ابراز “آمادگی” خانه سینما برای انتشار آثار ممنوعه بیضایی در ایران

خانه سینما ضمن حمایت از خواست مژده شمسایی برای دفن بهرام بیضایی در آمریکا، از آمادگی خود برای پیگیری انتشار کتاب‌ها و نمایش فیلم‌های تاکنون ممنوعه او خبر داد. مراسم “بدرقه” بیضایی روز ۱۳ دی در کالیفرنیا برگزار می‌شود.در روزهایی که خبر درگذشت بهرام بیضایی هنوز فضای فرهنگی ایران را ترک نکرده است، خانه سینما با انتشار متنی، از خواست همسر او برای به خاک سپرده شدن پیکرش در آمریکا حمایت کرد و اعلام آمادگی کرد تا «برای پیگیری مطالبات مطرح‌شده از سمت مژده شمسایی، در مورد انتشار کتاب‌های منتشرنشده و نمایش فیلم‌های به نمایش در نیامده استاد» هرگونه همراهی و اقدام لازم را انجام دهد.

این موضع‌گیری، هم‌زمان با اعلام زمان و مکان مراسم “بدرقه” بیضایی، بار دیگر شکاف میان میراث این هنرمند ماندگار و سیاست‌های فرهنگی رسمی جمهوری اسلامی را برجسته می‌کند.

خانواده بهرام بیضایی و بخش ایران‌شناسی دانشگاه استنفورد اعلام کرده‌اند که مراسم “بدرقه” این چهره برجسته فرهنگی، ساعت ۱۰ و ۳۰ دقیقه روز شنبه ۳ ژانویه (۱۳ دی) به وقت محلی، در شهر سن ماتئو در کالیفرنیا برگزار می‌شود. این خبر و یادداشت چند روز پیش مژده شمسایی، به گمانه‌زنی‌ها درباره انتقال پیکر بیضایی به ایران پایان داد.

در متن منتشرشده از سوی هیأت رئیسه خانه سینما، ضمن ابراز آمادگی برای “هرگونه همراهی و اقدامی” جهت انتشار آثار تاکنون ممنوعه بیضایی در ایران، تأکید شده است که «پژواک صدا و سخن هنرمند تداوم حیات اوست»، به‌ویژه برای هنرمندی که «حیاتش صرف تلاش برای تعریف و بازتعریف فرهنگ ایران شد.»

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

این اعلام آمادگی، اگرچه دلگرم‌کننده به نظر می‌رسد، اما برای بسیاری از ناظران یادآور واقعیتی تلخ است؛ آثاری که اکنون وعده پیگیری انتشارشان داده می‌شود، سال‌ها به دلیل ساز و کارهای سانسور در ایران امکان انتشار یا نمایش نیافته بودند.

تأکید مژده شمسایی بر “مطالبه ملی”

مژده شمسایی، همسر بهرام بیضایی، دو روز پیش از این، در یادداشتی صریح و روشنگر اعلام کرده بود که پیکر بیضایی در آمریکا به خاک سپرده خواهد شد. او نوشته بود: «پیکر بهرام بیضایی کلمات و اندیشه‌ی اوست. فیلم‌ها و آثار نوشتاری اوست.»

به گفته خانم شمسایی: «مطالبه‌ی ملی باید انتشار کتابهای “جاناوبلادور”، “گزارش اردویراف”، “طرب‌نامه” و “داش‌آکل به گفته‌ی مرجان” باشد. مطالبه‌ی ملی به نمایش درآمدن عمومی “غریبه و مه”، “چریکه‌ی تارا” و “مرگ یزدگرد” است.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

شمسایی در ادامه با بیان اینکه «پیکر بی‌صدای بیضایی فقط مطلوب کسانی‌ست که مسبّب خروج او از ایران بوده‌اند»، افزوده بود: «بهرام بیضایی هر کجا باشد آنجا ایران است!» این جمله، بیش از هر چیز، به تناقضی اشاره دارد که اکنون در واکنش‌های رسمی پس از مرگ او عیان شده است.

تناقض رفتاری قدرت

در روزهای پس از درگذشت بیضایی، موجی کم‌سابقه از پیام‌های تسلیت و ستایش از سوی مقام‌های دولتی، از شخص مسعود پزشکیان رئیس جمهوری ایران گرفته تا وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی او، منتشر شد؛ مسئولان همان ساختارهایی که در سال‌های حیات او، با سانسور، تعلیق و محدودیت، مسیر فعالیتش را تنگ کردند و نهایتاً او را به ترک ایران واداشتند.

این هم‌زمانی، از نگاه بسیاری از هنرمندان و منتقدان، نمونه‌ای دیگر از الگوی آشنای “عزیز شدن پس از مرگ” ارزیابی شده است؛ الگویی که در آن، هنرمند منتقد در زمان حیات به حاشیه رانده می‌شود و پس از فقدان، برای استفاده ابزاری از او تلاش می‌شود.

خانه سینما اکنون از تلاش برای انتشار “آثار ممنوعه” بیضایی سخن می‌گوید؛ آثاری که نامشان سال‌ها در فهرست‌های غیررسمی توقیف و تعلیق قرار داشت. این وعده هرچند می‌تواند نشانه‌ای از امید باشد، اما بدون تحول در ساز و کارهای تصمیم‌گیری فرهنگی، همچنان با تردید نگریسته می‌شود.

میراث سانسورناپذیر بیضایی

بهرام بیضایی متولد پنجم دی ۱۳۱۷، نویسنده، کارگردان، پژوهشگر، شاعر و استاد دانشگاه بود. او از فیلم‌سازان صاحب‌سبک سینمای ایران و از متفکران برجسته نمایش و ادبیات نوین فارسی به شمار می‌رود.

در کارنامه‌اش ۱۰ فیلم بلند و چهار فیلم کوتاه، نزدیک به هفتاد کتاب و چهارده نمایش بر صحنه‌های ایران و خارج از ایران دیده می‌شود. بسیاری “مرگ یزدگرد” را شاهکار او دانسته‌اند.

از مهم‌ترین فیلم‌هایش می‌توان به “رگبار”، “کلاغ”، “سفر”، “باشو غریبه کوچک”، “چریکه تارا”، “مسافران”، “شاید وقتی دیگر” و “سگ‌کشی” اشاره کرد. در تئاتر نیز نمایشنامه‌هایی چون “پهلوان اکبر می‌میرد”، “فتح‌نامه کلات”، “هشتمین سفر سندباد”، “ندبه”، “سهراب‌کشی”، “سلطان مار” و “داش‌آکل به گفته مرجان” جایگاهی ماندگار دارند.

بیضایی به‌رغم مرگ، پرسش‌هایی به غایت زنده در آثارش به جا گذاشت؛ نسبت قدرت و فرهنگ، تاریخ و اسطوره، و امکان ایستادگی هنرمند در برابر سانسور.

EnglishGermanPersian