دو تن از فعالین مدنی شهرستان دهگلان در استان کُردستان که چندی پیش با انتشار ویدیویی اعلام کرده بودند تنها به شرطی در نشست دادگاه حاضر خواهند شد که نشت دادگاه عادلانه و علنی باشد، پس از جلب به دادگاه منتقل شدند.

فریده ویسی و سیروس عباسی پس از جلب به دادگاه منتقل شدند

وز سه‌شنبه ۹ دی ۹۹ (۲۹ دسامبر ۲۰۲۰)، سیروس عباسی و همسرش فریده ویسی از فعالین مدنی شهرستان دهگلان توسط نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران بازداشت  و به دادگاه عمومی و انقلاب این شهر منتقل و از آنجا نیز به سنندج منتقل شدند.

یک منبع نزدیک به خانواده عباسی در اینباره به هه‌نگاو اعلام کرد که، پس از آنکه آنها دو بار به دادگاه انقلاب سنندج احضار شده و حضور نیافته‌اند، قاضی سعیدی قاضی شعبه یکم دادگاه انقلاب سنندج حکم جلب آنها را صادر کرده است.

این منبع در ادامه اعلام کرد که این دو فعال مدنی پس از بازداشت به دادگاه انقلاب سنندج منتقل شده و قاضی سعیدی آنها را محاکمه کرده است. این دو فعال مدنی پس از محاکمه در شعبه یکم دادگاه انقلاب سنندج آزاد شدند.

روز شنبە دهم آبان‌ماه ١٣٩٩ (٣١ اکتبر ٢٠٢٠)، فریدە ویسی در صفحەی اینستاگرام خود با انتشار ویدیویی که به زبان کُردی ضبط شده اعلام کرد همراه با همسرش سیروس عباسی از حضور در دادگاه خودداری کردە و نشست دادگاه را بایکوت خواهند کرد.

فریدە ویسی در این ویدیو می‌گوید کە من با اعمال فشار ناچار شدم در مقابل دوربین بە کارهایی کە نکردم اعتراف کنم و علیە خود شهادت دهم، طی اعتراف تلویزیونی بارها مجبور می‌شدم کە یک جملە را تکرار کنم تا فیلمی کە کارشناسانشان تایید می‌کنند، ضبط و منتشر شود.

وی در ادامه می‌گوید: ”تمام دلخوشی ما این بود کە در زمان برگزاری نشست دادگاه بتوانیم در دادگاهی عادلانە از خود دفاع کنیم، اما اولین نشست دادگا در فضایی برگزار شد کە ما اصلاً نتوانستیم از خود دفاع کنیم، من احساس کردم قاضی یک بازجوست و از اطلاعات حمایت می‌کند، ما نمی‌توانستیم از خود دفاع کنم، زمانی کە دادگاه را ترک کردیم تصمیم گرفتیم کە جلسات بعدی را بایکوت کنیم. تنها زمانی در دادگاه حضور خواهیم یافت، کە نشست دادگاه علنی و عادلانە برگزار شود.“

سیروس عباسی و همسرش فریدە عباسی روز شنبە ٢۴ آذرماه سال ١٣٩٨ (١۴ ژوئیە ٢٠٢٠) پس از حملەی نیروهای امنیتی اطلاعات شهر دهگلان بە محل کارشان، مرکز علمی و آموزشی زانست، بازداشت و آزاد عباسی برادر سیروس  پس از اینکە برای پیگیری وضعیت برادر و همسر برادرش رفتە بود،همان روز بازداشت شد.

این سه شهروند پس از دو ماه بازداشت با وثیقه‌های ۲۰۰ و ۳۰۰ میلیون تومانی و موقتاً تا زمان برگزاری نشست دادگاه آزاد شدند.

جنگ در کُردستان، گزارش آماری هەنگاو از تلفات درگیری‌های کُردستان در سال ۲۰۲۰ + فایل

جنگ در کُردستان، گزارش آماری هەنگاو از تلفات درگیری‌های کُردستان در سال ۲۰۲۰ + فایل

ادامه‌ی مطلب

حکم اعدام یک زن در زندان سنندج اجرا شد

Bildergebnis für اعدام زنان

ادامه‌ی مطلب

یک زن جوان اهل شهرستان سردشت در حین زایمان در بیمارستان این شهر و به دلیل سهل‌انگاری کادر پزشکی جانش را از دست داد.

