پیامدهای خدمت سربازی برای سپاه تروریستی خامنه‌ای

برخی گزارش‌ها حاکی است که دوتابعیتی‌های ایرانی-کانادایی، به‌ویژه مردانی که دوران خدمت سربازی را در سپاه پاسداران گذرانده‌اند هنگام سفر به ایالات متحده با سخت‌گیری‌های مضاعف از جمله بازرسی‌های طولانی توسط ماموران مرزبانی و گمرک این کشور روبه‌رو هستند.

شبکه «سی‌بی‌سی نیوز» کانادا در مصاحبه با شماری از ایرانیان مقیم کانادا به شرح مواردی پرداخته است که طی آن، افراد یا از ورود به خاک آمریکا منع شده‌اند و یا پس از پشت سر گذاشتن بازرسی‌های طولانی و طاقت‌فرسا شامل مصاحبه و وارسی کلیه متعلقات مانند گوشی تلفن همراه و شبکه‌های اجتماعی، اجازه ورود به آمریکا را یافته‌اند.

مصاحبه‌شوندگان ایرانی-کانادایی به سی‌بی‌سی نیوز گفته‌اند که احساس می‌کنند هنگام سفر به آمریکا مانند «شهروندان درجه دوم کانادایی» با آن‌ها برخورد می‌شود و گویی «به قدر کافی کانادایی نیستند».

دولت دونالد ترامپ در سال ۱۳۹۸ سپاه پاسداران را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار داد. بر اساس این تصمیم، سپاه پاسداران و نهادها و مؤسسات وابسته به آن از نظر اقتصادی تحریم هستند و افراد مرتبط با آن، از جمله سربازان وظیفه‌ای که در این نیرو خدمت کرده‌اند، حق ورود به آمریکا را ندارند.

این تصمیم در راستای سیاست موسوم به «فشار حداکثری» دولت وقت آمریکا بر جمهوری اسلامی اتخاذ شد.

با این حال، پیامدهای آن صرفا محدود به مقام‌های وابسته و یا نزدیک به حکومت نماند و تردد افراد معمولی از جمله ایرانی‌تبارهای متولد کانادا به آمریکا را نیز متاثر کرده است.

علیرضا قربانی، خواننده مشهور ایرانی، از جمله افرادی بود که در فروردین ماه امسال به علت انجام «خدمت سربازی اجباری در سپاه» نتوانست برای اجرای کنسرت وارد آمریکا شود.

سی‌بی‌سی‌ نیوز می‌گوید با ۱۵ نفر از دوتابعیتی‌های ایرانی-کانادایی گفت‌وگو کرده است که همگی هنگام سفر به سایر کشورها نیز با مشکلاتی مشابه روبه‌رو بوده‌اند، زیرا نام‌شان با مسئله خدمت به سازمانی تروریستی گره خورده است.

مصاحبه‌شوندگان با اشاره به اجباری بودن خدمت سربازی در ایران و تبعات فرار از آن تاکید کرده‌اند که از هر سه ایرانی واجد خدمت سربازی، یک‌نفر ناچار است دوران خدمت خود را در سپاه پاسداران، یکی از بزرگ‌ترین شاخه‌های نظامی جمهوری اسلامی، بگذراند.

به گفته مصاحبه‌شوندگان ایرانی-کانادایی به‌رغم مراجعه آن‌ها به نمایندگان پارلمان و دفتر نخست‌وزیر کانادا، دولت این کشور مسئولیت وضع موجود را متوجه ایالات متحده و کشورهایی با سیاست مشابه می‌داند.

آژانس خدمات مرزی کانادا نیز در پاسخ ای‌میلی به سی‌بی‌سی نیوز اعلام کرد که اگرچه از مواردی از ممنوعیت ورود ایرانیان کانادایی به ایالات متحده و سایر کشورها مطلع است، اما سازوکار داخلی برای ردیابی این افراد وجود ندارد.

در این بیانیه تصریح شده است که «آژانس خدمات مرزی کانادا هیچ‌گونه قدرت یا اختیاری برای مداخله در تصمیمات مهاجرتی اتخاذ شده توسط سایر کشورها ندارد».

رادیو فردا

برجام؛ بازار ارز: یک نکته مهم در توافق پیشنهادی اروپا

اگر جزئیات توافق مشخص شود، احتمالا روند دلار دوباره صعودی می‌شود. چون مشخص می‌شود که بخشی از تحریم‌ها رفع نشده و ایران در قبال فروش نفت قرار است یک سری کالای ضروری وارد کند.

