داستایفسکی را سرزنش نکنید

میخائیل شیشکین

فرهنگ نیز یکی از قربانیان جنگ است. پس از حمله‌ی روسیه به اوکراین، بعضی از نویسندگان اوکراینی‌ خواستار بایکوت موسیقی، فیلم‌ها و کتاب‌های روسی شدند. برخی دیگر ادبیات روسیه را به همدستی در جنایات سربازان روسی محکوم کرده‌اند. آن‌ها می‌گویند کل فرهنگ روسیه امپریالیستی است و این حمله‌ی نظامی نشان از ورشکستگی اخلاقی به اصطلاح تمدن روسی دارد. آن‌ها استدلال می‌کنند که راه بوچا از ادبیات روس می‌گذرد.

قبول دارم که جنایات هولناکی به نام مردمم، کشورم و خودم در حال وقوع است. می‌توانم بفهمم که چگونه این جنگ زبان پوشکین و تولستوی را به زبان جنایتکاران جنگی و قاتلان تبدیل کرده است. امروز جهان جز بمب‌هایی که بر سر زایشگاه‌ها فرود می‌آید و اجساد مثله‌شده در خیابان‌های حومه‌ی کی‌یف، چه نمود دیگری از «فرهنگ روسیه» در اختیار دارد؟

روس بودن در حال حاضر دردناک است. چه می‌توانم بگویم وقتی می‌شنوم که مجسمه‌ی یادبود پوشکین در اوکراین را پایین کشیده‌‌اند؟ فقط سکوت می‌کنم، شرمنده می‌شوم و به این دل می‌بندم که شاید یک شاعر اوکراینی از پوشکین دفاع کند.

رژیم پوتین ضربه‌ی مهلکی به فرهنگ روسیه وارد کرده است، درست همان بلایی که حکومت روسیه بارها پیش از این بر سر هنرمندان، موسیقی‌دانان و نویسندگانش آورده است. هنرمندان مجبورند یا سرودهای میهن‌پرستانه بخوانند یا از کشور مهاجرت کنند. در حقیقت در کشور من، رژیم، فرهنگ را «تعطیل» کرده است. اخیراً یکی از معترضان جوان به دلیل اینکه پلاکاردی حاوی نقل‌قولی از تولستوی در دست داشت دستگیر شد.

همیشه دلیلی برای ترس فرهنگ روسیه از حکومت این کشور وجود داشته است. نقل‌قولی منسوب به الکساندر هرتسن، متفکر و نویسنده‌ی قرن نوزدهم که به دلیل گرایش‌‌های ضد تزاری‌ و ــ به تعبیر خودش ــ مطالعه‌ی «کتب ممنوعه» تبعید داخلی شده بود، می‌گوید: «حکومت در روسیه خودش را همچون یک ارتش اشغالگر سازمان داده است». در طول قرن‌ها، نظام قدرت سیاسی در روسیه کاملا بدون تغییر مانده است، نظامی هرمی‌شکل که در آن بردگان، خان اعظم را می‌ستایند. روسیه در زمان اردوی زرین این چنین بود، در زمان استالین چنین بود و امروز در عصر ولادیمیر پوتین نیز چنین است.

جهان از بی‌تفاوتی مردم روسیه و عدم مخالفت‌شان با جنگ شگفت‌زده است. اما این واکنش مردم برای نسل‌ها استراتژی‌ای برای بقا بوده است. همان طور که آخرین سطر نمایشنامه‌ی بوریس گودونوف اثر پوشکین می‌گوید: «مردم خاموش هستند». سکوت امن‌تر است. حق همیشه با کسی است که قدرت را دست دارد و باید از هر فرمانی که صادر می‌شود اطاعت کرد. هر کس مخالفت کند کارش به زندان یا بدتر از آن ختم می‌شود. روس‌ها بر اساس تجربیات تلخ تاریخی به خوبی می‌دانند که هیچ وقت نباید بگویند «از این بدتر نمی‌شود». یک ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید: «هیچ وقت آرزوی مرگ یک تزار بد را نکنید چون نمی‌دانید نفر بعدی چه طور خواهد بود.»

