مقاله: اپوزیسیون بی‌راه‌حل؛ وقتی دشمنی با پهلوی جای نجات ایران را می‌گیرد

ارشان آذری: ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به هوشیاری سیاسی نیاز دارد. چهل‌وهفت سال حکومت جمهوری اسلامی فقط کشور را از نظر اقتصادی، اجتماعی و امنیتی ویران نکرده است؛ این حکومت اعتماد میان ایرانیان را نیز هدف گرفته، اختلاف‌ها را عمیق‌تر کرده و بخشی از اپوزیسیون را به جای نیرویی سازنده، به مجموعه‌ای از گروه‌های بدبین، پراکنده و گرفتار رقابت‌های فرسایشی تبدیل کرده است. بااین‌حال، نمی‌توان تمام مسئولیت این شکست را بر گردن حکومت انداخت. بخشی از مخالفان خارج از کشور خودشان نیز در بازتولید همین بی‌اعتمادی، حذف‌طلبی و دشمنی سیاسی نقش داشته‌اند.

مشکل اصلی این بخش از اپوزیسیون فقط مخالفت با شاهزاده رضا پهلوی نیست. مخالفت با هر شخصیت سیاسی حق طبیعی هر فرد و جریان است. مشکل از جایی آغاز می‌شود که مخالفت با پهلوی به تمام هویت سیاسی یک جریان تبدیل می‌شود و جای برنامه، سازمان، رهبری و راه‌حل را می‌گیرد.

بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور به جای ارائه راه‌حل برای گذار از جمهوری اسلامی، تمام هویت سیاسی خود را بر جلوگیری از قدرت‌گرفتن پهلوی بنا کرده است.

این جریان در طول نزدیک به نیم قرن نتوانسته است یک رهبر مورد اعتماد، یک تشکیلات کارآمد یا برنامه‌ای روشن برای روز پس از جمهوری اسلامی ارائه کند. هنوز معلوم نیست اگر شاهزاده رضا پهلوی کنار گذاشته شود، چه کسی یا چه نهادی قرار است دوران گذار را مدیریت کند. چه کسی ارتش، پلیس، مرزها، بانک‌ها، نیروگاه‌ها و دستگاه اداری کشور را در روزهای بحرانی حفظ خواهد کرد؟ مجلس مؤسسان چگونه تشکیل می‌شود؟ قانون اساسی تازه را چه کسانی تدوین می‌کنند؟ عدالت انتقالی چگونه از انتقام‌گیری جدا خواهد شد؟ هیچ‌کدام از این پرسش‌ها با تکرار نام ساواک یا بازگشت به منازعات سال ۱۳۵۷ پاسخ داده نمی‌شود.

بااین‌حال، همین افراد به محض آنکه نام پهلوی برجسته می‌شود، ناگهان بسیار فعال می‌شوند. هشدار می‌دهند که ساواک بازمی‌گردد، دیکتاتوری تکرار می‌شود و مشروطه‌خواهان مخالفان را سرکوب خواهند کرد. آنان درباره ساختن آینده سخن اندکی دارند، اما برای ترساندن مردم از آینده‌ای که ممکن است در آن شاهزاده رضا پهلوی نقشی مهم داشته باشد، مجموعه‌ای آماده از شعارهای قدیمی در اختیار دارند.

اگر واقعاً مطمئن‌اند که مردم ایران پهلوی را نمی‌خواهند، چرا از قرارگرفتن پادشاهی مشروطه در برابر رأی آزاد مردم نگران‌اند؟ چرا برنامه جمهوری‌خواهانه خود را ارائه نمی‌کنند و تصمیم را به ملت نمی‌سپارند؟ کسی که دموکراسی را فقط زمانی قبول دارد که نتیجه آن از پیش مطابق میل خودش باشد، دموکرات نیست.

کسی که از رأی مردم دفاع می‌کند، اما از احتمال رأی مردم به پادشاهی مشروطه می‌ترسد، از دموکراسی دفاع نمی‌کند؛ از نتیجه مطلوب خودش دفاع می‌کند.

