عشق صوفیانه

متیو توماس میلر

این از عنایت‌ها شُمُر کز کوی عشق آمد ضرر (دیوان شمس، غزل ۲۷)

 

امروزه نقل ابیاتی پرشور از اشعار عاشقانه‌ی جلال‌الدین رومی (پرفروش‌ترین شاعر دهه‌‌‌های اخیر در ایالات متحده)، بسیار شایع است. در نطق‌های مراسم عروسی به وفور از آنها استفاده می‌کنند، بر بدن ستارگان تتو می‌شوند، زینت‌بخش کارت‌های تبریک ودیوارهای مراکز مراقبه هستند و عاشقان دل‌شکسته و سالکان معنوی را آرامش می‌بخشند. اما خوانندگان امروزیِ آثار مولوی اغلب به سبب ترجمه‌های بغرنج اشعار او و همچنین بهره‌برداری بی‌پایان از سیما و آوازه‌ی او در «بازار معنوی» مدرن، اغلب درک درستی از اشعار و زمینه‌ی معنوی-اسلامیِ خاستگاه آنها ندارند. سوء‌تعبیرهای شیفتگان و پژوهشگران نسبت به نیروی الهام‌بخش اشعار او، یعنی عشق، نیز به همین اندازه جدی است.

مولوی و پیروانش در «طریق عشق»، هنگامی که از «عشق» سخن می‌گویند واقعاً چه مقصودی دارند؟ به نظر می‌رسد که پاسخ، بسیار رادیکال‌‌‌‌‌‌تر از اغلب خوانش‌های نادرست مدرن از این سنت معنوی-عاشقانه باشد.

بهترین مظهرِ کمال مطلوبِ عاشق در تصوف، عارف و شاعر ایرانی، فخرالدین عراقی، است. او حتی بیشتر از مولوی، در قول و عمل عاشقانه زیست. عراقی در سال ۵۹۲ هجری در حوالی همدان، یکی از شهرهای ایران امروزی، چشم به جهان گشود، او کودکی تیزهوش و در همه‌ی حوزه‌‌‌های دینی و عقلانی ممتاز بود. او در سن ۱۷ سالگی آموزگاری ارجمند بود و در دنیای اسلام قرون میانه می‌توانست به عالی‌‌‌‌‌ترین مدارج علم و آموزش دست یابد. اما بعد از دیداری که مسیر زندگی‌اش را به کلی دگرگون کرد، این آینده‌ی درخشان به تیرگی گرایید.

آن روز سرنوشت‌ساز هم مانند دیگر روزها آغاز شد؛ او در یکی از مساجد مشهور شهر همدان به تعدادی از طلاب مشتاق که حولش حلقه زده بودند، علوم رایج اسلامی را تدریس می‌کرد. در همین هنگام بود که گروهی از «قلندران» خانه‌به‌دوش، سرخوش و رقص‌کنان، وارد آن مکان مقدس شدند. در میانه‌ی جنب‌وجوش شادمانه‌ی آنان، چشم عراقی به قلندر خوش‌سیمای جوانی افتاد که بی‌درنگ دل از او ربود و عقلش را به کلی زدود. در روزهای بعد، عشق چنان بر قلب او غلبه یافت که از آن پس یارای اندیشیدن به هیچ‌ چیز دیگرش نبود. (جوامع پیشا‌مدرن اسلامی، همانند یونانیان و رومیان باستانی، تمایلات همجنس‌گرایانه را امری طبیعی می‌پنداشتند.) عراقی دفتر و کتاب علوم اسلامی را به کناری افکند و سر به صحرای «جنون» نهاد. آتش عشق چنان در دلش شعله کشید که مقام معتبر استادی و خانواده‌ی خود را در همدان ترک کرد و از پی معشوق قلندر خود راه اصفهان در پیش گرفت. پس از یافتن او، «به عشق آن جوان»، بخش بزرگی از دوران جوانی خود را با آن گروه سپری کرد و همراه آنان آواره‌ی سرزمین‌‌‌های ایران و پاکستان و هندوستان کنونی شد.

اما این داستان عاشقانه پایان خوشی نداشت و عراقی، در طوفانی سهمگین در مسیر دهلی به سومنات، محبوب خود را از دست داد. ولی این تجربه‌ی عشق به انسانی دیگر، او را به شکلی بنیادین دگرگون کرد و یاری‌اش کرد تا نگاه متفاوتی به جهان و خدا بیابد. او دیگر مجبور نبود برای رسیدن به معرفت الهی، منحصراً به کتاب‌ها و آیات تکیه کند بلکه می‌توانست با خداوند، این معشوق تازه‌اش، رابطه‌‌ای مستقیم برقرار کند. عراقی بعد از وفات معشوق قلندرش، به مجلس درس صوفی شهیر آسیای جنوبی، بهاءالدین زکریا، پیوست و با کمک رهنمون‌‌‌های معنوی او به والاترین راز الهی عالم پی ‌بُرد: به معنای دقیق کلمه، تنها چیزی که وجود دارد عشق است.

هرچند امروزه شهرت عراقی بیشتر به سبب اشعار و ماجراهای عاشقانه‌ی او است، اما او رساله‌ی نظری مهمی به نام لمعات در باره‌ی عشق در تصوف نیز تألیف کرده است. این اثر برجسته به نحوی استادانه عشق عارفانه‌ی ایرانی را با عرفان مابعدالطبیعی پیچیده‌ی عارف اندلوسی، محیی‌الدین ابن عربی، ترکیب می‌کند و عصاره‌ای از آموخته‌‌‌های عرفانی او را (هم از نظر فکری و هم از نظر تجربی) در خلال سالیان بسیار، عرضه می‌کند.