فقط کلمات می‌توانند این سکوت را بشکنند. برای همین است که در روسیه شعر همیشه چیزی فراتر از شعر بوده است. از زندانیان سابق شوروی این طور نقل می‌شود که در اردوگاه‌های کار اجباری آثار کلاسیک ادبی جانشان را نجات داده است، جایی که رمان‌های تورگنیف، تولستوی و داستایفکسی را برای هم‌بندی‌هایشان تعریف می‌کردند. ادبیات روسیه نتوانست از ساخت گولاگ‌ها جلوگیری کند اما به زندانی‌ها کمک کرد تا بتوانند در زندان دوام بیاورند.

حکومت روسیه هیچ کارکردی برای فرهنگ نمی‌بیند مگر در مواقعی که بتواند آن را مصادره به مطلوب کند. شوروی زمانی درصدد این بود که چهره‌ای انسانی و خیراندیش از خودش معرفی کند و به همین دلیل بناهای یادبودی برای نویسندگان روس ساخت. در سال ۱۹۳۷، همزمان با پاکسازی بزرگ، زمانی که حتی مأموران اعدام از ترس به خود می‌لرزیدند، شعار «پوشکین همه چیز و همه کس ماست» از صحنه‌های تئاتر به گوش می‌رسید. رژیم، به فرهنگ، همچون نقاب یا جامه‌ای برای استتار نیاز دارد. برای همین است که استالین به دمیتری شوستاکوویچ نیاز داشت و امروز پوتین به والری گرگیف نیاز دارد.

وقتی منتقدان می‌‌گویند فرهنگ روسیه امپریالیست است، به جنگ‌های استعماری روسیه فکر می‌کنند و منظورشان این است که هنرمندان روسیه اهداف کشورگشایانه‌ی حکومت را توجیه می‌کردند. اما چیزی که به آن توجه ندارند امپریالیسم داخلی روسیه است. روسیه قبل از هر چیز دیگری، امپراتوری بردگان بود، جایی که مردم روس بیش از همه مجبور به تحمل درد و رنج بودند. امپراتوری روسیه نه برای مردم روسیه بلکه برای خودش معنا دارد. تنها هدف حکومت روسیه در قدرت ماندن است. حکومت قرن‌ها است به زور ایده‌ی «جهان روسی» را در مغز مردم فرو کرده است: تصویر سرزمین مقدس پدری به عنوان جزیره‌ای که اقیانوسی از دشمنان آن را احاطه کرده است و تنها تزار مستقر در کرملین می‌تواند با حکومت بر مردم و حفظ ثبات با دستی آهنین این جزیره را نجات دهد.

پرسش‌های ابدی برای طبقه‌ی کوچک تحصیل‌کرده‌‌های روسیه، یا آن طور که اینتلیجنتسیای قرن نوزدهم می‌گفتند «پرسش‌های نفرین شده»، سوالاتی بودند که دو رمان بزرگ آن دوره مطرح می‌کردند: رمان تقصیر کیست؟ اثر هرزن و چه باید کرد؟ اثر چرنیشفسکی. اما برای میلیون‌ها دهقان بی‌سواد تنها پرسشی که مطرح بود این بود که «آیا این تزار اصیل است یا دغلکار و تقلبی؟» اگر تزار اصیل بود همه چیز دنیا بر وفق مراد بود. اما اگر تزار دروغین از کار در می‌آمد است روسیه باید تزاری دیگر، یک تزار واقعی پیدا می‌کرد. در ذهن این مردم تنها پیروزی بر دشمنان روسیه مشخص می‌کرد که آیا تزار واقعی و اصیل است یا نه.

نیکولای دوم در سال ۱۹۰۵ و در جنگ جهانی اول از ژاپن شکست خورد. او به عنوان یک تزار دروغین تمام محبوبیت خود را از دست داد. استالین در جنگ کبیر میهنی (جنگ جهانی دوم) مردم را به پیروزی رساند، پس او یک تزار واقعی بود و تا امروز شخصیتش برای بسیاری از مردم روسیه قابل تقدیر است. میخائیل گورباچف، آخرین رهبر شوروی، در جنگ با افغانستان و جنگ سرد علیه غرب شکست خورد و تا امروز هنوز منفور است.

پوتین با پیروزی‌اش در سال ۲۰۱۴ و الحاق کریمه، به مشروعیت و محبوبیت یک تزار واقعی دست پیدا کرد. اما اگر نتواند در این جنگ مقابل اوکراین پیروز شود امکان دارد همه چیز را از دست بدهد. بعد از او فرد دیگری به میدان خواهد آمد، کسی که اول پوتین دروغین را خلع خواهد کرد و بعد با پیروزی بر دشمنان روسیه، مشروعیتش را اثبات خواهد نمود.