تجارت نیوز نوشت: قیمت دلار روز گذشته تا ۳۲ هزار تومان هم رفت و ظرف یک روز هزار تومان ارزان شد. این کاهش قیمت در حالی است که گزارش‌های برجامی چندان امیدوارکننده نیست. پس چرا قیمت دلار کاهش یافته است؟

یکی از صرافان خیابان فردوسی می‌گوید جو بازار معکوس شده و بیشتر مراجعات برای فروش دلار است و نه خرید آن. سرمایه‌گذارانی که دلار را با نیت افزایش قیمت خریده بودند الان فروشنده شده‌اند.

اما یکی دیگر از صرافان تاکید می‌کند که بازار فعلا در حال رکود است و خریدار کم است. همه منتظر نتیجه برجام هستند و می‌خواهند بدانند مذاکرات هسته‌ای به چه سمتی می‌رود. اگرچه این فعال بازار ارز تاکید می‌کند که بازار ارز امضای برجام را پذیرفته است و حدس می‌زند که توافق به نتیجه برسد. چون اگر چنین نشود شهریور ماه باید منتظر وضع یک قطعنامه دیگر علیه ایران بود و آن زمان کار دشوارتر می‌شود.

این فعال بازار می‌گوید آنچه بازار از اخبار مذاکرات هسته‌ای متوجه شده این است که امریکا متن توافق را پذیرفته و احتمالا ایران هم این توافق را بپذیرد و برجام به نتیجه برسد. پس در نتیجه جو قیمت کاهشی است. البته این واکنش اولیه بازار ارز است. چون هنوز هیچ جزئیاتی از مفاد توافقنامه منتشر نشده است.

این فعال بازار تاکید می‌کند بعد از پذیرش برجام اگر جزئیات توافق مشخص شود، احتمالا روند دلار دوباره صعودی می‌شود. چون احتمالا مشخص می‌شود که بخشی از تحریم‌ها رفع نشده و ایران در قبال فروش نفت قرار است یک سری کالای ضروری وارد کند.

پرونده اتهامات تروریستی سپاه سنگین‌تر می‌شود+عکس


ایالات متحده یک عضو سپاه پاسداران را به تلاش برای ترور یک مقام ارشد آمریکایی متهم کرد

به گزارش خبرگزاری فرانسه از واشنگتن، دستگاه قضایی آمریکا روز چهارشنبه فردی را به تلاش برای ترور جان بولتون، مشاور پیشین امنیت ملی کاخ سفید در دولت دونالد ترامپ متهم کرد.

این منبع افزود: ظاهرا این فرد از طرف جمهوری اسلامی و به تلافی کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه پاسداران به دست نیروهای آمریکایی، قصد اجرای نقشه قتل جان بولتون را داشته است.

به گفته وزارت دادگستری آمریکا، این فرد ۴۵ ساله به نام شهرام پورصفی و با نام مستعار مهدی رضایی، عضو سپاه پاسداران، غیابا متهم شده است که به افرادی در آمریکا پیشنهاد داده تا در ازای دریافت ۳۰۰ هزار دلار، جان بولتون را به قتل برسانند.

وزارت دادگستری آمریکا افزود: این عضو سپاه پاسداران تحت پیگیرد قانونی قرار گرفته و باید هر کجا پیدا شد دستگیر شود.

جان بولتون در واکنش به این خبر با انتشار بیانیه‌ای که در شبکه‌های اجتماعی همرسان شد، از وزارت دادگستری و سرویس امنیتی مخفی آمریکا برای حفاظت از جانش قدردانی کرد.

به گزارش رادیو فرانسه، این مقام سابق ارشد آمریکایی با اعلام این که احتمالا در حال حاضر جزئیات زیادی از این ماجرا به شکل علنی منتشر نمی‌شود، گفت: با این همه یک نکته انکارناپذیر وجود دارد و اینکه حاکمان ایران، دروغگو، تروریست و دشمن ایالات متحده هستند.

نگاهی به اندیشه‌ها‌ی فوکویاما، دویل و گَت در باب صلح

دن کورجسکو

پیش از آنکه تانک‌های پوتین به اوکراین سرازیر شوند این باور به طور جدی وجود داشت که جهانِ امروز ما در مقایسه با اکثر اعصار پیشین صلح‌آمیزتر شده است و همین باور بسیاری از اندیشمندان پیشرو را بر آن داشت تا نظریه‌هایی را در شرح و توضیح این وضعیتِ مسرت‌بخش ارائه کنند. در ادامه اندیشهی سه متفکر بزرگ در باب صلح را مرور می‌کنیم.