عراقی در لمعات، عشق را ذات ناشناختنی خداوند و منشأ همه چیز می‌داند. به گفته‌ی او در جهان هستی هیچ‌ چیز جز عشق وجود حقیقی ندارد؛ عشق بنیادی‌ترین «هستی» و زیربنای تمام واقعیت‌ها است:

عشق در همه ساری است، ناگزیر جمله اشیاء است… و ما فی‌الوجود الا هو، و لو لا الحب ما ظهر ما ظهر، فبالحب ظهر الحب سار فیه، بل هو الحب کله.

او همچنان می‌گوید زمانی که عشق هستی را برآفرید خود را به دو صورت ظاهر ساخت: عاشق و معشوق که در روایت سنتی از آفرینش، معادل خدای شناختنی و انسان هستند. بنابراین، رابطه‌ی میان خدا و انسان اساساً رابطه‌ی عاشق و معشوق است و عشق از ورای پرده، همانند مشّاطه‌گر و جامه‌آرایی زبردست عمل می‌کند و پیوسته به واسطه‌ی عامل نیرومند «جمال»، میل میان آن‌‌‌ها را برمی‌انگیزد.

این راز عالم هستی است و کلید تعالی معنوی صوفیان در «طریق عشق». مطمئن‌‌‌‌‌ترین راه برای وصول به خداوند عشق‌بازی است؛ زیرا که عشق واقعیت غایی است.

پیامدهای این کیهان‌شناسیِ مبتنی بر عشق‌ بسی عمیق‌ است. عراقی و پیروانش این مابعدالطبیعه‌ی عشق‌محور را اصلِ ساختاربخشِ کل عالم هستی و ریشه و بنیان هر چیزی می‌بینند. عشق، هستی را برآفرید و در هر ذره‌‌ای از آن انعکاس یافت (تجلی کرد). انسان نقشی ممتاز در این نظام دارد زیرا جمال عشق بیشترین انعکاس را در این «صورت ناسوتی» دارد. بنابراین، هر انسان و جمالی که در او می‌بینیم، راهی است برای دیدار خداوند و عشق ورزیدن به او. به گفته‌ی عراقی، ما از آن رو عاشق همدیگر می‌شویم که، دانسته یا نادانسته، بهره‌ای از جمال الهی را در یکدیگر می‌یابیم:

هر که را دوست داری، او را دوست داشته باشی، و به هر چه روی آوری، روی بدو آورده باشی، و اگر ندانی… غیر او را نشاید که دوست دارند، بلکه محال است زیرا که هر چه را دوست دارند … یا بهر حسن باشد یا بهر احسان، و این هر دو غیر او را نیست.

خوانندگان معاصری که وسوسه می‌شوند این بیان نیرومند را صورتی ابتدایی از جنبش‌‌‌ مدرن عشق آزاد در نظر گیرند باید توجه کنند که هیچ‌یک از عارفان حقیقی ــ از جمله عراقی و رومی ـــ از این مابعدالطبیعه‌ی مبتنی بر عشق به عنوان پوششی معنوی برای ارتکاب اعمال ممنوع جنسی استفاده نکرده‌ است (هر چند بسیاری از صوفیان کم‌آوازه‌تر با رغبت چنین می‌کرده‌اند). هر دو شاعر بزرگ هشدار می‌دهند که ما باید بدن و عشق برآمده از آن را، ابزاری معنوی در نظر گیریم و نه هدفی غایی. در همین راستا، مولوی در مصراع دوم از بیتی که در ابتدای مقاله آمده است می‌گوید:

عشق مجازی را گذر بر عشق حقست انتها

البته، بر خلاف نظر بسیاری از پژوهشگران، چنین ممنوعیت‌هایی را درباره‌ی عشق مجازی نباید به عنوان نفی نیروی معنوی نهفته در بدن تعبیر کرد. در واقع برای عراقی نظر و تأمل در بدن‌های زیبا، درست همانند دعا، جزئی مهم از مراقبه بود. او در تمام طول حیاتش، و در همه‌ی سفرهایش، از هندوستان گرفته تا مصر و آناتولی، دل به مردان جوان خوش‌سیما (شاهدان) می‌سپرد. اما آنان معشوقانی برای ارضای تمنیات نفسانی نبودند بلکه شاهدانی بودند که به عراقی امکان می‌دادند ذرّه‌ای از تجسم جمال الهی خداوند ــ یعنی معشوق غایی‌اش ــ را در آن‌‌‌ها ببیند. او از طریق این عشق می‌توانست آتش عشقی را که نخستین بار دیدار دگرگون‌ساز آن قلندر جوان در دلش برافراوخت، مشتعل‌‌‌‌‌‌تر کند:

به هر که می‌‌نگرم صورت تو می‌بینم      از این بتان همه در چشم من تو می‌آیی

عراقی به واسطه‌ی بدن‌های زیبای معشوقان ناسوتی‌اش خود را به خدا نزدیک‌‌‌‌‌‌تر و نزدیک‌‌‌‌‌‌تر می‌کرد. به عبارت دیگر، بدن‌‌‌های ناسوتی آنها برایش پُلی بی‌مانند برای رسیدن به خداوند بودند. این برداشتی عمیقاً جسمانی از معنویت است که اغلب در مباحث انتزاعی و فلسفی در باره‌ی زیبایی‌شناسی تصوف به محاق می‌رود.