برده‌ها دیکتاتوری خلق می‌کنند و دیکتاتوری‌ها برده‌ می‌آفرینند. تنها یک راه برای پایان دادن به این دور باطل وجود دارد و آن فرهنگ است. ادبیات، پادزهر تفکر امپریالیستی است. شکاف تمدنی‌ای که امروز همچنان در روسیه میان سنت انسان‌گرایانه‌ی اینتلیجنتسیا و توده‌های مردم روس که اسیر ذهنیت قرون وسطایی‌شان هستند وجود دارد توسط فرهنگ می‌تواند از میان برداشته شود. امروز رژیم هر چه در توان دارد انجام می‌دهد تا از کم شدن این شکاف جلوگیری کند.

جاده‌ی قتل عام بوچا نه از ادبیات روسیه که از سرکوب ادبیات روسیه می‌گذرد از نکوهش یا ممنوع کردن آثار فیودر داستایفسکی، میخائیل بولگاکف، ولادیمیر ناباکوف، جوزف برودسکی، آنا آخماتووا و آندری پلاتونوف، اعدام نیکولای گومیلیف، ایزاک بابل و پرز مارکیش، به خودکشی واداشتن مارینا تسوتایوا، سرکوب اسیپ ماندلشتام و دانیل خارمس و تعقیب و آزار بوریس پاسترناک و الکساندر سولژنیتسین. تاریخ فرهنگ روسیه با وجود شکست‌های سخت، تاریخ استقامت در مقابل قدرت حکومتی جنایتکار است.

ادبیات روسیه یک رمان شاهکار دیگر به جهان بدهکار است. بعضی وقت‌ها مرد جوانی را تصور می‌کنم که اکنون در سنگری است و نمی‌داند که نویسنده است اما از خودش می‌پرسد: «من اینجا چه می‌کنم؟ چرا دولتم به من دروغ گفته و به من خیانت کرده است؟ چرا باید بکشیم و کشته شویم؟ چرا ما روس‌ها، فاشیست و قاتل هستیم؟»

 

این وظیفه‌ی ادبیات روس است که به طرح این پرسش‌های ابدی و نفرین‌شده ادامه دهد: «تقصیر چه کسی است؟» و «چه باید کرد؟»

 

برگردان: آیدا حق‌طلب


میخائیل شیشکین نویسنده‌ی روسی-سویسی است ده‌ها اثر است. از رمان‌های او نور و تاریکی و پرسیاوش و مجموعه داستان کوتاه درس خوش‌نویسی به انگلیسی منتشر شده است. آنچه خواندید برگردان این نوشته‌ی اصلی از اوست:

Mikhail Shishkin, Don’t Blame Dostoyevsky, The Atlantic, 24 July 2022

زادروز زکریای رازی، روز فیلسوف یا داروساز؟

در ایران پنجم شهریور را روز بزرگداشت محمد بن زکریای رازی تعیین کرده و آن را روز داروساز نام نهاده‌اند. اما آیا این نامگذاری بیانگر مقام رازی هست؟ آرش جودکی، پژوهشگر فلسفه، در جستار کوتاه خود می‌کوشد به این پرسش پاسخ دهد.در ایران، از سال ۱۳۷۸ به طور رسمی، پنجم شهریور، زادروز رازی را، روز داروساز نام نهاده‌اند. اگرچه در سنت تذکره‌نویسی نامداران، رازی را در گروه پزشکان جای می‌دهند، چنان که نظامی عروضی در “چهار مقاله” حکایت‌های رازی را در “مقالت چهارم، در علم طب و هدایت طبیب” گردآورده است، اما از آنجا که در روزگار او پزشکی و داروسازی دو شاخه جدا از هم نبوده‌اند، این نامگذاری در نگاه نخست نمی‌تواند چندان بیراه باشد. به ویژه که پیشتر از آن، روزی را برای بزرگداشت پزشکان برگزیده بودند که برابر است با اول شهریور، زادروز بوعلی‌سینا.

اگر برای یک دم، باور ابن‌سینا را به معاد روحانی بپذیریم و روان او را همچنان زنده بپنداریم، باید گفت چنین گزینشی که سویه پزشکی‌اش را برجسته‌تر می‌سازد، شاید چندان خوشایند او نباشد.

