رشدی؛ واکنش تند آمریکا و انگلیس به دیدگاه رژیم ایران

سخنگوی وزارت خارجه آمریکا اظهارات سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی مبنی بر این‌که سلمان رشدی و هوادارانش مسئول حمله به او هستند را «نفرت‌انگیز»، «مشمئزکننده» و «شنیع» خواند.

ند پرایس در نشست خبری با خبرنگاران گفت: این نفرت‌انگیز و مشمئزکننده است. ما آن را محکوم می‌کنیم. این چیزی است که کاملا باید آن را شنیع خواند».

سخنگوی وزارت خارجه رژیم ایران، روز دوشنبه هرگونه ارتباط بین ضارب سلمان رشدی و سپاه پاسداران را تکذیب کرده و بدون محکوم کردن حمله به او، گفته بود: ما در ماجرای حمله‌ به سلمان رشدی، هیچ کس غیر از او و حامیانش را شایسته سرزنش و محکومیت نمی‌دانیم.

سخنگوی دولت بریتانیا اظهارات سخنگوی وزارت خارجه رژیم ایران را مضحک خواند و گفت: بوضوح این حرف مضحک است که سلمان رشدی مسئول حمله نفرت‌انگیز به خود است.

وزیر خارجه در سایه بریتانیا، نیز در واکنش به موضع‌گیری سخنگوی وزارت خارجه رژیم ایران، اظهارات او را بیمارگونه و بی‌شرمانه خواند.

او گفت: حقیقتا این موضوع که دولت ایران با بی‌شرمی سلمان رشدی و هوادارانش را مسئول حمله وحشیانه به او می‌داند، بیمارگونه است.

آقای لمی افزود: سلمان رشدی یک نویسنده الهام‌بخش و مدافع شجاع ارزش‌های ماست. هرگونه حمله به او توهین به آزادی بیان و آزادیخواهی است.

این وزیر در سایه از دولت بریتانیا خواست تا بر حکومت ایران فشار دیپلماتیک وارد آورد تا به‌دلیل این اظهارات شرم‌آور عذرخواهی کند.

رادیو فردا

ضبط پاسپورت ترامپ؛ اتفاقات وحشتناکی رخ خواهد داد..


رئیس جمهور سابق آمریکا در پیامی از ضبط شدن گذرنامه خود خبر داد. ترامپ در این پیام نوشت که گذرنامه‌اش در جریان حمله پلیس فدرال به اقامتگاهش در مارولوگو در فلوریدا ضبط شده است.

پلیس فدرال آمریکا، اف‌بی‌آی هفته گذشته برای تحقیق درباره اینکه آیا ترامپ اسناد مهم امنیتی را از کاخ سفید خارج کرده یا خیر اقدام به بازرسی از عمارت ترامپ در مارئه‌لاگو کرد. چند روز بعد رسانه‌ها گزارش داده‌اند مأموران اف‌بی‌آی ۱۱ مجموعه اسناد فوق محرمانه از این محل کشف کرده‌اند.

پس از اعلام این خبر رئیس جمهور سابق آمریکا گفت که عمارت او در فلوریدا، تحت محاصره، یورش و اشغال گروه بزرگی از ماموران اف‌بی‌آی قرار گرفته و آنها حتی گاوصندوق وی را نیز تفتیش کردند.

اقدام اف‌بی‌آی واکنش خشم‌آلود هواداران دونالد ترامپ و انتقادهای تند آنها از اف‌بی‌ی و وزارت دادگستری را به همراه داشته است. طرفداران ترامپ معتقدند این تحقیقات انگیزه‌های سیاسی دنبال می‌کرده است.

اتفاقات وحشتناکی رخ خواهد داد

رئیس جمهور سابق آمریکا امروز هشدار داد که اگر وضعیت آرام نشود، اتفاقات وحشتناکی در آمریکا رخ خواهد داد.

ترامپ در مصاحبه با شبکه فاکس نیوز گفت: آمریکا در موقعیت بسیار خطرناکی قرار دارد. عصبانیت فوق‌العاده‌ای در جامعه وجود دارد که قبلاً هرگز ندیده‌ بودم.

رئیس‌جمهور سابق آمریکا گفت که آمریکایی‌ها یک فساد دیگر را تحمل نخواهند کرد و افزود که باید آرامش برقرار شود.

ترامپ گفت که دستیاران وی با وزارت دادگستری آمریکا تماس گرفته‌اند و پیشنهاد همکاری با این وزارت خانه را مطرح کرده اند.

وی تاکید کرد: اگر کمکی از دست من یا دستیارانم بر می آید، ما قطعا آماده این همکاری هستیم.

ترامپ تصریح کرد: تاکنون چنین موردی نبوده است که از افسران مجری قانون برای ورود به خانه رئیس جمهور سابق آمریکا استفاده شود و خشم فوق العاده ای در کشور در سطح بی سابقه وجود داشته باشد.

دیگه نمی‌خواستند مرا بکشند، می‌خواستند مرا صیغه کنند!