مولوی در شعری که مقاله را با آن آغاز کردیم، نقش عشق جسمانی را در طریق معنوی تصوف با «شمشیر چوبین» مقایسه می‌کند:

غازی به دست پور خود شمشیر چوبین می‌دهد      تا او در آن استا شود شمشیر گیرد در غزا

عشقی که بر انسان بود شمشیر چوبین آن بود         آن عشق با رحمان شود چون آخر آید ابتلا

به بیان مولوی شمشیر چوبین اسبابی آموزشی است. هیچ کس انتظار ندارد که یک سلحشور با خواندن کتابی درباره‌ی شمشیر، مهارت کاربُرد آن را فراگیرد. برعکس، او باید هزاران ساعت شمشیرزنی را تمرین کند تا بیاموزد در صحنه‌ی واقعی چگونه باید از آن استفاده کند. مولوی می‌خواهد بگوید که در مورد عشق الهی نیز وضع به همین منوال است.

سالکان ورزیده‌ی سبیل عرفان یا همان‌سان که صوفیان می‌گویند، عاشقان راستین خداوند هم باید، به همان شکلی که عراقی در طول زندگیش عمل کرد، از نظر جسمانی نیز تربیت شوند. آنچه که ما از کتاب‌ها و حتی از پیر طریقت می‌آموزیم، نهایتا و صرفاً جنبه‌ی ذهنی دارد. تعالی معنوی راستین مستلزم یادگیری عملی و تجربی است زیرا کلمات نمی‌توانند حق مطلب را درباره‌ی تأثیر هم‌نوایی عواطف و احساسات به وقت عاشق شدن، بیان کنند. شعفی که به واسطه‌ی تجربه‌ی عشق در نگاه اول سرتاسر بدن ما را فرا می‌گیرد، شدت گرفتن تپش قلب و سرخ شدن گونه‌ها، اندوه ناشی از جدایی و مفتونِ آن «یار» شدن، در قالب کلمات نمی‌گنجند. از نظر مولوی، تجربه‌ی فرازونشیب‌‌‌های عشق زمینی بهترین راه برای آماده‌سازی سالکی است که می‌خواهد گام در مسیر اسرارآمیز عشق الهی بگذارد.

در عالمی که تصور می‌شود صحنه‌ی مداوم حماسه‌ی عشق‌ورزی است، طریق رسیدن به خداوند مستقیماً از میان بدن‌های معشوقان زمینی می‌گذرد.   

 

برگردان: افشین احسانی


متیو توماس میلر استادیار ادبیات فارسی و علوم انسانی دیجیتال در انستیتوی مطالعات فارسی روشن در دانشگاه مریلند است و هم اکنون بر روی کتاب حس کردن خداوند: بوطیقای تنانه و معرفت‌شناسی کالبدی در ادبیات صوفیانه‌ی فارسیِ قرون میانه کار می‌کند. آنچه خواندید برگردان این مقاله‌ی آن‌‌ها با عنوان اصلی زیر است:

Matthew Thomas Miller, “Sufi love poetry is in vogue, but few grasp its radical meaning”, Psyche, 13 October 2021.

جوزپ بورل: هر یک روز تعویق توافق اتمی به زیان هر دو طرف است

مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در مقاله‌ای با هشدار نسبت به خطرات عدم توافق اعلام کرده که پس از ۱۵ ماه مذاکرات فشرده در وین و تعامل با طرفین برجام و آمریکا، دیگر فرصتی برای مصالحه‌های مهم نمانده و زمان سازش همین حالاست.جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و نماینده این اتحادیه در مذاکرات هسته‌ای با ایران، مقاله‌ای در “فایننشال تایمز” نوشته که حاوی هشدار نسبت به نهایی نشدن توافق و خطر یک بحران هسته‌ای خطرناک است.

او می‌گوید: «من اکنون متنی روی میز گذاشته‌ام که با جزییات دقیق به رفع تحریم‌ها و گام‌های هسته‌ای مورد نیاز برای احیای برجام می‌پردازد. این متن بهترین معامله ممکن را نشان می‌دهد و من به عنوان تسهیل‌کننده گفت‌وگوها آن را شدنی می‌دانم.»

بورل ادامه می‌دهد که این یک توافق کامل نیست اما به همه نکات اساسی توجه کرده و سازش‌هایی را شامل می‌شود که با دشواری از سوی طرفین حاصل شده است: «حال باید تصمیماتی گرفت تا از این فرصت منحصر به فرد استفاده شود و پتانسیل بزرگ یک معامله از دست نرود.»

او تاکید می‌کند که هیچ بدیل موثر یا فراگیر دیگری را در دسترس نمی‌بیند.

این مقاله یک روز پس از مصاحبه مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با شبکه خبری سی‌ان‌ان منتشر شده است. رافائل گروسی در مصاحبه گفته بود: «واقعا نمی‌دانیم پس از قطع دوربین‌های نظارتی و کاهش دسترسی بازرسان آژانس، چه اتفاقی دارد در برنامه اتمی ایران می‌افتد.»

جوزپ بورل در فایننشال تایمز هشدار داده که رد توافق به معنای ورطه یک بحران هسته‌ای خطرناک خواهد بود که چشم‌اندازی جز افزایش انزوای ایران و مردم آن ندارد. او می‌نویسد: «این مسئولیت مشترک ماست که توافق را نهایی کنیم.»