به یاد بیاوریم که در نامه‌نگاری‌هایشان، ابن‌سینا در واکنش به پرسش ابوریحان بیرونی بر پایه سخنی از رازی در مخالفت با ارسطو، چنان برمی‌آشوبد که خویشتنداری از کف می‌دهد. بوعلی بر رازی می‌تازد چرا که از حد پیشه خود، “زخم‌بندی و مرهم‌گذاری و نگریستن در شاش و گه مردمان” (۱) فراتر رفته و نادانی خود را آشکار کرده است.

ابن‌سینا که در ۱۸ سالگی به این دلیل که توانست امیر نوح‌‌بن منصور را درمان کند به دربار سامانیان راه یافت و در ۳۷ سالگی، به گواهی دست‌خطی از او بر حاشیه ترجمه عربی کتابی از جالینوس، همچنان خود را “المتطبب” می‌خواند، نمی‌تواند فراموش کند که بخش بزرگی از آوازه‌اش را، چه در زمان زندگی، چه پس از مرگ جسمانی، مدیون توانایی‌اش در درمان بیماران و نگارش “القانون فی‌الطب” بوده است.

اما خود را افزون بر پزشک، فیلسوف به معنای اسلامی آن می‌داند، یعنی کسی که خرد یونانی را در چارچوب آنچه “علم” قرآنی می‌توان نامید به کار می‌بندد. این علم با آنچه دانش علمی می‌دانیم تنها در نام همسانی دارد: «علم یعنی حضور‌داشتِ کنونی و بی‌میانجی چیزی تک، که نزد آدمی یا فرشته بر پایه اسم آن امکان‌پذیر می‌شود.(۲)» الله این “اسما” یا نام‌ها را در پهنه شناختنی می‌آفریند، و تنها کاری که از آدمی برمی‌آید پالودن خویشتن است تا شایستگی دریافت این علم را بیاید.

در این مفهوم چنین علمی، علم نبوی است. پس آشفتگی ابن‌سینا از این نیست که همکاری دیگر پا در کفش فلسفه می‌کند. از این است که این پزشک با فریبکار و خطرناک دانستن پیامبران از یک‌سو و به خوداستوار خواستنِ خرد از سوی دیگر، تنگی کفشی را که در جهان اسلامی برای پای فلسفه دوخته‌اند، می‌نمایاند.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

نامگذاری روزی در گاه‌نامه، برای نکوداشت حکیم ری، بی‌گمان جای شادمانی دارد. اما او را تنها داروساز یا پزشک نامیدن می‌تواند در راستای کوششی باشد که همواره، حتی در زمان زندگی رازی، می‌خواسته نام او را از دایره فیلسوفان بزداید و پس از مرگ او کتابخانه‌ها را از نوشته‌های فلسفی‌اش بپیراید.

نگاهی به فهرستی که بیرونی از نوشته‌های رازی، ۱۸۴ عنوان، گردآورده است و سنجش آنها با آنچه از او به جای مانده است، کارسازی هراس‌انگیز این کوشش را آشکار می‌کند. از ۱۴ عنوانی که بیرونی در زیرمجموعه الالهیات جای داده، تنها “سیره الفلسفیه” و”الطب الروحانی” به دست ما رسیده‌اند. از شش رساله زیرمجموعه مافوق‌الطبیعه و دو کتاب “نقض الادیان” (ستیزش با دین‌ها) و “مخاریق‌الانبیاء” (ترفندهای پیامبران) که بیرونی در زیرمجموعه‌ای به نام الکفریات نام برده و از ۱۶ رساله زیر‌مجموعه‌ فلسفیه، چیزی برجای نمانده است.

و آنچه از”العلم الالهی” می‌شناسیم، که بی‌گمان کتاب فلسفی اصلی او بوده است و از آن در سیره الفلسفیه نام می‌برد، پاره‌هایی است که دشمنانش، به ویژه اسماعیلیان، برای ردیه نوشتن بر اندیشه‌هایش، بازگو کرده‌اند. این میان سند مهمی که از او و اندیشه‌هایش در دست داریم، کتاب “اعلام النبوه” ابوحاتم رازی است. این کتاب دربردارنده گفت‌وگوی داعی و متکلم اسماعیلی با همشهری‌اش فیلسوف ری است.

