این در حالیست که به گزارش برخی از رسانههای داخلی، آب برخی مناطق تهران در چند شب گذشته دستکم از نیمهشب تا پنج صبح قطع شده است. خبرآنلاین نوشته که به رغم انکار مسئولان، فرایند جیرهبندی آب در تهران آغاز شده و شهروندان تهرانی در برخی مناطق پایتخت شبها از داشتن آب محروم هستند.
اقتصاد آنلاین هم نوشت: قطعی و جیرهبندی آب تهران بدون اطلاع عمومی میتواند موجب اختلال در انجام امور روزمره، از جمله شستوشو و بهداشت فردی شود. در همین حال ویدئویی در شبکههای اجتماعی منتشر شده که نشان میدهد که سطح آب در مخزن سد لتیان در حدی پایین رفته که کفِ سد آشکار شده است.
پیش تر پزشکیان گفته بود: اگر تا آذرماه باران نیاید، باید آب را در تهران جیرهبندی کرد و اگر باز هم نبارید، آبی نمیماند و باید تهران را خالی کنیم.
آقای پزشکیان! چه شد که به این روز افتادیم؟
یک سایت داخلی نوشته: ۹۰ درصد آب ایران در کشاورزی مصرف میشود که ۶۰ درصد آن هدر میرود. دولت ها در تمام این ادوار از خودکفایی کشاورزی گفتند بدون آنکه به ظرفیتهای ایران خشک کمترین توجهی کنند، بیش از ۶۰۰ سد ساختند که رودخانه ها را قطع و تالابها را خشک کرد و در همین شهر تهران ۲۲ درصد آب شرب در لوله های فرسوده هدر میرود؛ شهری که از یک جمعیت ۵ میلیون نفری بدون برنامه ریزی برای آب، برای ترافیک و زیرساخت به بیش از ۱۵ میلیون نفر رسید.
پزشکیان، برای توجیه این فاجعه میگوید مشکل خشکسالی است. این توجیه آنقدر سخیف است که حتی از شکافهای درون نظام هم صداها بلند میشود که «امروز عربستان هرگز اعلام نمیکند آب نداریم و برای کمبود آب باید برنامهریزی کنیم. امارات، قطر و دیگر کشورهای منطقه جنوب آسیا هم از کمبود آب ناله نمیکنند، رنج نمیبرند و آن را مدیریت کرده و برای آن برنامه دارند… اما چرا در ایران مافیا اجازه نمیدهد این برنامهها عملیاتی شود؟»
گفتنی است پزشکیان در روضهخوانیهای نفرتانگیزی که هربار با دعای طول عمر برای خامنهای تکرار میکند، روز ۱۵ آبان دربارهٔ فاجعه آب که بهگفته همه کارشناسان، نتیجه تبهکاری و غارتگری رژیم حاکم است، سقف حیرتآوری از وقاحت زد و گفت: «اگر باران نبارد ما در تهران در آذرماه باید جیرهبندی کنیم. اگر باز هم باران نبارد که دیگر اصلاً آب نداریم و باید تهران را خالی کنند»!
بحران از آنچه می بینید به شما نزدیکتر است!
محمد پارسی (فعال رسانهای) هم نوشت: اگر در کل کشور باران نبارد، چه میکنید، کشور را تخلیه میکنید؟! ایران با ۱۰۰ میلیارد مترمکعب منابع تجدیدپذیر آبِ سالانه؛ ۵۰ برابر عربستان و ۲۰ برابر کل کشورهای حاشیه خلیج فارس آب دارد، این یعنی مشکل، ناترازی آب نیست؛ ناترازی عقلانیت است و مدیریت، یعنی مشکل اصلی خود شماهایید!
اساسا یکی از فلسفههای پدیدآیی مفهوم تمدن و بعد دولت مدرن در چند صد سال پیش از آن جهت بود که بشر بتواند پدیدههای طبیعی را پیشبینی نماید. و یا بر آنها چیره شود. تا در نهایت حیاتش در معرض تهدید قرار نگیرد. حال که دستان صاحبان قبیله بسوی آسمان بلند است و زمزمه تخلیه پایتخت نه به جهت جنگ با اسرائیل و آمریکا بلکه به جهت نبود «آب» این مایع بیارزش و باارزش شنیده میشود. خوب است متذکر شویم:
خداوند با کفر خیلی کاری ندارد اما آنگاه که زمینش از ناعدالتی و تبعیض سرریز میشود و دین همچون پوستینی وارونه پوشیده میشود و شکمها لبالب از مال حرام پر میشود و مستضعفان فریادرسی ندارند و روز به روز امیدشان نامیدتر میشود و صدا و ندایی برای احقاق حق از سوی کسی بلند نمیشود، خود وارد میدان میشود، آستین بالا میزند و آسمان را چنان تنگ میکند که گویی از سوراخ یک سوزن کوچکتر میشود و قطرهای آب از آن نمیچکد!
این سنت الهی است که هربار به یک شکل ظاهر میشود… برای حفظ وضع موجود به همه چیز فکر شده بود، جز خداوند.
از رامبد جوان با برنامه کارناوال با هر قسمت ۱۵ میلیارد تومان هزینه کرد تا چند هزار میلیارد هزینهکرد در فوتبال، از صدا و سیما و بودجه شگفتانگیز و بیخاصیتش تا سینمای هجو، لمپن و جنسی شده تحت کنترل دوستان به جهت ایجاد سرگرمی. از مسدودسازیها تا بگیر و ببندها!
این هم نکته عجیبی است: اگر به جای این حجم از پیشبینی به جهت کنترل توده و اسراف و بریز و بپاش همچون رونمایی از مجسمه والرین، کمی انرژی صرف امور حیاتی همچون آب میشد شاید اوضاع طور دیگری بود.
علی ای حال آنچه از او غفلت شد تنها خدا بود، خدا… آری در این فضای دارک که دیگر هیچ انگیزهای به جهت پرداختن به هیچ مسئلهای باقی نمانده، همه ما تنها چشم به آسمانها دوختهایم…