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا یادآوری کرده که نگرانی‌هایی فراتر از موضوع هسته‌ای مثل حقوق بشر و فعالیت‌های منطقه‌ای ایران وجود دارند که اروپا به طور مستمر در گفت‌وگوهای دوجانبه به آنها می‌پردازد.

او می‌نویسد گرچه برجام به این موارد توجه ندارد اما حسن آن پایان دادن به برنامه هسته‌ای و باز کردن راه برای نظارت و بازرسی‌های آژانس بود: «هر یک روز بدون توافق، منافع ملموس اقتصادی برای مردم ایران و نیز مزایای عدم اشاعه برای جهان را به عقب می‌اندازد. توافق سود اقتصادی و مالی قابل توجهی خواهد داشت و امنیت منطقه‌ای و جهانی را تقویت می‌کند. رد آن مایه زیان هر دو طرف خواهد بود.»

قدرت‌های غربی آخرین دور مذاکرات هسته‌ای در دوحه را نومیدکننده توصیف کرده‌اند. آمریکا می‌گوید، ایران خواسته‌هایی را مطرح کرده است که به برنامه هسته‌ای مربوط نمی‌شود و پیشرفت‌های نگران‌کننده‌ای در زمینه غنی‌سازی اورانیوم داشته است.

بورل در یادداشت خود بر این نظر است که دستیابی به توافق می‌تواند به مزایایی چون محدودیت‌ شدید ظرفیت غنی‌سازی اورانیوم، نظارت دقیق آژانس، پویایی و همکاری امنیتی بیشتر در منطقه و اعتمادسازی کمک شایانی کند.

او اشاره کرده که با نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، برجام در واشنگتن از نظر سیاسی قطبی خواهد شد و هم‌زمان یادآور شده که در تهران هم پس از تجربه منفی سال‌های اخیر، دغدغه‌های جدی نسبت به اجرای کامل توافق وجود دارد: «با این حال، توافق روی میز نشان‌گر عزم همه طرفین برجام برای تضمین پایداری آن از جمله تعهد پرزیدنت بایدن و ضمانت‌های ایالات متحده است تا از اقدام بالقوه یک‌جانبه‌ محافظت شود.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

مذاکرات احیای برجام در وین، از فروردین تا اسفند ۱۴۰۰ ادامه داشت و سپس متوقف شد. ایران و آمریکا، هر یک دیگری را مسئول معوق ماندن گفت‌وگوها و نهایی شدن امر می‌دانند. یکی از شروط تهران برای توافق، حدف سپاه پاسداران از فهرست گروه‌های تروریستی آمریکا بوده اما جو بایدن در سفر خاورمیانه‌ای خود صراحتا گفت، سپاه پاسداران را از فهرست گروه‌های تروریستی خارج نخواهد کرد حتی اگر مذاکرات برجام شکست بخورد.

آمریکا در مذاکرات احیای برجام به صورت غیرمستقیم حضور دارد.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق آمریکا در سال ۲۰۱۸ به طور یکجانبه از برجام خارج شد. پس از آن آمریکا تحریم‌های جدیدی علیه ایران وضع کرد و تهران نیز در پاسخ تعهدات هسته‌ای خود را گام به گام زیرپا گذاشت.

ریچارد مور، رئیس سازمان اطلاعات بریتانیا اخیرا ابراز تردید کرده‌ که رهبر جمهوری اسلامی که تصمیم‌گیرنده نهایی است، قصدی برای توافق بر سر احیای برجام داشته باشد.

همه‌پرسی قانون اساسی؛ ضربه‌ای مرگبار به دمکراسی نوپای تونس

رفراندوم قانون اساسی تونس، تحریم‌شده توسط اپوزیسیون، با مشارکت فقط ۲۷ درصدی و با رأی مثبت ۹۲ درصدی، برگزار شد. از نگاه علی افشاری، تحلیلگر سیاسی، این تحول خطر بزرگی برای دمکراسی در تونس و نشانگر “روند معکوس” آن است.برگزاری رفراندوم جنجالی قانون اساسی در تونس بحران دمکراسی در این کشور را وارد مرحله‌ای عمیق و چه بسا درمان‌ناپذیر کرد. اکنون تونس بعد از یازده سال از سقوط بن‌علی و گذار به دمکراسی، روند معکوسی را طی می‌کند. البته در امواج دوم و سوم دمکراسی نیز روندهای بازگشتی وجود داشتند که اکثر آنها موقتی بودند و نتوانستند بازسازی استبداد را تثبیت و مانا کنند.

متن جدید قانون اساسی اختیارات بیشتری را در اختیار رئیس‌جمهور قرار داده و قدرت نظارتی پارلمان را تضعیف می‌کند. بر اساس قانون اساسی جدید، رئیس‌جمهور اختیار نصب و عزل یک‌جانبه نخست‌وزیر و وزرا را بدون نیاز به تایید پارلمان دارد.

در قانون اساسی جدید، قوه مقننه تونس از دو مجلس تشکیل می‌شود: یکی “مجلس نمایندگان مردم” و دیگری مجلس “شورای مناطق و نواحی”. انحلال و رأی عدم اعتماد به کلیت کابینه، نیازمند تایید دو سومِ اعضای هر دو مجلس است که احتمال وقوع آن ناچیز به نظر می‌رسد.