اما چه چیز در اندیشه‌های رازی بدین پایه خطرناک بوده که چنین بسیج همگانی برای نابودی نوشته‌هایش را در پی داشته است؟ رازی تنها کسی است که در درازنای تاریخ فرهنگی ما (۳) بر پایه گمانه برابری خرد، سروری پیامبران و امامان را به پرسش کشیده است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

رازی از یکسو، بر پایه گمانه برابری خرد، پیامبری را انکار می‌کند، و ایمان به آن را برای آدمیان و همزیستی‌شان زیانبار می‌داند و از سوی دیگر بر پایه نابخردی گفتار پیامبران و تناقض‌های میان آنان، قوانین‌شان را هم خرافات و یاوه می‌یابد. این نگرش تمام ساختار فکری و سیاسی را که بر پایه کلام قرآن در جهان اسلامی استوار شده است به لرزه می‌اندازد.

با نگاهی به سرنوشت نوشته‌هایش، این پرسش به ذهن می‌آید که چگونه خودش به سرنوشت کتاب‌هایش دچار نشده است؟ شاید جایگاه بلندی که در دانش پزشکی و مهارتی که در این کار داشته، جانش را نجات داده باشد. اگر چنین بوده، پس زادروز او برای بزرگداشت پزشکان و ستایش پزشکی شایسته‌تر می‌‌بود. چرا که هنر درمان در پیش او تا پس راندن فتواهای مرگ کارایی داشته است؛ فتواهایی که امروزه نیز و در سراسر جهان، تیع برنده‌شان را بر گلوی آزاداندیشان می‌نشانند.

***

۱. ابوریحان بیرونی و ابن‌سینا، الاسئله و أجوبه، تصحیح و مقدمه حسین نصر و مهدی محقق، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۵۲، ص ۱۳.

۲. Abdoldjavad Falaturi, Die Umdeutung der griechischen Philosophie durch das islamische Denken, Würzburg, Königshausen & Neumann, 2018, S.167

۳. نگ: آرامش دوستدار، امتناع تفکر در فرهنگ دینی، چاپ اول، پاریس، خاوران، ۱۳۸۳، ص۲۵۱؛ چاپ دوم، کلن، فروغ،۱۳۹۲، ص۲۴۳.

* این یادداشت نظر نویسنده را منعکس می‌کند و الزاما بازتاب‌دهنده نظر دویچه‌وله فارسی نیست.

برنامه وزیر بهداشت آلمان برای آسان‌کردن تجویز پکسلووید، داروی ضد کرونا

داروی ضد کرونای پکسلووید شرکت فایزر تاکنون در آلمان کمتر مورد استفاده قرار می‌گرفت. اما اینک وزیر بهداشت این کشور مصمم است آن را به عنوان راه حلی برای مقابله با شیوع مجدد کرونا در فصل سرما به‌کار بگیرد.کارل لاوترباخ، وزیر بهداشت آلمان اعلام کرد، قصد دارد تجویز داروی پکسلووید در مراکز درمانی آلمان را تسهیل کند. او پیش از این گفته بود که وزارت بهداشت آلمان به اندازه کافی قرص پکسلووید برای پائیز خریداری کرده و پیش‌بینی کرده بود که با مصرف این دارو آمار مرگ و میر ناشی از کووید-۱۹ به طور چشمگیری کاهش پیدا خواهد کرد.

متخصصان پیش از این اعلام کرده بودند که بیماری کووید-۱۹ به‌تدریج به یک بیماری فصلی تبدیل خواهد شد که مانند آنفولانزا با تغییرات آب‌و‌هوا بروز خواهد کرد. از آنجایی که پیش‌بینی می‌شود، با وجود واکسیناسیون گسترده، آلمان در پائیز و زمستان امسال همچنان درگیر شیوع کرونا خواهد بود، این دارو خواهد توانست به میزان زیادی از موارد ابتلای حاد و بستری‌شدن افراد در بیمارستان جلوگیری کند.

عوارض جانبی احتمالی

اختلال در حس چشایی، اسهال، فشار خون بالا و درد عضلانی از جمله عوارض جانبی پکسلووید عنوان شده است. مصرف این دارو برای زنان باردار توصیه نمی‌شود.

مقامات دارویی اتحادیه اروپا همچنین توصیه کرده‌اند که پکسلووید برای بیماران مبتلا به اختلال عملکرد شدید کلیوی یا کبدی تجویز نشود.

کارل لاوترباخ، وزیر بهداشت آلمان درباره اثربخشی آن در کنترل بیماری کووید-۱۹ اطمینان دارد و گفته است، این دارو از این پس می‌تواند توسط پزشکان خانواده تجویز و مستقیما و بدون نیاز به داروخانه به بیماران داده شود.