سهل‌انگاری پزشکی جان مادر سردشتی را گرفت

روز یکشنبه ۳۰ آذر ۹۹ (۲۰ دسامبر ۲۰۲۰)، یک زن ۳۶ ساله اهل سردشت با هویت ”توران رسول‌زاده“ دو ساعت پس از زایمانش در بیمارستان ”خمینی“ این شهرستان به دلیل خونریزی جانباخت.

به گفته یک منبع مطلع، کادر پزشکی بیمارستان مذکور تشخیص نداده‌اند که این زن دچار خونریزی داخلی شده و به همین دلیل جانش را از دست داده است.

با گذشت یک هفته تاکنون شبکه بهداشت و درمان سردشت در مورد مرگ این مادر جوان به دلیل سهل‌انگاری کادر پزشکی هیچ گونه اظهار نظری نکرده است.

خانواده توران رسول‌زاده پس از مرگ وی از کادر پزشکی بیمارستان شکایت کرده‌اند اما تاکنون هیچ جوابی را دریافت نکرده‌اند.

(بدون عنوان)

دم علی خامنه ای زیر چکش دادگاه بلژیک – مامور گیر افتاده همه چیز را لو داد

دم علی خامنه ای زیر چکش دادگاه بلژیک مامور ولایت همه چیز را لو داد

سندها و مدارک برملا شده در دادگاه بلژیک نشان می‌دهد که امیر سعدونی چه به تنهایی و چه همراه با نسیمه نعامی سفرهای متعددی به ایران داشته تا مستقیماً توسط وزارت اطلاعات توجیه شود و آموزش اطلاعاتی- تروریستی می دیده است.

طبق همین سندها، سعدونی خودش درباره سفرهایش به ایران و ارتباطاتش با وزارت اطلاعات از جمله می‌گوید:

«در زمستان ۲۰۰۷ جواد اولین نفری که از وزارت اطلاعات با من تماس گرفت و گفت پدر نسیمه را به مرکز وزارت اطلاعات برده‌اند. اگر ما همکاری نکنیم، او را زندانی می‌کنند.

آنها شماره تلفن بلژیکی مرا از پدر نسیمه گرفته بودند.
معمولاً از طریق ایمیل با من تماس گرفته می‌شد. او همیشه با شماره تلفن بلژیکی من با شماره ناشناخته تماس می‌گرفت. نمی‌دانم “جواد” کجا بود.
در سال۲۰۱۲ دوره‌ای را در بندر آنتورپ کار می‌کردم که باعث شد کمتر به مأموریتهای وزارت اطلاعات بپردازم. احمدزاده ازوزارت اطلاعات با من تماس گرفت و خاطرنشان کرد که من کمتر فعال هستم. از من خواسته شد که به ایران بیایم.
سعدونی می‌گوید: به همراه نسیمه من دو یا سه هفته به ایران سفر کردیم و به آبادان رفتیم.

احمدزاده از من خواست به اهواز بروم. برای گفتگو به یک خانه شخصی رفتیم. از من سؤال شد که چرا من شروع به کار کرده و در پیگیری مجاهدین فعالیت کمتری داشتم.

دم علی خامنه ای زیر چکش دادگاه بلژیک مامور ولایت همه چیز را لو داد

 

 

دم علی خامنه ای زیر چکش دادگاه بلژیک مامور ولایت همه چیز را لو داد

از من خواسته شد که دوباره فعالتر بشوم. هزینه کامل سفرها را به ما می‌دادند.
من به آنها گفتم که یک قرارداد موقت در بندر دارم. قرارداد من در زمستان۲۰۱۲ منقضی می‌شد. آنها به من گفتند که پس از اتمام قراردادم با آنها تماس بگیرم. آنها بررسی خواهند کرد که آیا می‌توانند چیزی برایم ترتیب دهند.

مدت کوتاهی بعد مجدداً از من خواسته شد که بار دیگر به ایران بیایم، این بار بدون نسیمه. این بار اجازه دیدار با خانواده خودم را نداشتم اما اجازه دیدار با خانواده نسیمه را داشتم.

در سال۲۰۱۳ من به مدت ۱۰روز به ایران سفر کردم و نزد مادر زن و پدر زنم ماندم.
سعدونی اضافه می‌کند: احمدزاده در اهواز مرا به یک خانه شخصی برد که با دفعه قبل فرق می‌کرد. محمد برای مدت کوتاهی رفت و با مرد دیگری آمد که خود را “حاجی” معرفی کرد. مقام بالاتری نسبت به محمد داشت.