علاوه بر این، در صورت دو بار رأی عدم اعتماد به کابینه، رئیس‌جمهور این اختیار را دارد که بین قبول نظر پارلمان و انحلال آن یکی را انتخاب کند. ویژگی جنجالی دیگر قانون اساسی جدید، نبود روند مشخصی برای استیضاح رئیس‌جمهور است. رعایت آزادی‌ها و حقوق شهروندی نیز به “قانون و ضرورتی اعمال‌شده از ناحیه یک نظم دموکراتیک” مشروط شده است.

علاوه بر محتوای غیردمکراتیک تغییرات قانون اساسی، روند طی‌شده نیز با موازین دمکراسی تطبیق نداشت. برخلاف قانون اساسی محصول بهار عربی، مجلس موسسان با رای مردم برای تدوین و تصویب قانون اساسی تشکیل نشد.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

بر اساس روالی که قیس سعید، رئیس‌جمهور تونس، خودسرانه برای تدوین پیش‌نویس قانون اساسی تعیین کرده بود، قرار شد یک کمیسیون ملی مشورتی بر سه کمیسیون دیگر به نام‌های کمیسیون “امور اقتصادی و اجتماعی”، “کمیسیون حقوقی” و “کمیسیون گفت‌وگوی ملی” نظارت کند.

اعضای کمیسیون حقوقی توسط شخص قیس سعید از بین اساتید دانشگاه انتخاب شدند. کمیسیون امور اقتصادی و اجتماعی متشکل از اتحادیه سراسری کار، اتحادیه کشاورزی و شیلات، سازمان کارفرمایان، لیگ حقوق بشر و اتحادیه ملی زنان بود که تمامی آنها بخشی از نیروهای جامعه مدنی تونس بودند که با اعمال کودتایی و غیرقانونی قیس سعید توافق داشتند، اما نماینده همه اتحادیه‌ها و سندیکاها نبودند. کمیسیون گفت‌وگوی ملی نیز با مشارکت همه اعضای دو کمیسیون حقوقی و امور اقتصادی و اجتماعی به ریاست دکتر صادق بلعید، رئیس سابق دانشگاه حقوق تونس و استاد خود قیس سعید، تشکیل شد.

در روال تعیین‌شده نه تنها از احزاب و تشکل‌های سیاسی تونس دعوت نشد، بلکه برخلاف قانون اساسی مصوب سال ۲۰۱۴ محصول بهار عربی، هیچ بحث و گفت‌وگوی عمومی نیز پیرامون آن صورت نگرفت. رسانه‌های رسمی به صورت یک‌طرفه به تبلیغ محتوای قانون اساسی جدید پرداختند که عقب‌گرد به نظام استبدادی با تجمیع قدرت غیرپاسخگو در دستان رئیس جمهور است. برای همه‌پرسی قانون اساسی نیز حد نصاب شرکت‌کنندگان تعیین نشد.

اما قیس سعید حتی به این روال نیز وفادار نماند. طبق ادعای دکتر بلعید هشتاد ساله که عمل جراحی خود را برای شتاب دادن به تدوین نسخه پیش‌نویس قانون اساسی عقب انداخت، نسخه ارائه‌شده به همه‌پرسی آنی نیست که در کمیسیون گفت‌وگوی ملی تدوین شده بود. او عمل قیس سعید را یک کمدی می‌داند که با عدول از خواسته‌های مردم تونس و در نظر گرفتن مقاصد شخصی انجام شده است.

بلعید توضیح می‌دهد که او بعد از پایان کار کمیسیون تحت ریاست خود، نسخه پیش‌نویس مصوب را در اختیار سعید قرار داده و راهی بیمارستان برای جراحی می‌شود. بعد از عمل، سعید در ملاقات با او در بیمارستان نسخه قابل عرضه به همه‌پرسی را در اختیارش قرار می‌دهد که با نسخه مصوب کمیسیون گفت‌وگوی ملی تفاوت زیادی داشته است. طبق این ادعا، بخش‌های زیادی از قانون اساسی جدید توسط خود قیس سعید نوشته شده است. این اتفاق باعث کنار کشیدن بلعید از پروسه تدوین قانون اساسی جدید می‌شود.‎‌

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

قیس سعید در ماه‌های گذشته قوه قضائیه تونس را با انحلال شورای عالی قضایی تونس و برکناری ۵۷ قاضی به اتهام “فساد و ایجاد مانع در تحقیقات قضایی” در کنترل خود گرفته است. اکنون در نبود پارلمان و تضعیف استقلال قوه قضائیه و همراهی کامل ارتش و نهادهای امنیتی با قیس سعید، امکان مخالفت قانونی با او دچار انسداد شده است.

تجمعات اعتراضی متعددی در دو و سه روز قبل از برگزاری رفراندوم در روز ۲۵ جولای سال ۲۰۲۲، علیه آن برگزار شد. بزرگترین آنها در روز ۲۳ جولای به صورت مشترک توسط ائتلاف “شهروندان علیه کودتا” و حزب اسلام‌گرای معتدل “النهضه” برگزار شد که هزاران نفر از شرکت‌کنندگان قیس سعید را به دیکتاتوری و بازسازی استبداد متهم کردند.

قیس سعید درست یک سال بعد از انحلال پارلمان تونس، پایان دادن به کار دولت “هاشم المشیشی”، اعلام وضعیت ویژه امنیتی، اداره کشور به صورت فراقانونی و بر اساس فرامین ویژه رئیس‌جمهور و برقراری فضای پلیسی، آخرین پازل طرح گذار به اقتدارگرایی در نظام پسا انقلابی تونس در بهار عربی را اجرا کرد.