پیش از این بسیاری از پزشکان این دارو را به‌ندرت و با احتیاط تجویز می‌کردند. آژانس دارویی اروپا پکسلووید را از اواخر ژانویه امسال برای افرادی “که به اکسیژن اضافی نیازی ندارند ولی در معرض خطر حادشدن بیماری قرار دارند” به صورت مشروط تایید کرده بود.

وزارت بهداشت آلمان در آن زمان در اقدامی احتیاطی یک میلیون بسته از این دارو را خریداری کرد اما تاکنون تنها ۴۳ هزار بسته به داروخانه‌ها تحویل داده شده است.

روند کاهشی موارد بستری

گزارش‌های جدید موسسه روبرت کخ حاکی از روند کاهشی در موارد بستری در بخش‌های مراقبت‌های ویژه و همچنین موارد تشخیص تست مثبت کووید-۱۹ هستند. با این همه بخش درمانی این کشور همچنان زیر فشار قرار دارد و بنا به اعلام این موسسه تخمین زده می‌شود که طی هفته گذشته موارد ابتلا در آلمان بین ۳۰۰ تا ۸۰۰ هزار نفر بوده که برآورد می‌شود از این میان، ۱۹۰ هزار تن از آنان به پزشک مراجعه کرده‌اند.

به اینستاگرام دویچه وله فارسی بپیوندید

شرایط غیرانسانی اسیران اوکراینی در “اردوگاه‌های تصفیه”

دست‌کم ۲۱ “اردوگاه تصفیه” در دونتسک و اطراف آن شناسایی شده که زندانیان جنگی و غیرنظامیان اوکراینی در آنها در شرایط غیرانسانی نگه‌داری می‌شوند. عفو بین‌الملل هم نسبت به محاکمه و اعدام اسیران جنگی اوکراینی هشدار داد.گزارشی که یک گروه پژوهشی از دانشگاه ییل ایالات متحده آمریکا روز جمعه ۲۶ اوت (چهارم شهریور) منتشر کرده از زوایای پنهان شرایط غیرانسانی “اردوگاه‌های تصفیه” روسیه در اوکراین پرده برمی‌دارد. بر اساس این گزارش، تخمین زده می‌شود که از آغاز جنگ اوکراین تاکنون بین ۹۰۰هزار تا یک میلیون و ۶۰۰هزار شهروند غیرنظامی اوکراینی به اجبار به روسیه یا مناطق تحت کنترل نیروهای جمهوری‌های خودخوانده دونتسک و لوهانسک انتقال داده شده‌اند.

در این گزارش به شرایط نگه‌داری غیرانسانی، از جمله کمبود غذا، شکنجه و بازجویی اشاره شده است.

بر اساس گزارش پژوهشگران دانشگاه ییل، تا کنون دستکم ۲۱ “اردوگاه تصفیه” در دونتسک و اطراف آن شناسایی شده که زندانیان جنگی و غیرنظامیان اوکراینی در آنها در شرایط غیرانسانی نگه‌داری می‌شوند. به گفته این پژوهشگران، رفتار نیروهای روسی با افراد بازداشت‌شده و نحوه ثبت نام و بازجویی از آنها به طور جدی ناقض حقوق بین‌المللی بشردوستانه است.

این ۲۱ اردوگاه که پیش از تهاجم روسیه مدرسه یا زندان عادی بوده‌اند به کمک دست‌کم پنج منبع مستقل بررسی و با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای شناسایی شده‌اند. پژوهشگران می‌گویند، شواهدی از وجود هفت اردوگاه دیگر نیز در دست است که هنوز به صورت نهایی تایید نشده‌اند.

هشدار عفو بین‌الملل به روسیه درباره برگزاری دادگاه‌های نمایشی

هم‌زمان با انتشار این گزارش، سازمان عفو ​​بین‌الملل در خصوص تشکیل دادگاه برای اسیران جنگی اوکراینی هشدار داد. این سازمان حقوق بشری اعلام کرد که برگزاری چنین “محاکمات نمایشی روسیه” غیرقانونی و غیرقابل قبول خواهد بود. قوانین بین‌المللی حقوق بشری، برگزاری دادگاه برای اسیران جنگی را ممنوع می‌کنند.