شاهزاده رضا پهلوی در مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های مختلف بر چهار اصل تمامیت ارضی ایران، جدایی دین از حکومت، برابری شهروندان و حق مردم برای انتخاب شکل حکومت آینده تأکید کرده است. او نقش خود را پلی برای رسیدن به یک حکومت دموکراتیک توصیف کرده، نه مقصد نهایی و نه حاکمی که بدون رأی مردم بر کشور تحمیل شود. در گفت‌وگو با شبکه سی‌بی‌اس نیز همین چهار اصل و ضرورت تصمیم‌گیری مردم درباره نظام آینده را تکرار کرد. بنابراین، منتقدان حق دارند درباره برنامه‌ها و سازوکار دوران گذار پرسش کنند، اما نمی‌توانند صادقانه ادعا کنند که طرح اعلام‌شده او بازگرداندن خودکار حکومت پیش از سال ۱۳۵۷ است.

در ۱۸ و ۱۹ دی، فراخوان شاهزاده رضا پهلوی توانست بخش گسترده‌ای از جامعه را به حرکت وادارد. اهمیت آن روزها فقط در عدد شرکت‌کنندگان نبود؛ اهمیت اصلی این بود که یک چهره سیاسی توانست از خارج کشور، در داخل ایران هماهنگی و بسیج ایجاد کند. درست در همین نقطه بود که برخی مخالفان به جای حمایت از مردم یا ارائه فراخوانی مؤثرتر، خطر پهلوی را برجسته کردند. برای آنان تقویت جایگاه شاهزاده از تضعیف جمهوری اسلامی نگران‌کننده‌تر به نظر رسید.

این همان اپوزیسیون سلبی است؛ اپوزیسیونی که دقیقاً می‌داند چه کسی نباید بیاید، اما نمی‌تواند بگوید چه کسی باید بیاید. می‌داند کدام گزینه باید حذف شود، اما گزینه‌ای که توان اداره دوران گذار را داشته باشد معرفی نمی‌کند. انتقاد می‌کند، اما مسئولیت راه‌حل را نمی‌پذیرد.

ایران با کمبود منتقد روبه‌رو نیست؛ ایران با کمبود راه‌حل، سازمان و مسئولیت‌پذیری روبه‌روست.

امروز مردم ایران باید واقعیت دیگری را نیز به‌روشنی ببینند: هیچ دولت خارجی برای آزادی ایران فعالیت نمی‌کند. دولت‌ها دوست و دشمن دائمی ندارند؛ منافع دائمی دارند. ایالات متحده، اروپا، اسرائیل، روسیه، چین و کشورهای عربی هرکدام امنیت، اقتصاد و نفوذ منطقه‌ای خود را دنبال می‌کنند. فشار خارجی ممکن است جمهوری اسلامی را تضعیف کند، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که هدف نهایی آن ایجاد ایرانی آزاد و دموکراتیک باشد.

تا امروز نیز نشانه‌ای از یک سیاست هماهنگ خارجی برای سرنگونی جمهوری اسلامی و انتقال قدرت به مردم ایران دیده نشده است. حتی مقام‌های آمریکایی پس از ضربه‌های سنگین نظامی، نسبت به امکان فروپاشی حکومت تردید داشته‌اند و هم‌زمان مسیر مذاکره را باز نگه داشته‌اند. این واقعیت نشان می‌دهد که هیچ قدرتی را نباید ناجی ایران تصور کرد.

رفتار کشورهای عربی خلیج فارس نیز همین منطق را نشان می‌دهد. حتی پس از حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی، اولویت اعلام‌شده آنان پایان جنگ، تضمین امنیت انرژی و مهار توان موشکی، پهپادی و نیابتی تهران بوده است؛ نه لزوماً سرنگونی حکومت و ایجاد یک دموکراسی در ایران. برخی از این کشورها برای آتش‌بس فوری تلاش کرده‌اند و برخی دیگر خواهان محدودشدن توان نظامی جمهوری اسلامی شده‌اند. از این رفتار نمی‌توان با قطعیت نتیجه گرفت که همه آنان با سقوط حکومت مخالف‌اند، اما می‌توان گفت آزادی مردم ایران در صدر محاسباتشان نیست.