رسانه‌های دولتی در اختیار مدافعان قانون اساسی جدید و اکثریت قاطع نیروهای سیاسی و جامعه مدنی تونس مخالف برگزاری همه‌پرسی قانون اساسی بودند، اما اختلاف و واگرایی‌ها اجازه نداد تا مشابه بهار عربی ائتلاف بزرگی از مخالفان تشکیل شده و مانع اقدام قیس سعید با اتکا به حمایت ارتش و نیروهای امنیتی تونس شود. البته آنها با فراخوان تحریم بر روی افکار عمومی اثر گذاشته و در مخالفت با همه‌پرسی یادشده موفق بودند.

بر اساس گزارش‌های اولیه، تنها ۲۷.۵ درصد از ۹.۳ میلیون نفر واجدان حق رای در همه‌پرسی شرکت کرده که ۹۲ درصد از آنها به آن رای مثبت داده‌اند. در واقع قانون اساسی جدید تنها حمایت ۲۵.۳ درصد از رای‌دهندگان تونسی را دارد! این در حالی است که در انتخابات مجلس موسسان نزدیک به ۵۲ درصد واجدان شرایط شرکت کرده بودند.

اما قیس سعید بی‌اعتنا به پیروزی مخالفان کودتا و دمکراسی‌خواهان، بعد از پایان همه‌پرسی در جمع هوادارانش در خیایان “حبیب بورقیبه” در پایتخت تونس اعلام کرد که قانون اساسی جدید اجرا خواهد شد. او در ادامه رویکرد پوپولیستی و فریبکارانه‌اش مدعی شد که «نتیجه رفراندوم برگزارشده تایید کرد که تونسی‌ها خواهان گذار از وضعیت ناامیدی، فقر و سوءاستفاده از قدرت سیاسی هستند».

این سخنان او شباهت زیادی با دعاوی بعد از انحلال دولت و پارلمان تونس در ماه جولای ۲۰۲۱ داشت؛ زمانی که مدعی شد دولت دمکراتیک قبلی تونس سوءعملکردهایی از قبیل “ضعف دولت در مهار همه‌گیری کرونا”، “وضعیت بحرانی معیشت”، “تورم بالا”، “فساد گسترده” و “بی‌ثباتی سیاسی” داشته است، در حالی که وضعیت تونس در یک سالی که او همه قدرت را به پشتوانه برخورد سرکوبگرانه ارتش و دستگاه امنیتی تونس در دست داشته است، نه تنها هیچ بهبود ملموسی نداشته، بلکه در برخی حوزه‌ها بدتر شده است. به عنوان نمونه نرح تورم قبل از اقدامات کودتایی قیس سعید در جولای سال گذشته میلادی، ۶.۴ درصد بود، اما الان ۸.۱ درصد است.

قیس سعید روشی مشابه ژنرال السیسی مصری در تونس در پیش گرفت و می‌رود تا حکمرانی اقتدارگرایانه زین‌العابدین بن‌علی در تونس پیش از بهار عربی را بازسازی کند. او نمونه دیگری از سیاستمداران پوپولیست است که با سیاست‌زدایی، زیر سؤال بردن دمکراسی به دلیل منازعات سیاسی و تقدم توسعه بر آزادی‌های سیاسی و مشارکت سیاسی مبتنی بر کثرت‌گرایی، راه را برای کسب تمامی قدرت در شکلی شخصی و منفعت‌طلبانه می‌گشایند.

قیس سعید سه سال پیش با حضور در کافه‌ها و اعلام اینکه “مردی از جنس مردم” است و ارتباطی با هیچیک از گروه‌های سیاسی ندارد و از طریق حمله به سیاستمداران با استفاده از روش‌های تبلیغاتی نوین و ارتباط با جوانان، به پیروزی دور از انتظار دست یافت. او اما بعد از حضور در کاخ ریاست جمهوری تونس، با شتابی بالا در گذر زمان از وعده‌های داده‌شده فاصله گرفت و چهره دیگری شد.

این تجربه بار دیگر نشان داد، مخاطرات کسانی خارج از حوزه شناخته‌شده سیاسی که وعده‌های بزرگی با تخطئه سیاست می‌دهند، بالا است و شیوه کارشان فریبکارانه است. خواست مردم در نهایت از دل رقابت بین گروه‌های مختلف سیاسی بیشتر قابلیت تحقق دارد تا از طریق کسانی که خارج از حوزه سیاست و نیروهای فعال حرفه‌ای آن هستند.

اتفاقات یک سال گذشته تونس که تنها نمونه موفق بهار عربی و موج چهارم دمکراسی بود، تاثیراتی منفی بر خاورمیانه در راستای تشدید رکود دمکراسی دارد. نشریه اکونومیست که هر ساله بر اساس شاخص‌های تعیین‌شده به ارزیابی دمکراسی‌ها می‌پردازد، در سال ۲۰۲۱ تونس را از دسته “دمکراسی‌ها” خارج و در دسته “تلفیقی از دمکراسی و اقتدارطلبی” قرار داد. از این رو، بازگشت به استبداد و اقتدارگرایی در تونس معمای دمکراسی در خاورمیانه و سرسختی موانع پیش‌روی آن را پیچیده‌تر می‌کند.