ناظران بین‌المللی، از جمله مرکز حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو، از آن بیم دارد که سربازان اوکراینی اسیرشده در ماریوپل به‌زودی محاکمه شوند. یکی از سخنگویان سازمان ملل روز سه‌‌شنبه هشدار داد که حتی امکان صدور احکام اعدام نیز وجود دارد و شواهدی از اعمال شکنجه اسرای اوکراینی به‌دست آمده است.

نیمی از دونتسک در کنترل نیروهای اوکراین

پاولو کیریلنکو، فرماندار نظامی دونتسک در یک گفت‌وگوی تلویزیونی اعلام کرد که با گذشت بیش از شش ماه از حمله روسیه، حدود نیمی از منطقه دونتسک همچنان در کنترل نیروهای اوکراین است. به گفته او شهرهای شرق اوکراین هر روز بمباران می‌شوند و “در خط مقدم نبرد، هر روز شاهد کشته و مجروح‌شدن افراد غیرنظامی هستیم”.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

پیش از هجوم نظامی روسیه به اوکراین بیش از ۱.۶ میلیون نفر در این مناطق زندگی می‌کردند اما اکنون تعداد ساکنان آنها به ۳۵۰ هزار نفر کاهش پیدا کرده است.

حدود یک ماه پیش، ولودیمیر زلنسکی، رئیس حمهور اوکراین مردم دونتسک را به ترک این مناطق فراخواند و گفت، هر چه بیشتر مردم از این مناطق خارج شوند، تعداد قربانیان غیرنظامی در حمله‌های روسیه کمتر می‌شود.

دیدار وزیر دفاع اسرائیل و مشاور امنیت ملی آمریکا در آستانه احیای برجام

بنی گانتس، وزیر دفاع اسرائیل در جریان سفر خود به ایالات متحده با جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی این کشور دیدار کرد. او بر حفظ “گزینه حمله نظامی” برای مقابله با برنامه هسته‌ای ایران تاکید ورزید.وزیر دفاع اسرائیل روز جمعه چهارم شهریور با جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی ایالات متحده آمریکا دیدار و گفتگو کرد. بنی گانتس بار دیگر بر حفظ “گزینه حمله نظامی” برای مقابله با برنامه هسته‌ای ایران تاکید ورزید.

او اعلام کرد، ایالات متحده حتی در صورت احیای برجام و رسیدن به یک توافق جدید با جمهوری اسلامی باید مطمئن شود که گزینه نظامی عملی علیه تاسیسات هسته‌ ای ایران همچنان به عنوان گزینه روی میز باقی خواهد ماند.

بر اساس گزارش های منتشرشده گانتس تصریح کرده است که اسرائیل حتی در صورت معامله احتمالی و بازگشت همه طرف‌ها به برجام، آزادی عمل خود را حفظ خواهد کرد.

وزیر دفاع اسرائیل پیش از پرواز خود به واشنگتن در روز پنج‌شنبه سوم شهریور در یک پست توییتری نوشت، هدفش از انجام این سفر “انتقال پیامی واضح در خصوص مذاکرات قدرت‌ها و ایران بر سر توافق هسته‌ای است.”

به گفته بنی گانتس، توافق کنونی به امنیت جهانی و منطقه‌ای آسیب خواهد زد. پیش از این، داوید بارنئا رئیس سازمان اطلاعات و عملیات ویژه اسرائیل (موساد)، با توصیف توافق هسته‌ای با ایران به عنوان یک “فاجعه استراتژیک” برای اسرائیل، در قبال این مساله که آمریکا با “عجله” به دنبال دستیابی به یک “توافق بد” هسته‌ای با ایران است، هشدار داده بود.

به گفته مقامات اسرائیلی، توافق جدید بازگشت به برجام به ایران اجازه می‌دهد تا مواد هسته‌ای لازم برای ساخت بمب اتمی را طی چند سال به دست آورد و در عین حال میلیاردها دلار پول بلوکه شده فعلی را به تهران سرازیر می‌کند و خطر گروه‌های نیابتی ایران را در سراسر منطقه افزایش می‌دهد.

بارنئا، رئیس موساد نیز در سخنانی مشابه با سخنان بنی گانتس گفته بود، اسرائیل خود را به هرگونه توافق جدید ملزم و متعهد نخواهد دانست و این کشور به هر شکلی که خود صلاح بداند برای از بین بردن تهدیدات وارد عمل خواهد شد.

EnglishGermanPersian