حتی می‌توان فهمید که چرا بعضی دولت‌های منطقه از آینده‌ای نامعلوم هراس دارند. یک ایران آزاد، ملی، باثبات، برخوردار از نیروی انسانی بزرگ و اقتصادی نیرومند می‌تواند توازن قدرت منطقه را تغییر دهد. آنان ممکن است جمهوری اسلامی ضعیف و قابل مهار را، با همه دشمنی‌هایش، بهتر از ایرانی قدرتمند و دموکراتیک بدانند. این یک احتمال راهبردی است، نه واقعیتی اثبات‌شده درباره نیت تمام دولت‌های عربی. اما همین احتمال کافی است تا مردم ایران سرنوشت خود را به تصمیم پایتخت‌های خارجی گره نزنند.

تنها نیرویی که آزادی ایران برایش هدف نهایی است، خود ملت ایران است.

رسانه‌های خارجی نیز از همین قاعده جدا نیستند. روزنامه‌نگار وظیفه دارد رهبران سیاسی را به چالش بکشد و شاهزاده رضا پهلوی نیز نباید از پرسش سخت معاف باشد. اما میان پرسشگری حرفه‌ای و ساختن یک مصاحبه صرفاً برای یافتن نقطه‌ضعف تفاوت وجود دارد. در برخی مصاحبه‌ها و گزارش‌های خارجی، تمرکز اصلی بر مشروعیت شخصی شاهزاده، اختلافات اپوزیسیون، رفتار برخی هواداران یا گذشته خاندان پهلوی قرار می‌گیرد، درحالی‌که کشتار، اعدام، برنامه دوران گذار و مسئولیت جامعه جهانی در حاشیه می‌ماند.

گزارش تفصیلی رویترز در ژوئیه ۲۰۲۶ نمونه‌ای از چنین چارچوبی بود که بخش بزرگی از آن بر مشکلات کارزار، اختلاف میان برخی حامیان و تردید دولت آمریکا متمرکز شد، هرچند موضع شاهزاده درباره نقش انتقالی و حق تعیین سرنوشت مردم را نیز بازتاب داد.

نباید گفت همه خبرنگاران دشمن آزادی ایران‌اند؛ این ادعا هم نادرست است و هم استدلال مقاله را ضعیف می‌کند. اما باید فهمید که رسانه خارجی نیز بر اساس دستور کار خبری، منافع سازمانی و نگاه جامعه خودش عمل می‌کند. وظیفه آن رسانه ساختن آینده ایران نیست. بنابراین، ایرانیان نباید اجازه دهند نحوه طرح پرسش یک خبرنگار خارجی، جایگاه رهبران سیاسی یا اولویت‌های مبارزه را برای آنان تعیین کند.

این در حالی است که جمهوری اسلامی همچنان از اعدام برای ایجاد ترس استفاده می‌کند. کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل در پنجم اوت ۲۰۲۶ اعلام کرد که از ۱۹ مارس دست‌کم ۵۶ نفر با اتهام‌های امنیتی اعدام شده‌اند که ۲۷ مورد به اعتراض‌های آغاز سال مربوط بوده است و بیش از صد نفر دیگر نیز با خطر اعدام روبه‌رو هستند. عفو بین‌الملل نیز از محاکمه‌های ناعادلانه، اعتراف‌های آلوده به شکنجه و افزایش اعدام معترضان گزارش داده است. این واقعیت باید در مرکز توجه رسانه‌ها و سیاستمداران باشد، نه در حاشیه رقابت‌های اپوزیسیون.

جمهوری اسلامی بیش از هر قدرت خارجی از مردم سازمان‌یافته ایران می‌ترسد.

ارتش خارجی می‌تواند تأسیسات را ویران کند، اما نمی‌تواند برای ایران مشروعیت سیاسی، اعتماد اجتماعی و حکومت ملی بسازد. این کار فقط از درون جامعه ایران برمی‌آید. هیچ بمبارانی نمی‌تواند جای سازمان‌دهی مردم، رهبری مسئول و برنامه سیاسی را بگیرد.