…آنان دیگر نمی‌خواستند من را به قتل برساند بلکه می‌خواستند با یکی از فرماندهان‌شان ازدواج کنم. طالبان با پدرم، مادرم و بزرگان محلی تماس گرفتند و آنان را تحت فشار قرار دادند تا من را به ازدواج خود درآورند…

در ماه آگوست گذشته یک خبرنگار زن افغان گفت که چگونه پس از به دست گرفتن قدرت توسط ستیزه جویان طالبان زندگی‌اش نابود شد. اکنون یک سال از آن زمان گذشته و او از ماه‌های ناامیدی می‌گوید، ماه‌هایی که تلاش می‌کرد تا از بازداشت توسط طالبان فرار کند و از افغانستان خارج شود.

او در یادداشتی برای روزنامه گاردین روایت زندگی خود را پس از قدرت گیری طالبان در افغانستان در سال گذشته نوشته است:

روزی که طالبان در ماه آگوست گذشته وارد شهر من شدند، دوباره تهدید‌هایی از سوی فرماندهان طالبان دریافت کردم که می‌خواستند مرا به خاطر شغل‌ام به عنوان یک خبرنگار حوزه اخبار مجازات کنند. آن روز مجبور شدم خانه‌ام را ترک کنم. زیر برقع پنهان شدم و سفر را آغاز کردم و دعا کردم که زنده بمانم. آن چه در آن زمان نمی‌دانستم این بود که آن سفر تا سال آینده ادامه خواهد یافت. هر چند هفته یک بار از ولایتی به ولایت دگر کوچ می‌کردم گاهی در دل شهر‌ها زندگی می‌کردم و گاهی در روستا‌های دورافتاده پنهان می‌شدم. در چند روز نخست در خانه عمویم در ولایت سرپل ماندم، اما زمانی که طالبان محلی متوجه شدند، او یک فراری را در خانه خود نگهداشته مجبور شدم، شبانه آنجا را ترک کنم.

به شهر مزار شریف در بلخ رفتم و پس از ولایات سمنگان، بغلان و پروان راه را به سوی کابل در پیش گرفتم. ماموران طالبان ما را در ایست‌های بازرسی در هر ولایت متوقف می‌کردند و هر بار قلبم از جا کنده می‌شد. خوشبختانه، من زیر چادری (برقع کامل افغان) بودم و بدون شناسایی از ایست‌های بازرسی عبور کردم.

در کابل شرایط تغییر کرده بود. هنگامی که جنگجویان طالبان از سراسر کشور در پایتخت جمع شده بودند، در کنار جشن‌ها ترس و وحشت وجود داشت. با کمک برخی از دوستان به خانه‌ای امن انتقال یافتم و در آنجا سه ماه آینده را صرف یافتن راهی برای خروج از کشور کردم، اما حتی به ندرت محوطه‌ای را که در آن مخفی شده بودم ترک کردم. طالبان گاه و بیگاه یورش‌های تصادفی را در مناطق انجام می‌دادند و در محلات به دنبال یافتن فراری‌هایی، چون من بودند. زمانی که یورش نیرو‌های طالبان افزایش یافت فهمیدم که باید به زودی کابل را ترک کنم.

در دسامبر ۲۰۲۱ میلادی خبر کشته شدن پسر عمویم توسط طالبان را شنیدم. او یک پلیس بود و در طول سال‌های درگیری اغلب با طالبان درگیر می‌شد. او نیز همانند من ماه‌ها مخفی شده بود و به دنبال راهی برای خروج از کشور بود، اما در نهایت بازداشت و کشته شد. من نه تنها در غم از دست دادن او بلکه در درد باورنکردنی به خاطر آن چه که زندگی‌ام به آن تبدیل شده بود در هم شکستم.

تصمیم گرفتم به ولایت خود بازگردم، اما به خانه نرفتم، زیرا نمی‌خواستم جان خانواده‌ام را به خطر بیاندازم. در خانه یکی دیگر از اقوام مخفی شدم، اما صمیمی بودن دوباره با خانواده‌ام دلتنگم کرد. آرزوی آغوش مادرم را داشتم چرا که چند ماه بود او را ندیده بودم. یک روز مادرم را در بازار شلوغی دیدم. همدیگر را محکم بغل کردیم و من گریه کردم، اما او به من قدرت داد. می‌دانستم که اکنون نمی‌توانم تسلیم شوم.

در چند ماه پس از آن، برای کمک به مخارج و هزینه زندگی خود و خانواده‌ام قالیبافی را آغاز کردم. از زمان تسلط طالبان ما نه تنها درآمد خود را از دست داده بودیم بلکه زندگی‌ام در تبعید با هزینه سختی برای پدر و مادرم تمام شد که والدینی که برای بزرگ کردن من فداکاری زیادی از خود نشان داده بودند و اکنون مجبور بودند از من حمایت کنند. قالیبافی باعث زخم شدن دستان‌ام شد، اما به خانواده‌ام کمک کرد و ذهن‌ام را از تهدید‌هایی که هنوز دریافت می‌کردم دور کرد.