البته هنوز ماجرا در تونس به پایان نرسیده است. قیس سعید برای تثبیت موقعیت خود با چالش‌هایی مواجه است. وضعیت خراب اقتصادی تونس باعث نیاز این کشور به دریافت وام از صندوق بین‌المللی پول شده است. با توجه به تاکید آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا، مبنی بر رفع نگرانی‌های دمکراسی به عنوان پیش‌شرط موافقت با اعطای وام، قیس سعید کار دشواری برای جلب نظر دولت آمریکا به عنوان یک عضو موثر در تصمیم‌گیری صندوق بین‌المللی پول دارد.

از سوی دیگر، قیس سعید بخش قابل اعتنایی از حامیانش را در جریان پروسه تدوین و تصویب قانون اساسی جدید از دست داد. فربه‌تر شدن مخالفان کار او را سخت می‌کند. البته موفقیت مخالفان در عقب راندن قیس سعید نیازمند افزایش همگرایی و غلبه بر اختلافات برای شکل دادن به یک نیروی موازنه‌بخش برای تضعیف قدرت سرکوب ارتش و مهار یکه‌سالاری قیس سعید است.

ناتوانی قیس سعید در اصلاحات اقتصادی و حل مشکلات معیشتی در سال‌های آینده نیز پاشنه آشیل او است که باعث می‌شود او نیز مشمول همان انتقاداتی شود که دولتمردان تونس بعد از انقلاب در سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۹ شدند.

البته نگاه ژرف‌کاوانه به چرایی بازگشت استبداد در تونس که ممکن است موقتی باشد، روشن می‌سازد که دلایل اصلی ریشه‌دار بودن فساد، ضعف فرهنگ مشارکت و کار جمعی و ذهنیت‌های استبدادزده است.

این عوامل باعث می‌شوند توده مردم دستاورد مشخصی از چرخش قدرت احساس نکنند و این سخن در میان آنها شایع شود که “همه دزدند”. نتیجه این تصور، سیاست‌زدایی و ایجاد فرصت برای جاه‌طلبانی است که “دفاع از ملت” و “نجات آنها از گروه‌ها و فعالان سیاسی” را نردبان صعود از قدرت و تجمیع آن در دستان خود می‌کنند.

* این یادداشت نظر نویسنده را منعکس می‌کند و الزاما بازتاب‌دهنده نظر دویچه‌وله فارسی نیست.

توافق در اتحادیه اروپا بر سر طرح اضطراری گاز

صرفه‌جویی الزامی گاز در زمستان، دستور کار عاجل وزیران انرژی اتحادیه اروپا بود و نشست بروکسل بر سر کاهش ۱۵درصدی مصرف با اکثریت آرا به توافق دست یافت. هدف مواجهه بهینه با توقف احتمالی گاز صادراتی روسیه است.طرح اضطراری گاز برای زمستان ۲۰۲۲ که پیشنهاد کمیسیون اتحادیه اروپا بود، در نشست وزیران انرژی اتحادیه به اکثریت آرای موافق دست یافت. چشم‌انداز این طرح، محدودیت و کاهش ۱۵درصدی مصرف گاز در ماه‌های سرد سال و مدیریت وابستگی به گاز صادراتی روسیه است.

دولت‌های اروپایی نگران امنیت انرژی و سیستم‌های گرمایشی کشورهایشان هستند. این بیم وجود دارد که گاز پروم در واکنش به تحریم‌هایی که علیه مسکو وضع شده، عرضه گاز مورد نیاز اروپا را معلق کند.

طرح با استثناهای متعددی از جمله برای مالت، قبرس و ایرلند رای آورد و مجارستان از مخالفان آن بود. بر اساس مصوبه و طبق پیشنهاد کمیسیون اتحادیه، مصرف ملی اعضا از اول اوت ۲۰۲۲ تا ۳۱ مارس ۲۰۲۳، به صورتی داوطلبانه ۱۵درصد کمتر خواهد شد. علاوه بر این باید ساز و کاری برای مصرف انقباضی و ذخیره‌سازی در صورت بروز تنگناهای گسترده در عرضه ایجاد شود.

این توافق، نمادی از وحدت اعضا تلقی شده، زیرا شماری از کشورها واردکننده گاز روسیه نیستند. اسون گی‌گولد، وزیر مشاور آلمان در امور اقتصادی از حزب سبزها در توییتر نوشت: «اعضایی که گاز وارد نمی‌کنند و تعهد کرده‌اند که از مصرف بکاهند، همبستگی خود را نشان داده‌اند. چنین چیزی هرگز سابقه نداشت.»
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

هم‌چنین قرار شده تا پایان سال ۲۰۲۳ حدود ۱۴ میلیون دستگاه گرمایش گاز در آلمان مورد بررسی و آزمایش فنی قرار گیرند.

کشورهایی مانند قبرس، مالت و ایرلند، تا زمانی که مستقیما به شبکه گاز یک کشور عضو دیگر متصل نیستند، از صرفه‌جویی در گاز مستثنی شده‌اند. هم‌چنین برای کشورهایی که برای ذخیره گاز یا بحران برق قریب‌الوقوع یا تولیدات عاجل به مصرف گاز نیاز دارند، تسهیلات ویژه‌ای در نظر گرفته شده که از نرخ کمتری در صرفه‌جویی الزامی پیروی کنند.

وزیر انرژی جمهوری چک که ریاست ادواری شورای اروپا را بر عهده دارد در حاشیه نشست بروکسل گفت: «کشورهای مختلف در موقعیت‌های متفاوتی قرار دارند. به عنوان مثال، در برخی از از آنها خطوط ارتباطی وجود نداشت و برخی نیز هنوز باید کارهای زیادی انجام می دادند تا تأسیسات ذخیره گاز به اندازه کافی برای زمستان پر شوند.»