در چنین شرایطی، اتحاد نیز نباید به شعار توخالی تبدیل شود. اتحاد واقعی با هر گروهی ممکن نیست. همکاری باید بر پایه تمامیت ارضی ایران، جدایی دین از حکومت، برابری شهروندان، منع انتقام‌گیری، پذیرش حقوق بشر و قبول نتیجه رأی مردم شکل گیرد. کسی که یکی از گزینه‌های دموکراتیک را از پیش ممنوع می‌کند یا وزن اجتماعی نیروها را نادیده می‌گیرد، در پی اتحاد نیست؛ در پی مهار رقیب است.

در مورد مجاهدین خلق نیز نیازی به بحث طولانی نیست. استفاده از واژه دموکراسی یک سازمان را دموکراتیک نمی‌کند. ساختار بسته، رهبری تغییرناپذیر، یکنواختی ایدئولوژیک، پوشش سازمانی و نمادهای مذهبی آنان تصویری از یک جامعه آزاد و متکثر ارائه نمی‌دهد. سازمانی که دموکراسی را درون خودش نشان نمی‌دهد، نمی‌تواند فقط با شعار، اعتماد جامعه ایران را مطالبه کند.

دوران ایدئولوژی‌های بسته نیز برای بخش بزرگی از نسل جوان ایران پایان یافته است. کمونیسم حزبی، اسلام سیاسی، مجاهدگرایی و گروه‌هایی که انسان را در خدمت عقیده قرار می‌دهند، دیگر پاسخ‌گوی جامعه امروز نیستند. نشانه‌های تقویت هویت ملی و فاصله جوانان از هویت رسمی مذهبی در شعارها و نمادهای سال‌های اخیر دیده شده است.

اما ملی‌گرایی مورد نیاز ایران نباید به برتری یک قوم، زبان یا مذهب تبدیل شود. ملی‌گرایی نجات‌بخش ایران، ملی‌گرایی مدنی است؛ ملی‌گرایی‌ای که ترک، کرد، فارس، عرب، بلوچ، لر، ترکمن و همه شهروندان را اعضای برابر یک ملت بداند. جمهوری اسلامی و برخی گروه‌های اپوزیسیون سال‌ها کوشیده‌اند تفاوت‌های قومی را به دیوار بی‌اعتمادی تبدیل کنند. پاسخ به این سیاست، انکار تفاوت‌ها نیست؛ ساختن ایرانی است که در آن تفاوت فرهنگی با برابری سیاسی سازگار باشد.

همه ما پیش از هر وابستگی حزبی و ایدئولوژیک، ایرانی هستیم.

مردم ایران امروز باید در برابر کسانی بایستند که اختلاف‌افکنی را جای سیاست، تخریب را جای نقد و دشمنی با پهلوی را جای مبارزه با جمهوری اسلامی نشانده‌اند. منظور از ایستادن، حذف یا خاموش‌کردن مخالفان نیست؛ منظور مطالبه پاسخ است. هرکس می‌گوید شاهزاده رضا پهلوی نباید نقش داشته باشد، باید بگوید جایگزین عملی او چیست. هرکس از اتحاد سخن می‌گوید، باید اصول و سازوکار آن را روشن کند. هرکس از دموکراسی حرف می‌زند، باید حق انتخاب مردم را حتی زمانی که نتیجه برخلاف میل اوست بپذیرد.

آن دوران گذشته است که گروهی با چند شعار ایدئولوژیک، خشم مردم را مصادره کند و بدون برنامه، کشور را به سوی فاجعه ببرد. نسل امروز حق دارد از تجربه سال ۱۳۵۷ درس بگیرد، گذشته را دوباره ارزیابی کند و اجازه ندهد همان نیروهای بی‌راه‌حل بار دیگر برای ایران تصمیم بگیرند.

ایران را نه دولت‌های خارجی، نه رسانه‌های خارجی و نه شوراهای بی‌پایگاه نجات خواهند داد. فشار خارجی ممکن است فرصت ایجاد کند، اما تبدیل فرصت به آزادی فقط با مردم ایران، رهبری مسئول، سازمان سیاسی و ملی‌گرایی فراگیر ممکن است.

ایران را فقط ایرانیان نجات خواهند داد؛ و نخستین شرط نجات، کنارگذاشتن توهم ناجی خارجی و شناختن کسانی است که به جای ساختن آینده، هنوز در جنگ‌های شکست‌خورده سال ۱۳۵۷ زندگی می‌کنند.