ما تا ساعت ۸ یا ۹شب صحبت کردیم. این مرد عصبانی بود که من در برخی از فعالیت‌های مجاهدین در بروکسل حضور نداشتم. او دقیقاً دنبال کرده بود که در چه جلساتی شرکت داشتم یا نداشتم. شب در همان خانه ماندم.

روز بعد آنها گفتند که تصمیم خواهند گرفت چه زمانی می‌توانم به بلژیک برگردم.

من اجازه نداشتم از این خانه خارج شوم و غذا به خانه می‌آوردند. در طول روز حاجی و محمد حضور داشتند. این یک آپارتمان بزرگ بود و مجبور شدم چهار روز در آن خانه بمانم.

آنها با کتاب و دی وی دی در مورد مجاهدین سعی داشتند مرا متقاعد کنند که مجاهدین بد هستند.
تمام هزینه سفر به ایران توسط سرویسهای اطلاعاتی ایران پرداخته شد.

یک زوج آرام خطرناکترین تروریستها، آنها میخواستند دوستان صمیمی منفجر کنند
امیر سعدونی و نسیمه نعامی تروریستهای بمب گذار وزارت اطلاعات

دم علی خامنه ای زیر چکش دادگاه بلژیک مامور ولایت همه چیز را لو داد

سعدونی درباره سفر درباره دریافت پول از وزارت اطلاعات می‌گوید: اواخر سال۲۰۱۳ محمد تماس گرفت. او گفت برای خدماتی که برای اطلاعات ایران ارائه می‌دهم حقوق دریافت خواهم کرد.

قرار شد پول به یک حساب ایرانی واریز شود یا به پدر نسیمه داده شود تا او پول را به افرادی که به بلژیک سفر می‌کنند به‌صورت نقد منتقل کند.

به درخواست من، این پول همیشه به‌صورت نقدی به پدر نسیمه پرداخت می‌شد. چند بار پول از طریق دوستانی که از ایران به اینجا سفر می‌کردند نقد به ما منتقل شد.
محمد در ۲۰۱۵ به من گفت که دیگر رابط من نیست، کسی از داخل اروپا با من تماس خواهد گرفت.
سعدونی در مورد ارتباطاتش با اسدی با نام مستعار دانیل می‌گوید:

در اوت ۲۰۱۵ دانیل از طریق تلفن با من تماس گرفت.او به من گفت همراه با نسیمه به مونیخ بروم. دانیل همیشه محل قرار ملاقات را تعیین می‌کرد.
در مرکز مونیخ در یک قهوه‌خانه مراکشی ملاقات کردیم. او ایمیل خودش را به من داد و قبل از رفتن او ۴۰۰۰یورو پول به من داد.
از طریق اس.ام.اس نیز ارتباط متقابل ما با دانیل برقرار بود.

دانیل هر ۸ماه یکبار شماره‌اش را تغییر می‌داد. اما او همیشه از شماره تلفن اتریشی استفاده می‌کرد. در اولین ملاقات او یک تلفن BASE (اسم شرکت تلفن بلژیکی) داشت.
دانیل در ابتدا تلاش می‌کرد برخلاف همکارانش در ایران عقاید افراطی خود را بپوشاند و نرمتر جلوه کند اما پس از مدتی مشخص شد که او همان عقاید همکارانش در ایران را دارد.

دریافت سالی ۳۴۰۰۰ یورو  و پول برای خرید ماشین جدید

در لوکزامبورگ من ۵۰۰۰یورو برای یک ماشین دیگر دریافت کردم. و ۱۷۰۰۰یورو برای نیم سال کار کردن برای دانیل دریافت کردم.
سعدونی هم‌چنین می‌گوید:

از حرفهای وکیل نسیمه متوجه شدم که دولت ایران با خانواده نسیمه در ایران تماس گرفته و گفته‌اند ما دو نفر باید اظهاراتمان را مطابقت بدهیم و اعلام کنیم که ما برای مجاهدین کار می‌کردیم و نه برای وزارت اطلاعات، تا دانیل آزاد شود.

دولت ایران در این صورت از لحاظ اقتصادی از ما حمایت خواهد کرد.

ادامه‌ی مطلب

EnglishGermanPersian