سپس طالبان تغییر موضع داد. آنان دیگر نمی‌خواستند من را به قتل برساند بلکه می‌خواستند با یکی از فرماندهان‌شان ازدواج کنم. طالبان با پدرم، مادرم و بزرگان محلی تماس گرفتند و آنان را تحت فشار قرار دادند تا من را به ازدواج خود درآورند.

باور نمی‌کردم که اکنون این اتفاق برایم در حال رخ دادن بود. پیش از آن من داستان‌هایی از تحمیل ازدواج‌های اجباری طالبان بر دختران جوان را پوشش می‌دادم. حالا من خود یکی از زنانی بودم که در سالیان پیشین در موردشان گزارش داده بودم. زمانی که خواسته طالبان را نپذیرفتم عکس‌های اسلحه‌های‌شان را برایم فرستادند و تهدید کردند که من را می‌ربایند و پدر و مادرم را به قتل خواهند رساند. من شماره آنان را مسدود کردم و اپلیکیشن واتس آپ را حذف کردم، اما آنان هنوز راه‌هایی برای ارسال تهدید به من داشتند. در نهایت سیم کارت را از گوشی تلفن همراه درآوردم و تکه تکه کردم. از این که طالبان با من یا بدتر از آن با خانواده‌ام چه خواهند کرد می‌ترسیدم.

بنابراین، در ماه جولای با کمک دوستان‌ام یک بار دیگر اقدام به ترک ولایت کردم. ابتدا با کمک پدرم به شهر مزار شریف رفتم و پس از آن دوباره راه کابل را در پیش گرفتم. گواهی‌های طبی به همراه داشتم و هر بار که ما را متوقف می‌کردند می‌گفتم برای مداوا به کابل می‌روم. من در طول سفر عصبی بودم، زیرا طالبان بیرحم‌تر از قبل شده بودند.

در نهایت به کابل رسیدیم و در آنجا با زنان دیگری مانند خودم ملاقات کردم. با یکدیگر به بهانه کمک پزشکی توانستیم سوار پروازی شویم که عازم یکی از کشور‌های همسایه بود. اکنون تا حدودی ایمن‌تر هستم، اما خطر برطرف نشده است. من به سختی می‌خوابم، زیرا برای خانواده‌ام که هنوز در افغانستان هستند می‌ترسم. آنان پیش‌تر شرمنده شده‌اند، زیرا من فرار کردم. دختر جوان مجردی که خانه‌اش را ترک می‌کند در فرهنگ افغانستان مایه بی‌آبرویی خانواده قلمداد می‌شود. با این وجود، من خوش شانس بودم چرا که از حمایت خانواده‌ام برخوردار شدم. آنان همواره شور و شوق من خوشبختی و اکنون امنیت و آینده‌ام را در اولویت قرار می‌دادند.

بر خلاف تصور عمومی بسیاری از پدران افغانستانی مانند پدر من ترجیح می‌دهند با تهدید اجتماعی و بی‌احترامی مواجه شوند تا این که دختران‌شان از آینده‌ای بهتر محروم نشوند. من از متحدان بین المللی خود می‌خواهم که چنین خانواده‌های افغانستانی به ویژه زنان را توانمند سازند. ما برای دستیابی به ارزش‌های برابری و آزادی بسیار سخت کار کرده‌ایم و در سال گذشته بیش‌ترین ضرر را متحمل شده‌ایم، اما کماکان مقاومت می‌کنیم و به دنبال متحدانی هستیم که از ما حمایت کنند و صدای ما را تقویت نمایند.

انفجار در ایروان ارمنستان؛ افزایش شمار مفقودین ایرانی

به دنبال انفجار روز یکشنبه در شهر «ایروان» پایتخت ارمنستان و ادامه عملیات نجات، مقام‌های این کشور به شمار بیشتری از افراد ناپدید شده از جمله چند شهروند ایرانی اشاره کردند.

خبرگزاری «آرمنا پرس» دوشنبه شب به وقت تهران گزارش داد که عملیات اطفای حریق، جستجو و نجات در مرکز خرید «سورمالو» در ایروان ادامه دارد.

بر اساس این گزارش، عملیات اطفای حریق در چهار نقطه انجام می‌شود. بر اثر آتش سوزی و انفجار ۲۱ نفر از جمله پنج شهروند ایرانی و یک تبعه روسیه کماکان مفقود هستند. مرگ ۶ شهروند ارمنستانی نیز تایید شده است.

تجمع جمعی از زنان در تهران در اعتراض به مکان نامعلوم بازداشت سپیده رشنو

جمعی از زنان معترض با تجمع در چند نقطه از شهر تهران، نسبت به «وضعیت نامعلوم» سپیده رشنو و بی‌توجهی به حقوق زنان از سوی نهادهای حاکمیتی، ابراز نگرانی کردند.
EnglishGermanPersian