ایران؛ واکنش ترامپ و معاونش به اقدام تفرقه‌افکنان/سفر ژنرال منیر به عربستان

دو انفجار در یک نفت‌کش هنگام عبور از تنگه هرمز رخ داد

سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا (UKMTO):

گزارشی مبنی بر وقوع یک حادثه در فاصله ۹ مایل دریایی جنوب شرقی «کومزار» در عمان دریافت کردیم.

یک نفت‌کش هنگام عبور از تنگه هرمز، در جنوب شرقی عمان، از وقوع دو انفجار خبر داد.

وزارت امور خارجه پاکستان: نخست‌وزیر در روزهای ششم تا هشتم ماه جاری، به همراه فرمانده ارتش، ژنرال منیر و وزیر امور خارجه، به عربستان سعودی سفر می‌کند.

در صورت لزوم، آماده حمله هستیم

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا:

ایران خواهان مذاکره بود و ما نیز همین کار را انجام می‌دهیم

ما در حال گفتگو با ایرانی‌ها هستیم و خواهیم دید چه پیش می‌آید.

این مذاکرات ممکن است به نتیجه برسد یا با شکست مواجه شود، و ما در صورت لزوم آماده حمله هستیم.

من ترجیح می‌دهم به توافقی دست یابم؛ به دنبال کشتار یا نابودی همه‌چیز نیستم، هرچند که داشتیم به آن سمت حرکت می‌کردیم.

آنها با من تماس گرفتند، زیرا نمی‌خواهد با بزرگ‌ترین حمله از زمان جنگ جهانی دوم روبرو شوند.

گزارش‌هایی از نارضایتی ترامپ از هگسث؛ تکذیب کاخ سفید

واشنگتن پست به نقل از برخی منابع:

نارضایتی ترامپ از پیت هگسث، وزیر دفاع، افزایش یافته است؛ زیرا او از مدافعان اصلی اقدام نظامی علیه ایران بود.

هگسث، ترامپ را متقاعد کرده بود که اقدام نظامی علیه ایران به پیروزی نسبتاً سریع و آسانی منجر خواهد شد.

واشنگتن پست به نقل از سخنگوی کاخ سفید:

هگست از اعتماد کامل رئیس‌جمهور ترامپ برخوردار است و آنچه مطرح می‌شود، کاملاً اخبار جعلی است.

«آنچه درباره رئیس‌جمهور ترامپ و وزیر دفاع، هگسث، نوشته شده است، به‌هیچ‌وجه صحت ندارد؛ ما بارها این موضوع را به روزنامه واشنگتن‌پست اعلام کرده‌ایم.

رئیس‌جمهور برای هگسث احترام زیادی قائل است و معتقد است که او عملکردی فوق‌العاده دارد.

واشنگتن‌پست به نقل از سخنگوی پنتاگون:

هگست درباره وضعیت ذخایر مهمات، کسی را گمراه نکرده و تقصیر را نیز متوجه معاون خود نساخته است.

ادعاها پیرامون کاهش ذخایر، اختلافات داخلی و موضع هگست در قبال ایران، کاملاً ساختگی و بی‌اساس است.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده:

ایالات متحده مقادیر عظیمی مهمات، به‌ویژه انواع خاصی از آن، در اختیار دارد.

مقادیر زیادی مهمات تولید و بر حسب نیاز به ایالات متحده ارسال شده است.

شرکت‌های دفاعی در تلاش‌اند تا بیشترین تعداد کارخانه و تأسیسات تولیدی را در تاریخ ایالات متحده ایجاد کنند.

عوامل افشای اظهارات خائنانه هم‌اکنون تحت پیگرد هستند و ما برای اعمال مجازات‌های حبس طولانی‌مدت علیه آن‌ها تلاش خواهیم کرد.

مغاون هم ترامپ هرگونه تقابل با نتانیاهو را تکذیب کرد

و از وجود شکاف در درون حکومت ایران سخن گفت

جی. دی. ونس، معاون منتخب رئیس‌جمهور آمریکا:

در دیدار اخیر با نتانیاهو هیچ‌گونه تقابلی وجود نداشت؛ بلکه گفتگویی خوب و صریح داشتیم.