هم‌زمان با توافق یاد شده، وزیر خارجه آلمان پس از دیدار با همتای چک خود در پراگ، در بیانیه‌ای مشترک گفت: «باید برای تمام سناریوهای قابل تصور در شیوه جنگی رهبری روسیه آماده باشیم.»

آنالنا بربوک تاکید کرده که مسکو از انرژی به عنوان سلاح استفاده می‌کند و افزوده که برای عبور از وابستگی به روسیه، اتحادیه اروپا باید از قید اتکاء به منابع سوخت فسیلی رها شود.

احتمال توافق آمریکا و طالبان در مورد ذخایر مسدودشده ارزی

به گفته سه منبع آگاه، آمریکا و طالبان در مورد آزادسازی میلیاردها دلار بلوکه شده بانک مرکزی افغانستان به هم نزدیک شده‌اند. ظاهرا آمریکا پیشنهاد کرده این دارایی‌ها را به یک صندوق امانی در یک کشور ثالث منتقل کند.کنفرانس بین‌المللی افغانستان روز دوشنبه، ۲۵ ژوئیه (۳ مرداد) کار خود را با مشارکت هیئتی از گروه طالبان و نمایندگان ۲۰ کشور و سازمان در تاشکند، پایتخت ازبکستان آغاز کرد.

توماس وست و رینا امیری، نمایندگان ویژه ایالات متحده برای افغانستان در این اجلاس شرکت دارند و وزارت خارجه آمریکا در بیانیه‌ای گفته برایان نلسون، معاون وزیر خزانه‌داری این کشور روز چهارشنبه به آنها ملحق می‌شود.

همزمان با دومین روز برگزاری این کنفرانس خبرگزاری رویترز به نقل از سه منبع آگاه گزارش داد نمایندگان آمریکا و طالبان در مورد آزادسازی دارایی‌های بلوکه شده بانک مرکزی افغانستان در ایالات متحده به هم نزدیک شده‌اند.

به اعتقاد کارشناسان در دومین زمستان پس از قدرت‌گیری طالبان، خطر گرسنگی میلیون‌ها شهروند افغانستان را تهدید می‌کند.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

امید می‌رود بحران اقتصادی افغانستان که پس از حمله نظامی روسیه به اوکراین و افزایش شدید بهای غلات در بازارهای جهانی تشدید شد، با آزاد‌سازی دارایی‌های بلوکه شده بانک مرکزی تا حدودی کاهش یابد.

راه دراز تا توافق نهایی

منابع آگاه گفته‌اند نمایندگان آمریکا و طالبان درباره ایجاد یک صندوق امانی برای انتقال پول‌های بلوکه شده پیشنهادهایی رد و بدل کرده‌اند اما هنوز تا رسیدن به توافق نهایی راه درازی در پیش است.

ظاهرا طالبان با پیش‌شرط آمریکا برای تغییر برخی مدیران ارشد بانک مرکزی که یکی از آنها مانند بسیاری دیگر از رهبران این گروه افراطی در فهرست تحریم‌های ایالات متحده قرار دارند، موافقت نکرده‌اند.

واشنگتن در نظر دارد از این طریق جلوی دخالت بیش از حد اسلامگرایان افراطی در امور بانک مرکزی گرفته شود و میلیاردها دلار آزاد شده به مصارف مورد توافق برسد.

رویترز به نقل از منابع نزدیک به طالبان می‌گوید این گروه با ایجاد یک صندوق امانی مخالفتی ندارند اما پیشنهاد آمریکا برای سپردن کنترل آن به طرف ثالث را نمی‌پذیرند.

پس از تسلط اسلامگرایان افراطی بر کابل در اوت سال ۲۰۲۱ و سرنگونی دولت اشرف غنی، آمریکا حدود هفت میلیارد دلار ذخایر ارزی بانک مرکزی افغانستان در ایالات متحده را بلوکه کرد.

یک مقام نزدیک به هیئت آمریکایی به رویترز گفته ایالات متحده در حال بررسی سپردن کنترل این صندوق امانی به بانک جهانی است که نظارت بر کمک‌های خارجی توسعه‌ای برای افغانستان را نیز بر عهده دارد.

ذخایری که مشکل افغانستان را کاملا حل نمی‌کنند

ذخایر ارزی بلوکه شده بانک مرکزی افغانستان در خارج حدود ۹ میلیارد دلار برآورد می‌شود که هفت میلیارد دلار آن در ایالات متحده مسدود شده است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

بسیاری از کشورهای جهان حکومت اسلامگرایان افراطی را به رسمیت نمی‌شناسند و گروه طالبان را به نقض حقوق بشر، محدود کردن شدید آزادی زنان و اعدام شهروندان بدون محاکمه و حکم قضائی متهم می‌کنند.

صاحب‌نظران معتقدند آزادسازی دارایی مسدود‌شده بانک مرکزی فقط می‌تواند به طور موقت مشکلات اقتصادی افغانستان را کاهش دهد و این کشور باید برای ایستادن روی پای خود به منابع جدید درآمد دست پیدا کند.

حدود هفتاد درصد بودجه افغانستان تا پیش از قدرت‌گیری طالبان توسط کشورهای خارجی تامین می‌شد و این کمک‌ها از اوت سال پیش تقریبا به طور کامل قطع شده‌اند.

EnglishGermanPersian