آنها در این نامه با اشاره به سابقه کشتار مردم در زمان قطعی انیترنت در آبان ۹۸ نوشتهاند: «اکنون که متأسفانه تمام راهها برای مهار سرکوب و نجات جان هموطنانمان به بنبست خورده، خروج از این وضعیت، نیازمند کمک بینالمللی است.»
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
نویسندگان این نامه با اشاره به اینکه ترامپ “سه بار وعده” داده تا در صورت کشتار معترضان به کمک مردم ایران بیاید، نوشته اند: «اکنون وقت آن است که با اقدام خود علیه دستگاه سرکوب، به وعده خود عمل کنید و مانع از ادامه کشتار مردمی شوید که خواستار کرامت، عدالت و آزادیاند.»
محمد جواد اکبرین؛ دینپژوه و روزنامه نگار، نازنین انصاری؛ مدیر مسئول کیهان لندن و روزنامهنگار، فواد پاشایی؛ دبیر کل حزب مشروطه ایران، یزدان شهدایی؛ سخنگوی شورای گذار، شیرین عبادی؛ حقوقدان و برنده جایزه صلح نوبل، محسن مخملباف؛ نویسنده و کارگردان وعبدالله مهتدی؛ دبیرکل حزب کومله کردستان ایران امضاکنندگان این نامه هستند.
دویچه وله فارسی دو پرسش را برای سه نفر از نویسندگان این نامه فرستاد. تلاش ما برای گرفتن پاسخ این پرسشها از شیرین عبادی و عبدالله مهتدی تا لحظه انتشار این گزارش بدون نتیجه ماند اما محمدجواد اکبرین به پرسشهای ما پاسخ داد.
دویچه وله: شما در نامه خود به ترامپ نوشتهاید: “اکنون وقت آن است که با اقدام خود علیه دستگاه سرکوب، به وعده خود عمل کنید و مانع از ادامه کشتار مردمی شوید”. دقیقا چه انتظاری از رییس جمهور آمریکا دارید و فکر میکنید او چگونه میتواند “مانع ادامه کشتار مردم” شود؟
محمدجواد اکبرین: هم اظهارات دونالد ترامپ و هم توضیحات مقامات کاخ سفید وهم تحلیلهای رسانههای آمریکایی، همه یک نقطه مشترک دارد و آن اینکه وعده یا واکنش ترامپ نسبت به سرکوب و قتل عام در ایران، متمرکز است بر ضربه زدن به سازمان سرکوب و در رأس آن علی خامنهای. نامه ما هم بنابر همین دادهها نوشته شده و به صراحت متمرکز است بر “اقدام علیه دستگاه سرکوب”. اگر چنین اقدامی بتواند جلوی ادامه کشتار و سرکوب را بگیرد انجامش قطعا بهتر از عدم انجام است.
بیشتر بخوانید: گفتوگوهای مقدماتی “برای حمله آمریکا به ایران انجام شده است”
به عبارت دیگر در جنگی که جمهوری اسلامی علیه مردم ایران آغاز کرده، تمام راهها برای پایان دادن به این جنگ آزموده شده، از انتخابهای حداقلی برای مهار به اصطلاح “هسته سخت قدرت” در دورههای مختلف تا نامهها و اعتراضات مسالمتآمیز و تجمعات مدنی که هر بار بیش از گذشته سرکوب شدند. حالا در نقطهای هستیم که سرکوب و کشتار به اوج رسیده و معترضان پشت درهای بسته و خاموشی دیجیتال، هیچ امکانی برای نجات از این معرکه ندارند. خبرهای رسیده از ایران هولناک است و بعد از اتصال به اینترنت ما با تصویرهای وحشتناکی روبهرو خواهیم بود.
عقلانیت اقتضا میکند که در میان امکانات و احتمالات موجود، قویترین امکان و احتمال به کار گرفته شود برای نجات جان مردم. منظورم دقیقا به کار گرفتن یک نیروی بازدارنده است. این تاکید را کردم تا بگویم گروهها، جریانها و تشکلهای ما تبدیل شدهاند به هیئتهای عزاداری. کارشان در هر دوره از کشتار وسرکوب حکومت شده سوگواری برای جانباختگان و البته هشدارنامههایی علیه حکومت! هر بار هم تکرار میشود و حداکثر واکنش سازمانها و نیروهای سیاسی همین است. نمیشود دست روی دست گذاشت؛ باید از امکانات بینالمللی استفاده کرد و از احتمال اینکه اقدام دونالد ترامپ علیه رهبر جمهوری اسلامی و سازمان سرکوبش بتواند جلوی گسترش فاجعه را بگیرد نباید چشم پوشید.
شما به عنوان یک چهره ملی آیا نگران این نیستید که اقدام ترامپ منجر به دخالت خارجی یا حتی حمله به ایران شود؟ با توجه به سابقه رفتاری ترامپ و کاری که در مورد ونزوئلا کرد.
شرط اول ملی بودن حفاظت از ملت ایران است. ملی بودن چنانکه از اسمش پیداست بدون توجه به اتفاقی که دارد برای ملت میافتد بیمعناست. همین حرف درباره قانون هم صادق است. مثلا ما در سال ۸۸ خط قرمزمان اجرای بیتنازل قانون اساسی بود. حتی علیه جمهوری اسلامی هم به همین قانون اساسی استدلال میکردیم. الان رسیدیم به جایی که دنبال همهپرسی و مجلس موسسان و قانون اساسی جدید میگردیم. چون مهار قدرت مطلقه به بنبست خورد وقانون اساسی موجود دیگر کارکردی ندارد جز خدمت به سرکوب و کشتار. بله دخالت خارجی بد است، قانونشکنی هم بد است، اما کشتار مردم بدتر است.
بیشتر بخوانید: “ترامپ در جریان گزینههای نظامی جدید علیه ایران قرار گرفت”
در فقه و حقوق قاعدهای داریم به نام “قاعدهی اضطرار” یعنی قرار گرفتن در شرایط خطری که خروج از آن مقتضیِ ارتکاب فعلی باشد که لزوما آن فعل خوب نیست. کسی که در شرایط اضطراری و برای نجات و بقای خود یا دیگری دست به کاری میزند در مواردی حتی مسئولیت تکلیفی هم ندارد و کار بدش قابل درک و مشمول تخفیف مجازات یا عفو است.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
درخواست کمک بینالمللی برای نجات جان ایران و ایرانیان از شر جمهوری اسلامی که به شکل جنونآمیزی رو به قتل و سرکوب آورده، کاری از سر اضطرار است. به این معنا، این نامه، سندی ملی برای دفاع از ملت ایران است که امضاکنندگانش نخواستهاند با تنزهطلبی و ژستهای بیخاصیتی مثل “آقای جمهوری اسلامی لطفا مردم را نکش” اکتفا کنند.
و نکتهآخر اینکه گرفتار این توهم هم نیستیم که دل دولت خارجی برای ایران سوخته؛ اما از قضای روزگار، منافع ملی ایران و منافع آمریکا در نقطههایی به هم رسیده و از این فرصت باید استفاده کرد. جمهوری اسلامی کارنامهای دارد که از صدر تا ذیلش تهدید است؛ در داخل تهدید ایران و ملت ایران است و در خارج تهدید امنیت دولتهای منطقه و جهان. این نامه قدمی است از جنس همکاری ملی و بینالمللی برای رفع این تهدید.