصی، عادت آیینی یا حتی احساس ملی در شرایط جنگی.
حکومت اما همه این انگیزههای متفاوت را در یک معنا خلاصه میکند: حمایت از نظام. در این روایت، هر قدم در خیابان به رای سیاسی تبدیل میشود و هر تصویر از جمعیت، سند وفاداری به ولایت فقیه معرفی میشود.
این در حالی است که حتی اگر بخشی از جامعه همچنان پایگاه اجتماعی جمهوری اسلامی را تشکیل دهد، نمیتوان از حضور جمعیتی در یک مراسم حکومتی نتیجه گرفت که اکثریت جامعه از سیاستهای نظام، ولایت فقیه یا ادامه مسیر سیاسی حکومت حمایت میکنند.
مراسم خامنهای در خلا برگزار نشد. این تشییع پس از جنگ، در میانه بحران جانشینی، فشار اقتصادی، شکاف اجتماعی و تنشهای شدید خارجی برگزار شد. به همین دلیل، کارکرد آن فقط یادبود رهبر پیشین نبود، حکومت نیاز داشت پس از مرگ خامنهای، تصویری از انسجام، تداوم و توان بسیج خیابانی نشان دهد.
از این منظر، مراسم تشییع به بخشی از مدیریت سیاسی پس از جنگ تبدیل شد. شعارهای انتقام، حضور متحدان منطقهای، تأکید بر جمعیت میلیونی و تعبیرهایی مانند “رفراندوم اجتماعی بدون صندوق رای” همگی در خدمت یک هدف بودند: نشان دادن اینکه جمهوری اسلامی پس از مرگ رهبر پیشین، همچنان قدرت بسیج، روایتسازی و کنترل خیابان را دارد.
اما تاکید شدید بر نمایش مشروعیت، خود میتواند نشانه اضطراب مشروعیت نیز باشد. حکومتی که هر مراسم سوگواری را به رفراندوم تعبیر میکند، در واقع میکوشد خلأیی را پر کند که با مشارکت پایین انتخاباتی، سرکوب اعتراضات و بیاعتمادی عمومی ایجاد شده است.
خیابان جای رفراندوم واقعی را نمیگیرد
تشییع علی خامنهای بیتردید رویدادی مهمی بود و بخشی از مردم نیز در آن شرکت کردند. حکومت نیز توان بسیج و سازماندهی خود را نشان داد. اما بزرگی یک مراسم لزوما به معنای مشروعیت سیاسی یک نظام نیست.
تشییعجنازه میتواند نشانه سوگواری، وفاداری، اجبار، سازماندهی، عادت، ایمان، ترس، کنجکاوی یا ترکیبی از همه اینها باشد. مشکل از جایی آغاز میشود که حکومت همه این معانی متفاوت را به یک معنا تقلیل میدهد: رای به نظام.
از این منظر، تشییع خامنهای بیش از آنکه پاسخ نهایی به پرسش مشروعیت جمهوری اسلامی باشد، بار دیگر نشان داد حکومت چگونه میکوشد خیابان را جای صندوق رای، تصویر را جای سنجش مستقل و سوگواری را جای بیعت سیاسی بنشاند. اما در جامعهای که شکاف میان حکومت و بخش بزرگی از مردم عمیقتر از گذشته است، هیچ قاب خیابانی، هر اندازه پرجمعیت، نمیتواند جای یک رفراندوم واقعی را بگیرد.