اسرائیل شریکی بزرگ است و ما نیز – مانند هر متحد دیگری – گاهی مواضع متفاوتی داریم.

مأموریت من پیگیری منافع ایالات متحده است و ما برای دستیابی به اهداف مشترک با اسرائیل تعامل می‌کنیم.

در درون حکومت ایران، افرادی هستند که خواهان پایان جنگ‌اند و تندروهایی نیز وجود دارند که خواهان ادامه آن هستند.

ایرانی‌ها مذاکره‌کنندگانی سرسخت هستند و رژیم دچار شکاف و تفرقه است؛ مأموریت ما دستیابی به بهترین نتایج است.

قیمت انرژی کاهش خواهد یافت و ما در موقعیت قوی‌تری قرار خواهیم گرفت.

در خصوص ایران هیچ اختلافی با رئیس‌جمهور ترامپ وجود ندارد و ما به دنبال اجرای تصمیمات او هستیم.

۱۰ تریلیون دلار؛ چگونه جرایم سایبری به سومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شد؟

حملات سایبری همچنان در سطح جهانی رو به افزایش است و خسارات مالی و عملیاتی فزاینده‌ای را به بخش‌های حیاتی وارد می‌کند، زیرا دولت‌ها و شرکت‌ها در بحبوحه گسترش دامنه رویارویی‌های سایبری مرتبط با درگیری‌های بین‌المللی، هزینه‌های امنیت دیجیتال را برای مقابله با تهدیدات رو به رشد افزایش می‌دهند.

بر اساس برآوردهای شرکت «سایبرسکیوریتی ونچرز» (Cybersecurity Ventures)، پیش‌بینی می‌شود هزینه جهانی جرایم سایبری تا سال ۲۰۲۶ به حدود ۱۰.۵ تریلیون دلار افزایش یابد. این رقم، اقتصاد جرایم دیجیتال را در جایگاه سوم جهان — پس از اقتصادهای ایالات متحده و چین — قرار می‌دهد؛ وضعیتی که در آن زیان‌های ناشی از این جرایم با نرخ تقریبی ۳۳۳ هزار دلار در ثانیه انباشته می‌شود و بازتاب‌دهنده دامنه رو به گسترش تهدیدات سایبری و تأثیر اقتصادی فزاینده آن‌ها بر کشورها و نهادهاست.

او توضیح داد که جرایم سایبری به عامل اصلی هدررفت منابع مالی تبدیل شده‌اند، چرا که حملات سایبری بخش‌های حیاتی را در کشورهای مختلف مختل کرده‌اند؛ به‌ویژه اینکه امروزه «زمان ازکارافتادگی» (downtime) بیش از ۶۰ درصد از کل زیان‌های مالی شرکت‌ها ناشی از این‌گونه حملات را تشکیل می‌دهد.

این واقعیت، بیانگر خطرات فزاینده‌ای است که سازمان‌ها با آن روبرو هستند؛ زیرا حملات سایبری به ابزارهایی تکامل یافته‌اند که قادر به ایجاد فلج عملیاتی گسترده و اختلال در خدمات ضروری می‌باشند.

در مقابل، بازار جهانی امنیت سایبری رشدی بی‌سابقه را تجربه کرده است؛ پیش‌بینی‌ها حاکی از آن است که ارزش این بازار تا سال ۲۰۲۶ از مرز ۳۰۰ میلیارد دلار فراتر خواهد رفت که این امر ناشی از افزایش تقاضا برای راهکارهای حفاظت دیجیتال در سایه تهدیدات فزاینده است.

علاوه بر این، هزینه‌کرد سازمان‌ها در حوزه امنیت اطلاعات به بیش از ۲۴۰ میلیارد دلار رسیده است — که نشان‌دهنده نرخ رشد سالانه بیش از ۱۲٫۵ درصد است — و این افزایش تحت تأثیر گسترش قراردادهای اضطراری و سرمایه‌گذاری‌هایی صورت گرفته که هدف آن‌ها تقویت زیرساخت‌های دیجیتال و حفاظت از سیستم‌های حیاتی است.

