اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچهوله
این بحران نتیجه ترکیبی از عوامل ساختاری و مدیریتی است؛ از خشکسالی مداوم که تولید برقآبی را ۶۰ درصد کاهش داد، تا فرسودگی تجهیزات شبکه که هدررفت انرژی را به ۱۵ درصد رساند.
تحریمهای بینالمللی دسترسی به فناوریهای نوین را محدود کرده، در حالی که فعالیتهای غیرمجاز استخراج رمزارز، هزاران مگاوات بار اضافی بر شبکه وارد میکند. کمبود سرمایهگذاری در ظرفیتهای جدید و یارانههای گسترده نیز تقاضا را بیرویه افزایش داده و کمبود گاز طبیعی برای نیروگاهها خاموشیهای فصلی را تشدید کرده است. در این گزارش، به بررسی ۷ دلیل اصلی این ناترازی میپردازیم.
۱. خشکسالی مداوم و کاهش تولید برقآبی
ایران در سال ۲۰۲۵ با ششمین سال متوالی خشکسالی شدید مواجه بود و سطح آب پشت سدهای اصلی مانند کرخه، کارون، زایندهرود، دز و حتی سدهای شمالی به کمتر از ۳۰ درصد ظرفیت رسید. نیروگاههای برقآبی، که حدود ۱۵ درصد تولید برق ایران را بر عهده دارند، با کاهش تولید ۶۰ درصد روبرو شدند.
این کمبود در پیک مصرف تابستان (تا ۷۵ هزار مگاوات) نقش کلیدی داشت. منابع آب تجدیدپذیر از ۱۳۰ میلیارد مترمکعب به حدود ۶۰ میلیارد مترمکعب افت کرده و پیشبینی میشود تا ۱۴۲۰ به نصف برسد.
این خشکسالی نه تنها تولید برق را مختل کرده، بلکه منجر به کاهش ۴۲ درصدی ورودی آب به سدها و افت ۲۵ درصدی ذخایر آبی شده و کشاورزی را در بسیاری از مناطق ایران با چالش مواجه کرده است.
کاهش تولید برقآبی بار بیشتری بر نیروگاههای حرارتی گذاشته که خود با کمبود گاز دست و پنجه نرم میکنند، و این زنجیره به خاموشیهای طولانیتر در تابستان و زمستان منجر شده است.
۲. فرسودگی تجهیزات و شبکه انتقال برق
به گفته کارشناسان، بیش از ۵۰ درصد نیروگاهها عمری بالای ۲۵ تا ۳۰ سال دارند و نرخ هدررفت انرژی در شبکه توزیع به ۱۵ درصد رسیده است، که این رقم دو تا سه برابر استاندارد جهانی است.
این فرسودگی باعث تعمیرات مداوم، هزینههای میلیاردی و خاموشیهای ناگهانی شد و در تابستان ۲۰۲۵، خاموشیها را تا شش ساعت روزانه افزایش داد.
شبکههای قدیمی نمیتوانند بار اضافی را تحمل کنند و در پیک مصرف، فشار بر تجهیزات منجر به خاموشیهای خارج از برنامه میشود. بدون نوسازی گسترده، این فرسودگی میتواند به خاموشیهای سراسری منجر شود، که هزینههای اقتصادی آن میلیاردها تومان تخمین زده شده است.
علاوه بر این، روند خصوصیسازی ناقص و ضعف مالی شرکتهای توزیع، نوسازی را کند کرده و هدررفت انرژی را در صنایع افزایش داده است. در زمستان، سرما و بارندگی نیز تجهیزات فرسوده را بیشتر آسیبپذیر میکند و تعمیرات را دشوارتر میسازد. این چرخه به تشدید خاموشیها در تمام فصول منجر شده است.
۳. تأثیر تحریمهای بینالمللی
تحریمهای بینالمللی دسترسی به قطعات یدکی، فناوریهای نوین و سرمایهگذاری خارجی را محدود کرده و سرمایهگذاری در بخش انرژی را به حداقل رسانده است. این محدودیتها نوسازی نیروگاهها را کند کرده است. تحریمها همراه با سیاستهای داخلی ناکارآمد، بحران را تشدید کرده و منابع را به سمت هزینههای غیرضروری سوق داده است.
در همین حال به گفته بسیاری از کارشناسان، تحریمها واردات تجهیزات پیشرفته را دشوار کرده و منجر به تأخیر در پروژههای نیروگاهی شده است. این مسئله با کاهش تولید گاز و نفت ترکیب شده و چرخه بحران را کامل کرده است.
شدت مصرف انرژی در صنایع نیز تحت تأثیر تحریمها افزایش یافته و جذب سرمایهگذاری خارجی را به حداقل رسانده و این به نوبه خود توسعه انرژیهای تجدیدپذیر را متوقف کرده است. در نتیجه وابستگی به سوختهای فسیلی بیشتر شده و ناترازی را عمیقتر کرده است.