 

فرانسیس فوکویاما

اولین اندیشمند فرانسیس فوکویاما است. او در نخستین کتابش با عنوان پایان تاریخ و آخرین انسان (۱۹۹۲) که به شهرت زیادی رسید این بحث را مطرح می‌‌کند که نگاه قرن نوزدهمیِ هگل به تاریخ بشر، به فهم امروزه‌ی ما از سرشت سیاسی زمانه‌مان مرتبط است. فوکویاما متأثر از الکساندر کوژِو (۱۹۰۲ – ۱۹۶۸)، فیلسوف و هگل‌شناس برجسته‌ی روسی‌‌ـ‌فرانسوی، می‌گفت مسیر تاریخ به سمت ایجاد جوامعی پیش می‌رود که به رسمیت شناخته شدن فرد و آزادیِ فردی را تسهیل می‌کنند. در این میان، ظهور علم مدرن و فناوری به‌تنهایی برای توضیح گسترش دولت‌های دموکراتیک و باور به حقوق بشر کافی نیست. علم می‌تواند جامعه‌ی مصرف‌گرای پرجنب‌و‌جوشی ایجاد کند اما در واقع این میل شدیدِ انسان به بازشناخته شدنِ ارزشش نزد دیگران است که می‌تواند مطالبه‌ی حقوق و آزادی سیاسی را توضیح دهد.

 

مایکل دویل

پژوهش‌های مایکل دویل (Michael Doyle) درباره‌ی «نظریه‌ی دموکراتیک صلح» تا حدودی مبتنی بر آثار امانوئل کانت و تامس پین است. دویل یکی از نظریه‌پردازانی بود که در دهه‌ی ۱۹۷۰ گفت به نظر می‌رسد که عملاً «یک صلح مجزا» میان دموکراسی‌ها تحقق یافته است. به نظر او این باور، مؤید اندیشه‌ی کانت و پین در قرن هجدهم است که برای حفظ جهان صلح‌آمیز دولت‌ها باید به جمهوری (یا به عبارت مدرن، دموکراسی) تبدیل شوند و آنگاه با ادغام جمهوری‌ها و تشکیل فدراسیونی از دولت‌های صلح‌طلب، جنگ به شکل مؤثری از بین برود. این واقعیت که بنا به گفته‌ی نظریه‌پردازان صلح دموکراتیک، طی صد سال (۱۸۱۵ تا ۱۹۱۴) هیچ جنگی رخ نداد، به نظر ایشان گمانه‌زنیِ متفکران عصر روشنگری را تأیید می‌کند.

 

آزر گَت

به گفته‌ی آزر گت (Azar Gat) قبل از اینکه پیروزی ایده‌ی هگلیِ «بازشناخته شدن» یا «جمهوری‌های کانتی» را برای کمک به صلح جهانی ستایش کنیم، باید از قدرت صلح‌بخشیِ خود مدرنیزاسیون آگاه باشیم. پروفسور گت، تاریخ‌دان برجسته‌ی اسرائیلی که در باب هر دو موضوعِ جنگ و صلح مطالعه کرده، معتقد است که نه میل بشر به آزادی و بازشناخته شدن و نه گسترش دولت‌های دموکراتیک هیچ‌کدام علت صلح پایدار میان قدرت‌های بزرگ دموکراتیک نبوده و شاهد او طبع متخاصمی است که به یک اندازه در دموکراسی‌های باستانی (در این زمینه، یورش آتنِ دموکراتیک به سیراکیوز مهم است)، جنگ ۱۸۱۲[1]، و جنگ داخلیِ ایالات متحده وجود داشت. از طرف دیگر، این واقعیت هم وجود دارد که در دویست سال گذشته دموکراسی‌ها و حکومت‌های غیردموکراتیک، هر دو، تمایل فزاینده‌ای به خودداری از جنگ داشته‌اند. به نظر گت، متغیر اصلی‌ای که می‌تواند برقراری صلح اخیر را توضیح دهد دگرگونی جهان از طریق انقلاب صنعتی است که به ایجاد جامعه‌ و فرهنگی مصرف‌گرا و فن‌سالارانه انجامیده است. این صلح به‌ویژه پیش از ظهور بمب اتم مستقر بود، با اینکه به گفته‌ی گت در کتاب جنگ در تمدن بشر، رویداد مذکور به ثبات جهان نیز کمک کرد.

مدرنیزاسیون نتایج بسیاری به دنبال داشت، از جمله رشد فزاینده‌ی ثروت و رفاه برای کسانی که از آن بهره‌مند می‌شدند. مدرنیزاسیون امکان انقلاب جنسی، مصرف‌گرایی، سهیم شدن زنان در سیاست، تغییرات جمعیتیِ منتهی به کاهش جمعیت مردان جوان در مقایسه با گذشته ــ که از نظر تاریخی اگر نه عامل محرک جنگ، بلکه دست‌کم مجریان اصلی جنگ بودند ــ و امکان لذت بردن از زندگی در دل شهرنشینی را افزایش داد. در دنیای پیشامدرن، جنگ تلاشی گرچه پرمخاطره، اما بالقوه پرسود بود و تا زمانی که شانسی برای پیروزی وجود داشت، اهمیتی نداشت علیه چه کسی درمی‌گیرد. به هر جهت با ظهور جامعه‌ی صنعتی‌ـ‌فن‌سالارانه ماتریس بازدهی[2] تغییر کرد. و اجتناب از درگیری و به خطر نینداختن مزایای چشمگیر صلح، از جمله سلامتی، ثروت و رفاه به طرز فزاینده‌ای امکان‌پذیرتر شد (و این رویه همچنان نیز برقرار است).