قراردادهای دولتی چند میلیارد دلاری

از زمان آغاز جنگ ایران در اواخر فوریه گذشته، شرکت‌های بزرگ امنیت سایبری ایالات متحده — نظیر «پالو آلتو» (Palo Alto)، «کراوداسترایک» (CrowdStrike) و «فورتی‌نت» (Fortinet) — شاهد افزایش چشمگیری در حجم قراردادهای دولت فدرال بوده‌اند.

ارزش این قراردادها در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ به حدود ۳.۸ میلیارد دلار رسید — که نشان‌دهنده افزایشی ۴۲ درصدی نسبت به دوره مشابه در سال ۲۰۲۵ است — و بخشی از برنامه‌هایی محسوب می‌شود که با هدف تقویت حفاظت از شبکه‌های برق، تأسیسات آب و زیرساخت‌های حیاتی در برابر حملات سایبری اجرا شده‌اند.

در همین حال، «اداره ملی سایبری اسرائیل» گزارش داد که مجموع حملات سایبری ایران در ماه ژوئن به حدود ۴۸۰۰ مورد رسیده است — رقمی که سه برابرِ آمار ثبت‌شده در ماه مشابه سال ۲۰۲۵ است — و این امر حاکی از تشدید تقابل دیجیتال میان دو طرف می‌باشد.

داده‌ها نشان می‌دهند که یک حمله سایبری مشترک میان ایالات متحده و اسرائیل در اوایل درگیری کنونی، موفق به مختل کردن شبکه‌های حسگر و سامانه‌های فرماندهی نظامی در ایران شده است. این امر مقامات حکومت ایران را بر آن داشت تا در تلاشی برای مهار پیامدهای حملات و حفاظت از زیرساخت‌های دیجیتال خود، اتصال اینترنت را تا ۹۶ درصد قطع کرده و کشور را به مدت ۴۷ روز پیاپی در انزوای دیجیتال قرار دهند.

حملات سایبری یکی از مهم‌ترین تهدیدهای امنیتی پیش روی افراد، نهادها و ملت‌ها به شمار می‌روند. از این حملات برای سرقت داده‌ها، کلاهبرداری و دسترسی غیرمجاز به اطلاعات حساس مالی، پزشکی، نظامی یا امنیتی استفاده می‌شود. افزون بر این، دامنه چنین حملاتی می‌تواند به دستکاری از راه دور سامانه‌های الکترونیکی نیز کشیده شود؛ به‌گونه‌ای که این سامانه‌ها برای دستیابی به اهداف سیاسی یا وارد آوردن آسیب‌های فیزیکی — نظیر از کار انداختن سیستم‌ها یا انفجار دستگاه‌های متصل — هدایت شوند.

هدف امنیت سایبری، حفاظت از زیرساخت‌های دیجیتال در برابر این خطرات از طریق ایمن‌سازی پنج حوزه کلیدی است: زیرساخت‌های حیاتی (مانند شبکه‌های مخابراتی، حمل‌ونقل و انرژی)، امنیت شبکه، امنیت رایانش ابری، امنیت اینترنت اشیاء (IoT) که شامل دستگاه‌های هوشمند متصل به اینترنت می‌شود، و همچنین حفاظت از برنامه‌های کاربردی و نرم‌افزارها در برابر نفوذها و تهدیدات سایبری.

تداوم صدور احکام حبس برای مخالفان با وجود ابراز نگرانی کارشناسان سازمان ملل متحد از تشدید سرکوب‌ها در ایران

همزمان با ابراز نگرانی گروهی از کارشناسان مستقل سازمان ملل متحد نسبت به تشدید سرکوب‌ها توسط جمهوری اسلامی و افزایش فشار بر اقلیت‌های قومی و مذهبی، منابع حقوق بشری از تداوم صدور احکام حبس بر ضد گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده در ایران خبر دادند.

دانشجوی دختر ۲۳ ساله متهم به «محاربه» شد؛ جان نجمه امینی در خطر است

خبرنامه امیرکبیر روز پنجشنبه ۱۵ مرداد اعلام کرد نجمه امینی، دانشجوی ۲۳ ساله رشته حسابداری در مشهد، پس از ۶ ماه بازداشت بی‌وقفه، با اتهام «محاربه» روبه‌رو شده و جانش در معرض خطر است.
EnglishGermanPersian