۴. فعالیتهای غیرمجاز استخراج رمزارز
ماینینگ غیرقانونی هزاران مگاوات برق مصرف میکند و بار اضافی بر شبکه برق وارد کرده است. در سال ۲۰۲۵، دولت بیش از ۱۰۰ هزار دستگاه ماینر غیرمجاز کشف کرد. اما به گفته برخی از رسانههای داخلی فعالیتهای پنهان از سوی شرکتهای خارجی مانند چینیها با برق ارزان ادامه دارد.
این فعالیتها در مناطق صنعتی و حتی خانگی خاموشیها را افزایش داده و نوسانات شبکه را تشدید کرده است.
ماینینگ غیرمجاز باعث افت ولتاژ و قطعیهای مقطعی میشود و حتی به شبکه توزیع آسیب میرساند. کشف و جمعآوری دستگاهها در مقایسه با سال گذشته پنج برابر افزایش یافته، اما همچنان تخمین زده میشود که بیش از چهارصد هزار دستگاه فعال وجود دارد که فشار مداوم بر شبکه را حفظ کرده و میتواند ناترازی برق را تا ۱۰ درصد افزایش دهد و به خاموشیهای گستردهتر منجر شود. بدون اعمال کنترلهای مؤثرتر و نظارت دقیقتر این مصرف پنهان بحران انرژی را عمیقتر خواهد کرد.
۵. کمبود سرمایهگذاری در ظرفیت تولید جدید
ساخت نیروگاههای جدید کند بوده و سهم انرژیهای تجدیدپذیر مانند خورشیدی و بادی کمتر از ۱ درصد است. بر اساس آمارهای وزارت نیرو، حجم سرمایهگذاری در سال گذشته تنها ۵ هزار مگاوات رشد داشته است، در حالی که رشد تقاضا ۷ درصد بود.
فقدان برنامهریزی برای انرژیهای تجدیدپذیر، ظرفیت بالقوه ایران را هدر داده و وابستگی به سوخت فسیلی را افزایش داده است. گزارشها نشان میدهد که بدون سرمایهگذاری خارجی، این کمبود تا ۲۵ هزار مگاوات در سال آینده ادامه خواهد یافت. زیرساختهای فرسوده و کمبود بودجه مانع توسعه ظرفیتهای جدید شده و هدررفت انرژی در صنایع را افزایش داده است.
فاصله میان تولید و مصرف به بیش از ۱۲ هزار مگاوات رسیده و آینده صنعت بیش از هر زمان به تصمیمات وزارت نیرو گره خورده است.
۶. قیمت پایین انرژی و یارانههای گسترده
به گفته برخی از کارشناسان، یارانهها مصرف را بیرویه کرده و تقاضا را بالاتر از ظرفیت نگه داشته است. ضرر مالی صنایع از قطعیها بیش از ۲۰۰ هزار میلیارد تومان در تابستان بود. این الگو بحران را عمیقتر کرده و فرهنگ صرفهجویی را تضعیف کرده است.
کارشناسان میگویند که یارانههای پنهان انرژی، سالانه میلیاردها دلار هدررفت ایجاد میکند. گرچه اصلاح تعرفهها برای پرمصرفها در بودجه ۱۴۰۵ پیشنهاد شده، اما تداوم یارانه در عمل ادامه دارد. همزمان این وضعیت بیعدالتی در توزیع ایجاد کرده است.
۷. کمبود سوخت گاز طبیعی برای نیروگاهها
نیروگاههای حرارتی گازی بیش از ۸۰ درصد برق ایران را تولید میکنند، اما در زمستانها اولویت تأمین گاز به بخش خانگی و گرمایش اختصاص مییابد و حجم گاز تحویلی به نیروگاهها تا ۴۰ درصد کاهش مییابد. این محدودیت باعث خارج شدن بیش از ۱۵ هزار مگاوات ظرفیت تولیدی از مدار میشود و خاموشیهای گسترده در پی خواهد داشت.
طبق آمار وزارت نفت، مصرف گاز خانگی در زمستان گذشته به بیش از ۶۰۰ میلیون مترمکعب در روز رسید، در حالی که تولید گاز تنها حدود ۸۵۰ میلیون مترمکعب بود. این امر منجر به کاهش صادرات گاز به کشورهای همسایه مانند ترکیه و عراق شد و فشار بیشتری بر نیروگاهها وارد کرد.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
این مسئله نه تنها در زمستان، بلکه در تابستان نیز با کاهش فشار گاز در خطوط انتقال، تشدید و منجر به تعطیلی موقت صنایع و حتی پتروشیمیها شد. علاوه بر این، ناترازی گاز به کمبود خوراک برای واحدهای صنعتی منجر شده و تولید کودهای شیمیایی را کاهش داده و این زنجیره به افزایش قیمت مواد غذایی دامن زده است.
چرخه کمبود گاز-برق به گونهای است که بدون افزایش تولید گاز یا واردات بیشتر، این بحران به صورت فصلی تکرار میشود و حتی صادرات گاز را به صفر میرساند. در نتیجه نیروگاهها مجبور به استفاده بیشتر از سوختهای جایگزین شدهاند که کارایی کمتری دارند و هزینههای عملیاتی را افزایش میدهد. این درحالیست که شبکه توزیع گاز نیز تحت فشار قرار گرفته و منجر به افت فشار در مناطق روستایی و صنعتی شده است.