اما مشکل من با نظریه‌ی گت این است که چقدر ثروت و رفاه برای متقاعد کردن ملت‌ها به صلح لازم است. به هر حال، میزانی از مدرنیزاسیون و زرق و برق دموکراسی که روسیه‌ی تحت حکومت پوتین از آن برخوردار است، این کشور را به صلح‌طلبی متقاعد نکرد. از طرف دیگر، می‌توان با اطمینان گفت که قدرت‌های بزرگ اروپایی در سال ۱۹۱۴ به میزان قابل‌توجهی از قدرت‌های سال ۱۸۱۴ ثروتمندتر بودند و تجارت میان آنها ــ به‌ویژه در آلمان و بریتانیا ــ پررونق بود. با این حال، ثروت و رفاه فزاینده‌ی ایشان مانع از وقوع جنگ جهانی اول نشد و علاوه بر خسران‌های دیگر، ذخایر عظیمی از ثروت نیز از دست رفت. بنابراین به نظر من، نظریه‌ی گت نمی‌تواند به‌درستی وقوع دو جنگ جهانی و دیگر درگیری‌ها در دوران مدرن را توضیح دهد. در واقع به اعتقاد من، انگیزه‌های ایدئولوژیک و باورهای فرهنگی نقش تعیین‌کننده‌ای در درگیری‌ها دارند. برای مثال، در مورد غلبه‌ی فاشیسم، مفاهیم پیشامدرن شرافت و مردانگی، ظهور داروینیسم اجتماعی که به ناسیونالیسم ستیزه‌جویانه گره خورده بود و حتی فلسفه‌ی نیچه و سورل نقش بزرگی در ایجاد زمینه‌ی جنگ جهانی دوم داشتند. هرچند ممکن است که مدرنیزاسیون برای توضیح صلحِ نسبی میان قدرت‌های اروپایی از سال ۱۸۱۵ تا سال ۱۹۱۴ مهم بوده باشد، اما نمی‌تواند برای خشونت نیمه‌ی اول قرن بیستم و پس از آن توجیهی به دست دهد.

نهایتاً اگر حرف گت درست باشد، و به‌‌رغم شواهد اخیر، جهان از نظر کیفی در آستانه‌ی شکوفایی و رواج صلح باشد باز هم می‌توان گفت که کشورها آنقدر که به ثروتمند‌شدن اهمیت می‌دهند به دموکراتیک‌شدن اهمیت نمی‌دهند. ثروت غالباً خوی جنگ‌طلبی را نرم می‌کند. این مسئله هزاران سال است که برای فیلسوفان حقیقتی شناخته شده است. اما راهِ دستیابی به ثروت مدرن از دل تجارت، فناوری و به طور کلی توسعه‌ی علمی و آموزش می‌گذرد. بنابراین، ممکن است بتوانیم برای مثال در رشد اقتصادی اخیرِ چین تسلی و امیدی غیرقابل چشم‌پوشی بیابیم، کشوری که اکنون کاملاً بر افزایش ثروت و رفاه تمرکز کرده است. شاید توسعه‌ی مادی برای اجتناب از درگیری‌های بیشتر میان قدرت‌های بزرگ در آینده کافی باشد. حتی امروز نیز آنچه در بوته‌ی آزمایش گذارده شده چیزی بیش از صرفِ نظریه‌های آکادمیک صلح است.

 

برگردان: انیس آرانی


دن کورجسکو مدرس فلسفه‌ی سیاسی در دانشگاه توبینگن است. آنچه خواندید برگردان این نوشته با عنوان اصلیِ زیر است:

Dan Corjescu, ‘The Causes of Peace’, Philosophy Now, April 2022.


[1] جنگ میان ایالات متحده‌ی آمریکا و امپراتوری بریتانیا

[2] ماتریس بازدهی یا payoff matrix اصطلاحی در «نظریه‌ی بازی» و به معنی روشی است برای نشان‌ دادن نتیجه‌ی انتخاب‌های طرفین بازی. به بیان ساده‌تر، ماتریس بازدهی مجموعه‌ی سود و زیان‌های ممکن در یک بازی است.

کنکور در ایران؛ سیطره «فساد» بر نظام آموزش عالی

بخش فارسی صدای آمریکا روز دوشنبه در ویژه‌برنامه‌ای با حضور کارشناسان به ابعاد گوناگون برگزاری کنکور سال جاری در ایران پرداخته است.
EnglishGermanPersian